مقایسه رهبر ایران با دیگر رهبران جهان

ويژگيهاي رهبر ايران با ديگر رهبران جهان مقايسه كنيد با توضيح كامل؟

برای مقایسه رهبری در نظام جمهوری اسلامی با سایر رهبران دنیا ابتدا لازم است ویژگی ها و تفاوت های نظام سیاسی اسلام با سایر نظام های سیاسی دنیا را مورد توجه قرار دهیم .زیرا تفاوت رهبری در نظام سیاسی اسلام با رهبری سایر نظام های سیاسی در ماهیت نظام سیاسی اسلام و تفاوت آن با سایر نظام های سیاسی نهفته است . نظام سیاسی اسلام در ابعاد مختلف از جمله دو عرصه وضع قوانین و مجری قوانین , تفاوت ماهوی و بنیادین با سایر نظام های سیاسی دارد با این توضیح که نظام سیاسی اسلام بر پایه ارزش ها و اصول دینی استوار شده و محوریت آن بر دین می باشد و قوانین و مقررات آن توسط خداوند متعال تنظیم می گردد چه اینکه در نگاه دینی بهترین کسی که به نیازهای حقیقی انسان آگاهی و اشراف کامل داشته و در معرض خطا و هواي نفساني نیست , آفریننده و خالق انسان و جهان هستی است و اوست که قادر است برنامه سعادت مادی و معنوی او را تنظیم نماید. علاوه بر تنظیم قوانین و برنامه زندگی اجتماعی انسانها در کنار زندگی فردی آنان , مجری قوانین نیز افرادی هستند که از ویژگی ها و جایگاه خاصی برخوردار هستند بگونه ای که در طرح ایده آل حکومت اسلامی , رهبری نظام بر عهده معصوم علیه السلام می باشد و بر اساس مبانی و آموزه های دینی پیامبر اکرم و امامان معصوم علیهم السلام از ناحیه خداوند متعال مسئولیت رهبری جامعه اسلامی را برعهده دارند و روشن است که این بزرگواران با برخورداری از ویژگی عصمت , از هرگونه خطا و اشتباه در امان هستند و جامعه اسلامی را بر اساس تعالیم دین به مسیر سعادت و تعالی مادی و معنوی رهنمون می سازند . اما در عصر غیبت امام معصوم علیه السلام و دسترسی نداشتن به امام معصوم نیز جامعه اسلامی به حال خود واگذار نشده است و فقیه جامع شرایط که برخوردار از صفات ویژه ای همچون فقاهت , تقوا , عدالت و توانايي مديريتي و بینش لازم برای اداره جامعه اسلامی است به عنوان بهترین و نزدیکترین گزینه برای رهبری و اداره جامعه اسلامی از سوی امام معصوم علیه السلام منصوب شده است بدین ترتیب نظام اسلامی توسط فردی اداره می شود که آشنایی کافی و لازم را با مبانی دینی داشته و به دلیل دارا بودن ویژگی تقوا و عدالت , تحت تاثیر خواهشهای نفسانی و تهدید ها و تطمیع ها قرار نگرفته و جهت گیری و حرکت نظام اسلامی را در راستای تعالیم و دستورات اسلامی به خوبی رهبری و هدایت خواهد نمود .از این رو ساختار نظام سیاسی اسلام بگونه ای تنظیم گردیده است که قوانین و مقررات آن و مجریان آن قوانین , توانایی لازم را برای هدایت جامعه اسلامی به مسیر صحیح و تعالی مادی و معنوی آن , دارا هستند و بر اساس تعالیم دینی پیوند میان رهبری نظام و مردم فراتر از پیوند رهبری و در قالب « ولایت » مطرح گردیده که با نوعی ارادت عمیق و پیوند معنوی همراه است.
اما در مقابل , در سایر نظام های سیاسی , دین و آموزه های دینی یا اساساً هیچ جایگاهی در امور اجتماعی نداشته یا در ضدیت و مخالفت با آن می باشد بر این اساس , هر گونه طرح و تنظیم قانون , توسط خود مردم و خواست آنان شکل می گیرد و مجریان این قوانین نیز توسط خود مردم به کار گمارده می شوند از این رو مسیر حرکت این گونه نظام ها را خواست مردم تشکیل می دهد و هدایت آن نیز توسط افرادی انجام می گیرد که مردم آنها را مشخص نموده اند بدیهی است که این گونه نظام ها در گرداب جهل و نادانی و خواهشهای نفسانی آنان گرفتار شده و به مسیر کنونی رهنون می شوند که در آن انسان در بعد مادی خود محصور شده و تنها به ابعاد مادی او توجه شده و نیازهای معنوی و روحی آن به فراموشی سپرده شود و اگر چه مبانی حرکتی این گونه نظام ها بر اساس اومانیسم و انسان محوری است ولی انسانی را محور قرار داده اند که بعد اساسی حیات او کنار گذارده شده و در ردیف سایر حیوانات قرار گرفته است و از سوی دیگر با کنار گذاردن دین و آموزه های آن از عرصه اجتماعی زندگی بشر و مبنا قرار دادن سکولاریزم و حاکمیت جهان بینی مادی و قطع پیوند با مبدأ آفریننده هستی , از این رو رشد و پیشرفت این جوامع نیز موجب شده که یک تمدن حیوانی را برای این جوامع به دنبال داشته و پیشرفت در عرصه علمی, صنعتی و تکنولوژیکی , پس رفت در انسانیت , اخلاق و معنویت را به ارمغان آورده است و آنچه در سایه این پیشرفت حاصل شده نه یک انسان متمدن که شکل گرفتن یک حیوان متمدن است که آنان را با مشکلات اخلاقی و روحی بسیاری در عرصه فردی و خانوادگی و اجتماعی روبرو ساخته است و براستی چنین تمدنی را با چالش های جدّی مواجه کرده است و رهبری این نظام ها نیز از آنجا که بر آمده از این نوع نگرش و انتخاب مردم می باشد در راستای خواست آنان و مبانی حاکم بر آن نظام سیاسی حرکت می نماید.
بر این اساس , تفاوت رهبری در نظام جمهوری اسلامی با رهبری سایر نظام های سیاسی , یک تفاوت بینادین و ماهوی است .که به برخی از این تفاوت ها به اختصار اشاره می کنیم ؛
الف: رهبری نظام جمهوری اسلامی , ریشه در تعالیم و آموزه های دینی داشته و علاوه بر توانمندی های سیاسی و اجتماعی لازم , ویژگی های والایی همچون فقاهت , عدالت و تقوا را دارا است و این مسأله موجب می گردد که حرکت کلی کشور را بر اساس تعالیم اسلامی هدایت نماید و همین صفات و شرایط ویژه به عنوان ناظرانی درونی عملکرد ایشان را کنترل نموده و البته در کنار آن , نهاد نظارتی نیز به عنوان نظارت بیرونی در قانون در نظر گرفته شده است اما در سایر نظام ها تنها با نهادهای نظارتی بیرونی تلاش می کنند که عملکرد رهبران خود را کنترل و نظارت نمایند اما در عمل شاهد بروز مفاسد و رسوایی های اخلاقی و اقتصادی زیادی در بین سران مملکتی آنان هستیم اما رهبری نظام جمهوری اسلامی از کوچکترین این آسیب ها در امان می باشد .
ب: برخورداری از ویژگی ها و شرایط والای رهبری سبب شده که رهبری نظام جمهوری اسلامی با اقتدار و صلابت در برابر زیاده خواهی های قدرت های بزرگ در عرصه بین المللی که حقوق سایر کشورها را نادیده گرفته و منافع خود را در سلطه طلبی و تجاوز به سایر کشورها تعریف می کنند , ایستادگی نماید و مرعوب قدرت آنان نگردد و شجاعت و اقتدار رهبری نظام جمهوری اسلامی , قابل مقایسه با سایر کشورها نیست در بیشتر نظام های سیاسی کنونی جهان , رهبران به پشتوانه شرکت ها و بنگاههای اقتصادی و احزاب و گروههای سیاسی خاصی روی کار آمده اند و در عمل حافظ منافع آنان هستند و بر خلاف منافع و خواست آنان گام بر نمی دارند ولی رهبری نظام جمهوری اسلامی بدون وجود چنین محذورهایی , آزادانه و مستقل و با پشتوانه دین و همراهی و همدلی مردم حرکت می کند .
ج: پیوند رهبری نظام جمهوری اسلامی و مردم فراتر از شاخصه های مادی و مسئولیت ظاهری بوده و نوعی پیوند عمیق معنوی و دلدادگی و ارادت ویژه میان مردم و رهبری وجود دارد که ناشی از تعالیم دینی می باشد و نمونه آن را در هیچ یک از نظام های سیاسی کنونی و در میان هیچ یک از رهبران سایر کشورها نمی توان یافت .
د: نوع زندگی فردی رهبری نظام جمهوری اسلامی , ساده زیستی و اخلاق شخصی ایشان و... , با هیچکدام از رهبران سیاسی دنیا قابل مقایسه نیست و کمتر رهبری در عرصه جهانی می توان یافت که چنین ویژگی ها و خصوصیاتی را دارا باشد .
در پایان به چند نمونه از اظهار نظرهای شخصیت های سیاسی و مذهبی جهان در مورد شخصیت امام ره و مقام معظم رهبری اشاره می کنیم؛
اسقف خليل ابي نادر، يكي از رهبران مسيحي لبنان در مورد امام خمینی ره مي‏گويد: «[امام] خميني (ره) در من تأثير بسياري بر جاي نهاده است... اگر وي از كليساي مسيحي مي‏بود، مردم مؤمن وي را قديس بزرگي مي‏دانستند و او را شفيع خويش قرار مي‏دادند. [امام] خميني(ره) در خارج از ايران پيام‏دهنده همزيستي ميان مسيحيان و مسلمانان مي‏شد. من به عنوان يك روحاني مسيحي، جمهوري اسلامي ايران را درك مي‏كنم. اگر شانس آن را داشتم كه با [امام] خميني (ره)بزرگ گفتگويي داشته باشم با روح مسيح(ع) و محمّد(ص) همان خط و راه را در پيش مي‏گرفتيم» (امام خمينى در حديث ديگران، مرتضايى، على‏اكبر، نشر مركز بازشناسى اسلام و ايران ص 140ـ141)و به تعبير انديشمند بزرگ فرانسوي، ميشل فوكو، «امام خميني (ره) منادي معنويت و روحي جديد براي جهان بي‏روح در عصر حاضر گرديد» (ميشل فوکو، انقلاب ايران روح جهان بي روح)
ولادیمیر پوتین رييس جمهور پيشين روسيه در مورد مقام معظم رهبری چنین اظهار نظر نمودند: «با عنایات به مطالعاتی که من درباره مسیح داشته ام در ملاقات با رهبر ایران تمام ویژگی های نوشته شده برای مسیح را در آیت الله خامنه ای دیدم و برایم متجلی شد. حکیم بزرگی در ایران نشسته است که به ذهن من خطور نمی کرد او تا به این حد همه جانبه نگر باشد. او حکیم و دانشمندی است که تصمیم گیری و تنظیم سیاست ایران با اوست و با وجود درایت و هوش سرشار ایشان هیچ خطری متوجه ایران نمی شود. من در ملاقات با ایشان معنای واقعی قانون اساسی جمهوری اسلامی و مفهوم ولایت فقیه و ولایت علمای دینی را که شنیده بودم، فهمیدم.» (خاطرات حجة الاسلام احمد مروی در همایش علمی کاربردی تبلیغ، دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، به نقل از خبرگزاری فارس)
دوست عزیز امیدواریم که این پاسخ ذهن حقیقت یاب شما را قانع نموده باشد و در صورتی که ابهامی داشته باشید لطفا مورد ابهام را به صورت شفاف ، گویا و کوتاه بیان فرمایید تا پاسخ دقیقتری خدمت شما ارائه گردد (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 15/100127213)