-حفظ حكومت اسلامي-

آيا اين جمله در هر شرايطي درست است؟ «امروز حفظ حكومت اسلامي از اهم واجبات است.» اگر جواب مثبت است چرا؟ و اگر منفي، باز هم چرا؟ (با معرفي منبع)

حفظ حکومت اسلامي، ‌يکي از اساسي ترين موضوعات فقه سياسي مي باشد. تبيين چرايي اين موضوع و حدود و ضوابط آن، نيازمند ارائه مباحث مفصلي است که فقهاء و انديشمندان اسلامي در منابع مربوط بدان پرداخته اند. به صورت مختصري مطالبي در اين زمينه ارائه مي شود:

يکم: حفظ حکومت اسلامي و لزوم دفاع از آن به دو گونه قابل تصور است:
حفظ حکومت اسلامي در صورتي که داراي تمامي ويژگي هاي اساسي يک نظام اسلامي از نظر شرايط حاکمان، ساختارهاي حقوقي سياسي، اجرايي، عمکردها و ... بوده باشد. به عنوان نمونه، اگر در زماني حضور معصومين است، امام معصوم در رأس آن نظام بوده باشد يا اين که در غير اين صورت امام معصوم آن حکومت را مورد تأييد قرار داده مي باشد يا اين که تضعيف آن را بنابر مصالحي مهم تر جايز نداند. و هم چنين در زمان غيبت معصومين، نايبان خاص يا عام معصومين، اداره حکومت را در دست داشته باشد يا اين که حکومت حاکم را مورد تاييد قرار داده يا بنابر مصالحي تضعيف آن را جايز ندانند. و هم چنين از نظر ساختارهاي حقوقي، سياسي، اجرايي و ... آن نظام و حکومت، مطابق با قوانين و آموزه هاي اسلامي بو ده و هدف اصلي حکومت برپايي آموزه ها و ارزش هاي اسلامي در جامعه باشد، مسلما در چنين صورت هايي، حفظ چنين حکومتي در تمامي شرايط از اهم واجبات مي باشد.
2- در صورتي که حکومت اسلامي، تنها در ظاهر اسلامي بود، و در حقيقت داراي ويژگي هاي اساسي يک حکومت اسلامي نباشد. در چنين صورتي حفظ حکومت اسلامي، نيازمند بررسي شرايط زماني و مکاني و ساير موضوعات مرتبط مي باشد.
دوم- به صورت منطقي تمامي دلايلي که وجوب تشکيل حکومت اسلامي و ضرورت آن را اثبات مي نمايند، بر لزوم حفظ و استمرار آن نيز دلالت دارند. برخي از اين دلايل عقلي بوده و برخي دلايل نقلي و با استناد به آيات و روايات و سيره معصومين ثابت مي شود. که در پاسخ سؤال بعدي اين موضوع را مورد بررسي قرار مي دهيم، حضرت امام «ره» حفظ نظام اسلامي را از اهم واجبات برشمرده و مي فرمايند: «مساله حفظ نظام جمهوري اسلامي در اين عصر و با وضعي که در دنيا مشاهده مي شود و با اين نشانه گيريهايي که از چپ و راست و دور و نزديک نسبت به اين مولود شريف مي شود، از اهم واجبات عقلي و شرعي است که هيچ چيز به آن مزاحمت نمي کند». (صحيفه نور، ج 19، ص 106) هم چنين ايشان حفظ نظام را يکي از فلسفه هاي تشکيل حکومت دانسته، مي نويسد:
«احکام الهي، خواه احکام مالي يا سياسي يا حقوقي، نسخ نشده اند، بلکه تا روز قيامت باقي خواهند ماند و نفس بقاي اين احکام، مقتضي وجود حکومتي و ولايتي است که ضامن نگه داري سروري و سيادت قانون الهي و متکفل اجراي آن باشد. و اجراي احکام خداوند امکان ندارد مگر با تأسيس حکومت تا اين که هرج و مرج لازم نيايد، علاوه بر اين که، حفظ نظام از واجبات مؤکد بوده و اختلال و نابساماني امور مسلمانان از امور ناخوشايند است و نظام حفظ نمي شود و از هرج و مرج جلوگيري نمي شود، مگر به واسطه والي و برقراري حکومت». (کتاب البيع، قم: اسماعيليان، ج 2، ص 461)

نتيجه اين که:
حفظ حکومت اسلامي در تمامي شرايط، از اهم واجبات الهي است و همه مسلمانان مکلفند نسبت به دفاع از حکومت اسلامي چه در مقابل تهديدات خارجي وچه نسبت به کارکردهاي داخلي آن اقدام نموده و از تضعيف و يا نابودي آن جلوگيري نمائيد. مگر زماني که يک حکومت به ظاهر اسلامي بود، و کارکردها و ويژگي هاي حکومت اسلامي را نداشته باشد و حفظ آن در تعارض با اساس اسلام باشد. که در چنين وضعيتي، تعيين تکليف مسلمانان نيازمند توجه به شرايط و مقتضيات زماني و مکاني مي باشد.

جهت مطالعه بيشتر ر.ک:
1- امام خميني و حکومت اسلامي، نشر موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1378، ج 7، ص 90
2- امام خميني و حکومت اسلامي، نشر موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1378، ج 5، ص 506
3- انديشه هاي فقهي - سياسي، امام خميني، کاظم قاضي زاده، مرکز تحقيقات استراتژيک رياست جمهوري، ص 230
4- فصلنامه حکومت اسلامي، مقاله حفظ نظام، محمدحسين مهوري، ش 20 و 21 (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 1/106249)