ولايت فقيه-حوزه نجف-حوزه قم-

ولايت فقيه مورد نظر حوزه علميه نجف با نظريه حوزه علميه قم چه وجه افتراقي دارد؟!

موضوع ولايت فقيه از جهت نظرى ريشه در آموزه هاي اصيل اسلامي داشته و از پشتوانه مستحكم آيات قرآني، روايات متعدد معتبر و دلايل عقلي بر خوردار است. پيشينه عملى ولايت فقيه نيز قدمتى به درازاى تاريخ اسلام دارد و نمونه هاي عملي ولايت فقيه را مى‏توان در موارد بسيار زيادى -حتى در عصر پيامبر اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) اثبات كرد؛ زيرا مسلمانان از همان صدر اسلام، به دليل مواجه بودن با دو مسأله اساسى يعني غيبت پيامبر(ص) و يا امام معصوم (ع) حضور نداشتن ايشان در بسيارى از شهرها و از سوي ديگر نياز مبرم مسلمانان به احكام و دستورهاى سياسى و فردى ، نيازمند تعيين راهكاري دقيق براي وضعيت اداره جامعه در صورت فقدان معصوم و يا ممكن نبودن دسترسي به وي بودند و از اين رو پيامبر(ص)و ساير معصومين (ع) صالح ترين فرد را از نظر شرايط علمي و آشنايي با آموزه هاي اسلامي ، شرايط اخلاقي و توانايي هاي مديريتي ، به عنوان جانشين خود از ميان فقهاي جامع الشرايط منصوب نموده اند ؛ نصب مالك اشتر به ولايت مصر از سوى اميرمؤمنان‏عليه السلام، از مصاديق بارز اين مسئله است. در عصر غيبت نيز فقيهان برجسته شيعه، در دوره‏هاى مختلف تاريخى، با توجه به فراهم بودن شرايط محيطي به طرح و اجراي آن پرداخته‏اند.
بر اين اساس ميان حوزه علميه قم با حوزه علميه نجف در اصل اثبات و پذيرش ولايت فقيه هيچ فرقي وجود ندارد زيرا اصل اين قضيه همواره مورد اتفاق تمامي فقهاي شيعه از ابتدا تاکنون بوده و با توجه به سابقه تاريخي و قدمت حوزه علميه نجف و حضور فقهاي بزرگي نظير شيخ مفيد ، سيد رضي و سيد مرتضي ، صاحب جواهر ، ميرزاى شيرازى ، شيخ انصاري ، آخوند خراساني ، شهيد صدر و...كه از طرفداران برجسته ولايت فقيه مي باشند، همه از اين حوزه برخواسته اند. و بعد از شكل گيري حوزه علميه قم در 1301 . ش توسط آيت الله شيخ عبدالكريم حائري كه از علماي نجف بودند، آموزه هاي اسلامي پيرامون اداره حكومت در زمان غيبت معصوم توسط فقيه جامع الشرايط بسط يافت. در اين ميان حضرت امام(ره) نيز كه با توجه به تحولات انقلابي ايران توانستند ابعاد گسترده تري از اين نظريه را به فعليت برسانند ، ابتدا مباحث مربوط به ولايت فقيه و حكومت اسلامي را در حوزه علميه نجف مطرح نمودند و بعد از بازگشت از تبعيد و پيروزي انقلاب، موفق به تشكيل حكومت بر اساس نظريه ولايت فقيه شدند. البته قبل از امام (ره) نيز در حوزه علميه قم مباحث مربوط به ولايت فقيه توسط بسياري از مراجع و علماي بزرگ نظير آيت الله بروجردي مطرح شده بود. بنابر اين همانطور كه مشاهده مي نماييد از نظرتاريخي موضوع ولايت فقيه هم در حوزه علميه نجف و هم در حوزه علميه قم مطرح بوده است. و تا زمان كنوني در هر دو حوزه طرفداران متعددي دارد.
و بالاخره موضوع ديگري كه لازم است در اين زمينه توجه نمود اين است كه طرح و گشودن ابعاد مختلف يك نظريه نيازمند فراهم بودن شرايط محيطي مناسب است و تكميل بسياري از نظريات تنها در صحنه عمل امكان پذير مي باشد در باره ولايت فقيه هم تنها تفاوتي كه حوزه علميه قم با نجف دارد اين است كه علي رغم قدمت حوزه علميه نجف و وجود بسياري از علماي بزرگ شيعه كه معتقد به ولايت فقيه بوده و بستگي به فراهم بودن شرايط در موارد متعددي به اعمال ولايت فقيه خود مي پرداختند - نظير اعلام جهاد با انگليس توسط مراجع نجف و آخوند خراساني و يا فتواي تحريم تنباكوي آيت الله ميرزاي شيرازي و...كه همه بر اساس اصل ولايت فقيه صورت پذيرفته است- اما وقوع دو حادثه مهم و سرنوشت ساز باعث شد كه فضا و شرايط لازم براي گسترش و تكامل نظريه ولايت فقيه در حوزه علميه قم فراهم آمده و در عوض چنين وضعيتي از حوزه علميه نجف سلب شود و آن حادثه مهم در ايران عبارت بود از پيروزي انقلاب اسلامي و تشكيل حكومت اسلامي بر محوريت ولايت فقيه و در مقابل حادثه دوم در عراق بود كه پس از انقلاب اسلامي ايران در سال 1357 رژيم صدام حسين به دليل خصومت با اسلام اصيل و ترس از آنكه روحانيون نجف و كربلا تحت تأثير روحانيون ايران سوداي تغيير حكومت داشته و مشكل آفرين شوند محدوديت هاي شديدي عليه حوزه هاي عراق اعمال كرد به نحوي كه سبب مهاجرت عده زيادي از روحانيون شد.
با شروع جنگ 8 ساله عراق عليه ايران، سركوب علما شدت يافت به نحوي كه آيت الله صدر از علماي بزرگ نجف و خواهرش و تعداد ديگري از بستگان و نزديكان وي و آيت الله حكيم توسط رژيم صدام به شهادت رسيدند. بقاياي حوزه نجف به صورتي رنجور و نحيف و زير ارعاب سنگين حكومت به حيات خويش ادامه داد. و بديهي است در چنين شرايطي مجالي براي بالندگي نظريه ولايت فقيه در حوزه علميه نجف به وجود نيامد.
هرچند در جريان انتفاضه مردم عراق در مقابل رژيم بعث نمودهايي از اِعمال ولايت فقيه و به شكل مترقي آن توسط آيت الله خويي بروز نمود . و در دوران كنوني پس از سرنگوني صدام و اشغال عراق توسط بيگانگان ، آيت الله سيستاني به صورت بسيار زيادي از اختيارات و شئونات متعدد ولايت فقيه در جهت دفاع از جامعه مسلمان عراق و كسب استقلال اين كشور استفاده مي نمايد.آيت الله سيستاني نيز مانند بسياري از فقهاي شيعه معتقد به ولايت فقيه مي باشند. معظم له در اين زمينه مي فرمايند: «ولايت فقيه در زمان غيبت در امور عامه ثابت مي شود، اموري كه نظام زندگي مردم متوقف بر تصدي فقيه عادل است، اگر مقبول نزد عامه مؤمنين باشد.» (استفتاء از دفتر آيت الله سيستاني در قم) اقدامات و عملکردهاي ايشان خصوصا در حوادث عراق بعد از اشغال، همگي حکايت از پاي بندي ايشان به اين اصل مهم الهي در دوران غيبت امام زمان(عج) مي باشد.
و آخرين نكته اين كه هرچند اصل ولايت فقيه مورد اتفاق و قبول اكثريت فهاي شيعه در حوزه قم و نجف مي باشد، اما اختلافاتي در هر دو حوزه پيرامون حدود و ثغور اختيارات ولى فقيه وميزان دخالت آن در اداره جامعه وجود دارد كه در اين ميان اكثريت حوزه علميه قم قائل به ولايت مطلقه بوده و عده كمي از ولايت مقيده دفاع مي نمايند و به نظر مي رسد چنين موضوعي به دليل فقدان شرايط تبيين نظريه ولايت فقيه در حوزه نجف ، بر عكس باشد.
براى آگاهى بيشتر ر.ك:
الف. جهان‏بزرگى، احمد، درآمدى بر تحول نظريه دولت در اسلام؛
ب. پيشينه و دلايل ولايت‏فقيه، امام خمينى و حكومت اسلامى؛
پ. پيشينه تاريخي ولايت فقيه، احمد جهان بزرگي، نشر مؤسسه فرهنگي دانش و انديشه معاصر، 1378.
د. شهر مقدس پايتخت شيعه،همشهري پنجشنبه 4 ارديبهشت 1382.
و. ولايت فقيه و جمهوري اسلامي ، حميد رضا شاكرين و عليرضا محمدي ، قم : نشر معارف ، 1383.
ه .حوزه نجف و فلسفه تجدد در ايران ، موسيس نجفي ، تهران : پژو هشگاه فرهنگ و انديشه معاصر ع 1379 . (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 4/16117)