ضرورت حکومت در اسلام

رابطه تشكيل حكومت اسلامي و ظهور امام زمان (عج)؟

آيابدون تشكيل حكومت اسلامي نمي توان براي ظهور امام زمان(عج) اماده شد؟

1_8905031364_L600.jpgدانشجوي محترم در بدو امر چنين به نظر مي رسد كه ميان تشكيل حكومت اسلامي و ظهور امام زمان رابطه ضروري وجود ندارد به گونه اي كه نمي توان گفت براي ظهور امام زمان حتما بايد حكومت اسلامي تشكيل شود و اين سخن تا حدودي نيز درست مي باشد به گونه اي كه اگر حتي حكومت اسلامي در ايران يا هر نقطه ديگري از عالم هم تشكيل نشود ،شيعيان بايد همچنان منتظر ظهور امام زمان باشند و يا خود را بايد براي عصر ظهور آماده سازند.با اين حال دو نكته مهم در اينجا وجود دارد كه توجه به آنها حاكي از ا

حکومت ديني و مفاسد جامعه؟

با سلام صحبت هاي اخير دختر آقاي رفسنجاني در مورد حكومت ديني هرچند كه ميدونم نادرسته اما هرچي باشه يه سوالاتي در ذهن مطرح ميكنه كه مهمترينش اينه چرا با اينكه ما حكومت برپايه اسلام تشكيل داديم اما تا اين حد غرق در فساد شده مردممون اسمشون مسلمانه عاشق امام حسين هم هستن اما وقتي پاي منفعت پيش بياد هم رشوه ميدن و ميگيرن هم پارتي بازي ميكنن هم قانون رو زير پا ميذارن.شهرداري، دارايي، راهنمايي رانندگي . . . پر شدن از فساد.آيا واقعا حكومت ديني باعث شده؟ دليلش چيه؟

دانشجوي محترم ضمن تشكر ازتماس مجدد شما با اين مركز، در پاسخ به سوال شما بهتر است دو موضوع را مورد بررسي قرار دهيم: نخست سخنان اخير فائزه هاشمي كه اگر چه شايد پاسخگويي به سخنان وي به عنوان يك شخص، چندان اهميتي نداشته باشد اما از آنجايي كه وي منتسب به يكي از شخصيت هاي عاليرتبه نظام بوده و در نتيجه سخنان وي بازتاب گسترده اي پيدا مي كند و نيز با توجه به مطلبي كه در زمينه نفي حكومت ديني مطرح شده است و باعث مي شود تا باعث تزلزل در اعتقادات برخي افراد صورت گيرد ما در ابتدا به اين مساله پرداخته و اين مساله را مورد بررسي قرار مي دهيم كه آيا اسلام آنگونه كه امثال فائزه هاشمي ادعا مي كنند فاقد حكومت ديني

ضرورت حكومت دينى در شیعه و سنی

آيا ضرورت حكومت دينى مورد قبول تمام مسلمانان است؟ نظر اهل سنت و شيعه را بيان داريد.

Hokoomat-Dini-Shie-Soni.gifاصل «ضرورت حكومت دينى» مورد اتفاق قاطبه مسلمانان - اعم از شيعه و سنى - است. اهل تسنن نيز مانند شيعه، براين مسئله اتفاق دارند كه:
الف. دين اسلام، صرفا مشتمل بر احكام فردى و عبادى (به معناى اخص) نيست؛ بلكه داراى قوانينى مربوط به همه اَبعاد حيات فردى و اجتماعى - اعم از سياسى، نظامى، قضايى و اقتصادى - است.

ممنوعيت قيام و پذيرش حاکم ستمگر؟

باسلام،در روايتي از امام علي(ع)آمده: زمامدار ظالم و ستمگر بهتر از اين است كه در جامعه هرج و مرج بوجود آيد، و نيز آمده مردم ناچارند از حاكم چه عادل و چه ستمگر،يعني آيا خروج بر حاكم ظالم و اطاعت نكردنش جايز نيست؟پس در زمان امام علي(ع)،يارانش از جمله حجربن عدي در مقابل معاويه ايستادگي ميكردند، خوب اگر قيام بر عليه ظالم و ظلمش درست است پس منظور امام از زمامدار ظالم چيست؟در ضمن از پيامبر(ص)پرسيده شده كه در برابر حاكم ستمگر وظالم وظيفه چيست،فرموده اند گوش كن و اطاعت كن گرچه بر پشتت بكوبد.

با سلام و احترام خدمت شما، در بررسي اين موضوع لازم است ميان اصل ضرورت حكومت با نوع حكومت تفكيك نمود؛ اين كلام حضرت علي(ع) در برابر سخن خوارج بود كه با برداشت نادرست ازآيه شريفه «لاحكم الالله» حكومت را تنها از آن خدا دانسته و حكم به نفي حكومت نمودند.

حكومت و سياست در سيره امام صادق (ع )؟

با مطالعه تاريخ امام صادق(ع) چنين برداشت مي شود كه گويا حضرت صادق(ع) در صدد اين نبوده است كه آن زمان حكومت را به دست بگيرد. سؤال اين است كه آيا حضرت(ع) خود را مخير مي داند كه يا زمام حكومت را به دست بگيرد و يا نه به دنبال نشر معارف و حكمت و علوم بپردازد؟ و آن حضرت(ع) گزينه دوم را برگزيده اند و اصولا آيا زمام حكومت را به دست گرفتن جزء وظايف امام معصوم(ع) به شمار مي رود؟

75913326475017059601.jpgدر زمان امام صادق (ع ) شديدترين فشارها بر شيعيان اعمال مى شد, بطورى كه توان هرگونه ابراز وجود از آن ها سلب شده بود, تا آن جا كه مشايخ شيعه مجال نقل احاديث ائمه (ع ) را نداشتند, و اصحاب امام صادق (ع ) به منظور صيانت خود از گزند منصور, مجبور بودند به طور كامل تقيه نموده و مواظب باشند كه كوچكترين بى احتياطى از آنان سر نزند, و تأكيدهاى مكرر امام (ع ) بر تقيه , خود دليل آشكارى بر وجود چنين فشار سياسى بود, خطر هجوم بر شيعيان چنان نزديك بود كه امام براى حفظ آنان ,

حکومت ديني و خدشه به دين؟

چرا بزرگان دين كمك به امر انقلاب اسلامي كردند درحالي كه ميدانيم اگر كمي وكاستي وستمي در اين نظام اسلامي اتفاق بيافتد به پاي دين ومذهب وروحانيت نوشته ميشود وهمانطور كه درحال حاضر نقصانهارا به پاي دين ميزنند،امااگر دردولت جائر كمي وكاستي باشد به پاي دولتمردان زده ميشود،بنا براين به اين نتيجه ميرسيم كه بهتراست حكومت عادي باشد(سوسيال)ودين وجهه وشان وعملكرد و تاثيرگذاري خود راداشته باشد تا اينكه حكومت اسلامي باشد اما خود دين لطمه ببيندوتاثيرگذاريش درحدصفر بشود،وآن هدفي كه انقلابيّون بدنبال آن بودند برزمين بماند وپايمال شود؟

دانشجوي محترم ابتدا از اينكه اين مركز را به منظور دريافت پاسخ سوالات خويش انتخاب كرده ايد از شما سپاسگذاريم .

مردم و حفظ حكومت ديني؟

وظيفه مردم براي حفظ حكومت چيست؟

بدون شك حراست و محافظت از ارزشها ، اصول و آرمانهاي انقلاب اسلامي وظيفه اي است كه بر عهده همگان از مسئولان نظام گرفته تا عموم مردم مي باشد و اين مسئوليت هم بردليل عقل و هم بر مباني ديني استوار است زيرا در صورت كنار كشيدن مردم و شانه خالي كردن آنان از دفاع از كشور و كوتاهي مسئولان ، با وجود دشمناني كه در كمين نظام اسلامي هستند ،كشور دچار آشفتگي و اضمحلال شده و استقلال و عزت كشوركه حاصل زحمات و جانفشاني مردم و جوانان اين مرز وبوم است ، از بين خواهد رفت .

ائمه(ع) و حکومت؟

باسلام وعرض ادب ازجواب سوالي كه دررابطه بادين وحكومت به من داديد كمال تشكررادارم البته همانطوركه درسوال مطرح شده بودشايدبنده درارائه سوال نتوانستم درست تفهيم نمايم ناگفته نماند كه اينجانب به جدباجدائي دين ازحكومت مخالفم وحتي تصورآنهم برايم مشكل است البته حوزه دين رابيشتر بعدجهت دهي ونظارت آن برحوزه سياسي وحكومت ميدانم كه البته جواب شماعزيزان بنده راقانع نكردوهنوزهم سوالات بنده بي جواب ماند كه باحضورافرادي چون اهل بيت معصومين(وحتي پيامبران الهي)وايجادشرايط مناسب براي حاكميت- اماآنهاهرگزبراي رسيدن به حكومت متوسل به زورنشدندالبته شمافرموديدكه اهل بيت يارونيروي كافي براي قبضه حكومت نداشتندوبنده هم موافقم ولي چيزي كه مسلم است اينست كه آياوقتي مولا اميرالمومنين به حكومت راضي شداز نفاق وكينه توزيهابي خبربودمسلما خير؟ودرطول تاريخ هم اگرمقداري كاوش شود طبعا جايگاه بي بديل اهل بيت درقلب وذهن مردم روشنترخواهدشد(كه مثالهافراوان ووقت كم است)منظورم اينست طبعااهل بيت اگرميخواستندحكومت راقبضه نمايندازخيلي احزاب وگروههاي مدعي حكومت امروزي قويتر ميبودندمنتها سوال من اين بودكه چراآنهابراي رسيدن به حكومت واقعاتلاشي نكردندواين مگرنه كه بخاطر مفاسدي بودكه آنهادركناراين حكومتها ميديدندكه پيكره اسلام ودين رانيزآلوده ميكردوبادركنارحكومتهاومشاوره ونظارت آنهاهم دامن دين راازمفاسدحكومتي پاك ميكردندوهم اجازه ميدادندكه كساني كه دين رادرست نمي شناسندازدين براي توجيه حكومتشان استفاده نكنند(همانطوركه بسياري ازحكومتهاي اموي وحتي عباسي و... استفاده كردند)ازاينكه وقتتان رامجدداگرفتم عذرخواهم واميدوارم مرابيشترراهنمائي كنيد. باتشكرفراوان ودرپناه حق باشيد

با سلام.دانشجوي محترم ابتدا از بذل عنايت شما نسبت به پاسخ قبلي سپاسگذاريم . البته ما تصورمان بر اين بود كه مطالب ارائه شده در آن پاسخ به اندازه كافي گويا بوده و پاسخگوي شما بوده باشد . با اين حال از آنجايي كه ظاهر امر نشان مي دهد شما پاسخ خود را دريافت نكرده ايد سوال شما را بار ديگر مطالعه كرده و در مورد ابعاد مختلف آن نكاتي را مطرح مي نماييم كه اميد است راهگشا باشد :

جاودانگي احکام اسلامي و ضرورت حکومت ديني؟

چرا وقتي نماز جمعه كه از واجبات است در زمان غيبت ديگر واجب نيست، چرا بقيه احكام يا عبادت ها نيز كه نياز به ايجاد حكومت براي اجراي آنهاست نيز چنين حالتي نداشته باشند و در زمان غيبت واجب بودنشان برداشته شود، چگونه است؟

n00000160-b.jpgپرسشگر محترم، جواب سوال شما در بررسي ماهيت دقيق فقه و احكام اسلام نهفته است. به اين بيان كه احكام اسلام تابع مصالح و مفاسدي است كه خداوند متعال براي سعادت بشر در نظر گرفته است. بنابراين عدم اجراي اين احكام و شرايع در فرد و اجتماع ايجاد نوعي فساد و به هم ريختگي روحي و جسمي مي­شود به نحوي كه امكان هرگونه حركت و سير به سوي خداوند را سخت و ناممكن خواهد كرد. استخراج اين احكام نياز به قواعد و اصولي دارد كه در فقه از آن بحث مي­شود.

ضرورت حكومت ديني در فلسفه و فقه؟

ضرورت حكومت ديني در فلسفه و فقه؟

114_11.jpg- بيان تقسيمات «حكمت» و متدهاى‏مربوطه، از منظر حكماى‏اسلامى
تفسيرى كه از يونان باستان در بين حكماى آن ديار، و به تبع ايشان بين حكماى اسلامى، رايج بوده است تقسيم حكمت و فلسفه - به مفهوم عام آن - به حكمت «نظرى» و «عملى» است و حكمت نظرى را به نوبه خود به «حكمت مابعدالطبيعه» يا متافيزيك و «رياضيات» و «طبيعيات» و حكمت عملى را به «سياست مدن» يا كشوردارى، «تدبير منزل» يا خانه‏دارى و بالاخره «تدبير فرد» يا علم اخلاق تقسيم مى‏كرده‏اند.