ويژگي حكومت اسلامي-جمهوري اسلامي-

معني حكومت اسلامي چيست؟ و چه تفاوتي با جمهوري اسلامي دارد؟

حکومت از نظر هدف به سه دسته تقسيم مي‌شود:
1- حکومتي که هدف آن تأمين تمايلات شخصي يک يا چند فرد است که حکومت استبدادي خوانده مي‌شود.
2- حکومتي که هدف از آن تأمين خواسته‌هاي مردم است. اگر ملت خواهان پيشرفت‌هاي مادي، صنعتي و علمي است حکومت هم بايد طرفدار آن باشد و اگر طرفدار هرزگي و هوسبازي و عياشي است، حکومت نيز ناچار است که بر هرزگي و فحشا دامن بزند و وسائل عيش و نوش آنان را با برنامه‌هاي منظم و مدرن فراهم سازد.
3- حکومتي که هدف آن تأمين مصالح و منافع ملت و اجراي حق و عدالت است که در مواردي ممکن است غير از خواست مردم باشد، حکومت‌هاي الهي و آسماني از نوع سوم هستند، و قانون حاکم بر جامعه، از طرف خداوند است.
امام خميني(ره) در تعريف حکومت اسلامي چنين مي‌فرمايند: «حکومت اسلام حکومت قانون است. در اين طرز حکومت، حاکميت منحصر به خدا است و قانون فرمان و حکم خدا است.
قانون اسلام يا فرمان خدا، بر همة افراد و بر دولت اسلامي حکومت تام دارد. همة افراد از رسول خدا(ص) گرفته تا خلفاي آن حضرت و ساير افراد تا ابد تابع قانون هستند. همان قانوني که از طرف خداي تبارک و تعالي نازل شده و در لسان قرآن و نبي اکرم(ص) بيان شده است.
حکومت اسلامي،‌ سلطنتي نيست تا چه رسد به شاهنشاهي و امپراطوري. در اين نوع حکومت‌ها حکام بر جان و مال مردم مسلط هستند و خودسرانه در آن دخل و تصرف مي‌کنند. اسلام از اين رويه و طرز حکومت منزه است.1
فرق اساسي حکومت اسلامي با حکومت‌هاي مشروطه، سلطنتي و جمهوري در همين است. در اين که نمايندگان مردم يا شاه در اين گونه رژيم‌ها به قانونگذاري مي‌پردازند در صورتي که قدرت مقننه (قانون‌گذاري) و اختيار تشريع در اسلام به خداوند متعال اختصاص يافته است.
به همين ترتيب در حکومت اسلامي به جاي قانونگذاري که يکي از سه دست حکومت کنندگان را تشکيل مي‌دهد، مجلس برنامه‌ريزي وجود دارد که براي وزارت‌خانه‌هاي مختلف در پرتو احکام اسلام برنامه ترتيب مي‌دهد و با اين برنامه‌ها کيفيت انجام خدمات عمومي را در سراسر کشور تعيين مي‌کند.2
البته در مورد فرق حکومت و جمهوري اسلامي در پاسخ به سؤال شما، مبسوط پرداخته شد که بر طبق آيات و روايات در راستاي هم قرار دارند.
بنابراين در حکومت اسلامي انتساب حاکمان و رهبران از سوي خداوند متعال بطور مستقيم انتخاب شده و به آن تصريح مي‌شود، ولي در جمهوري اسلامي حاکمان و رهبران جامعه غالباً در راستاي کلياتي كه در اسلام در خصوص رهبري بيان شد، مردم با آراء و نظر خود آن حاکم (رهبر، رئيس جمهور، نمايندگان مجلس قانونگذاري) را انتخاب مي‌کنند و مشارکت مردم محسوس‌تر مي‌باشد چرا که اين مربوط به زمان غيبت مي‌باشد و مردم از فيض وجود امام محرومند و فردي اصلح که خود آن را مي‌شناسند انتخاب نموده تا بر اساس قرآن و عترت و سنت پيامبر(ص) جامعة اسلامي را هدايت نمايد. آن چه مهم است اين است که به لحاظ اعمال قانون اسلام و رهبري جامعه و عمل به دستورات خداوند و سنت پيامبر(ص) و ائمة اطهار(ع) در حکومت اسلامي و جمهوري اسلامي يکي است هر چند بين حاکم اسلامي که مردم آن را بر اساس دستورات اسلامي بر مي‌گزينند با امامي که به دستور خداوند و به دست پيامبر(ص) معرفي شده است، تفاوت زيادي است و فاصله‌اي به اندازة امام و غير امام است.
کتاب «نامه‌اي از امام به سوي کاشف‌الغطاء» را براي مطالعة شما پيشنهاد مي‌کنيم.

منابع:
1و2ـ نامه‌اي از امام به سوي کاشف‌الغطاء، صص55ـ 53.
به نقل از اداره پاسخگويي آستان قدس رضوي (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 607/400008)