مشروعیت ولایت فقیه

رابطه مشروعيت و مقبوليت در تعيين حاکم و شکل گيري حکومت اسلامي را توضيح دهيد؟

تبيين صحيح و همه جانبه موضوع فوق نيازمند توجه دقيق به مطالب ذيل مي باشد:
يکم . تعريف مشروعيت
الف . «مشروعيت» داراى معانى متعددى است. در اصطلاح رايج منظور از مشروعيت(Legitimacy) اين است كه براساس چه ملاك و با اتكا به چه منبع يا منابعى، اِعمال قدرت و حاكميت توجيه مى‏شود. به عبارت ديگر مشروعيت؛ يعنى اينكه:
1. حكومت و حاكمان بر چه اساسى مى‏توانند احكام و قواعد الزام‏آور صادر كرده و به اجرا گذارند.
2. جامعه بر چه اساسى موظف است از قواعد الزام‏آور حكومت پيروى كند.

مشروعيت ولايت فقيه را چگونه توجيه مي کنيد؟ بعضيها ادعا مي کنند که ولايت فقيه از طرف خدا منسوب مي شود، آيا اين ادعا صحيح است؟

ولايت فقيه[1] به عنوان يك ركن اساسي در حوزه سياست اسلامي مطرح و نظام رهبري حکومت اسلامي را در زمان غيبت امام معصوم(ع) را ترسيم مي نمايد؛ موضوع اصلي ولايت فقيه اين است که در زمان غيبت امام معصوم(ع) چه بايد کرد؟ آيا امت اسلامي بايد بدون رهبر باشد؟ يا بايد به رهبري طاغوت تن دهد و از اجراي آموزه ها و احکام اسلامي صرف نظر نمايد؟ يا بايد بهترين کسي را که از نظر علم و زهد و تقوا و مديريت سياسي، کمترين فاصله را با معصوم دارد به رهبري امت اسلامي بپردازد؟

مشروعیت حکومت دینی

مشروعیت
مسائلی چون اشکال حکومت، قدرت قانون و حاکمیت یافتن یا ضمانت اجرایی احکام آن بستگی تام به مشروعیت دارد. در طول تاریخ، کمتر رژیمی را می‌توان یافت که درصدد باشد بدون استفاده از عنصر مشروعیت، بر مردم حکومت کند. مشروعیت را معادل واژه legitimaeg به معنای قانونی بودن دانسته‌اند؛ ولی در اصطلاح، معنایی دیگری نیز برای آن می‌توان فرض کرد. مفاهیمی مانند حقّانیت و یا مقبولیت را نیز در قالب مفهوم قانونی بودن جای داد. برای فهم چیستی مشروعیت، خوب است به این نکته اشاره کنیم حکومت دارای سه رکن اساسی است.

نقش خبرگان در تعيين و مشروعيت رهبري چگونه است؟

پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني (قدس سره) ، واژه ها و موضوعاتي شايع و رايج شد، كه پيش از آن يا وجود نداشت مانند: سپاه پاسداران و بسيج، امداد امام و مانند آن و يا مردم با آن واژه ها مانوس نبودند، مثل: ولايت فقيه و خبرگان، مستضعف، مستكبر، محارب، مفسد في الارض، كه ريشه قرآني و اسلامي دارند.

-مقبوليت حكومت-مشروعيت ولايت فقيه-مشروعيت مردمي-مقبوليت و مشروعيت-مقبوليت عمومى-نظريه انتخاب-

رابطه مقبوليت و مشروعيت در حكومت ديني بويژه در نظريه ولايت فقيه چگونه است؟

دو ديدگاه ذكر شده در باب نظريه مشروعيت (نصب و انتخاب) در رابطه مشروعيت و مقبوليت، نتيجه متفاوتى خواهد داد:
الف. بر اساس نظريه «انتخاب»، رابطه «مقبوليت و مشروعيت»، عموم و خصوص مطلق و مقبوليت اعم از مشروعيت است. به عبارت ديگر مقبوليت به شرط وجود شرايط ديگر - چون فقاهت، كفايت و عدالت - به مشروعيت مى‏انجامد. مقبوليت بدون مشروعيت، تصورپذير است؛ ولى مشروعيت بدون مقبوليت، تصورپذير نيست. بنابراين مشروعيت، اخص مطلق از مقبوليت خواهد بود؛ زيرا «مشروعيت» همواره مشروط به «مقبوليت» است. به عبارت ديگر، در اين رابطه سه فرض متصور است:

-مشروعيت ولايت فقيه-

مشروعيت ولايت فقيه به چه معنا است؟

«مشروعيت» داراى معانى متعددى است. در اصطلاح رايج منظور از مشروعيت(Legitimacy) اين است كه براساس چه ملاك و با اتكا به چه منبع يا منابعى، اِعمال قدرت و حاكميت توجيه مى‏شود. به عبارت ديگر مشروعيت؛ يعنى اينكه:
1. حكومت و حاكمان بر چه اساسى مى‏توانند احكام و قواعد الزام‏آور صادر كرده و به اجرا گذارند.
2. جامعه بر چه اساسى موظف است از قواعد الزام‏آور حكومت پيروى كند.

-مشروعيت ولايت فقيه-رهبري كاريزمايي-حكومت سنتي-منابع حكومت ولايي-

آيا مشروعيت ولايت فقيه و قدرت رهبري كاريزمايي است؟

در ابتدا چند مطلب به عنوان مقدمه ذكر مى‏شود:
يكم. در علوم سياسى حكومت را از حيث منشأ قدرت و مشروعيت، به اقسامى تقسيم مى‏كنند. ماكس وبر منشأ قدرت را سه گونه معرفى مى‏كند:

1. حكومت سنتى:
منشأ اين حكومت سنت‏هاى موجود است، كه از ادوار گذشته يك سرزمين به جاى مانده است (مانند حكومت‏هاى موروثى و فئودالى).

2. پيشوايى كاريزمايى:
حكومتى است كه منشأ قدرت در آن نبوغ فوق‏العاده، جذبه و نيروى معنوى رهبر آن است.(حكومت هيتلر را از اين دست حكومت‏ها مى‏دانند).

3. قانونى - عقلايى:

-مباني مشروعيت-مشروعيت ولايت فقيه-مشروعيت ماركسيسم-مشروعيت در اسلام-حكومت موسوليني-

مباني مشروعيت نظام چيست؟ و چگونه مي‏توان مشروعيت حكومت ولايت فقيه را ثابت كرد؟

مشروعيت «Legitimacy» -كه از صفت (Legitimate) اشتقاق يافته در لغت به معناى «قانونى» بودن و «مطابق با قانون» است. در تعريف «مشروعيت» تعاريف گوناگونى از سوى متفكران ارائه شده است. به طور كلى «مشروعيت» اشاره به «حقانيت» دارد و پاسخ به اين سؤال است كه چرا عده‏اى حق حكومت و ديگران وظيفه اطاعت دارند. بنابراين «مبناى توجيه حق حكومت حاكم و لزوم پذيرش و اطاعت از سوى شهروندان» را مشروعيت مى‏نامند. مهم‏ترين نظريه‏ها در منشأ مشروعيت حكومت‏ها، عبارت است از:

يك. قهر و غلبه‏

-تعريف مشروعيت-تعريف مقبوليت-مقبوليت و مشروعيت-نقش مردم در حكومت-

1- آيا مشروعيت حكومت به مقبوليت توسط مردم بستگي دارد؟ - بله: سكوت امام علي(ع) و پذيرش خود مردم ايشان را. به صورت عقلي هدايت جامعه جز با قبول خود مردم امكان ندارد. - خير: اشاره به رواياتي كه مي گويد اگ

تبيين صحيح و همه جانبه موضوع فوق نيازمند توجه دقيق به مطالب ذيل مي باشد:
يکم . تعريف مشروعيت
الف . «مشروعيت» داراى معانى متعددى است. در اصطلاح رايج منظور از مشروعيت(Legitimacy) اين است كه براساس چه ملاك و با اتكا به چه منبع يا منابعى، اِعمال قدرت و حاكميت توجيه مى‏شود. به عبارت ديگر مشروعيت؛ يعنى اينكه:
1. حكومت و حاكمان بر چه اساسى مى‏توانند احكام و قواعد الزام‏آور صادر كرده و به اجرا گذارند.
2.

ادله روایی حکومت ولایت فقیه و نقش مردم

آيا آيات و رواياتی داريم که در جامعه بايستي حکومت اسلامي باشد و در زمان غيبت نيز ولايت فقيه عهده دار زمامداري امور باشند ؟ نقش مردم در حکومت چیست و اگر مردم با حکومت اسلامی مخالفت کردند تکلیف چیست؟

يکم . دلايل ضرورت حکومت ديني : فقيهان شيعه به طور عموم، «حكومت صالح دينى» را امرى لازم و ضرورى دانسته‏اند . دلايلى كه آنان در اين باره ذكر كرده‏اند، متعدد و متنوع است. به عبارت ديگر دلايلى كه ضرورت حكومت دينى در عصر ظهور را ثابت مى‏كند، بر لزوم آن در زمان غيبت معصوم(ع) نيز گواهى مى‏دهد و نيز آنچه در امتيازات حكومت دينى بيان شده، بر لزوم يا لااقل ترجيح عقلى آن دلالت مى‏كند. افزون بر آن دليل‏هاى نقلى بسيارى، لزوم حكومت صالح دينى را ثابت مى‏كند.