اعدام منافقين -اعدامهاي سال 67

گفته مي شود بعد از عمليات مرصاد، با فرمان امام خميني(ره) زندانيان سياسي که بر سر موضع پيشين خود باقي مانده بودند، اعدام شدند، و وسايل و لوازم شخصي آنها به خانواده هايشان بازگردانده شد. در اين جريان حت

ضمن تشکر از حسن اعتماد شما به اين مرکز ، اعدام زندانيان سياسي ، ممنوعيت اعدام دوشيزگان و عقد آنها همه شايعات ساخته و پرداخته منافقين براي تطهير جنايات و خيانت هاي خود به کشور و تخريب وجهه نظام اسلامي مي باشد . در تبيين واقعيات مربوطه گفتني است :
پس از تهاجم نيروهاي سازمان منافقين در سال 67 با پشتيباني ارتش عراق به داخل ايران حضرت امام (ره)حکمي را درباره بررسي مجدد پرونده منافقين زنداني که همچنان بر سر موضع خود بودند و صدور محکوميت اعدام براي کساني که برنامه شورش در زندان ، هم‌زمان با برنامه‌هاي بيرون سازمان داشتند، صادر کردند . در زمينه دلايل صدور اين حکم که از مباني فقهي و حقوقي مستحکمي برخوردار است به اختصار مي توان به وضعيت کلي نيروهاي نظامي ايران در جبهه ها ، روحيه مردم در داخل کشور به واسطه انعکاس تحولات جبهه ها ، تبليغات وسيع درباره پيشروي هاي عراق از سوي راديوهاي بيگانه ، ورود مستقيم آمريکا به صحنه جنگ با ايران از طريق هدف قرار دادن هواپيماي مسافربري ، پيشروي نيروهاي منافقين به داخل خاک ايران و تصرف چند روستا و شهر اسلام آباد غرب ، انتقال اخبار مربوط به تحولات جبهه ها و ورود منافقين به داخل ايران ، بروز تحرکات و تنشهائي در زندان با سردمداري عناصر بر سر موضع منافقين ، آغاز فعاليت برخي هواداران منافقين در سطح جامعه و ايجاد حرکت هائي براي برپائي آشوب و شورش در سطح شهرها ، انتشار پيامهاي مستمر سازمان منافقين از طريق راديو هاي متعلق به آنها و ترغيب و تحريک مردم به شورش ، اشاره داشت .
در چنين اوضاع و احوالي حضرت امام (ره) بر مبناي ديدگاه فقهي خود ، از مسئولان مربوطه خواستند تا ضمن بررسي مجدد وضعيت منافقين در زندان ، آن دسته از اين افراد را که همچنان بر سر موضع تشخيص مي دهند ، به عنوان نيروهاي داخلي يک سازمان محارب که با استفاده از فرصت ، در صدد آشوبگري و تحريک ديگران به شورش هستند ، اعدام کنند . در حکم حضرت امام (ره) در اين باره چنين آمده است : « از آنجا که منافقين خائن به هيچ وجه به اسلام معتقد نبوده و هر چه مي‌گويند از روي حيله و نفاق آنهاست و به اقرار سران آنها از اسلام ارتداد پيدا کرده‌اند، با توجه به محارب بودن آنها و جنگ کلاسيک آنها در شمال و غرب و جنوب کشور با همکاري‌هاي حزب بعث عراق و نيز جاسوسي آنها براي صدام عليه ملت مسلمان ما ، و با توجه به ارتباط آنان با استکبار جهاني و ضربات ناجوانمردانهٔ آنان از ابتداي تشکيل نظام جمهوري اسلامي تا کنون، کساني که در زندان‌هاي سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاري کرده و مي‌کنند، محارب و محکوم به اعدام مي‌باشند .»
همانگونه که ملاحظه مي شود حضرت امام (ره) ضمن بيان مباني فقهي صدور اين حکم ، صرفاً آن دسته از منافقين زنداني که « بر سر موضع نفاق خود پافشاري کرده و مي کنند » را « محارب و محکوم به اعدام » برشمرده که لازم است حد محارب در خصوص آنها اجرا شود . و تشخيص اين موضوع را نيز به رأي اکثريت قاضي شرع ، دادستان و نماينده وزارت اطلاعات واگذار مي کند ، با تأکيد بر اينکه « احتياط در اجماع است. » و منافقين زنداني اي که از عملکرد «سازمان منافقين» برائت جسته و توبه مي‌کردند، اعدام نمي‌شوند.
البته بررسي مجدد پرونده منافقين زنداني قبل از اين مقطع نيز سابقه داشته و بدون حکم و نظر امام نيز اينکار صورت مي گرفته است . به عنوان مثال در سال 1360 نيز همزمان با شورشهاي شهري و ترورهاي گسترده منافقين ، شورشي نيز در زندان صورت مي گيرد و 12 نفر در اين ارتباط تيرباران مي شوند. در اينجا مناسب است به توصيه اکيد حضرت امام (ره) در آن ايام مبني بر پرهيز از تندروي در رفتار با زندانيان گروهک هاي ضد انقلاب اشاره شود . ايشان در سخنراني خود به مناسبت فاجعه انفجار در حزب جمهوري اسلامي به تاريخ 9/4/1360 فرمودند : « من يک کلمه به برادران دادگاه و کساني که رئيس زندان هستند و اشخاصي که زندانبان هستند مي‌گويم و آن اينکه اينطور نباشد که يک جنايتي واقع شد، اينها آرامش خودشان را از دست بدهند و خداي ناخواسته با زندانياني که الان هستند، ولو اين زندانيان از همين گروه‌هاي فاسد باشند، با خشونت غير انساني عمل کنند. با آرامش و با احترام عمل کنند. لکن دادگاهها احکام را با دقت بررسي کنند،و پرونده ها را بررسي کنند ، آنها را بر محکمه‌ها بنشانند و ازشان استفسار کنند . با قاطعيت هرچه بايد بکنند، عمل کنند، لکن اين طور نباشد که حالا از باب اينکه يک دسته از ما به وسيله همين گروه‌ها از بين رفته، حالا ما در حبس با اشخاصي که محبوس هستند خداي ناخواسته به خلاف موازين اسلام رفتار کنند و من مي‌دانم نمي‌کنند، گرچه آنهايي که بايد به شما تهمت بزنند، تهمت را مي‌زنند. »
اما در سال 1367 ، وضعيت متفاوتي با سال 1360 وجود داشت ؛ در سال 60 سازمان منافقين اگر چه از حمايت هاي سياسي و تبليغاتي بيگانه بهره مي برد اما به هر حال يک گروه ضد انقلاب داخلي به شمار مي آمد که دست به عمليات تروريستي و انفجاري در داخل مي زد و البته با عوامل اين عمليات نيز برخورد مي شد . ولي در سال 67 اين گروه در قالب يک « ارتش متجاوز » ظاهر شد که از پشتيباني کامل نيروهاي نظامي بيگانه برخوردار بود . و با اتکاء به همين پشتيباني ها توانسته بود راه خود را به داخل خاک ايران باز کند و بخشي از آن را به اشغال خود در آورند . و در کنار آن مسائلي نظير بروز تحرکات و تنشهائي در زندان با سردمداري عناصر بر سر موضع منافقين ، آغاز فعاليت برخي هواداران منافقين در سطح جامعه و ايجاد حرکت هائي براي برپائي آشوب و شورش در سطح شهرها ، انتشار پيام هاي مستمر سازمان منافقين از طريق راديو هاي متعلق به آنها و ترغيب و تحريک مردم به شورش ، همه بيانگر موج تازه توطئه هاي اين گروهک مي باشد . از سوي ديگر آمريکا نيز با حضور پرنگ نظامي در خليج فارس و هدف قرار دادن يک هواپيماي مسافربري و حمله به ناوچه ها و نفت کشهاي ايراني عملاً وارد عرصه جنگ با نظام جمهوري اسلامي شده و طبعاً از نيروهاي نظامي معارض نيز حمايت به عمل مي آورد . در اين شرايط حضرت امام (ره) به منظور خنثي کردن توطئه و تحرکي که در حال شکل گيري بود ، ضمن سفارشهاي لازم به منظور تشخيص صحيح «برسر موضع نفاق بودن » دستور برخورد با عوامل داخلي اين توطئه را صادر مي فرمايند.( ر.ک : پاسداشت حقيقت، مسعود رضايي، و عباس سليمي نمين، تهران:دفتر مطالعات و تدوين تاريخ ايران، ۱۳۸۱ )
در ادامه به گوشه هائي از جنايات گروهک تروريستي منافقين اشاره مي شود :
سازمان تروريستي منافقيني گروهي است که از سال 61 تا 67، 15 هزار بيگناه را در خيابان‌هاي تهران و ديگر شهرها ترور مي‌كردند. منافقين كساني بودند كه در سال 58 و 59 جنگ‌هاي تجزيه طلبانه‌اي را در كردستان، آذربايجان، تركمن صحرا و ديگر شهرها به راه انداختند و اينها همان كساني بودند كه در ماه رمضان يكي از سال‌هاي اوايل دهه 60 با حمله به خانه يك فرد بسيجي كه تنها جرمش حزب اللهي بودن و حضور در جبهه‌هاي نبرد حق عليه باطل بود، سر سفره افطار، سر فرزندانش را با تيغ موكت‌بري بريدند. يك بار در عروسي فرزند يكي از فئودال‌هاي وابسته به منافقين، تعدادي از جهادگران انقلاب که عموماً از دانشجويان مسلمان و انقلابي بودند را در مقابل عروس و داماد، به جاي گوسفند سر بريدند.
منافقين ضمن جاسوسي براي صدام در جنگ تحميلي و نيز برخي ديگر از جنايت‌هاي ددمنشانه آنها از جمله به گلوله بستن مجروحان در بيمارستان‌ها و نيز به شهادت رساندن 72 تن از بهترين نيروهاي انقلاب ، از سال 60 و 61 تا آخر جنگ در خيابان‌ها مي‌گشتند و هر دختر و پسر حزب‌اللهي را بدون اينكه حتي بدانند اين شخص كيست به مسلسل مي‌بستند و حتي در مغازه‌هايي كه عكس امام(ره) بر روي ديوار آن نصب بود، نارنجك مي‌انداختند.
شكنجه‌هايي كه منافقين بر روي نيروهاي انقلابي و حزب اللهي انجام مي‌دادند، روي ساواك را نيز سفيد کرد . (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 1/100137771)