علت توصیفات مقام معظم رهبری از هاشمی

آیا این سخن رهبری که «هیچ کس برای من هاشمی نمی شود» در ان شرایط درست بود؟ فلسفه این کار ایشان چه بود؟ علت نام بردن و حمایت از ایشان در خطبه های نمازجمعه پس از انتخابات چه بود؟

مواضع و ديدگاههاي مقام معظم رهبري پيرامون اشخاص، جريانات سياسي، و مسائل مختلف کشور بر اساس عنصر آگاهي و شناخت کافي و در چارچوب موازين ديني، اصول و ارزشهاي انقلاب و مصالح جامعه اسلامي است . ايشان در مواردي که احساس نمايند بايد از خدمات افراد تقدير شود، يا جفائي در حق کسي انجام شده و ساير مواردي که از وظايف و اختيارات رهبري است صراحتاً به بيان مواضع و نظرات خود مي پردازند.
اما جمله فوق ناظر به سوابق همکاري ، رفاقت آيت الله خامنه اي با ايشان و خدماتي است که وي به انقلاب و نظام اسلامي داشتند . چنانکه در جلسه پرسش و پاسخ مورخ 22 اردبیهشت 77 دانشگاه تهران، از مقام معظم رهبري سوال مي شود که در روز انتخابات دوم خرداد، منظور شما از اين‏كه فرموديد «هيچ‏كس براى من مثل هاشمى نيست» چه بود؟ و ايشان در پاسخ مي فرمايند:« علّتش اين است كه آقاى هاشمى از سال 1336 - يعنى چهل‏ويك سال - با من همكارى و رفاقت دارد. رفاقت چهل‏ويك ساله، خيلى است.»
(http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2887)
اما در مورد حوادث انتخابات؛ متاسفانه برخي مسايل در جريان تبليغات و حوادث انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري که از سوي کانديداها و طرفداران آنان اتفاق افتاد و موجبات نگراني تمامي دلسوزان نظام اسلامي را فراهم آورده و آسيب هاي جدي نيز به حيثيت و اعتبار کشورمان وارد ساخت.
واقعيت اين است همانطوركه گاهي اعضاي يك خانواده كوچك، باهم اختلاف سليقه پيدا مي كنند، در اداره امور يك مملكت نيز مسئولان با داشتن مواضع متحد در سياستهاي كلان كشور، گاه در نحوه اجراي امور اختلاف نظر دارند، و برخي مواقع ممکن است اين اختلاف نظرها نيز به عرصه مطبوعات و رسانه ها و رقابت تبليغاتي و فضاي احساساتي ناشي از آن کشيده شود که البته بايد در چارچوب حدود و مقررات اخلاقي و قانوني باشد . که متاسفانه در نظر نگرفتن اين حدود و ضوابط علت اصلي اين اغتشاشات و مشکلات بود .
از اين رو ما نمي توانيم تنها تحت تاثير فضاي تبليغاتي و احساساتي يا به استناد برخي گفته ها و تحليل ها به قضاوت پيرامون افراد يا عملکردها بنشينيم . بلکه بايد در يک بررسي عالمانه و به دور از جو انتخاباتي به تحليل اين موضوعات پرداخت تا حقيقت آن گونه که هست بر همگي آشکار گردد. بدون شک جناب آقاي هاشمي از شخصيت هايي است که همراه امام و مقام معظم رهبري به مبارزه با رژيم سابق پرداخته و همواره مورد تاييد و عنايت امام بوده است.بي ترديد زحمات ايشان براي انقلاب،از حافظه تاريخ و ملت بزرگ ايران پاک نخواهد شد. چنانکه رهبر فرزانه انقلاب مي فرمايند : «اسم بعضي از اشخاص برده شد كه اينها شخصيتهاي اين نظامند؛ اينهاكساني هستند كه عمرشان را در راه اين نظام صرف كردند. بنده در نماز جمعه هيچوقت رسمم نبوده است از افراد اسم بياورم؛ اما اينجا چون اسم آورده شده است، مجبورم اسم بياورم. به طور خاص از آقاي هاشمي رفسنجاني، از آقاي ناطق نوري من لازم است اسم بياورم و بايد بگويم. البته اين آقايان را كسي متهم به فساد مالي نكرده؛ حالا در مورد بستگان و كسان، هر كس هر ادعائي دارد، بايستي در مجاري قانوني خودش اثبات بشود و قبل از اثبات نميشود اينها را رسانه‏اي كرد. اگر چيزي اثبات بشود، فرقي بين آحاد جامعه نيست؛ اما اثبات نشده، نميشود اينها را مطرح كرد و قاطعاً ادعا كرد. وقتي اينجور حرفها مطرح ميشود، تلقي‏هاي نادرست در جامعه به وجود مي‏آيد، جوانها چيز ديگري خيال ميكنند، چيز ديگري ميفهمند. آقاي هاشمي را همه ميشناسند. من شناختم از ايشان مربوط به بعد از انقلاب و مسئوليتهاي بعد از انقلاب نيست؛ من از سال 1336 - يعني 52 سال قبل - ايشان را از نزديك ميشناسم. آقاي هاشمي از اصلي‏ترين افراد نهضت در دوران مبارزات بود؛ از مبارزين جدي و پيگيرِ قبل از انقلاب بود؛ بعد از پيروزي انقلاب از مؤثرترين شخصيتهاي جمهوري اسلامي در كنار امام بود؛ بعد از رحلت امام هم در كنار رهبري تا امروز. اين مرد بارها تا مرز شهادت پيش رفته. قبل از انقلاب اموال خودش را صرف انقلاب ميكرد و به مبارزين ميداد. اينها را جوانها خوب است بدانند. بعد از انقلاب ايشان مسئوليتهاي زيادي داشت: هشت سال رئيس جمهور بود؛ قبلش رئيس مجلس بود؛ بعد مسئوليتهاي ديگري داشت. در طول اين مدت هيچ موردي را سراغ نداريم كه ايشان براي خودش از انقلاب يك اندوخته‏اي درست كرده باشد. اينها يك حقايقي است؛ اينها را بايد دانست. در حساسترين مقاطع ايشان در خدمت انقلاب و نظام بوده.»(خطبه هاي نماز جمعه تهران ، 29/3/1388)
آنچه مهم است اين است كه نبايد اين امر را همانطوركه دشمنان داخلي وخارجي در مطبوعات وسايتهاي خود بزرگ جلوه مي دهند،بزرگ نمايي كنيم ،وتحت تأثير تبليغات مسموم آنها واقع شويم . زيرا واقعيت اين است که مسئولين عالي رتبه نظام علي رغم وجود اين قبيل اختلافات جزئي همواره در حفظ اصول و ارزشهاي انقلاب اسلامي ، دفاع از استقلال کشور ، منافع ملي و حقوق مردم ، پيشرفت و توسعه همه جانبه کشور ، اتفاق نظر ، وحدت و همدلي داشته و دارند و ما نيز بايد در جهت پيشبرد اهداف والاي انقلاب اسلامي ، به گسترش فضاي همدلي و اتحاد در جهت مقابله با توطئه هاي بيگانگان که در صدد ايجاد اختلاف و بدبيني هستند ، کمک نمائيم . چنانکه مقام معظم رهبري در ديدار با بسيجيان، تهمت زني ها نسبت به مسئولان نظام را خواست دشمن دانسته و مي فرمايند : « آن كساني كه مصالح كشور را ميخواهند، مايلند حقائق را غالب كنند، من توصيه‌ام به آنها اين است كه از اين اختلافات جزئي و غير اصولي صرف نظر كنند. شايعه‌سازي و شايعه‌پراكني درست نيست. انسان مي‌بيند صريحاً و علناً به مسئولين كشور - كساني كه بارهاي كشور را بر دوش دارند - تهمت ميزنند، نسبت به اينها شايعه‌سازي ميكنند؛ فرق هم نميكند، چه رئيس جمهور باشد، چه رئيس مجلس باشد، چه رئيس مجمع تشخيص مصلحت باشد، چه رئيس قوه‌ي قضائيه باشد؛ اينها مسئولين كشورند. مسئولين كشور كساني هستند كه زمام يك كاري به اينها سپرده است؛ مردم بايد به اينها اعتماد داشته باشند، حسن ظن داشته باشند. نبايد شايعه‌پراكني كرد؛ دشمن اين را ميخواهد. دشمن ميخواهد شايعه‌پراكني كند؛ ميخواهد دلها را نسبت به يكديگر، نسبت به مسئولين بدبين كند.«( بيانات در ديدار جمع كثيري از بسيجيان كشور ۱۳۸۸/۰۹/۰۴ )
در هر صورت علي رغم وجود برخي ابهاماتي که نسبت به مواضع ايشان (مثل نامه قبل از انتخابات يا عملکرد برخي از خانواده) وجود دارد اما در مجموع ايشان از بزرگان انقلاب بوده و در مواقع مختلف بر حمايت و تبعيت ازدستورات رهبري تاکيد داشته و دارند؛«اصل ولايت فقيه در جمهوري اسلامي ايران عاملي وحدت‌بخش است و حمله به اين جايگاه و همچنين دفاعياتي كه مبناي آن دين اسلام و عقل و منطق نيست هر دو با يك هدف صورت مي‌پذيرد.
وي تاكيد كرد: ديدگاه اينجانب با رهبري در كليات تفاوتي با يكديگر ندارد و طبيعي است كه در اجرا ميان افراد اختلاف ديدگاه وجود دارد و در همين زمينه نيز خود را ملزم به تبعيت از دستورات ايشان مي‌دانم. »(ر.ک:روزنامه جمهوري اسلامي،23/10/1389 )
(لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 1/100142228)