-وحدت شيعه و سني-

پيرامون تحقق انسجام مذهبي و راهكار وحدت و اتحاد شيعه و سني راهنمايي بفرمائيد ؟

وحدت و انسجام اسلامي يکي از ضروري ترين مسائل مسلمانان در بعد داخلي و خارجي است و هيچ گونه منافاتي با رعايت اصول مذهبي ندارد : جهت تبيين اين موضوع ابتدا مطالبي پيرامون چرايي و چگونگي اتحاد و انسجام مذهبي ارائه شده و سپس به ديدگاههاي مقام معظم رهبري مي پردازيم:
چگونگي اتحاد و انسجام مذهبي
مسأله دوستى با دوستان اهل بيت(ع) و دشمنى با دشمنان آنان منافاتى با وحدت اسلامى بين شيعه و سنى ندارد؛ زيرا چنان نيست كه اهل تسنن از دشمنان اهل بيت(ع) باشند. بلكه بسيارى از آنان به حكم آيه شريفه «قل لااسئلكم عليه اجرا الا الموده فى القربى - شورى 23» دوستى و مودت اهل بيت(ع) را واجب مى‏شمارند. بنابراين دستور فوق تنها شامل كسانى مى‏شودكه با اهل بيت(ع) از سرناسازگارى در آمده و با آنان به مقابله برخاستند؛ مانند حاكمان ستمگر و ياوران آنها. افزون بر آن سر منع دوستى با دشمنان اهل بيت قرارگرفتن در خط و جريان انحرافى آنها است. ازاين رو پيوندهايى كه در اين راستا قرار نگيرد چندان اشكالى ندارد. البته اين نكته نيز لازم به تذكر است كه دوستى باخاندان عصمت و طهارت مراتبى دارد وليكن از امتيازات شيعه آن است كه با تمام ابعاد به اين دستور الهى جامه عمل پوشانده است .
1. مفهوم و راهکار وحدت و اتحاد شيعه و سني:
منظور از وحدت شيعه و سني کنار گذاشتن مسائل اختلافي و تکيه بر مشترکات و مبنا قرار دادن آنها در تعامل با يکديگر و در مسائل مربوط به جهان اسلام و صحنه بين المللي است. به گونه اي که مسلمانان فارغ از اختلافات و با پرهيز از تفرقه در مسائل جهان اسلام همسو و هم جهت حرکت کنند. به تعبير ديگر اختلافات مانع از اخوت اسلامي و وحدت صفوف مسلمين در برابر دشمنان نيست از اين رو معناي اتحاد شيعه و سني دست برداشتن و کوتاه آمدن از اصول و اعتقادات خويش نيست بلکه در عين وجود اختلافات زمينه تعامل و جهت گيري يکسان در مسائل کلي و بين المللي در ميان آنها وجود دارد به همين جهت مطابق قانون اساسي «دولت جمهوري اسلامي ايران موظف است سياست کلي خود را بر پايه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامي قرار دهد و کوشش پيگير به عمل آورد تا وحدت سياسي، اقتصادي و فرهنگي جهان اسلام را تحقق بخشد» (1). مقام معظم رهبري فرمودند: «معناي اتحاد بين ملت هاي اسلامي اين است که در مسائل مربوط به جهان اسلام همسو حرکت کنند و به يکديگر کمک کنند و در داخل اين ملت ها سرمايه هاي خودشان را بر عليه يکديگر به کار نبرند» (2)
در شرايطي که دشمنان اسلام تمام تلاش خويش را براي مبارزه و مقابله با اسلام به کار بسته و آشکارا اعلام مي کنند «جهان اسلام در قرن بيست و يکم يکي از مهمترين ميدان هاي زورآزمايي سياست خارجي آمريکاست» (3). و «تقابل اصلي آينده جوامع بشري برخورد فرهنگ اسلامي و فرهنگ غربي است»(4). تأکيد بر مسائل اختلافي و تفرقه ميان صفوف مسلمانان منطقي نيست. در زماني که مسلمانان مي توانند با توجه به جمعيت بيش از يک ميليارد نفر و منابع و امکاناتي که در اختيار دارند به عنوان يک قدرت تأثيرگذار در صحنه بين المللي مطرح باشند پرداختن به اختلافات و مسائل تفرقه انگيز نتيجه اي جز به هدر رفتن سرمايه ها و استفاده دشمن از اين اختلافات، نخواهد داشت. مقام معظم رهبري فرمودند: «يک ميليارد مسلمان در دنيا هستند که درباره خدا و پيامبر(ص) و نماز و حج و کعبه و قرآن و بسياري از احکام ديني با هم يک عقيده دارند يک چند مورد اختلاف هم دارند اينها بيايند همان چند اختلاف را بگيرند با هم بجنگند تا آن کسي که با اصل خدا و پيامبر(ص) و دين و همه چيز مخالف است کار خودش را انجام بدهد آيا اين عاقلانه است؟ اگر مسلمين دست در دست هم بگذارند و با هم صميمي باشند ولو عقايدشان مخالف با يکديگر باشد اما آلت دست دشمن نشوند دنياي اسلام سربلند خواهد شد» (5).
2. اخوت اسلامي: اسلام مسلمانا ن را امت واحده خوانده است: «ان هذه امتکم امه واحده و انا ربکم فاعبدون» (6). و مؤمنان برادر يکديگر معرفي شده اند: «انما المؤمنون اخوه فأصلحوا بين اخويکم» (7). قال الصادق(ع) «المسلم اخ المسلم» (8). بنابراين اختلاف در پاره اي از مسائل مانع اخوت اسلامي و وحدت مسلمانان نمي شود وقتي اسلام به مسلمانان سفارش مي کند که با پيروان اديان آسماني و مکاتب ديگر بشري با عدل و مسالمت رفتار شود و آنان را به مشترکات توجه مي دهد «قل يا اهل الکتاب تعالوا الي کلمه سواء بيننا و بينکم الا نعبد الا الله ولا نشرک به شيئا ولا يتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله فان تولوا فقالوا شهدوا بانا مسلمون؛ بگو اي اهل کتاب بياييد به سوي سخني که ميان ما و شما يکسان است که جز خداوند يگانه را نپرستيم و چيزي را همتاي او قرار ندهيم و بعضي از ما بعضي ديگر را غير از خداي يگانه به خدايي نپذيرد هرگاه سرباز زنند بگوييد گواه باشيد که ما مسلمانيم» (9).
آيا مسلمانان نبايد با توجه به مشترکات و کنار گذاردن اختلافات با يکديگر با مسالمت و عدل رفتار کنند. بنابراين با توجه به آنچه بيان شد روشن است که وحدت ميان مسلمانان و اتحاد بين فرق اسلامي امري لازم و ضرروي است هر چند ممکن است اهميت اين امر در شهرهاي مرکزي ايران و مناطق شيعه نشين محسوس نباشد اما در مناطق مرزي ايران و نقاطي که شيعيان و اهل تسنن در کنار يکديگر زندگي مي کنند همچنين در صحنه بين المللي و مناسبات کشورهاي اسلامي با يکديگر وحدت و اتحاد بين مسلمين و پرهيز از اختلافات ضرورت و اهميت اين امر به خوبي قابل درک است مرحوم امام فرمودند: «امروز اختلاف بين ما تنها به نفع آنهايي است که نه به مذهب شيعه اعتقاد دارند و نه به مذهب حنفي و يا ساير فرق آنها مي خواهند نه اين باشد نه آن راه را اين طور مي دانند که بين شما و ما اختلاف بيندازند» (10).
مقام معظم رهبري نيز مي فرمايند: « علاج اصلي، داروي اصلي براي امروزِ دنياي اسلام، داروي «اتحاد» است؛ بايد با هم متحد بشوند. علما و روشنفكران اسلام بنشينند و منشور وحدت اسلامي را تنظيم كنند؛ منشوري تهيه كنند تا فلان آدم كج‏فهمِ متعصبِ وابسته‏ي به اين، يا فلان، يا آن فرقه‏ي اسلامي، نتواند آزادانه جماعت كثيري از مسلمانان را متهم به خروج از اسلام كند؛ تكفير كند. تهيه‏ي منشور جزو كارهايي است كه تاريخ، امروز از روشنفكران اسلامي و علماي اسلامي مطالبه مي‏كند. اگر شما اين كار را نكنيد، نسلهاي بعد از شما مؤاخذه خواهند كرد. مي‏بينيد دشمني دشمنان را ! مي‏بينيد تلاش آنها را براي نابود كردن هويت اسلامي و ايجاد اختلاف بين امت اسلامي! بنشينيد علاج كنيد؛ اصول را بر فروع ترجيح بدهيد. در فروع ممكن است افراد يك مذهب هم با همديگر اتحاد نظر نداشته باشند؛ مانعي ندارد. مشتركات بزرگي وجود دارد؛ گرد اين محور - محور مشتركات - همه مجتمع شوند. مواظب توطئه‏ي دشمن باشند؛ مواظب بازي دشمن باشند. خواص، بين خودشان بحثهاي مذهبي را بكنند، اما به مردم نكشانند؛ دلها را نسبت به يكديگر چركين نكنند؛ دشمني‏ها را زياد نكنند؛ چه بين فرقه‏هاي اسلامي، چه بين ملتهاي اسلامي، چه بين گروههاي اسلامي در يك ملت.» (بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار كارگزاران نظام ، 1386/1/17)
شهيد مطهري در باره مفهوم و حدود وحدت اسلامي مي فرمايند : « مقصود از وحدت اسلامي چيست ؟ آيا مقصود اين است : از ميان مذاهب‏ اسلامي يكي انتخاب شود ، و ساير مذاهب كنار گذاشته شود . يا مقصود اين‏ است كه مشتركات همه مذاهب گرفته شود ، و مفترقات همه آنها كنار گذاشته شود ، و مذهب جديدي بدين نحو اختراع شود ، كه عين هيچ يك از مذاهب موجود نباشد ؟ يا اينكه وحدت اسلامي ، به هيچوجه ربطي به وحدت‏ مذاهب ندارد ، و مقصود از اتحاد مسلمين ، اتحاد پيروان مذاهب مختلف ، در عين اختلافات مذهبي ، در برابر بيگانگان است ؟ مخالفين اتحاد مسلمين ، براي اينكه از وحدت اسلامي ، مفهومي غير منطقي‏ و غير عملي بسازند ، آن را به نام وحدت مذهبي توجيه مي‏كنند تا در قدم‏ اول ، با شكست مواجه گردد . بديهي است كه منظور علماي روشنفكر اسلامي از وحدت اسلامي ، حصر مذاهب به يك مذهب ، و يا اخذ مشتركات مذاهب و طرف مفترقات آنها كه نه معقول و منطقي است و نه مطلوب و عملي ، نيست‏ .
منظور اين دانشمندان ، متشكل شدن مسلمين است در يك صف در برابر دشمنان مشتركشان اين دانشمندان مي‏گويند مسلمين مايه وفاقهاي بسياري دارند كه مي‏تواند مبناي يك اتحاد محكم گردد ، مسلمين همه خداي يگانه را مي‏پرستند و همه به‏ نبوت رسول اكرم ايمان و اذعان دارند ، كتاب همه قرآن و قبله همه كعبه‏ است ، با هم و مانند هم حج مي‏كنند و مانند هم نماز مي‏خوانند و مانند هم‏ روزه مي‏گيرند و مانند هم تشكيل خانواده مي‏دهند و داد و ستد مي‏نمايند و كودكان خود را تربيت مي‏كنند و اموات خود را دفن مي‏نمايند . و جز در اموري جزئي ، در اين كارها با هم تفاوتي ندارند . مسلمين همه از يك نوع‏ جهان بيني برخوردارند و يك فرهنگ مشترك دارند و در يك تمدن عظيم و با شكوه و سابقه دار شركت دارند وحدت در جهان بيني ، در فرهنگ ، در سابقه تمدن ، در بينش و منش ، در معتقدات مذهبي ، در پرستشها و نيايشها ، در آداب و سنن اجتماعي خوب‏ مي‏تواند از آنها ملت واحد بسازد و قدرتي عظيم و هايل به وجود آورد كه‏ قدرتهاي عظيم جهان ناچار در برابر آنها خضوع نمايند ، خصوصا اينكه در متن‏ اسلام بر اين اصل تأكيد شده است .
مسلمانان به نصر صريح قرآن برادر يكديگرند و حقوق و تكاليف خاصي آنها را به يكديگر مربوط مي‏كند . با اين‏ وضع چرا مسلمين از اين همه امكانات وسيع كه از بركت اسلام نصيبشان گشته‏ استفاده نكنند ؟ از نظر اين گروه از علماي اسلامي ، هيچ ضرورتي ايجاب نمي‏كند كه مسلمين‏ به خاطر اتحاد اسلامي ، صلح و مصالحه و گذشتي در مورد اصول يا فروع مذهبي‏ خود بنمايند . همچنانكه ايجاب نمي‏كند كه مسلمين درباره اصول و فروع‏ اختلافي فيمابين ، بحث و استدلال نكنند و كتاب ننويسند . تنها چيزي كه‏ وحدت اسلامي ، از اين نظر ، ايجاب مي‏كند ، اين است كه مسلمين براي‏ اينكه احساسات كينه توزي در ميانشان پيدا نشود ، يا شعله ور نگردد متانت را حفظ كنند ، يكديگر را سب و شتم ننمايند ، به يكديگر تهمت‏ نزنند و دروغ نبندند ، منطق يكديگر را مسخره نكنند ، و بالاخره ، عواطف‏ يكديگر را مجروح نسازند و از حدود منطق و استدلال خارج نشوند . و در حقيقت لااقل حدودي را كه اسلام در دعوت غير مسلمان به اسلام ، لازم دانسته‏ است ، درباره خودشان رعايت كنند . « ادع الي سبيل ربك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتي هي احسن » .»(مرتضي مطهري ، شش مقاله ، تهران : صدرا ، مقاله اول ، الغدير و وحدت اسلامي ، صص 1 – 7 .)
استاد مطهري در جاي ديگري مي فرمايد : «...ما خود شيعه هستيم و افتخار پيروي اهل بيت عليهم السلام را داريم. کوچکترين چيزي حتي يک مستحب و يا مکروه کوچک را قابل مصالحه نميدانيم. نه توقع کسي را در اين زمينه مي پذيريم و نه از ديگران انتظار داريم که به نام مصلحت و به خاطر اتحاد اسلامي از يک اصل از اصول خود دست بردارند...اخذ مشترکات اسلام و طرد مختصات هر فرقه اي نوعي خرق اجماع مرکب است. و محصول آن چيزي است که قطعا غير از اسلام واقعي است. زيرا بالاخره مختصات يکي از فرق جزء متن اسلام است و اسلام مجرد از همه اين مشخصات و مميزات و مختصات وجود ندارد...در اصطلاحات معمولي عرف فرق است ميان حزب واحد و جبهه واحد. وحدت حزبي ايجاب ميکند که افراد از نظر فکر و ايدئولوژي و راه و روش و بالاخره همه خصوصيات فکري به استثناء مسائل شخصي يک رنگ و يک جهت باشند.
اما وحدت جبهه اينست که احزاب و دسته جات مختلف در عين اختلاف در مسلک و ايدئولوژي و راه و روش به واسطه مشترکاتي که ميان آنها هست در مقابل دشمن مشترک در يک صف جبهه بندي کنند. بديهي است که صف واحد در برابر دشمن تشکيل دادن با اصرار در دفاع از مسلک خود و انتقاد از مسلکهاي برادر و دعوت ساير برادران هم جبهه به مسلکه خود به هيچ وجه منافات ندارد...به هر حال طرفداري از تز "اتحاد اسلامي" ايجاب نميکند که در گفتن حقايق کوتاهي شود. آن چه نبايد صورت گيرد کارهايي است که احساسات و تعصبات و کينه هاي مخالف را برمي انگيزد. اما بحث علمي سروکارش با عقل و منطق است نه عواطف و احساسات.»(استادمرتضي مطهري.امامت و مطهري ص16-19 )
در هر صورت در حال حاضر کارآمدترين استراتژي وحدت ميان شيعه و برادران اهل سنت:
1- تأکيد بر نقاط مشترک و استفاده از حداکثر ظرفيت‌هاي وحدت
2- پرهيز از رفتارهاي تفرقه‌افکنانه
3- مماشات با ديگر فرق اسلامي
4- ترويج برادري ديني و تأکيد بر اهميت آن در برابر تهديدات دشمنان اسلام
است و بديهي است هيچکدام از اين امور به ‌معناي دست کشيدن از ديدگاه‌هاي مترقي تشيع و اصول آن نيست هرچند در بيان آن بايد مصالح کلي امت اسلامي را مد نظر قرار داد.
--------------------
پي نوشت ها:
1. قانون اساسي، اصل 11.
2. حديث ولايت، ج 4، ص 262.
3. ريچارد نيکسون، فرصت را از دست ندهيد، ترجمه دفسي نژاد، انتشارات طرح نو، 1371، ص 256.
4. حميد نگارش، هويت ديني و انقطاع فرهنگي، نمايندگي ولي فقيه در سپاه، ص 184.
5. حديث ولايت، ج 5، ص 230.
6. سوره انبياء، آيه 92.
7. سوره حجرات، آيه 10.
8. شيخ عباس قمي، سفينه البحار، انتشارات اسوه، 1416 ه.ق، ج 1، ص 54.
9. سوره آل عمران، آيه 64.
10. صحيفه نور، ج 12، ص 259. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 1/106758)