تفاوت حکومت و ا مامت از منظر نهج البلاغه

آيا حکومت و امامت از ديدگاه حضرت علي (ع) با هم متفاوت است؟موارد مستند در نهج البلاغه را بيان فرماييد؟

اگر منظور شما از امامت معنای لغوی انست باید بدانیم که امامت در لغت به معنای پیشوایی و رهبری است و هر کسی که متصدی رهبری گروهی شود «امام»نامیده می شود ،خواه در راه حق باشد یا در راه باطل، چنانکه در قران کریم واژه ائمه کفردرباره سران کفار به کار رفته است .اما اگر منظور معنای اصطلاحی امامت است جواب سوال متفاوت خواهد بود همانگونه که در علم کلام، امامت عبارت است از ریاست همگانی و فراگیر بر جامعه اسلامی در همه امور دینی و دنیوی .
بررسی مفهوم امامت در نهج البلاغه نشان دهنده این است که امامت مجموعه ای است که دارای ابعاد مختلفی می باشد وتا همه ان ابعاد محقق نشود امامت به معنای واقعی اش محقق نخواهد شد . این ابعاد عبارتند از :
1- مرکزیت ومحوریت امام در جامعه اسلامی ( خطبه سوم- وان محلی منها محل القطب من ارحا) جایگاه من نسبت به حکومت اسلامی چون محور اسیاب است .
2- گزینش خدایی بر اساس خصایص برتر( خطبه سوم - ولهم خصایص حق الولایة) حق ولایت به انها (اهل بیت) اختصاص دارد.
3- پذیرش از طرف مردم -البته این شرط به معنای ان نیست که امام بدون پذیرش عمومی صلاحیت ندارد بلکه به این معناست که انعقاد وعینیت امامت در جامعه با این شرط تحقق می یابد (خطبه 173 ولعمری لکانت الامامة لاینعقد ... ).
4- امامت یک مسئولیت است ونه یک مقام (خطبه سوم: در آخرین فراز خطبه سوم چنین می‏خوانیم:
«اما والذی فلق الحبه و برء النسمه لولا حضور الحاضر و قیام الحجه بوجود الناصر و ما اخذ الله علی العلما الا یقاروا علی کظه ظالم و لا سغب مظلوم لا لقیت حبلها علی غاربها و لسقیت آخرها بکاس اولها و لا لفیتم دنیاکم هذه ازهد عندی من عفطه عنز».
آگاه باشید سوگند به خدایی که بذر را شکافت و جانها را آفرید اگر نبود حضور مردمی که برای بیعت آمده بودند و اگر نبود حضور مردمی که برای بیعت آمده بودند و اگر نبود حجت که با آمادگی کسانی که بیاری شتافتند بر من تمام شد و اگر نبود میثاقی که خدا از علما گرفت که هرگزبر پرخوری ظالم و گرسنگی مظلوم صحه نگذارند البته زمامداری بر شما را رها می‏کردم آنچنان که مرکبی را با انداختن ریسمانش بدوشش رها می‏کند و با پیاله بی اعتنایی انجام را چون آغاز سیراب می‏کند در آن هنگام می‏دیدید که دنیای شما پیش من از اخلاط دماغ بز هم بی ارزشتر است.

اما بررسی مفهوم حکومت در نهج البلاغه نشان می دهد که حکومت به معنای فرمانروایی است همچنین حکومت وظیفه سیاسی اجتماعی امام معصوم (ع) است که در صورت فراهم شدن شرایط ان ، در جامعه تحقق عینی می یابد. امیرالمومنین (ع) در مورد حکومت در خطبه 40 نهج البلاغه (در رد سخن خوارج که می گفتند لا حکم الا لله) می فرمایند :
کلمة حق یراد بها الباطل نعم انه لا حکم الا لله ولکن هؤلاء یقولون لا امرة الا لله وانه لابد للناس من امیر بر اوفاجر سخن حقی است که از ان اراده باطل شده است،اری درست است که هیچ فرمانی به جز فرمان خدا نیست اما اینها می گویند هیچ حکومتی به جز حکومت خدا نیست در حالی که مردم به حاکمی (غیر از خداوند)هم نیاز دارند حال چه ان حاکم خوب باشد یا بد.
در این خطبه امیرالمومنین (ع)صراحتا بیان می دارند که گاهی حکومت بد وغیر الهی هم بهتر از نبود حکومت وهرج ومرج است چرا که در سایه همین حکومت بعضی از حداقل ها مانند امنیت و نظم و... تا حدودی تامین می شود.
نتیجه اینکه امامت در معنای اصطلاحی خود با حکومت متفاوت خواهد بود چنانچه حضرت می فرمایند حکومت حاکم فاجر بهتر از نبود حکومت است زیرا اگر حکومت وامامت یکی بودند حضرت هیچ گاه تعبیر حکومت فاجر را به کار نمی بردند لذا از نظر ان حضرت امامت وحکومت یکسان نیستند .
از نظر منطقی نیز می توان گفت رابطه امامت و حکومت عموم و خصوص من وجه است ،به این معنا که هرچند همه ائمه از لحاظ باطنی دارای مقام حکومت هستند اما در ظاهر فقط بعضی از ان بزرگواران حکومت تشکیل داده اند یا خواهند داد ،همچنین همه حاکمان امام نیستند بلکه فقط بعضی از حاکمان امامند.

1- نهج البلاغه - ترجمه مرحوم دشتی
2- اموزش عقائد – ایت الله مصباح یزدی
3- امامت از دیدگاه نهج البلاغه- عمید زنجانی- پایگاه اطلاع رسانی گروه معارف دینی. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 13/100133278)