جمهوري اسلامي و چالش کارآمدي ( قسمت اول)

اشاره
«کارامدي»، در حقيقت بيانگر قابليت و توانايي ادارة هر کشور توسط مديران و کارگزاران شايسته آن است؛ و ايفاي بهينه کارْ ويژه‌هاي دولت و کسب حداکثر رضايتمندي مردم را درپي دارد
مقالة حاضر با ملحوظ داشتن سرايت برخي ناکارامدي‌ها به بخش‌هايي از بدنة مديريتي کشور، به دنبال پاسخ به اين سئوال است که:"مفهوم نظري و عملي کارامدي و کارايي در نظام سياسي اسلامي به چه معنا و داراي چه شاخصه‌هايي است و از سويي ديگر چه راهکارهايي براي افزايش کارامدي نظام فعلي جمهوري اسلامي قابل پيش‌بيني و پيشنهاد است؟"
مؤلف در راستاي پاسخگويي به اين سئوالِ مهم در عرصه علم مديريت و سياست، تلاش نموده با شناسايي چالش‌هاي کارامدي، راه حل‌هايي را براي غلبه بر آن عرضه بدارد.

مقدمه
مفهوم کارامدي[1]و کارايي[2] از مهمترين مفاهيم علوم مديريت و اقتصاداند؛ و تقريباً از چندين دهة گذشته در عرصة علم سياست نيز به طور جدي پاي نهاده و مطرح شده‌اند. از آنجا که هر سامانة مديريتي و هر سازماني، به دنبال بيشينه کردن کارامدي و کارايي خويش است، بديهي است که گسترده‌ترين و مقتدرترين سازمان موجود، يعني نهاد دولت هم بدنبال دستيابي به اين هدف حياتي باشد؛ تا با داشتن پيشيني مشروعيت اوليه، به مشروعيت‌سازي جديدي دست يازيده و مشروعيت ثانويه و يا کارامدي را نيز کسب کند؛ و بدين وسيله دوام و پايمندي خويش را، با تحصيل رضايت افزون‌تر شهروندان، بيش از پيش تضمين نمايد. کارامدي، در حقيقت بيانگر قابليت و توانايي اداره هر کشور توسط مديران و کارگزاران شايسته آن است و ايفاي بهينه کار ويژه‌هاي دولت و کسب حداکثر رضايتمندي مردم را درپي دارد. امروزه با گذشت بيست‌وشش سال از انقلاب اسلامي و مردمي ايران، و بالطبع با تأسيس جمهوري اسلامي، کمتر کسي ترديدي در پايه‌هاي مشروعيت اين نظام روا مي‌دارد. اما اين نيز واقعيت دارد که هر حکومتي ممکن است در عرصة تحقق کارْ ويژه‌ها، و وظايف و اهداف خود با درجه‌اي از ناکارامدي و دغدغه آن مواجه شود. از سويي متأسفانه برخي نيز عنادورزانه سعي در ايجاد شبهه ناکارامدي حکومت ديني و تشکيک در توان آن در پاسخگويي به انتظارات و خواسته‌هاي مردم دارند. اين در حالي است که کاهش کارامدي، بيماري گريزناپذير هر نظام سياسي است و نظام‌هاي موفق آنهايي هستند که همواره با ارائه راهکارهاي نظري و عملي، سعي در علاج اين بيماري موسمي دارند. هر چند اين مداوا قطعي نيست؛ بلکه زمانمند و موقت است. از سوي ديگر، حتي نظام‌هاي کارآمد نيز به دنبال تجربه راه‌هاي جديدي براي افزايش کارامدي خود هستند زيرا اين واقعيت دارد که ناکارامدي يکي از اساسي‌ترين چالش‌هاي توسعه و پيشرفت هر کشور و از عوامل مُخلّ عمده اين مسير است؛ و هر گونه طراحي توسعه مي‌بايستي جاي ويژه‌‌اي را براي ارتقاء کارامدي در کليه جوانب و عرصه‌ها قائل باشد.
در اين راستا، مقالة حاضر با ملحوظ داشتن سرايت اين ناکارامدي به بخش‌هايي از بدنه مديريتي کشور، به دنبال پاسخ به اين سئوال است که: مفهوم نظري و عملي کارامدي و کارايي به چه معنا و داراي چه شاخصه‌هايي است و از سويي چه راهکارهايي براي افزايش کارامدي نظام فعلي جمهوري اسلامي قابل پيش‌بيني و پيشنهاد است؟"
در زمينه اين پژوهش، تحقيقات بسيار ناچيزي صورت گرفته که اکثريت آنها به صورت مقاله است که عمدتاً در اين نوشتار مورد بررسي قرار گرفته‌اند.
شايان ذکر است دو مفهوم «کارامدي» و «کارايي» داراي تفاوت معنايي هستند؛ اما به دليل عدم رعايت اين تمايز از سوي بسياري از مؤلفين، اين دو در اين مقاله گاهي و از سر ناچاري به صورت مترادف به کار رفته است. به عنوان نمونه مفاهيم "کارايي" و "کارامدي و اثر بخشي" در بسياري از فرهنگ‌ها و متون مرتبط با علم اقتصاد و دانش مديريت؛ به معناي "استفاده مطلوب از منابع يا عوامل توليد يا قابليت و توانايي رسيدن به اهداف از پيش تعيين شده و مشخص"[3] تعريف شده‌اند. در حالي که اين سه مفهوم، حداقل در دو حوزه معنايي قابل تفکيک هستند. تقريباً در ترادفِ صحت و بکارگيري دو واژه کارامدي و اثربخشي ترديدي نيست؛ و امروزه در زبان فارسي وقتي يکي از آنها را به کار مي‌برند، ممکن است مقصودشان ديگري باشد؛ با اين حال بايد توضيح داد که کارايي و کارامدي به چه معنا است؟ صاحب‌نظران، کارامدي را در گرو کسب هدف‌هاي تعيين شده و رضايت خاطر کساني که در رسيدن به اهداف نقش دارند مي‌دانند، اما "کارايي در بکارگيري و تخصيص منابع توليد، در استفاده از منابع توليد و صَرف حداقل هزينه براي هر ميزان توليد است. و اين مستلزم آن است که اول از ضايعات و سطح اندک کارايي تکنولوژيک اجتناب شود و بعد براي دستيابي به فرآيند توليدي با کمترين هزينه، داده‌ها با مناسب‌ترين قيمت انتخاب گردند.[4]"
اما شاخصه‌هاي کارامدي و راهکارهاي افزايش آن در نظام اسلامي چيست و چگونه تعريف مي‌شود؟ شايان ذکر است که واژه کارايي و کارامدي (اثر بخشي) از مفاهيم جديدي در عرصه علم مديريت و سياست مي‌باشد و انتظار نمي‌رود که در متون و آثار گذشتگان اعم از اسلامي و ايراني و حتي غربي به آن اشاره شده باشد. بنابراين و با توجه به فقدان و يا ندرت اين واژه - در معاني مصطلح- در آثار و منابع اسلامي، اين مفهوم ابتدا در نهج‌البلاغه - به عنوان عالي‌ترين منشور حکومت اسلامي - مورد کاوش قرار مي‌گيرد؛ و سپس با توجه به تجربه نادر بيست و شش ساله تأسيس حکومت اسلامي در ايران، کارامدي در اين نظام بررسي مي‌شود.

بخش اول - مفهوم کارامدي در نظام سياسي علوي
مفهوم اداره - يا به تعبير امروزي‌تر "مديريت" - در کلمات و بيانات امام علي(ع) با واژه‌هايي مانند : تدبير، امره، قدرت، سيد وسيادت و راعي به کار گرفته شده است. از سويي مفهوم "کارايي" با وجود تازه و عصري بودنش در نهج‌البلاغه نيز به طور اخص و صريح اگر چه کمتر مورد اشاره قرار گرفته، اما مضمون آن به خوبي در اين زمينه به طور عام قابل مشاهده است. شايان ذکر است در حالي که پيشرفت و کارايي در سازمان و نظام‌هاي غير ديني و لائيک، تنها با ملاحظات مادي سنجيده مي‌شود، سازمان‌ها و نظام‌سياسي در اسلام، پا را از اين ملاحظات مادي فراتر مي‌نهد؛[5] و فقط به فکر اهداف زودگذر و کوتاه مدت بر پايه ملاحظات اقتصادي و کارايي اقتصادي و مادي نيست و بدينوسيله، هدف‌هاي فردي، اجتماعي، سازماني و حکومتي را صرفاً در پرتو محاسبات مادي نمي‌نگرد، بلکه ابعاد معنوي کارايي و شرافت انساني و ارتقاء کرامت بشري را نيز در رفتار سازماني و تعامل حکومت و مردم مد نظر دارد؛ و بيشترين بازده مادي را به گونه‌اي متقارن با افزايش بهينه و کارايي بازده‌هاي معنوي در نظر مي‌گيرد.
امام علي(ع) به مفهوم کارايي اشاراتي اختصاصي داشته که حداقل دو مورد آن توسط نگارنده رؤيت و درک شده است. لازم به ذکر است اصلي‌ترين واژه مترادف "کارايي"، در زبان عربي کلمه "نفاذيه" و از مصدر ثلاثي مجرد "نفذ" است، که امام(ع) به طور دقيق در حوزه مديريت و حکمراني اجتماع، با کلماتي مشتق از اين ثلاثي، به کارايي واثر بخشي اشاره نموده‌اند که عين اين عبارات "نفاذهم" و "نفذ"است. امام(ع) در نامه خويش به مالک‌اشتر داشتن کارايي را از مختصات و شرايط وزيران لايق بر مي‌شمارند و در اين فراز مهم (نامه 53، بند 17) ، کلمه "نفاذ" را به معناي "کارا" و در نتيجه "نفاذهم" را به معناي "کاراترين" ايشان به کار برده اند.[6] همچنين در فراز ديگري امام(ع) با جمله: "من عدل، نفذ حکمه"[7]، عدالت ورزي را ماية اثربخشي و کارايي عملکرد حکومت به شمار آورده‌اند.
شايان ذکر است که در زبان انگليسي براي معناي کلمه "کارامدي" نيز از واژه Competence به معناي "صلاحيت و سزاواري" هم استفاده مي‌شود. با اين ملاحظه مي‌توان به جرات اذعان کرد که امام(ع) با تأکيدي که همواره بر شايسته‌سالاري و گزينش شايستگان داشته‌اند، در فرازهاي بي‌حدي با عباراتي مانند: " صلاح الولاة، اصلحهم، خيرهم، اعلمهم، اقواهم، شفاعة الکفايه، و ...." همواره اصرار داشته‌اند که صالح‌ترين، بهترين، عالم‌ترين، قوي‌ترين، و با کفايت‌ترين کارگزاران در رأس تدبير و مديريت جامعه قرار گيرند. از جمله در بندهاي متعددي از نامه خطاب به مالک‌اشتر، دربارة گزينش فرماندهان، کُتّاب و منشيان و ...، منوط به انتخاب سزاوارترين و بهترين‌ها شده است.[8]
علاوه بر جستجوي واژه کارامدي در نهج‌البلاغه، مي‌توان به مفهوم‌سازي در اين باره پرداخت و با توجه به اينکه بسياري از انديشمندان معاصر همچون "ليپست" کارايي و کارامدي را عملکرد حقيقي و واقعي حکومت يا برآورده شدن کارْ و يژه‌هاي اساسي حکومت توسط نظام تعريف کرده‌اند، مي‌توان کارامدي را در معناي کارْ ويژه‌هاي اساسي حکومت و نحوه ايفاي بهينه آنها تبيين نمود.

کارامدي به معناي ايفاي بهينه کليه کارْ ويژه‌هاي حکومت
از دو منظر مي‌توان به ديدگاه‌هاي امام علي(ع) در موضوع کار ويژه‌هاي اصلي حکومت نگريست؛ منظري عام و منظري خاص. در بخش‌هايي از نهج‌البلاغه - همانند عهد نامه مالک‌اشتر - ايشان در فرازهايي کلّي، اهداف عاليه حکومت را بر شمرده‌اند، و در منظرهاي خاص ديگر هم. به صورت مباحثي فرعي، مقاصد حکومت را مورد تصريح قرار داده‌اند. به عنوان بيان نمونه‌هاي منظر عام، در خطبة يکصدوسي‌ويک، اهدافي مانند احياي دين و حاکم ساختن شعائر و احکام و قوانيني الهي، بر چيدن آثار فتنه و فساد و استقرار صلاح، حمايت از بندگان مظلوم و محروم و اقامه حدود الهي اشاره شده است.[9] همچنين از بيانات امام علي(ع) در خطبه چهل، اهداف حکومت چنين استنباط مي‌شود[10]:
1- بسترسازي و تمهيد حيات مادي و معنوي مؤمنان.
2- تأمين حقوق ساير شهروندان و در امان بودن غير مؤمنان و تأمين حيات مادي ايشان.
3- تأمين امنيت و استيفاي حقوق مردم؛ به ويژه مظلومان جامعه.
4- بسامان نمودن نظام اقتصادي براي اداره صحيح و توانمند جامعه و کشور.
برخي از نويسندگان با ذکر مستندات فراوان ازنهج‌البلاغه، اهداف و کار ويژه‌هاي حکومت را از ديدگاه امام(ع) چنين گفته‌اند:[11]
1- تأمين سعادت مادي و معنوي و توجه به رشد و بالندگي مردم.
2- احياء، احقاق و اقامه حق و دفع باطل.
3- تحقق عدالت.
4- تأمين امنيت.
5- تحقق وحدت امت در پرتو حکومت و رهبري الهي.
6- تأمين رفاه عمومي.
7- حفظ کرامت انساني.
8- وصول به تعامل صحيح و مثبت بين حکومت و مردم و کسب حداکثر رضايت آنها.
بديهي است ميزان دستيابي به اين اهداف وتحقق اين کار ويژه‌ها، تعيين‌کننده ميزان کارامدي و کارايي حکومت مي‌تواند باشد.

بخش دوم – شاخصه‌هاي مهم کارامدي و کارايي در نظام سياسي علوي
براي کارامدي وکارايي در نهج‌البلاغه مي‌توان شاخصه‌هايي تعريف کرد. البته اين اشارات نوعي فهم و دريافت از کلام امام(ع) است و گرنه حضرت به طور مشخص به چنين تقسيماتي ذيل عنوان «کارامدي» اشاره نداشته‌اند، بلکه در حقيقت با تفسير نهج‌البلاغه و تبيين مفهوم کارامدي مي‌توان چنين سنجه‌ها و اصولي را براي اين واژه تعريف کرد؛ که وجود آنها باعث افزايش کارايي و کارامدي حکومت مي‌شود. البته فقط به عناوين آنها - با ذکر يک شاهد از نهج‌البلاغه - اشاره مي‌شود:
1- اصل عدالت و عدالت‌ورزي
"هر کس عدل بورزد، حکمش نافذ و کارا مي‌شود"[12].
2- اصل شايسته‌سالاري
"در استخدام کارکنان و فرمانروايانت، شفاعت و وساطت کسي را مپذير. مگر شفاعت شايستگي و امانت‌داري خودِ آنها"[13]. "سزاوارترين کس به خلافت، قوي‌ترين مردم نسبت به آن و داناترين آنها به فرمانهاي خدا است"[14].
3- اصل تجربه‌گرايي
"کارگزاران خود را از صاحبان تجربه و مهارت که از خاندان‌هاي صالح باشند انتخاب کن."[15]
4- اصل نظارت و کنترل
" بازرساني را بر آنان اعزام کن که اهل راستي و وفادار باشند...؛ آنان را بر اساس خبرگي و شايستگي به کار بگمار. از روي روابط و امتيازات نابجا، آنان را به کار نگير."[16]
5- اصل ضابطه و قانون‌گرايي به جاي رابطه‌گرايي
در خطاب به خليفة دوم مي‌فرمود:"سه چيز است که اگر به آن عمل کني تو را کفايت مي‌کند؛ و اگر ترک کني، هيچ چيز تو را کفايت نمي‌کند: اقامه حدود بر قريب و بعيد، قضاوت بر اساس کتاب خدا در حال رضا وسخط، و تقسيم عادلانه بين قرمز و سياه"[17]
6- اصل امانت‌داري، تکليف‌گرايي و مسئوليت‌شناسي
خطاب به اشعث‌بن‌قيس (استاندار آذربايجان):"همانا منصب استانداري، براي تو، وسيله آب و نان نبوده، بلکه امانتي در گردن توست. بايد که از فرمان الهي و امام خويش پيروي کني ... در دست تو، مالي از ثروت‌هاي خداي بزرگ و عزيز است و تو خزانه‌دار آني، تا به من بسپاري ...."[18]
7- اصل الگو بودن رهبران و مديران و ساده‌زيستي آنان
"بر رهبران حق است که درخوراک و پوشاک، همانند ضعيف‌ترين مردم رفتار نموده، از هيچ چيز اضافي که آنان قادر به تهيه آن نيستند برخوردار نباشند، تا فقرا با ديدن رهبران، در آنچه هستند از خدا راضي باشند و ثروتمندان با ديدن آنان شکر و تواضع‌شان بيشتر شود"[19].
8- اصل کفاف و قناعت و پرهيز از اسراف
"ميانه‌رو باش و از زياده‌روي دست‌بردار. و امروز، فردا را به خاطر آور و از مال نگه‌دار چندان که تو ر کارساز است، و زيادت را پيش فرست براي روزي که تو را بدان نياز است".[20]
ادامه در شمارة بعد

پي نوشت
.• استاديار دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه شيراز.
[1]. Effectiveness.
[2]. Efficiency.
[3]. ر.ک، حسن گلريز، فرهنگ لغات و اصطلاحات علوم اقتصادي، تهران، مرکز آموزش بانکداري، 1368، ص 171.
[4]. ر.ک، سياوش مريدي، عليرضا نوروزي، فرهنگ اقتصادي، تهران، مؤسسه کتاب پيشرو و انتشارات نگاه، 1373، ص 575.
[5]. ر.ک، علامه محمدتقي جعفري، "يک بحث بنيادين در ريشه‌هاي انگيزش (مندرج در: نگرشي در مديريت در اسلام، تهران، مرکز آموزش مديريت دولتي، 1372، ص 170-169).
[6]. ر.ک، علي‌ابن ابيطالب، نهج‌البلاغه، ترجمه و شرح سيدعلي‌نقي فيض‌الاسلام، تهران، [بي نا] ، 1351 ش، نامه 53، بند 17، ص999.
[7]. ر.ک، جمال‌الدين محمد خوانساري، شرح غررالحکم و دررالکلم، ج5، تهران، دانشگاه تهران، 1360، ص175.
[8]. براي نمونه ر.ک، علي(ع)، نهج‌البلاغه، پيشين، خطبه 172، ص 558، خطبه 216، ص 716.
[9]. ر.ک، همان، خطبه 131،ص 407-406.
[10]. ر.ک، همان، خطبه،40، ص 125.
[11]. ر.ک، بهرام اخوان کاظمي، "آرمان‌هاي حکومت در نهج‌البلاغه"، حکومت اسلامي، شماره 17، پائيز 1379، ص 148-129.
[12]. خوانساري، پيشين، ج5، ص 175.
[13]. محمدمهدي شمس‌الدين، نظام الحکم و الادارة في الاسلام، بيروت، چ سوم، 1374 ق (قم، 1411 ق)، ص301.
[14]. علي(ع)، نهج‌البلاغه، خطبه 172، ص 588. همچنين ر.ک، خطبه 73، ص 172-71، خطبه 172، بند 6، ص 560-559.
[15]. همان، نامه 53، بند 43، ص 1011، بند 87، ص 1034.
[16]. همان، بند 43 و 45، ص 1012-1011.
[17]. ر.ک، علي‌اصغر الهامي‌نيا، " نظارت بر کارگزاران درحکومت علوي"، حکومت اسلامي، شماره 18، زمستان 1379، ص 254. همچنين ر.ک، علي(ع)، نهج‌البلاغه، خطبه 215، بند 2 الي 7، ص 715 - 714 و نامه 41، ص 960-957 و نامه 53 ، بند 85 ، ص1031.
[18]. علي(ع) ، نهج‌البلاغه، نامه 5، بند 1، ص 839، همچنين ر.ک، نامه 26، بند 6 و 7، ص 886 و نامه 40، بند 1 و 2، ص 955 و خطبه 33، ص 111.
[19]. محمدباقر المحمودي، نهج‌السعاده في مستدرک نهج‌البلاغه، ج2، بيروت،موسسه الاعلمي للمطبوعات، 1385 هـ.ق، ص 49. همچنين ر.ک، علي(ع)، نهج‌البلاغة، خطبه 200، بند 4، ص 664-663.
[20]. علي(ع)، نهج‌البلاغه، نامه 21، بند1،ص 872.

( منبع : دکتر بهرام اخوان کاظمي ، معارف، اسفند 1383 و فروردين 1384، شماره 24)

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
1 + 5 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .