ممنوعیت استفاده از ماهواره

علت دستور نظام در مورد ممنوعیت استفاده از ماهواره چیست ؟ به نظر شما آيا اين بدليل ترس از روبرو شدن اذهان عمومي با حرفهاي نو وتازه وشايد منطقي از جانب شبکه هانیست ؟

با سلام و تشکر از مکاتبه و انعکاس ديدگاههاي خويش به اين مرکز، پاسخ سؤال شما را باتوضيح چند نکته مورد بررسی قرار می دهيم ؛ نکته اول اينکه آزادی در همه کشورها و نظام های سياسی صرف نظر از گرایشات مذهبی و سياسی نمی تواند مطلق و بدون قيد و شرط باشد چه اينکه آزادی مطلق موجب هرج و مرج شده و به نفی آن می انجامد از اين رو محدوديت در آزادی در عرصه های مختلف امری اجتناب ناپذير است و اين محدوديت بر اساس باورها و ارزش های حاکم بر هر جامعه و کشوری متفاوت خواهد بود .بر این اساس , معيارها و ملاک های محدوديت آزادی در عرصه های مختلف آن از جمله آزادی بيان در يک نظام دينی با نظام غير دينی متفاوت خواهد بود اما به هر حال در اصل محدوديت آزادی مشترک هستند . در نظام های لیبرال که مدعی تأمین بیشترين ميزان آزادی برای افراد هستند نيز این آزادی محدود به رعايت محدوده هايی است که از جمله می توان به لزوم رعايت مبانی و اصول لیبرالیسم مانند سکولاريزم , اومانيسم و دموکراسی و عدم مخالفت آن با آزادی ديگران,اشاره نمود . به عنوان نمونه جان استورات میل از نظریه پردازان مشهور غربی معتقد است «وقتی اوضاع وشرايطی که عقايد در آن ابراز می گردد چنان باشد که اظهار عقيده را به صورت نوعی تحريک برای انجام کاری , مخل مصالح مشروع ديگران در آورد , آن وقت حتی اظهار عقايد هم مصو نيت خود را از دست می دهد ... آزادی فرد تا آن درجه بايد محدود گردد که اعمال وی موجب زحمت يا زيان ديگران نگردد.»( جان استورات ميل , رساله درباره آزادی , تهران , مرکز نشر علمی فرهنگی , 1361, ص 141) از این رو در نظام های ليبرال نيز کسی نمی تواند خارج از چارچوب های مشخص شده گام بردارد و هر چند اين کشورها داعيه دار آزادی بيان هستند اما هرگز اجازه نمي دهند که مطالبی که بر خلاف مبانی حاکم بر آنهاست طرح شود . حتی فراتر از آن برخی از مسائل را با انگيزه های سياسی محدوده ممنوعه معرفی نموده اند که مسأله هولوکاست و ممنوعيت تحقيق پيرامون آن , شاهدی روشن بر اين مطلب است . در اسلام نیز هر چند اصل آزادی بيان و طرح ديدگاههای مختلف پذيرفته شده است اما در عين حال محدوده آن تا جايی است که طرح مطالب وسخنان گوناگون , موجب گمراهی , فساد اخلاق , فتنه , توطئه و آشوب نگردد , طبيعی است که نمی توان اجازه داد تحت عنوان آزادی و به بهانه آن مقدسات و ارزش های اسلامی و انقلابی مورد هجمه قرار بگيرد و با باورها و اعتقادات دينی مردم بازی شود . البته تا زمانی که طرح افکار و عقايد در چارچوب مبانی اسلام بوده و با هدف ضربه زدن به مبانی و اصول اسلامی و تخريب آن در جامعه نباشد , طرح آن اشکالی ندارد و موجب پويایی و روشن شدن افکار جامعه و اذهان مردم خواهد شد . بر اين اساس , ممنوعيت استفاده از ماهواره و وسايلی مانند آن در نظام جمهوری اسلامی , به دليل تأثيرات و پيامدهای مخرّب آنها بر جامعه و به ويژه نسل جوان است و از آنجا که نظام اسلامی وظيفه دارد فضای مناسب را برای رشد و تعالی مادی و معنوی افراد جامعه فراهم نمايد , نمی تواند اجازه بدهد وسايلی همچون ماهواره که فضای جامعه را آلوده نموده و زمينه انحرافات فکری و روحی افراد به ويژه جوانان را به وجود می آورند , آزادانه مورد استفاده قرار بگيرد و اين روشی است که علاوه بر اينکه بر اساس تعاليم دينی استوار است , کاملاً منطقی و عقلانی است زيرا عقل و منطق حکم می کند که از ابزار و وسايلی که به گونه ای سلامت جسمی و روحی افراد را به خطر می اندازد جلوگيری به عمل آيد مگر آنکه از استفاده صحيح آن توسط افراد و ايمن بودن از تاثيرات مخرب آن اطمينان داشته باشيم .کدام عقل و منطق می پذيرد که به افراد جامعه به ويژه نسل جوان به بهانه آشنا شدن با افکار جديد , بدون هيچ محدوديتی اجازه داده شود که از وسايلی همچون ماهواره که باورها و اخلاق و ارزش های انسانی و اسلامی را هدف قرار می دهند آزادانه و بدون هيچ محدوديتی استفاده کنند ؟ زيرا از يک سو تمامی افراد جامعه به ويژه نسل جوان , توانايی و قدرت لازم را برای تحليل و واکاوی مسايلی که در شبکه های مختلف ماهواره ای مطرح می شود را ندارند , برابر اين نمی توان آنها را در معرض چنين برنامه هايی قرار داد, منع انتشار کتب ضاله و گمراه کننده در جامعه از سوی اسلام نيز در همين راستا قابل تحليل است و از سوی ديگر مطالبی که توسط شبکه های ماهواره ای مطرح می شود با پوشش گسترده تبليغاتی همراه است که تشخيص صحت وسقم آن برای عموم افراد جامعه , امکان پذير نيست به ويژه با توجه به جايگاه ماهواره , رسانه ها و ابزاری از اين دست در جريان جنگ نرم , مطالبی که در شبکه های مختلف ماهوراه ای طرح می شود چنان با رنگ و لعاب و پوشش های تبليغاتی همراه است که در عمل قدرت فکر و تحليل را از بسياری از افراد می گيرد و تاثيرات مخربی در آنها ايجاد خواهد نمود . علاوه بر اينکه حجم برنامه های خلاف اخلاق و فاسد در اين شبکه ها کم نيست که نمی توان جوانان را در معرض آن قرار داد . ما منکر وجود برخی برنامه های مفيد در ماهواره نيستيم اما براستی چند درصد افرادی که از برنامه های ماهواره استفاد می کنند به شکل صحيح از آن استفاده می کنند و از برنامه های مفيد آن بهره مند می شوند؟ آيا می توان پذيرفت طيف گسترده جوانان از اين ابزار بدون ممنوعيت
نکته دوم اينکه هر چند برنامه های صدا وسيما رشد خوبی داشته است اما وجود پاره ای نواقص و اشکالات در برنامه های صدا وسيما قابل انکار نيست و لازم است ميزان جذابيت برنامه های آن افزايش پيدا کند و برنامه های متنوع بيشتری به ويژه برای نسل جوان تهيه و پخش شود اما نمی توان انتظار داشت که تمام اوقات فراغت جوانان را صدا وسيما پر نمايد بلکه اگر برنامه ريزی صحيحی چه توسط افراد و چه توسط دولت صورت انجام شود , افراد می توانند با استفاده از وسايل و امکانات ورزشی , فرهنگی , هنری و... بخش عمده ای از اوقات فراغت خويش را به شکل مناسبی پر نمايند . از اين رو نبايد تمام مسئوليت را در اين زمينه متوجه صدا وسيما دانست يا اينکه افراد به دنبال پر کردن تمام اوقات فراغت خويش با استفاده از تلويزيون باشند .
ونکته سوم اينکه هر چند صدا وسيما در نظام جمهوری اسلامی به دليل اهميت و جايگاه ويژه آن , خصوصی نيست اما اين به معنای استفاده نکردن از نيروهای با ستعدادها و توانمند در اين عرصه نبوده و زمينه و شرايط لازم و مناسب برای فعاليت افراد در عرصه های مختلف در آن وجود دارد و افراد می توانند در بخش های گوناگون برنامه ها و آثار خود را تهيه و در صدا وسيما عرضه نمايند البته طبيعی است که اين برنامه ها وآثار بايد مبانی و اصول اسلامی و انقلابی را رعايت نموده و در راستاي رشد و پيشرفت همه جانبه کشور باشد . (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 7/100140755)