بازگشت امام خميني(ره)-شخصيت امام خميني(ره)-سخنان امام خميني(ره)

چرا امام خميني(ره) با آن روح بزرگ كه موقع ورود به ميهن در جواب چه احساسي داريد فرمودند: «هيچ». در پايان جنگ فرمودند «من با قبول آتش بس جام زهر را نوشيدم» مگر ايشان به هر حال به وظيفه خود عمل نكرده بود

در اين باره نخست گفتني است؛اين دو موقعيت متفاوت است.شرايط اول انقلاب ,استقبال شديد مردم و آستانه پيروزي بود.يك انسان الهي در اين شرايط همه از خدا مي بيند وبراي دوري از غرور مي گويد هيچ احساسي ندارم.اما در شرايط قطعنامه خوف از كوتاهي وسستي و تحميل شرايط بود.براي توضيح بيشتر توجه شما به مطالب زير جلب ميكنيم؛
تبيين دقيق اين موضوع نيازمند تفکيک ميان وظايف رهبري در انديشه سياسي اسلام با احساسات و عواطف شخصي است . توضيح اينکه :
اصولاً در نظامهاي سياسي رايج دنيا انگيزه هاي گوناگوني نظير؛ پاسخ گويي به نيازهاي طبيعي , تامين حقوق و آزادي هاي انساني , محرک و هدايت کننده نوع تصميم گيريهاي رهبران مي باشد ؛ اما در انديشه سياسي اسلام از افقي برتر و متکامل تر , حرکت در چارچوب وظايف و تکاليف الهي در زمينه رهبري جامعه و فرايند هاي مختلف آن , از قيام براي اصلاح جامعه و مبارزه با طاغوت و مستبدين گرفته تا تشکيل حکومت و تلاش براي تامين سعادت مادي و معنوي جامعه و اداي حقوق و آزادي هاي مشروع در جهت پيشرفت فرد و تکامل جامعه انساني , تنها عامل تعيين کننده مي باشد. بر اين اساس است که حضرت امام (ره) از ابتداي قيام خويش تا زمان وفات و پايان رهبري خويش همواره در چارچوب تکليف گرايي و نجام وظايف ديني , عمل مي نمايند .
چنانکه در اولين سند تاريخي و مبارزاتي که از ايشان به يادگار مانده در پيامي به علما و ساير اقشار جامعه کلام خويش را با موعظه الهي و آيه کريمه ؛ « قل انما اعظکم به واحده ان تقوموا لله مثني و فرادي» که خود متضمن تکليف گرايي است شروع کردند و در تمامي عرصه هاي سخت تصميم گيري همواره توجه به تکليف الهي و وظيف خدايي را گوشزد مي نمودند و در اين چارچوب عمل مي نمودند و اين نوع عملکرد همچنان تا اخرين تصميمات سرنوشت ساز ايشان نظير پذيرفتن قطعنامه و عزل قائم مقام رهبري وجود داشت . ايشان پس از تصميم گيري بدون هيچ گونه ترس و واهمه و ترديدي به تکليف الهي خويش که براساس عواملي نظير دانايي و کارشناسي و با استفاده از فقاهت و اجتهاد , تدبير و بررسي شرايط زماني و مکاني و استفاده از نظرات متخصصين و کارشناسان اتخاذ مي شد , عمل مي کردند.( ر.ک : انديشه هاي فقهي سياسي امام خميني , کاظم قاضي زاده )
بر اين اساس آنچه که معيار اصلي تصميم گيري هاست , انجام تکليف الهي در چارچوب دانايي و کارشناسي است , هر چند ممکن است برخي تصميمات با احساسات شخصي تناسب نداشته باشد . به عنوان نمونه امام علي (ع) بعد از جنگ با خوارج و يا ساير جنگ هايي که با جريانات انحرافي داشتند و مسلماً بر اساس تکليف الهي بدان اقدام نموده بودند, اما در عين حال بر بالين کشت هاي اين افراد , اندوهگين مي شدندو تاسف مي خوردند.
امام خميني(ره) نيز علي رغم اتخاذ تصميمات در چارچوب وظايف الهي, ازنظر احساسات و عواطف شخصي اين گونه بودند . هميشه خود را متعهد به انجام وظيفه الهي مي ديدند در جايي که نياز بود براي تکميل قيام خويش , ايجاد انقلاب و تشکيل حکومت از فرانسه به ايران برگردند علي رغم بسياري خطراتي که وجود داشت و هر آن احتمال مي رفت هواپيماي ايشان توسط دولت بختيار ساقط شود و..., يا اينکه ايشان موفق به تشکيل حکومت و در دست گرفت رهبري مي شد ايشان با با اعتماد به نفس بالا که تنها به عمل به وظايف الهي خويش در راه اصلاح خويش و جامعه ما و خدمت به مردم مي انديشد، در زماني که خبرنگار از وي پرسيد: «حضرت آيت الله! اکنون که پس از سال ها تبعيد، به سوي ايران در پرواز هستيد و ساعتي ديگر در تهران و بين مردم خواهيد بود، چه احساسي داريد؟ »در جواب مي فرمايند: « هيچ» و اين در حالي بود که اگر از هر يک از سرنشينان هواپيما سؤال مي شد، و مي خواست صادقانه جواب دهد، نمي توانست ترس خود را از احتمال يک حادثه مرگ آفرين پنهان کند، در چنين شرايطي است که امام(ره) در پاسخ به خبرنگار مي فرمايند: «هيچ» نه احساس ترسي از مرگ، چرا که مرگ را آغاز زندگي مي داند، نه احساس سرور و شادي براي رسيدن به قدرت، نه احساس غرور براي اينکه يکي از نظام هاي قوي دنيا را با فروپاشي و شکست مواجه ساخته و مورد توجه دنيا قرار گرفته است، اين «هيچ» در پاسخ هر چيزي که در نظر ديگران چيز با ارزش و مهمي محسوب مي شود, است ولي براي حضرت امام ره فقط انجام تکليف و وظايف الهي و کسب رضايت او مهم است و بس.
و يا در قضيه پذيرش قطعنامه , اصل اين قضيه را مي پذيرند چون بر اساس تکليف الهي بايد در آن موقع اين گونه عمل مي کردند , هر چند از نظر احساسات شخصي اين موضوع به مثابه نوشيدن جام زهر بود . در ادامه به بررسي دقيق تر اين مساله م چرايي آن مي پردازيم :
نوشيدن جام زهر و پذيرش قطعنامه و آتش بس با عراق
توضيح اين جمله حضرت امام(ره) در مورد پذيرش قطعنامه و آتش بس با عراق، نيازمند شناخت دقيق اهداف و انتظارات نظام اسلامي و حضرت امام(ره) از دفاع مقدس در مقابل تهاجم نظامي دشمن و موضع گيري هاي كلان و بلند مدت ايشان درباره جنگ تحميلي و بالاخره شرايطي كه منجر به پذيرش قطعنامه 598 از سوي ايران شد، مي باشد. از اين رو به اختصار مطالبي را بيان مي نماييم:
الف. اهداف نظام اسلامي از دفاع مقدس
الف. هر چند شروع جنگ تحميل به هيچ وجه با خواست و ارادهء نظام اسلامي ايران نبود، اما بعد از آغاز آن وضعيتي به وجود آمد كه نظام انقلابي ايران به عنوان كانون و منادي اسلام ناب محمدي(ص) و تنها سنگر پيكار در مقابل امپرياليسم و استبكار جهاني و اميد بخش مستضعفان جهان و نهضت هاي آزاديبخش، بايد مردانه و با تمام قوا در مقابل اين تهاجم نظامي ايستادگي مي نمود و با دادن درس سختي به متجاوزين و حاميان آنها و احقاق كامل حقوق ايران، درس ايستادگي و مقاومت تا پيروزي را به تمامي ملتهاي مورد ستم و نهضت هاي آزادي بخش جهان، مي آموخت.
در واقع نظام اسلامي علاوه بر مقاصد مادي مانند بيرون راندن متجاوزين از خاك ايران، محكوميت متجاوز و پرداخت غرامت و ...، اهداف معنوي بسيار بالاتري از تداوم دفاع مقدس تعقيب مي كرد كه اين اهداف برگرفته از اصول و مباني اسلامي بود؛ از اين رو دفاع مقدس نه يك جنگ معمولي بين دو دولت بلكه جنگي سرنوشت ساز بين جهان كفر با جهان اسلام بود كه مي بايست تا پيروزي قاطع جبهه اسلام و تسليم استكبار جهاني و رفع فتنه تداوم مي يافت. بر اين اساس حضرت امام(ره) به صورت مرتب بر تداوم جنگ تا تأمين اهداف مشروع نظام اسلامي تأكيد داشتند و مي فرمودند: «اگر اين جنگ بيست سال هم طول بكشد ما همچنان ايستاده ايم»
ب. شرايط و اوضاع پذيرش قطعنامه 598
مقاومت، ايستادگي و پيروزي هاي مكرر ايران در جبهه هاي نبرد در طول سالهاي جنگ به هيچ وجه خوشايند استكبار جهاني نبود از اين رو در ماههاي آخر جنگ، حمايت جهاني از عراق به اوج رسيد و آمريكايي ها عملا و به طور مستقيم وارد صحنه شدند. سكوهاي نفتي ما را بمباران مي كردند و با هدايت هواپيماهاي عراقي بمباران نفت كش ها را تسهيل مي كردند. هواپيماي مسافربري ايران را مستقيما منهدم كردند. فرانسوي ها هواپيماهاي پيشرفته سوپر اتاندارد و ميراژ 2000 در اختيار آنها گذاشتند، روسها مدرنترين هواپيماهاي جنگنده و دورپرداز و بلند پرواز و ... را به عراق ارسال كردند. كويت و عربستان سيل دلارهاي خود را به عراق روانه ساختند. آلمانيها مواد لازم براي سلاح شيميايي در اخيتار آنها مي گذاشتند. عراق به طور وسيع مناطق مسكوني و جبهه ها را بمباران شيميايي مي كرد و مجامع بين المللي با سكوت خود اين جنايات را تأييد مي كردند.
در نتيجه جنگ از حالت طبيعي خود خارج و به يك نسل كشي گسترده و بدون هيچ گونه ملاحظات اخلاقي، انساني، حقوقي و ... تبديل شده بود. (امام خميني(ره)، دفاع مقدس، سيد علي نبي لوحي، ص 408) و از سوي ديگر تحريم هاي همه جانبه و شديد بين المللي، فشارهاي بسيار زيادي در زمينه اقتصادي، نظامي و ... بر مردم و مسؤولين ايران به وجود آورده بود.
ج. پذيرش قطعنامه 598 به مثابه جام زهر
در چنين شرايطي حضرت امام(ره) با مشورت مسؤولين نظام و كارشناسان، مصلحت نظام اسلامي را در پذيرش قطعنامه 598 و قبول آتش بس ديدند و لذا بايد از آن همه آرمانها و اهداف كلان و بلند مدتي كه از تداوم دفاع مقدس انتظار داشتند چشم پوشي مي نمودند اما اين موضوع گيري جديد به هيچ وجه با روحيات و انتظارات مردم ايران و خصوصا رزمندگان و خانواده هاي شهدا و ايثارگران هماهنگي نداشت و آنان پذيرش چنين چرخش ناگهاني را نداشتند. افزون بر اين، اين موضع گيري مي توانست تأثير منفي بر حركت هاي انقلابي و نهضت هاي آزادي بخش جهان نيز داشته باشد.
طبيعي است در چنين شرايطي پذيرش قطعنامه و آتش بس، به مثابه كشيدن جام زهري براي حضرت امام(ره) بود كه تنها به خاطر رضاي خداوند و حفظ اسلام و مصالح نظام اسلامي آن را با جان و دل پذيرا شدند. و لذا در پيام تاريخي خود در مورد پذيرش قطعنامه مي فرمايند:
«... قبول اين مسأله براي من از زهر كشنده تر است ولي راضي به رضاي خدايم و براي رضايت او اين جرعه را نوشيدم ، در شرايط كنوني آنچه موجب اين امر شد، تكليف الهي ام بود. شما مي دانيد كه من با شما پيمان بسته بودم كه تا آخرين قطره خون و آخرين نفس بجنگم، اما تصميم امروز فقط براي تشخيص مصلحت بود و تنها به اميد رحمت و رضاي او از هر آنچه گفتم گذشته و اگر آبرويي داشتم با خدا معامله كرده ام».
البته اقدام خالصانهء حضرت امام(ره) هم در كوتاه مدت و هم در دراز مدت شرايط را به نفع نظام اسلامي رقم زد؛ زيرا اين موضوع ناگهاني كه به هيچ مورد انتظار دشمنان نبود، يكباره دشمن را به موضع انفعالي كشاند و در حاليكه از «ماشين جنگي» برتر و حمايت همه جانبه بين المللي برخوردار بود، با قبول قطعنامه از سوي ايران و حضور گسترده و بي نظير مردم در جبهه ها، پس از نبردي يك ماهه شكست را پذيرفت و به قبول قطعنامه گردن نهاد و از سوي ديگر باعث شد تا شعار صلح طلبي را از دست دشمنان بگيرد و آنان را كاملا خلع سلاح نمايد.
و با حمله عراق به كويت و شكل گيري ائتلاف بين المللي عليه عراق، حقانيت ايران در جنگ تحميلي براي همگان آشكار و دولت عراق به عنوان متجاوز شناخته شد. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 6/200339)