-حكومت اهل بيت(ع)-تشكيل حكومت-

چرا سادات از صدر اسلام به ندرت توانسته اند حكومت تشكيل دهند در حالي كه مشتاق به حكومت بوده اند و چرا نتوانسته اند در ميان اكثريت مردم محبوب باشند مثل امام حسن(ع) كه حتي زنشان نيز به ايشان خيانت كرد؟

يکم- موانع تشکيل حکومت ائمه عليهم السلام:
به عقيده شيعه تشکيل حکومت از حقوق مسلم امامان معصوم و نايبان ايشان بوده است اما اين که آنها نتواسته اند، حکومت تشکيل بدهند،‌ علل مختلف دارد:

1- سياست خصمانه و کينه دوزي خلفاي ستمگر به اهل بيت (ع):
خلفاي ظالم با غصب حق خلافت و جانشيني معصومين خلافت اسلامي را از مسير اصلي خود منحرف کرده و احاديث وارد در فضيلت و منزلت آن ها را تخريب و يا نوشتن اين گونه احاديث را ممنوع کردند، اما اهل بيت جهت رعايت مصلحت اسلام و مسلمين، در برخي مقاطع تاريخي نظير 25 سال خانه نشيني امام علي عليه السلام يا دوران امام حسن عليه السلام، کناره گيري از حکومت را برگزيدند.

2- اوضاع خفقان حاکم بر زمان ائمه عليهم السلام:
خلفاي سمتگر با حيله و نيرنگ و فريب، اوضاع خفقان را به وجود آورد، که حتي محبان و دوستان واقعي سادات و اهل بيت را دستگير و زنداني و شهيد مي کردند، آنها حتي جهت کنترل فعاليت هاي سياسي ائمه مأموران ويژه اي نهاده بودند، که مردم نتوانند با ائمه ارتباط برقرار کنند.

3- نداشتن پايگاه مردمي محکم:
سياست و دغلبازي حکماي جور باعث شده بود که مردم معرفت و شناخت کافي نسبت به فضيلت اهل بيت نداشته باشند و مردم به جهت فضاي حاکم‌، انگيزه لازم قدرت جان نثاري در مقابل ائمه نداشتند، لذا تشکيل حکومت بدون اقبال مردم مسير نبوده است.
حضرت امام صادق عليه السلام در جواب کسي که پرسيد چرا قيام نمي کنند تا حکومت تشکيل بدهند، با آنکه مي يابي از شيعيانت صدهراز نفر که مقابلت شمشير بزنند، حضرت به او دستور وارد تنور در حال سوزان برود (از جهت امتحان استقامت و صداقت فرد بود) که فرد امتناع کرد، حضرت، يکي از غلامانش دستور داد وارد تنور شود و بعد از مدتي سالم بيرون آمد.
حضرت از فرد سؤال کننده پرسيد در خراسان چند نفر مثل اين مرد است گفت به خدا قسم يک نفر نيست. فرمود ما خروج نمي کنيم در زماني که نمي ببيني در آن پنج نفر که معاضد (پشيمان واقعي) باشند از براي ما، ما داناتريم به وقت خروج. (شيخ عباس قمي، منتهي آلامال، ج 2، ص 267)

دوم: محبوبيت ائمه اطهار عليهم السلام:
علت بيشتر محبوب نشدن آنها هم معلول همان سياست انحراف کننده و دغلبازان خلفاي اموي و عباسي مي باشد که باعث شده بود مردم معرفت و شناخت کافي نسبت به فضيلت اهل بيت عليهم السلام را نداشته باشند. مثلا با بيست سال حکومت در شام به گونه اي عمل کرده بود که مردم شام از اول که نام اسلام را شنيدند و قبول کردند، به دشمني آل علي نيز دل سپردند و روي تبليغات سوء اموي ها، دشمني آل علي را از ارکان دين مي شمردند.
در تاريخ زياد نقل شده که افرادي به خاطر اين جهالت و تبليغات سوء هنگام ديدن ائمه به آنها فحش و ناسزا مي گفته اند و اما بعد از شناخت آنها، اظهار پشيماني کرده و از دوستان آنها مي شدند،‌ نمونه اي از آنها در داستان راستان شهيد مطهري، ج 1، آمده است.
و علت ديگر به سرشت و فطرت انسان هاي بر مي گردد که گاه افرادي شيفته سادات شده و عده اي دشمنان آنها باشند که علي عليه السلام فرمود: «اگر با اين شمشيرم بيني مؤمن را بزنم که با من دشمن شود، هرگز دشمني نخواهد کرد، و اگر همه دنيا را بر سر منافق بريزم که مرا دوست بدارد هرگز مرا دوست نخواهد داشت زيرا که اين بر زبان پيغمبري جاري گشته که گفت يا علي، مؤمن تو را دشمن ندارد و منافق تو را دوست نمي دارد».
آنان که فطرت سالم و سرشتي پاک دارند آنها را دوست دارند و آنان که فطرتي آلوده دارند به او علاقه مند گردند و زن امام حسن عليه السلام نيز به خاطر داشتن سرشت ناپاک نتوانست در منزل آن حضرت مجذوب شخصيت والا و کرامات امام شود. لذا با تحريک معاويه تصميم به شهيد کردن امام حسن گرفت.
با اين حال ائمه بزرگوار عليهم السلام، از هيچ کوششي در راه هدايت و رهبري انسان ها فروگذاري نکردند و با نشر علوم و فرهنگ اسلامي و تربيت شاگردان زبده توانستند شيعه را راهنمائي کنند و خود را در قلوب دوستان و شيفتگان خود جاي دهند، چنان چه امروزه هم ميليون ها شيعه و محب اهل بيت در سرتاسر جهان وجود دارد.
پس هر کسي اندک معرفت به فضايل سادات علوي دارد، محبت آنها را در دل مي گيرد و به فضايل آنها اقرار مي کنند.

منابع:
1- شيخ عباس قمي، منتهي آلامال، ج 2، ص 267
2- جاذبه و دافع علي عليه السلام، شهيد مطهري، ص 43 (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 1/106292)