امام خمینی و شرایط پس از قطعنامه

طبق نظر صريح حضرت امام (ره) شرايط بعد از قطعنامه چيست؟

با سلام و تشکر از حسن اعتماد و ارسال سوالات خود به اين مرکز ، پرسش فوق داراي ابهام است.
امام خميني (ره) پس از قبول قطعنامه 598 در جهت حفظ و استحكام نظام نوپاي جمهوري اسلامي ايران خطاب به ملت ايران در رابطه با اتخاذ اين تصميم اينچنين فرمودند:
«در مورد قبول قطعنامه كه حقيقتا مساله بسيار تلخ و ناگواري براي همه و خصوصا براي من بود اين است كه من تا چند روز قبل معتقد به همان شيوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و كشور و انقلاب را در اجراي آن مي‌ديدم؛ ولي به واسطه‌ي حوادث و عواملي كه از ذكر آن فعلا خودداري ميكنم و به اميد خداوند در آينده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامي كارشناسان سياسي و نظامي سطح بالاي كشور كه من به تعهد و دلسوزي و صداقت آنان اعتماد دارم با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم و در مقطع كنوني آن را به مصلحت انقلاب و نظام مي‌دانم. و خدا مي‌داند كه اگر نبود انگيزه‌اي كه همه ما و عزت و اعتبار ما بايد در مسير مصلحت اسلام و مسلمين قرباني شود هرگز راضي به اين عمل نمي‌بودم و مرگ و شهادت برايم گواراتر بود. اما چاره چيست كه همه بايد به رضايت حق تعالي گردن نهيم....
من در اينجا از همه فرزندان عزيزم در جبهه‌هاي آتش و خون كه از اول جنگ تا امروز به نحوي در ارتباط با جنگ تلاش و كوشش نموده‌اند تشكر و قدرداني مي‌كنم. و همه ملت ايران را به هوشياري و صبر و مقاومت دعوت مي‌كنم. در آينده ممكن است افرادي آگاهانه يا از روي ناآگاهي در ميان مردم اين مساله را مطرح نمايند كه ثمره خون‌ها و شهادت‌ها و ايثارها چه شد. اينها يقينا از عوالم غيب و از فلسفه شهادت بيخبرند و نمي‌دانند كسي كه فقط براي رضاي خدا به جهاد رفته است و سر در طبق اخلاص و بندگي نهاده است حوادث زمان به جاودانگي و بقا و جايگاه رفيع آن لطمه‌اي وارد نمي‌سازد....
خداوندا كشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزه‌اند و نيازمند به مشعل شهادت ; تو خود اين چراغ پر فروغ را حافظ و نگهبان باش. خوشا به حال شما ملت ! خوشا به حال شما زنان و مردان ! خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودين و خانواده‌هاي معظم شهدا! و بدا به حال من كه هنوز مانده‌ام و جام زهر آلود قبول قطعنامه را سركشيده‌ام و در برابر عظمت و فداكاري اين ملت بزرگ احساس شرمسازي مي‌كنم....
اكيدا به ملت عزيز ايران سفارش مي‌كنم كه هوشيار و مراقب باشيد قبول قطعنامه از طرف جمهوري اسلامي ايران به معناي حل مساله جنگ نيست و هنوز دشمن از شرارت‌ها دست بر نداشته است ; و چه بسا با بهانه جويي‌ها به همان شيوه‌هاي تجاوزگرايانه خود ادامه دهد. ما بايد براي دفع تجاوز احتمالي دشمن آماده و مهيا باشيم و ملت ما هم نبايد فعلا مساله را تمام شده بداند... در هر شرايطي بايد بنيه دفاعي كشور در بهترين وضعيت باشد....
من باز مي‌گويم كه قبول اين مساله براي من از زهر كشنده‌تر است، ولي راضي به رضاي خدايم و براي رضايت او اين جرعه را نوشيدم. و نكته‌اي كه تذكر آن لازم است اين است كه در قبول اين قطعنامه فقط مسئولين كشور ايران با اتكاي خود تصميم گرفته‌اند و كسي يا كشوري در اين امر مداخله نداشته است....»
امام (ره) در ادامه مي فرمايند:«ما در چارچوب قطعنامه 598 به صلحي پايدار فكر مي‌كنيم و اين به هيچ وجه تاكتيك نيست ولي سلحشوران ارتش اسلام بايد خود را آماده كنند كه اگر دشمن دست به حملاتي زد جواب مناسبي به آن بدهند.»
«...فرزندان انقلابی ام، ای كسانی كه لحظه ای حاضر نیستید كه از غرور مقدستان دست بردارید، شما بدانید كه لحظه لحظه عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما می گذرد. می دانم كه به شما سخت می گذرد، ولی مگر به پدر پیر شما سخت نمی گذرد؟ می دانم كه شهادت شیرینتر از عسل در پیش شماست، مگر برای این خادمتان اینگونه نیست؟ ولی تحمل كنید كه خدا با صابران است. بغض و كینه انقلابی تان را در سینه ها نگه دارید، با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگرید و بدانید كه پیروزی از آن شماست و تاكید می كنم كه گمان نكنید كه من در جریان كار جنگ و مسئولان آن نیستم. مسئولین مورد اعتماد من می باشند. آنها را از این تصمیمی كه گرفته اند شماتت نكنید، كه برای آنان نیز چنین پیشنهادی سخت و ناگوار بوده است. كه انشاءاللّه خداوند همه ما را موفق به خدمت و رضایت خود فرماید. من در اینجا به جوانان عزیز كشورمان، به این سرمایه ها و ذخیره های عظیم الهی و به این گلهای معطر و نوشكفته جهان اسلام، سفارش می كنم كه قدر و قیمت لحظات شیرین زندگی خود را بدانید، و خودتان را برای یك مبارزه علمی و عملی بزرگ تا رسیدن به اهداف عالی انقلاب اسلامی آماده كنید. و من به همه مسئولین و دست اندركاران سفارش می كنم كه به هر شكل ممكن وسایل ارتقای اخلاقی و اتقادی و علمی و هنری جوانان را فراهم سازید، و آنان را تا مرز رسیدن به بهترین ارزشها و نوآوریها همراهی كنید، و روح استقلال و خودكفایی را در آنان زنده نگه دارید. مبادا اساتید و معلمینی كه به وسیله معاشرتها و مسافرت به جهان به اصطلاح متمدن، جوانان ما را كه تازه از اسارت و استعمار رهیده اند، تحقیر و سرزنش نمایند و خدای ناكرده از پیشرفت و استعداد خارجیها بت بتراشند و روحیه پیروی و تقلید و گدا صفتی را در ضمیر جوانان تزریق نمایند. به جای اینكه گفته شود كه دیگران كجا رفتند و ما كجا هستیم به هویت انسانی خود توجه كنند و روح توانایی و راه ورسم استقلال را زنده نگه دارند. ما در شرایط جنگ و محاصره توانسته ایم آنهمه هنرآفرینی و اختراعات و پیشرفتها داشته باشیم. انشاءاللّه در شرایط بهتر زمینه كافی برای رشد استعداد و تحقیقات را در همه امور فراهم می سازیم. مبارزه علمی برای جوانان زنده كردن روح جستجو و كشف واقعیتها و حقیقتهاست و اما مبارزه عملی آنان در بهترین صحنه های زندگی و جهاد و شهادت شكل گرفته است و نكته دیگری كه از باب نهایت ارادت و علاقه ام به جوانان عرض می كنم این است كه در مسیر ارزشها و معنویات از وجود روحانیت و علمای متعهد اسلام استفاده كنید، و هیچگاه و تحت هیچ شرایطی خود را بی نیاز از هدایت و همكاری آنان ندانید. روحانیون مبارز و متعهد به اسلام در طول تاریخ و در سختترین شرایط همواره با دلی پر از امید و قلبی سرشار از عشق و محبت به تعلیم و تربیت و هدایت نسلها همت گماشته اند و همیشه پیشتاز و سپر بلای مردم بوده اند، بر بالای دار رفته اند و محرومیتها چشیده اند ، زندانها رفته اند و اسارتها و تبعیدها دیده اند، و بالاتر از همه ، آماج طعنها و تهمتها بوده اند، و در شرایطی كه بسیاری از روشنفكران در مبارزه با طاغوت به یاس و ناامیدی رسیده بودند، روح امید و حیات را به مردم برگرداندند و از حیثیت و اعتبار واقعی مردم دفاع نموده اند، و هم اكنون نیز در هر سنگری از خطوط مقدم جبهه گرفته تا مواضع دیگر، در كنار مردمند، و در هر حادثه غمبار و مصیبتآفرینی شهدای بزرگواری را تقدیم نموده اند. در هیچ كشور و انقلابی جز انقلاب بعثت و رسالت و زندگی ائمه هدی-علیهم السلام - و انقلاب اسلامی ایران سراغ نداریم كه رهبران انقلاب آنقدر آماج حملات و كینه ها گردند و این به خاطر صداقت و امانتداری است كه در وجود علمای متعهد اسلام متبلور است. مسئولیتپذیری در كشوری كه با محاصره ها و مشكلات اقتصادی و سیاسی و نظامی مواجه است كار مشكلی است. البته روحانیون متعهد كشور ما باید خودشان را برای فداكاریهای بیشتر آماده كنند، و در مواقع لزوم و ضرورت از آبرو و اعتبار خود برای حفظ آبروی اسلام و خدمت به محرومان و پابرهنگان استفاده كنند و جای بسی سپاس و امتنان است كه ملت رشید و دلاور ایران قدر خادمان واقعی خود را می شناسد، و فلسفه عشق و ارادت خود را به این نهاد مقدس در یك كلمه خلاصه می كند. علما و روحانیون متعهد اسلام هرگز به آرمان و اصالت و عقیده و هدف اسلامی ملت خیانت نكرده و نمی كنند. البته تذكر این نكته لازم است كه در تمام نوشته ها و صحبتها هر وقت نام روحانیت را به میان آورده ام و از آنان قدردانی نموده ام، مقصودم علمای پاك و متعهد و مبارز است، كه در هر قشری ناپاك و غیرمتعهد وجود دارد. و روحانیون وابسته ضررشان از هر فرد ناپاك دیگر بیشتر است و همیشه این دسته از روحانیون مورد لعن و نفرین خدا و رسول و مردم بوده اند، و ضربات اصلی را به این انقلاب، روحانیون وابسته و مقدسماب و دین فروش زده اند و می زنند و روحانیون متعهد ما همواره از این بی فرهنگها متنفر و گریزان بوده اند. من به صراحت می گویم ملیگراها اگر بودند، به راحتی در مشكلات و سختیها و تنگناها دست ذلت و سازش به طرف دشمنان دراز می كردند، و برای اینكه خود را از فشارهای روزمره سیاسی برهانند، همه كاسه های صبر و مقاومت را یكجا می شكستند و به همه میثاقها و تعهدات ملی و میهنی ادعایی خود پشت پا می زدند. كسی تصور نكند كه ما راه سازش با جهانخواران را نمی دانیم. ولی هیهات كه خادمان اسلام به ملت خود خیانت كنند! البته ما مطمئنیم كه در همین شرایط نیز آنها كه با روحانیت اصیل كینه دیرینه دارند و عقده ها و حسادتهای خود را نمی توانند پنهان سازند آنان را به باد ناسزا گیرند. ولی در هر حال آن چیزی كه در سرنوشت روحانیت واقعی نیست سازش و تسلیم شدن در برابر كفر و شرك است. كه اگر بندبند استخوانهایمان را جدا سازند، اگر سرمان را بالای دار برند، اگر زنده زنده در شعله های آتشمان بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستیمان را در جلوی دیدگانمان به اسارت و غارت برند هرگز اماننامه كفر و شرك را امضا نمی كنیم. علما و روحانیون انشاءاللّه به همه ابعاد و جوانب مسئولیت خودآشنا هستند ولی از باب تذكر و تاكید عرض می كنم امروز كه بسیاری از جوانان و اندیشمندان در فضای آزاد كشور اسلامی مان احساس می كنند كه می توانند اندیشه های خود را در موضوعات و مسائل مختلف اسلامی بیان دارند، با روی گشاده و آغوش باز حرفهای آنان را بشنوند و اگر بیراهه می روند، با بیانی آكنده از محبت و دوستی راه راست اسلامی را نشان آنها دهید. و باید به این نكته توجه كنید كه نمی شود عواطف و احساسات معنوی و عرفانی آنان را نادیده گرفت و فورا انگ التقاط و انحراف بر نوشته هاشان زد و همه را یكباره به وادی تردید و شك انداخت. اینها كه امروز اینگونه مسائل را عنوان می كنند مسلما دلشان برای اسلام و هدایت مسلمانان می تپد، و الا داعی ندارند كه خود را با طرح این مسائل به دردسر بیندازند. اینها معتقدند كه مواضع اسلام در موارد گوناگون همانگونه ای است كه خود فكر می كنند. به جای پرخاش و كنار زدن آنها با پدری و الفت با آنان برخورد كنید. اگر قبول هم نكردند، مایوس نشوید. در غیراین صورت خدایناكرده به دام لیبرالها و ملیگراها و یا چپ و منافقین می افتند، و گناه این كمتر از التقاط نیست. وقتی ما می توانیم به آینده كشور و آینده سازان امیدوار شویم كه به آنان در مسائل گوناگون بها دهیم، و از اشتباهات و خطاهای كوچك آنان بگذریم، و به همه شیوه ها و اصولی كه منتهی به تعلیم و تربیت صحیح آنان می شود احاطه داشته باشیم. فرهنگ دانشگاهها و مراكز غیرحوزه ای به صورتی است كه با تجربه و لمس واقعیتها بیشتر عادت كرده است، تا فرهنگ نظری و فلسفی. باید با تلفیق این دو فرهنگ و كمكردن فاصله ها، حوزه و دانشگاه درهم ذوب شوند، تا میدان برای گسترش و بسط معارف اسلام وسیعتر گردد. نكته دیگر اینكه من اكثر موفقیتهای روحانیت و نفوذ آنان را در جوامع اسلامی در ارزش عملی و زهد آنان می دانم و امروز هم این ارزش نه تنها نباید به فراموشی سپرده شود، كه باید بیشتر از گذشته به آن پرداخت. هیچ چیزی به زشتی دنیاگرایی روحانیت نیست و هیچ وسیله ای هم نمی تواند بدتر از دنیاگرایی ، روحانیت را آلوده كند. چه بسا دوستان نادان یا دشمنان دانا بخواهند با دلسوزیهای بیمورد مسیر زهدگرایی آنان را منحرف سازند، و گروهی نیز مغرضانه یا ناآگاهانه روحانیت را به طرفداری از سرمایه داری و سرمایه داران متهم نمایند. در این شرایط حساس و سرنوشتسازی كه روحانیت در مصدر امور كشور است و خطر سوءاستفاده دیگران از منزلت روحانیون متصور است، باید بشدت مواظب حركات خود بود. چه بسا افرادی از سازمانها و انجمنها و تشكیلات سیاسی و غیر آنها با ظاهری صددرصد اسلامی بخواهند به حیثیت و اعتبار آنان لطمه وارد سازند، و حتی علاوه بر تامین منافع خود، روحانیت را رو در روی یكدیگر قرار دهند. البته آن چیزی كه روحانیون هرگز نباید از آن عدول كنند و نباید با تبلیغات دیگران از میدان به در روند حمایت از محرومین و پا برهنه هاست، چرا كه هر كسی از آن عدول كند از عدالت اجتماعی اسلام عدول كرده است. ما باید تحت هر شرایطی خود را عهده دار این مسئولیت بزرگ بدانیم و در تحقق آن اگر كوتاهی بنماییم، خیانت به اسلام و مسلمین كرده ایم...»
(صحيفه نور، ج 21، ص 240) (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 2/100141272)