برخورد با مخالفان

آيا زمان مي تونه در اجراي سيره نبوي و كيفيت اون تأثير بزاره؟ مثلا رسول مكرم(ص) در مقابل مخالفين به گونه اي برخورد مي كردن و الان بايد جور ديگه برخورد كرد؟ اين رو مي دونم كه مي شه طرز برخورد عوض بشه

جهت ارائه پاسخى مناسب ابتدا لازم است تا مطالبى را درباره‏ى شيوه‏ى برخورد رهبران الهى با دشمنان و مخالفان حكومت اسلامى، بيان نماييم: بررسى آموزه‏هاى دينى و سيره‏ى حكومتى بزرگان اسلام در برخورد با مخالفان بيانگر اين حقيقت است كه در نظام اسلامى براى تك‏تك افراد جامعه (صرف نظر از گرايش سياسى، نژاد و..). جايگاه ارزشى و حقوقى خاص در نظر گرفته شده است؛ مهيا نمودن زمينه‏هاى هدايت و فرصت‏هاى بازگشت، حفظ آبروى افراد، از جايگاهى بالا برخوردار است. يكى ديگر از اصول مهم نظام مديريتى اسلامى؛ سعه‏ى صدر و مدارا و تسامح با دشمنان و مخالفان است:
قرآن كريم به صورت متعدد، نه تنها پيروان خود را به مدارا و تسامح نسبت به مخالفان مى‏خواند، گاه نيكوكارى در حق مشركان را نيز توصيه مى‏كند. چنان كه مى‏فرمايد: لاينهاكم عن الذين لم يقاتلوكم فى الدين و لم يخرجوكم من دياركم ان تبروهم و تقسطوا اليهم ان الله يحب المقسطين؛(ممتحنه، آيه‏ى 8).
سيره‏ى پيامبر گرامى اسلام و امام على(ع) نشان دهنده‏ى موارد متعددى است كه با اين كه آن بزرگواران به خوبى افراد منافق و مخالفِ حكومت خود را مى‏شناختند، تا آن‏جا كه اين افراد به امنيت و وحدت جامعه اسلامى آسيب نمى‏رساندند و دست به قيام مسلحانه نمى‏زدند، با كمال مدارا و سعه‏ى صدر با آنان برخورد و از معرفى آنان خوددارى مى‏كردند: به عنوان نمونه در جريان توطئه‏اى كه منافقان براى قتل و ترور پيامبر گرامى اسلام در غزوة تبوك طراحى نمودند، سرانجام با درايت آن حضرت(ص) ناكام ماندند؛
حذيفه يكى از اصحاب پيامبر(ص) مى‏گويد: «من آن‏ها را از نشانه‏هاى شترانشان شناخته و به پيامبر(ص) گفتم: من آن‏ها را به شما معرفى مى‏كنم تا آنان را به سزاى خويش برسانى. پيامبر با لحن عطوفت‏آميزى به من دستور داد كه از افشاى راز آن‏ها خوددارى كنم. شايد آن‏ها راه توبه را در پيش گيرند و نيز افزود: اگر من آن‏ها را مجازات نمايم، بيگانگان مى‏گويند محمد پس از آن كه به اوج قدرت رسيد، شمشير بر گردن ياران خود نهاد»(فروغ ابديت، جعفر سبحانى، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم، چاپ شانزدهم، 1378، ج 2، ص 405)
امام على(ع) نيز در برخورد با مخالفان خويش سه راهبرد اساسى داشت : گفت‏و گو؛ مدارا؛ برخوردِ قاطع (دانشنامه‏ى امام على(ع)، ج 6، امام على و مخالفان، ص 238)
تلاش اوليه‏ى اميرالمؤمنين(ع) پاسخ‏گويى به شبهات مخالفان بود و مى‏كوشيد راهى براى پايان بخشيدن مسالمت‏آميز؛ نزاع و دشمنى بيابد. اگر از اين راه نتيجه‏ى دل‏خواه به دست نمى‏آمد، با مخالفان خود، تا جايى كه به امنيت و وحدت جامعه‏ى اسلامى آسيبى نمى‏رسيد، مدارا، و از شدت و خشونت پرهيز مى‏كرد. سرانجام اگر مخالفان دست به قيام مسلحانه مى‏زدند و امنيت شهرها و راه‏ها را به خطر مى‏انداختند، نوبت به برخورد قاطعانه مى‏رسيد. البته امام در اين مرحله نيز هيچ گاه از ارشاد و راهنمايى دشمنان غفلت نمى‏كردند و در عمل نيز نشان مى‏داد كه همواره اين سخن پيامبر اكرم(ص) را پيش خود دارد كه در غزوه‏ى خيبر، خطاب به ايشان فرمود: «اگر خداوند يك تن را به دست تو هدايت كند، بهتر از هر چيزى است كه خورشيد بر آن مى‏تابد»(شرح نهج‏البلاغه، ابن ابى‏الحديد، ج 4، ص 14 / بحارالانوار، محمدباقر مجلسى، ج 32، ص 448)
امام على(ع) با آن كه از انگيزه‏ى طلحه و زبير براى رفتن به مكه آگاه بود و مى‏دانست جز جنگ‏افروزى مقصود ديگرى ندارند، با آنان مدارا كرد و در پاسخ به پيشنهاد ابن‏عباس كه از وى مى‏خواست تا آن دو را زندانى كند و از رفتن به مكه بازدارد، فرمود: «آيا از من مى‏خواهى كه آغازگر ستم باشم... و بر اساس ظن و گمان به مجازات افراد بپردازم و پيش از انجام كار مؤاخذه نمايم؟ هرگز! به خدا قسم از رفتار عادلانه... كه خدا مرا بدان امر فرموده، روى نمى‏گردانم»(مصنفات شيخ المفيد، ج 1، الجمل، ص 166)
نتيجه آن كه بر اساس آموزه‏هاى دين و سيره‏ى بزرگواران اسلام، اصل، مدارا و تسامح با مخالفان و دشمنان است تا جايى كه به وحدت و امنيت جامعه اسلامى خدشه‏اى وارد نشود.
قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران نيز كه نشأت گرفته از آموزه‏هاى حيات‏بخش دين مبين اسلام و سيره‏ى معصومين(ع) مى‏باشد؛ تمامى حقوق شهروندى را براى مخالفين نظام به رسميت شناخته و حدود آن را به: عدم اخلال به مبانى نظام، حفظ امنيت، منافع و وحدت ملى و مصالح نظام اسلامى مشخص كرده است(اصول 20 و 26 و 27 و 37 و 40 قانون اساسى)
اما در مواردى كه مخالف حدود قانونى را رعايت نكند، حكومت اسلامى جهت حفظ مبانى نظام اسلامى و امنيت و وحدت جامعه، موظف به برخورد با مخالفين اخلال‏گر است. شيوه‏ى برخورد نيز بايد بر اساس راهكارهاى دينى و قانونى باشد كه طبق قانون اساسى اين وظيفه بر عهده‏ى قوه قضائيه گذاشته شده است. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 3/222282)