برخورد امام علی با زندانیان سیاسی

اگر در زمان علي زنداني سياسي نداشتيم و حتي کساني که خروج يا توهين مي کردند زنداني نمي شدند چرا اکنون اين همه داريم؟

بغي به عنوان يكي از مصاديق بارز جرم سياسي شناخته شده و كساني كه بر عليه حكومت اسلامي و حاكم آن خروج نموده وبه مبارزه و مقابله با آن بپردازند باغي شناخته شده اند وبا آنها برخورد مي شده است ( ر.ك : پيوندي ، غلامرضا ، جرم سياسي ، تهران ، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي ، 1382، ص114 -147) حضرت علي عليه السلام تعدادي از اسيران جنگ جمل را زنداني نمودند . عن موسي بن طلحه بن عبيد الله و كان فيمن اسر يوم الجمل و حبس مع من حبس من الاساري بالبصره فقال كنت في سجن علي عليه السلام بالبصره حتي سمعت المنادي ينادي اين موسي بن طلحه بن عبيد الله ... از موسي بن طلحه بن عبيد الله نقل شده كه وي در شمار گروهي از اسيران جنگ جمل بود و با ساير اسرا در بصره حبس شده بود ، مي گويد من در زندان حضرت علي عليه السلام در بصره بودم كه شنيدم منادي صدا مي زند موسي بن طلحه بن عبيد الله كجاست .( مستدرك الوسائل ، ج 11، ص 57) برخورد با معاندان و مخالفان منحصر به جنگ نبوده است و برخي افراد نيز زنداني مي شدند . به طور كلي حضرت در برخورد با مخالفان خويش سه راهبرد اساسي داشتند ؛ گفت گو، مدارا ، برخورد قاطع ، تلاش اوليه امير مومنان پاسخ گويي به شبهات مخالفان بود و مي كوشيد راهي براي پايان بخشيدن مسالمت آميز به نزاع و دشمني بيابد اگر از اين راه نتيجه دلخواه به دست نمي آمد با مخالفان خود تا جايي كه به امنيت و وحدت جامعه اسلامي آسيبي نمي رسيد ، مدارا و از شدت و خشونت پرهيز مي كردند ، سرانجام اگر مخالفان دست به قيام مسلحانه مي زدند و امنيت شهرها و راه ها را به خطر مي انداختند ، نوبت به برخورد قاطعانه مي رسيد البته امام در اين مرحله نيز هيچ گاه از ارشاد و راهنمايي دشمنان غفلت نمي كرد.( دانشنامه امام علي عليه السلام ، مجموعه مقالات ، تهران ، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي ، 1380، ج 6،ص238) نکته ای که بايد در برخورد حضرت با خوارج به طور ويژه مورد توجه قرار بگيرد اين است که با توجه به پيدايش گروههای انحرافی همچون خوارج و تاثير گذاری آنان بر افکار عمومی جامعه , امام عليه السلام به منظور خنثی نمودن توطئه آنان و ارشاد کسانی که تحت تاثير افکار نادرست آنان قرار گرفته بودند به آنان اجازه دادند تا ديدگاههای خود را آزادانه مطرح نمايند و به اصطلاح آنچه در درون دارند بيرون ريخته و ماهيت پوشالی و تهی آنان برای همگان آشکار گردد از اين رو حضرت تا زمانی که آنان اقدام به مقابله با حکومت اسلامی نپرداخته بودند با آنان مدارا نمودند .
در نظام جمهوري اسلامي نيز تلاش شده تا حد امكان شيوه حكومتي حضرت در برخورد با مخالفان رعايت شود از اين رو شاهديم كه گروههاي مختلف ، آزادانه مطالب خود را در روزنامه ها و سايت ها منتشر مي كنند البته روشن است كه حرف زدن عليه حكومت اسلامی و طرح ديدگاههاي مختلف دو صورت دارد: اگر صرف انتقاد از مشكلات و يا نقاط ضعفی است كه در بدنه حكومت وجود دارد و با روش صحيح و سازنده انجام شود، از نظر اسلام نه تنها منعی نداشته، بلكه از باب «نصيحت ائمه مسلمين‏» و «امر به معروف و نهی از منكر» امری پسنديده و از وظايف اساسی احاد مردم نسبت‏به حاكمان خويش است; اما اگر اين حرف زدن از حالت انتقاد سازنده و خيرخواهی و امر به معروف و نهی از منكر خارج و در جهت توطئه چينی، تضعيف و براندازی نظام اسلامی شكل گرفته باشد، نمي توان در برابر آن سكوت اختيار نمود بلكه لازم است با عاملان آن برخورد شود .
علاوه بر اينکه بر فرض اينکه در زمان حضرت علی عليه السلام زندانی سياسی وجود نداشته است , اين موجب نمی شود که حکم به نفی آن در شريعت اسلامی کنيم چون زندان به عنوان مصداقی از مجازات های تعزيری می تواند مورد استفاده قرار بگيرد با اين توضيح که مجازات مقرر شده در اسلام به دو گونه است يک دسته از مجازات ها , مجازات حدی هستند که برای جرايم روشن که حد و شرايط معينی برای آنان در شريعت اسلام مشخص شده است در نظر گرفته می شود مانند سرقت , شرب خمر و... نوع ديگر از مجازات در اسلام مجازات تعزيری است که به مجازات هايي اطلاق مي شود كه ميزان معين ندارند و بر اساس تناسب جرم و مجازات ، قابل تغييرند از خصوصيات تعزير اين است كه ميزان آن نسبت به افراد بر اساس اوضاع و احوال و... متفاوت مي باشد در نتيجه تعزير شامل مواردي از قبيل توبيخ ، جزاي نقدي ، تازيانه ، حبس ، تبعيد و... مي شود ( ر.ك : پيوندي ، غلامرضا ، جرم سياسي ، پيشين , ص 265و مهر پور ، حسين ، ديدگاه هاي جديد در مسائل حقوقي ، ص 102-105 ) بر اين اساس مجازات زندان می تواند به عنوان مجازات تعزيری برای مجرمان سياسی در نظر گرفته شود .
در مورد بند ششم مقاله نيز نظام جمهوری اسلامی بر اساس همين مبانی مطابق قانون اساسی ( اصل سی و هشتم ) هر گونه شکنجه برای گرفتن اقرار و يا کسب اطلاع را ممنوع دانسته و اجبار شخص به شهادت , اقرار يا سوگند را مجاز نشمرده و چنين شهادت و اقرار و سوگندی را فاقد ارزش و اعتبار دانسته است . با اين وجود رسانه ها و سايت های خبری داخلی و خارجی با تبليغات منفی گسترده همراه با برخی دروغ پردازی ها و شايعه افکنی ها تلاش می کنند که نظام جمهوری اسلامی را متهم به شکنجه و ... نمايند .به نظر می رسد اگر به جای تکيه بر شايعات و تبليغات دروغ با ديده انصاف به عملکرد نظام جمهوری اسلامی بنگريم و تامل بيشتری در منابع دينی داشته باشيم , بسياری از اين ابهامات برطرف خواهد شد . البته ما منکر پاره ای نواقص و کاستی ها در اين خصوص نيستيم اما زير سؤال بردن مجموعه اقدامات نظام را نيز به دور از انصاف می دانيم .
براي مطالعه بيشتر به منابع زير مراجعه شود:
جرم سياسي ، غلامرضا پيوندي ،تهران ، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي ، 1382
دانشنامه امام علي عليه السلام ، مجموعه مقالات ، تهران ، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي ، 1380، ج 6،ص 193- 253(امام علي عليه السلام و مخالفان)
زندان در اسلام ، بررسي مشروعيت ، موارد و احكام زندان ، محمد سپهري ،تهران، سازمان تبليغات اسلامي ، 1373 (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 1/100145265)