تشبيه اسرائيل به سگ-نقد سخنان رهبري

سوالي در رابطه با يکي از بيانات رهبري ذهن من را مشغول داشته، من از آن جهت که آيت الله خامنه اي را قبول دارم و انصافا در همه مسائل ديد باز و به دور از تعصب است ولي يک جمله از ايشان که در 14 خرداد 1389

با سلام دوست عزیز ضمن تشکر از اینکه بار دیگر این مرکز را به منظور انعکاس دیدگاههای خویش انتخاب نموده اید در پاسخ به سوال شما لازم است به اطلاع برسانیم اولا با توجه به اینکه استفاده از مثل و تشبیه و سایر فنون ادبی یکی از هنرهای رایج در فن خطابه می باشد و آنچه مهم است بیان منظور با استفاده از این فنون می باشد و هرگز مخاطبان وارد ریز جزئیات نمی شوند . لذا به قول قدما که می گفتند : «در مثل مناقشه نیست » نباید خیلی بر روی این مسائل مانور داد به ویژه اینکه متاسفانه یکی از ترفندهای دشمنان در حال حاضر این است که وقتی سخنی حق از جانب فردی گفته می شود که با منافع آنان مغایرت داشته باشد تلاش می کنند تا یا از شنیده شدن آن سخن جلوگیری نمایند و در صورت عدم توفیق در این کار حداقل به نحوی از انحاء از اثر گذاری آن سخن جلوگیری نمایند لذا در مورد موضوع طرح شما نیز چنین اتفاقی افتاد چرا که مطالعه قبل و بعد از این کلام نشان دهنده این است که مقام معظم رهبری مطالب مهمی در زمینه مسائل مربوط به فلسطین و به ویژه قضیه حمله جنایتکارانه رژیم صهیونیستی به کاروان آزادی و ادعاهای دروغ سران رژیم صهیونیستی در توجیه اقدامات ننگین خویش بیان می کردند که به منظور به فراموشی سپردن آن کلمات مهم و تاثیر گذار به جای تمرکز بر اصل مساله و پاسخگویی در این زمینه بر مساله ای انحرافی تمرکز صورت گرفت که البته شما به عنوان دانشجویی که لحن کلامتان نشان دهنده تعهد و میزان حساسیت نسبت به مسائل اجتماعی و اخلاقی می باشد بایستی مواظب باشید که در دام چنین دشمنانی نیفتید که البته با درایتی که دانشجویان ما دارند مطمئنیم که چنین اتفاقی هم صورت نخواهد گرفت هر چند در نکته سوم خواهیم گفت که اساسا مساله به گونه دیگری است . ثانیا صرف چنین تشبیهاتی نه نشان دهنده بی اخلاقی است و نه نشانه اهانت به حیوان خدا چرا که در ادبیات دینی ما نیز چنین تشبیهاتی به کار رفته است و با توجه به اینکه ادبیات دینی ما و به ویژه متون مذهبی مهمترین معیار بازشناسی امور اخلاقی از غیر اخلاقی می باشند لذا می توان گفت صرف تشبیه نمی تواند نشانه بی اخلاقی باشد به عنوان مثال در قرآن کریم خداوند در سوره اعراف آیه 176، خطاب به افرادی همچون بلعم باعورا که با فراموشی خداوند به شیطان دل سپرده و گمراه شدند را از یاد می برند می فرماید: «وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ» یعنی اگر می خواستیم [مقام] او را با این آیات بالا می بردیم ولی او به دنیا دل بست و از هوای نفس خویش پیروی کرد . پس حکایت وی همچون حکایت سگ است که اگر بر آن بتازی زبان برآورد و اگر رهایش کنی باز هم زبان بر آورد . لذا در این آیه خداوند متعال بخشی از انسانها را به سگ تشبیه می کند که نشان می دهد که اصل تشبیه به موجودی از موجودات زنده با توجه به تشابهی که میان آن انسان و حیوان مورد نظر وجود دارد اشکالی ندارد و کاری غیر اخلاقی نیز نمی باشد اما مساله مهم تر که پاسخ اصلی و حلی نیز می باشد این است که اساسا در کلام مقام معظم رهبری سخنی از انتساب دروغ گویی به سگ وجود ندارد و در این جا سوء تفاهمی حاصل شده است با این توضیح که اساسا در ادبیات و درهنگام تشبیه با چهار بخش مواجه هستیم : مشبه ، مشبه به ، ادات تشبیه و وجه شبه . در مساله فوق آنچه مدنظر ماست مساله وجه شبه می باشد یعنی در هر عبارت تشبیهی بایستی به دنبال نحوه برقراری شباهت باشیم یعنی اینکه به دنبال موردی باشیم که دو مشبه و مشبه به را شبیه هم می کند که از آن به وجه شبه یاد می شود . طبیعی است که بین دو موردی که با هم مقایسه صورت می گیرد گاه ممکن است دهها تشبیه فرضی وجود داشته باشد که در تشبیه مذکور یک یا چند مورد از آنها مد نظر می باشد به عنوان مثال وقتی گفته می شود فلان انسان مثل روباه مکار است منظور این نیست که وی مثل روباه دم دارد بلکه منظور این است که همانگونه که روباه اعمالی انجام می دهد که از نظر ما انسانها شبیه مکر و حیله گری می باشد فرد مورد نظر نیز در مکر و حیله گری ماهر است . در این میان وجه شبه گاهی کاملا آشکار است وگاهی مستتر است یعنی چنان است که در مرتبه اول وجه شبه دیگری به ذهن می رسد اما با کمی تامل و دقت می توانیم دریابیم که وجه شبه دیگری مد نظر می باشد در مثال اولی که ذکر شد وجه شبه معلوم است چرا که معمولا مکار بودن روباه در تشبیهات مورد استفاده قرار می گیرد اما در مثال دوم وجه شبه دارای ابهام می باشد چرا که صفتهای مختلفی در سگ وجود دارد که می تواند در تشبیهات به عنوان وجه شبه مورد استفاده قرار گیرد مثل وفاداری ، پافشاری در تهاجم به دشمن ، خطرناک بودن سگ هار و ... که لازم است در هر زمینه ای با اندکی تفکر گزینه مورد تشبیه را شناسایی نمود که از آن به انصراف ذهنی یاد می شود . در مثال مذکور همانگونه که شما دوست عزیز نیز اشاره نموده اید هرگز از دروغ گو بودن به عنوان وجه تشبیه سگ استفاده نمی شود بلکه آنچه در این کلام مورد تشبیه قرار گرفته است پافشاری اسرائیل بر عمل ننگین خود می باشد یعنی همانگونه که درهنگام حمله سگ وحشی به فردی به ویژه به افراد غریبه فاقد سلاح ، سگ به هر نحو ممکن تلاش می کند تا کار خود را که همان ضربه زدن به طرف مقابل است عملی نماید و حتی در برابر اسلحه هایی همچون چوب و سنگ نیز مقاومت می کند اسرائیلی ها نیز با وجود آشکار بودن ماجرای حمله به کاروان آزادی و مشخص بودن این نکته برای جهانیان که این کاروان جز کمکهای انسانی به مردم بی دفاع غزه و افراد صلح طلب چیز دیگری به همراه نداشت اما باز هم بر دروغهای خود اصرار کرده و بر آن پافشاری می کند و حتی نشان دادن تصاویر مربوط به افراد بی دفاع داخل کشتی نیز او را از دروغ گویی باز نمیدارد لذا می توان به راحتی گفت اسرائیل همچون سگی که گاه با وجود اسلحه سرد بر حملات خود پافشاری می کند با وجود شواهد دال بر جنایت به دروغ گویی خود پافشاری می کند . بنابر این در اینجا اقدام اسرائیل به رفتاری در سگ نسبت داده شده است که با واقعیت خارجی نیز انطباق می یابد و همانگونه که گفته شد چنین تشبیهاتی نه خلاف اخلاق است و نه انتساب مطلب مغایر با واقع به حیوانی از حیوانات خدا . (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 17/100125992)