استقبال از رهبري -تعريف و تمجيد از رهبري

چرا با توجه به اين كه امام علي (ع) از تعريف هاي ديگران و چاپلوسان نزد خود انتقاد مي كرد و مي فرمود: مرا همچون حاكمان تمجيد و تحسين نكنيد ولي شعرا نزد مقام معظم رهبري مي آيند و او را تمجيد مي كنند و در

با سلام وتشکر از حسن اعتماد شما به این مرکز ، توجه وتیزبینی شما نسبت به مسائل مختلف قابل تحسین است . در پاسخ به شبهه مذکور لازم است بدانیم که اولا این امر، مساله جدیدی نبوده و در زمان حضرت امام نیز وجود داشته است ومردم در دیدارهای مختلف با ایشان با ابراز احساسات فراوان به تمجید ازامام پرداخته واشعار وسرودهای مختلفی در وصف ان بزرگوار می خواندند.
ثانیا باید دید که منشا وفلسفه این تمجیدها چیست اگر منشا ان خدایی باشد یعنی مردم به خاطر جایگاه وشخصیت رهبری (نه شخص رهبری) که جایگاه نیابت از امام معصوم (ع) است واحترام به ان احترام به امام زمان (عج) است این اشعار را می خوانند ،نه تنها خالی از اشکال است بلکه تکریم و بزرگداشت دین ودستورات قران واهل بیت در مورد ولی امر واحترام به جایگاه رفیع ولایت است.
حال از انجا که شبهه مذکور از جهات متعددی نظیر شبهه ایست که اخیرا در مورد استقبال مردم قم از رهبر معظم انقلاب مطرح شده وعده ای مغرض استقبال از ایشان را مغایر با سیره ائمه دانسته اند ،متن پاسخ حجة الاسلام والمسلمین پناهیان که تاحدود زیادی پاسخگوی شبهه جنابعالی نیز می باشد را عینا نقل می کنیم :

در مورد اصل استقبال از مسئولین نظام اسلامی، بعضی‌ها شبهه‌ای مطرح می‌کنند که برگرفته از کلام امیرالمؤمنین خطاب به مردمی است که به استقبال ایشان آمده بودند. حضرت آن‌ها را از این کار نهی فرمودند. نظر شما در این‌باره چیست؟
...اجازه بدهید اصل داستان را ببینیم. در حکمت 37 نهج البلاغه آمده است: «وَ قَدْ لَقِيَهُ عِنْدَ مَسِيرِهِ إِلَى الشَّامِ دَهَاقِينُ الْأَنْبَارِ فَتَرَجَّلُوا لَهُ وَ اشْتَدُّوا بَيْنَ يَدَيْهِ» در مسیری که حضرت به سمت شام می‌پیمودند، گروهی از مردم شهر «انبار» حضرت را دیدند و شروع کردند پیاده به دنبال امام و در مقابل ایشان دویدن. چیزی شبیه مراسم استقبال یا بدرقه انجام دادند.
ابتدا حضرت اعتراض نکردند، بلکه از علت کارشان سوال کردند و فرمودند: «مَا هَذَا الَّذِي صَنَعْتُمُوهُ؟» این چه کاری است که انجام می‌دهید؟ مگر حضرت نمی‌دانستند آن‌ها چه کار می‌کنند؟ معلوم بود که به استقبال آمده‌اند. اما منظور حضرت از این سؤال این بود که فلسفه این کار شما چیست؟ به عبارت دیگر حضرت می‌فرمایند: «*برای چه این کار را می‌کنید؟*» آن‌ها در جواب گفتند: «خُلُقٌ مِنَّا نُعَظِّمُ بِهِ أُمَرَاءَنَا» این عادت ماست، هرکسی رئیس شود ما این کار را برایش می‌‌کنیم. بعد از این‌که فلسفه این کار خود را بیان کردند، حضرت آن‌ها را از این کار نهی کردند و فرمودند که این کار نفعی برای امرای شما ندارد. شما هم در دنیای خود ضرر می‌کنید و آخرتتان را هم خراب می‌کنید.
اما اگر آن‌ها در جواب حضرت می‌گفتند: «ما شنیدیم رسول خدا(ص) فرموده است: علی ‌جانم اگر نمی‌ترسیدم که مردم در مورد تو چیزی را بگویند که در مورد عیسی‌بن‌مریم گفتند (فرزند خدا بودن )، در مورد تو سخنی می‌گفتم که از هرجا رد شوی مردم خاک کف پای تو را به عنوان تبرّک بردارند [روایت مشهوری در کتاب اختصاص شیخ مفید، ص 150] و ما به این دلیل که تو وصی رسول ربّ‌العالمین هستی دورت را گرفته‌ایم» حضرت مانع آن‌ها نمی‌شدند. همان‌طور که رسول خدا(ص) در زمان هجرت مانع استقبال مردم مدینه نشدند و همچنین حضرت رضا(ع) در ارتباط با استقبال‌کنندگان نیشابور هیچ نهی نکردند و بلکه حدیثی نیز به آن‌ها هدیه کردند. در حالی‌که هر دوی این استقبال‌ها بسیار پرشورتر و پرجمعیت‌تر از آن استقبال مردم شهر انبار بود. بنابراین نیت و انگیزه استقبال خیلی اهمیت دارد و تعیین کننده است.
به همین دلیل است که طبق روایات حضرت بقیةالله(عج) وارد هر شهری می‌شوند، مردم استقبال شدیدی از ایشان می‌کنند. حتی در روایت دارد که یاران خوب حضرت جهت تبرّک، به مرکب ایشان دست می‌کشند «يَتَمَسَّحُونَ بِسَرْجِ الْإِمَامِ يَطْلُبُونَ بِذَلِكَ الْبَرَكَةَ». این نشان می‌دهد که اصل استقبال اشکالی ندارد، مهم این است که فلسفه آن چه باشد. اگر فلسفه آن شاه‌پرستی باشد، باید ترک شود ولی اگر فلسفه آن خدایی باشد، نه تنها اشکالی ندارد، بلکه طبق روایات، یکی از اوصاف یاران امام زمان(ع) است.

ما استقبال و بدرقه‌ای را خوب می‌دانیم که خودش قیام لِلّه و تظاهرات ولایی است. پیغامی است برای دعوت آقا امام زمان(عج). این جنبه استقبال برای ما ملاک است و قداست دارد. اجازه بدهید در این زمینه خاطره‌ای از حضرت امام(ره) نقل کنم:
حضرت امام(ره) زمانی که در نجف یا قم تدریس می‌کردند وقتی سرِ درس می‌رفتند، شاگردانشان را از این‌که برایشان صلوات بفرستند نهی می‌کردند. راضی نبودند شاگردهایشان حتی احترامی در این حد برایشان قائل باشند. می‌گفتند صلوات را جای دیگری بفرستید. همین امام وقتی بنا بود بعد از سال‌ها دوری از وطن به ایران بازگردند، نه تنها از شکل‌گیری کمیته استقبال ممانعت نکردند، بلکه توصیه‌ها و هماهنگی‌هایی را هم با آن کمیته داشتند.
امامی که راضی نبود سرِ درسش کسی به احترام ایشان بلند شود و صلوات بفرستد، از برنامه‌ریزی برای استقبال میلیونی در تهران ممانعت نکردند. چون این استقبال، استقبال از شخص نبود؛ استقبال از شخصیت و جایگاه مقدّس ولایت بود. بعد از انقلاب هم همین روش ادامه داشت. حضرت امام(ره) به ابراز ارادت مردم میدان می‌داد. چون این ابراز ارادت به شخص ایشان نبود. اگر آن روز هم مردم شهر «انبار» به امیرالمؤمنین(ع) می‌گفتند که «آقاجان چون شما ولی‌الله‌ هستید، جان پیامبر و وصی او هستید، ما به خاطر خدا به شما احترام می‌گذاریم» یقیناً امیرالمؤمنین برخورد دیگری می‌کردند.
وقتی مردم آب وضوی پیامبر را به عنوان تبرّک می‌بردند ایشان مانع نمی‌شدند. چرا پیامبر در این خصوص مانع مردم نمی‌شدند؟ چرا به آن‌ها نمی‌فرمودند: «این چه کاری است که می‌کنید؟ خودتان را ذلیل نکنید!» چون می‌دانستند مردم این کار را به خاطر خدا و با معرفت انجام می‌دهند. اگر مردم می‌گفتند: «هرکسی رئیس ما باشد وقتی دست و صورتش را می‌شوید ما آبش را جمع می‌کنیم»، قطعاً حضرت مانع می‌شدند.


درپایان امیدواریم که مطالب ارائه شده توانسته باشد ابهامات شما رابر طرف کند. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 8/100137471)