-عوامل پيروزي انقلاب-عوامل شکل‏گيري انقلاب-

آيا عوامل صنعتي-اقتصادي در شكل گيري وپيروزي انقلاب اسلامي نقش داشتند؟

(در بعد علل و عوامل صنعتي - اقتصادي انقلاب اسلامي ايران بطور كلي دو نظر عمده در مغرب زمين ابراز شده است: يكي اينكه وقوع انقلاب در ايران به خاطر سرعت‏بيش از حد و غير قابل تحمل صنعتي كردن جامعه توسط شخص شاه و رژيم پهلوي بوده است، (1) و ديگري اينكه، سواي ساير مسائل و مشكلات فرهنگي، اجتماعي، سياسي، و مذهبي، حتي خود اين صنعتي كردن و يا به اصطلاح امروزي نوسازي (2) صنعت ايران و به تبع آن رشد و شكوفايي اقتصادي كشور در دوران حكومت پهلوي دستخوش مشكلات و چالشهاي جدي بوده است.
طبيعي است كه ما با نظر اول، هر چند معدود طرفداراني هم در بين علماء و متفكرين مغرب زمين دارد، بهيچوجه نمي‏توانيم موافقت داشته باشيم.چرا كه وقتي نويسنده‏اي مثل امين سيكل (Amin Saikal) مي‏نويسد:
«در نتيجه، به خوبي روشن شد كه سياستهاي كلي شاه در زمينه توسعه اقتصادي/صنعتي و نظامي در حدي است كه بالاتر از قدرت جذب ايرانيان، در آن سطح كه شاه پيش بيني كرده بود قرار دارد» . (3)
پذيرش سخن وي بدين معناست كه تصور كنيم در آن زمان عموم و يا اكثريت مردم ايران افرادي عقب مانده و غير آشنا به مفاهيم نوين صنعتي سازي و توسعه اقتصادي بوده‏اند و لذا از درك ماهيت‏سياستهاي مثبت رژيم عاجز مانده و در مقابل آن به مقاومت و مخالفت‏برخاسته‏اند.در حالي كه حقيقتا چنين نبوده و بلكه بطوريكه ذيلا خواهيم ديد برنامه‏هاي مزبور بشدت توام با مفاسد و نا بهنجاريهاي متعدد بوده‏اند و همين نيز زمينه مخالفت و بالمآل انقلاب مردم را فراهم آورده است.و اما اشكالات عمده‏اي كه در نگاه اول در برنامه‏هاي توسعه صنعتي - اقتصادي شاه بچشم مي‏خورند عبارتند از:
1. سوء استفاده‏هاي كلان مادي:
بنظر مي‏رسد دامنه سوء استفاده‏هاي مالي درباره اطرافيان‏شاه، و صاحبان قدرت و نفوذ در دستگاه پهلوي از كل پروژه‏هاي صنعتي، كشاورزي، ساختماني، راهسازي و نظامي زمان رژيم گذشته تا آن حد گسترده و وسيع بوده است كه نه تنها از ديد هيچ يك از پژوهشگران خارجي كه علل و عوامل انقلاب اسلامي ايران را بررسي كرده‏اند پنهان نمانده است، بلكه حتي خواص اطرافيان و نزديكان شاه سابق نيز اجبارا به آن اعتراف كرده‏اند، چنانچه اشرف پهلوي در كتاب «چهره‏ها در آيينه‏» (4) (ص 103) و پرويز راجي در كتاب «خاطرات آخرين سفير شاه در لندن‏» (صص 186، 230، 269، و غيره) بدان اشاره كرده‏اند.علاوه بر اين، خود شاه نيز در كتاب «پاسخ به تاريخ‏» (5) چنين مطلبي را اذعان مي‏كند.آنتوني پارسونز سفير كبير انگليس نيز در خاطرات دوران سفارت خود در ايران كه مصادف با سالهاي انقلاب بوده است در ذكر عوامل سقوط رژيم پهلوي از استبداد، فساد مالي، سركوب، و خشونت رژيم نام مي‏برد (6) و در جاي ديگر (ص 28 كتاب فوق الذكر) مي‏گويد كه بيشترين موارد فساد مالي مربوط به خانواده پهلوي و دربار شاه بود.
2. اسراف و تبذير:
از جمله نارسائيهاي اقتصادي كه ناظران و پژوهشگران خارجي در مورد نحوه اجراي پروژه‏هاي صنعتي دوران رژيم گذشته ذكر كرده‏اند.يكي هم مساله اسراف و تبذير در هزينه انجام پروژه‏ها و يا بعضي از برنامه‏هاي دربار پهلوي نظير برگزاري جشنهاي دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهي (7) و نظاير آنها مي‏باشد به گونه‏اي كه بنابر نقل يكي از اين منابع مطالعاتي، گاهي هزينه صوري اجراي يك طرح و يا پروژه صنعتي به چندين برابر هزينه منابع مطالعاتي، گاهي هزينه صوري اجراي يك طرح و يا پروژه صنعتي به چندين برابر هزينه واقعي آن بالغ مي‏گرديد.بديهي است وقتي هيچگونه بازرسي و رسيدگي حقيقي نسبت‏به در آمد و مخارج و در نتيجه ثروت هنگفت دربار پهلوي وجود نداشت و سيستم حكومتي و سياسي آن روز ايران به كسي اجازه نمي‏داد تا در اين زمينه‏ها اظهار نظر، چه رسد به تحقيق و تفحص، نمايد و سر رشته مصرف در آمد كشور و بيت المال عمومي يكسره در دست‏شاه و درباره وعده‏اي از وزراء و وكلاي مطيع آنها بود، بايد هم انتظار داشت كه از محل اينگونه درآمدها، دربار پهلوي و بويژه شخص رضاخان و بعدها پسرش محمد رضا صاحب ثروتهاي باد آورده كلاني شده باشند كه تعجب همه ناظران خارجي اوضاع ايران در زمان پهلوي‏ها را برانگيخته است. (8)
3. اختلاف طبقاتي:
از موارد ديگري كه پژوهشگران غربي راجع به نارسائيهاي اقتصادي و اجتماعي حاصل از برنامه‏هاي نوسازي و صنعتي شدن جامعه ايران در دوران پهلوي ذكر كرده‏اند مساله ايجاد فاصله عميق طبقاتي در جامعه ايران در عهد پهلوي است، بطوري كه در هر دو كتاب «ريشه‏هاي انقلاب‏» و «ايران در فاصله دو انقلاب‏» ، يكي از دلايل عمده نارضايتي مردم در زمان حكومت پهلوي شكاف و اختلاف عظيم طبقاتي بين معدودي اقشار بسيار غني و مرفه جامعه و اكثريت عظيم توده مردم ذكر مي‏شود، چرا كه - به زعم ايشان - نحوه توزيع در آمدهاي ملي در دوران رژيم پهلوي آشكارا غير عادلانه بوده است. (9)
خانم پروفسور كدي استاد تاريخ دانشگاه لوس آنجلس آمريكا در اين زمينه بيان مي‏دارد:
«بنظر مي‏رسد هيچگونه شكي وجود نداشته باشد كه اصلاحات رضاشاه عمدتا از جيب طبقات محروم و به نفع يك طبقه برگزيده كوچك بود» . (10)
ناگفته نگذاريم كه در بعضي از آثاري كه اخيرا از طرف بعضي از وابستگان رژيم پهلوي در غرب انتشار يافته ادعا شده كه فاصله طبقات فقير و غني در زمان حكومت اسلامي از گذشته بدتر شده است، (11) اما از آنجا كه سخن ايشان بر هيچ گزارش آماري قابل اعتمادي مبتني نشده و صرفا بطور مبهمي گفته شده «طبق گزارشات وزارت برنامه و بودجه‏» ، لذا بنظر ما چندان قابل اعتنا نمي‏باشد.
4. وابستگي صنعتي - اقتصادي:
از جمله ايردات عمده‏اي كه مي‏توان به برنامه‏هاي توسعه صنعتي - اقتصادي رژيم گذشته گرفت اين واقعيت است كه بيشتر پروژه‏هاي بزرگ اجرا شده نوعا طوري نبودند كه بينه و بنيانهاي صنعتي - اقتصادي ايران را تقويت و در طول زمان، اين مملكت را از نظر صنعتي و پروژه‏هاي زيربنايي مستقل و خود كفا سازند، كاري كه كشورهايي مثل ژاپن دردهه سالهاي 1950 ميلادي (پس از پايان جنگ و در حقيقت‏شكست فاحش ژاپن در جنگ) و كره جنوبي در دهه سالهاي 1970 ميلادي (به تقليد از ژاپن) و مالزي و اندونزي در دهه سالهاي 1980 ميلادي (به تقليد از كره) انجام دادند و از بسياري جهات خود را در زمره كشورهاي صنعتي و نيمه صنعتي قرار دادند (در صنايع سنگين، كشتي سازي، هواپيما سازي، خودروسازي، ساخت ماشين آلات سنگين صنعتي، سواري و غيره) كاري كه‏بحمد الله پس از پيروزي انقلاب اسلامي تا حدود زيادي در جمهوري اسلامي شروع شده و سرمايه گذاري روي تحقيقات صنعتي و اجراي پروژه‏هاي بزرگ ملي نظير ساخت ماشين آلات صنعتي، طراحي ساخت‏خودرو، كشتي سازي، ساخت تسليحات سنگين دفاعي، هواپيما سازي و غيره آغاز شده است.به هر تقدير با ضرس قاطع مي‏توان گفت كه بجهت وابستگي شديد حكومت پهلوي به قدرتهاي استعماري غربي، و از طرفي وابستگي آن قدرتها به صهيونيسم بين الملل و جانبداري كامل از اسرائيل، غربيان هرگز نمي‏گذاشتند و نگذاشتند هم كه ايران زمان شاه به يك قدرت مستقل صنعتي، نظامي، و...منطقه تبديل شود و از اين لحاظ، هر چند بطور بالقوه، روزي بتواند به عنوان يك كشور مسلمان در برابر اسرائيل قد علم كند، هدفي كه هنوز هم بشدت بدنبال آن هستند.لذا، به قول خانم نيكي كدي مورخ مشهور آمريكايي و استاد دانشگاه كاليفرنيا در لوس آنجلس ( UCLA) پروژه‏هاي صنعتي - اقتصادي زمان شاه طرحهاي بي جهت‏بزرگي بودند كه چندان مطابق شرايط ايران طراحي نشده بودند و در حد اسراف گران و پرخرج بودند، و به طور عمده نيز جز ناكامي اقتصادي ببار نمي‏آوردند. (12)
لازم به ياد آوري نيست كه اين درست همان كاري است كه امروزه قدرتهاي غربي و در راس آن آمريكا با سرمايه گذاريهاي صنعتي كشورهايي مثل كويت، قطر، عربستان، امارات و غيره مي‏كنند و متاسفانه برادران عرب ما هم متوجه مطلب نيستند و ارز و سرمايه‏هاي داخلي خود را عملا دور مي‏ريزند، و يا حداقل اينكه بصورتي مصرف مي‏كنند كه هرگز آنان را مثل هند، ژاپن، چين و يا كره‏جنوبي يك كشور صنعتي نخواهد كرد، چنانچه خانم كدي منصفانه اذعان مي‏نمايد كه پروژه‏هاي صنعتي زمان شاه بيشتر جنبه نمايشي داشته و به همراه اسلحه‏هاي فوق پيچيده و گراني كه خريداري مي‏شد (13) و نيز كالاهاي لوكس و تجملي مصرفي، اتكاي اقتصادي ايران به غرب را بشدت افزايش مي‏داد و منافع آنها عمدتا به جيب شركتهاي آمريكايي مي‏رفت. (14)
در جمعبندي اين بحث اجازه بفرماييد بازهم از كلام اين انديشمند غربي استمداد بگيريم كه مي‏گويد:
«عدم تقسيم در آمد كه به نحو آشكار و وسيعي غير عادلانه بود، احتمالا بيشتر به نارضايتي‏رو به رشد مردم دامن مي‏زد تا عامل استانداري كه در غرب گفته مي‏شود، يعني صنعتي كردن سريع جامعه‏» . (15)
پي‏نوشت‏ها:
1. keddie,nikkir., roofs of Revolution, Yale University. 1981, p. 53; Parsonsp.. anthony, the pride and the fall : Iran 1974 -1979,1984, London, pp.151 -156.
2. Modernization.
3. Saikal, Amin, The Rise andFall of the shah,Princeton University Press,1980, P. 183. 7.
4. Faces in a Mifror, 1980.
5. Answer to History.
6. نگاه كنيد به كتاب سابق الذكر از پارسونز، ص 15.
7. در مورد هزينه‏هاي سرسام آور برگزاري جشنهاي مزبور نگاه كنيد به محمد رضا حكيمي، تفسير آفتاب، ص 114 به بعد.
8. در مورد ثروت رضاخان به هنگام ترك سلطنت نگاه كنيد به كتاب نيكي كدي، ريشه‏هاي انقلاب، متن اصلي، صص 104 و 149، و در مورد ثروت محمد رضا به هنگام خلع از سلطنت نگاه كنيد به كتاب آبراهاميان، ايران در فاصله دو انقلاب ص 437.
9. ر.ك: ريشه‏هاي انقلاب، صص 148، 170، ايران: در فاصله دو انقلاب، صص 447 به بعد.
10. همان، ص 112.
11. ر.ك: طاهري، روح خدا، خميني و انقلاب اسلامي.
12. ريشه‏هاي انقلاب، صص 148، 102.
13. سرمايه گذاريهاي جنون آميز نظامي شاه كه از آنجمله پيش پرداخت‏براي هواپيماهايي بود كه هنوز در آمريكا در مرحله طراحي قرار داشت مقوله‏اي است كه تفصيل آن در اين مقاله مختصر نمي‏گنجد.در اين مورد مي‏توانيد نگاه كنيد به استمپل ( Stempel) ، «درون انقلاب ايران، (Inside, the Iranian Revolution) ، ص 70- 68، و كتاب راجي «خاطرات آخرين سفير شاه در لندن‏» ، ص 93.
14. كدي، ريشه‏هاي انقلاب، صص 143، 172.
15. همان، صص 93، 111، آبراهاميان، ايران: در فاصله دو انقلاب، صص 103، 149.
( منبع:جرعه جاري، ص 163 ،گردآورنده: علي ذو علم ،نويسنده: عبد الرحيم گواهي ) (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 112/66666)