-انجمن‏هاي ايالتي-حقوق زن-امام خميني(ره)-تاريخ انقلاب اسلامي-

لايحه انجمنهاي ايالتي و ولايتي چرا مورد مخالفت امام خميني (ره) قرار گرفت؟مگر ايشان مخالف پيشرفت جامعه و حقوق زنان بودند؟

اين لايحه كه بخش ديگر اصلاحات مورد نظر شاه و آمريكا بود و نمودهاى ضد دينى صريح و روشنى داشت، موجب مخالفت و اعتراض بيشترى شد و به نيروهاى سياسى ـ اجتماعى مخالف، سر و سامان داد، بخصوص حضرت امام خمينى (ره) كه پس از رحلت آيت الله بروجردى (ره) ـ تقريبا شاخص شده بود ـ رهبرى اين مبارزه را بر عهده گرفت.در مهر ماه 1341، رژيم شاه با تصور خلأ اقتدار مذهبى و به عنوان اولين گام خلاصى (هميشگى از گرفتاريهاى مذهب و مجامع مذهبى و روحانيون) تصويب نامه انجمنهاى ايالتى و ولايتى را با شرايط جديد اعلام كرد.
در مصوبه جديد دولت علم از شرايط انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان، قيد اسلام حذف، و به جاى سوگند به قرآن نيز سوگند به كتاب آسمانى قيد شده بود و به زنان هم حق انتخاب شدن و انتخاب كردن داده شده بود.جلال الدين مدنى، هدف رژيم را از اين تغيير و تبديل قانون چنين مى‏داند: (1) اولا: زورآزمايى با روحانيت و هواخواهان مذهب و كنار گذاشتن هميشگى آنها از صحنه تا ديگر مجبور به محافظه كارى در برابر مراجع دينى نباشد.
ثانيا: با حذف مذهب رسمى و سوگند به قرآن، به گروههاى صاحب نفوذ غير مسلمان كه در عمل سياست كشور را به دست داشتند، فرصت دهد كه به طور رسمى اعلام موجوديت كنند.
ثالثا: با عنوان كردن آزادى زنان، دليل عقب ماندگى و محروميت گذشته آنها را به عهده اسلام و قانون اساسى بگذارد.
رابعا: آخرين مانع پيوستگى كامل ايران به غرب را از ميان بردارد.شاه در پاسخ تلگراف مخالفت علما هم موضوع را بى‏اهميت دانسته و توجه آنها را به «وضعيت زمانه و تاريخ و همچنين به وضع ساير ممالك اسلامى دنيا» (2) مثل تركيه) جلب نموده و صريحا به جبر زمانه و تاريخ يعنى همان فشار آمريكا و نظام بين المللى اشاره كرده بود.از اين نظر، تغييرهاى جديد براى افراد مذهبى و متدين قابل تحمل نبود و مبارزه با آن يك وظيفه شرعى تلقى مى‏شد و براى گروهها و دستجات سياسى و ملى هم مى‏توانست به عنوان تغيير قانون در شرايط تعطيلى مجلس با دخل و تصرف در قانون اساسى و تجاوز به اساس مشروطيت شناخته شود و توجيهى براى مبارزه باشد.
تنها نكته بحث برانگيز اين لايحه، موضوع مشاركت زنان بود كه از ابتدايى‏ترين حقوق انسانى محروم بودند (همانگونه كه مردان هم محروم بودند) .مخالفت با آن هم با توجيه آمريكايى بودن طرح و ماهيت فريبكارانه و مفسده انگيزه آن همراه شد و امام (ره) اعلام كردند: «ما با ترقى زنها مخالف نيستيم، ما با اين فحشاء مخالفيم، با اين كارهاى غلط مخالفيم، مگر مردها در اين مملكت آزادى دارند كه زنها داشته باشند؟ ! آزاد مرد و آزاد زن با لفظ درست مى‏شود؟ . (3) بنابر اين موضوع لايحه، مبارزه‏اى بود كه مى‏توانست تمامى نيروها را بسيج كند و به قيام همگانى وادارد و امام خمينى (ره) به عنوان يك مبارزه شرعى و مخالف با اقدامات ضد اسلامى رژيم، با ارسال تلگرافهايى به شاه و علم و ايجاد هماهنگى و وحدت نظر با علما و مراجع ديگر در كانون اين مبارزه قرار گرفت و توجه همگان را به خود جلب كرد.امام با هدايت و رهبرى اين مبارزه تا پيروزى و عقب نشينى دولت، بناى يك حركت اجتماعى عليه رژيم شاه را گذاشت كه در سال بعد در قيام 15 خرداد نمود يافت.
پى‏نوشت‏ها:
1.مدنى، تاريخ سياسى معاصر ايران، ج 1، ص .623
2.همان، ص .624
3.مراجعه شود به: صحيفه نور، ج 1، ص .80
( منبع:لايحه انجمنها و آغاز نهضت امام خمينى (ره) ، مدخلى بر انقلاب اسلامى و ريشه‏هاى آن، ص 148،نويسنده: محمد شفيعى‏فر ) (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 75/66666)