برخورد با اغتشاشگران -برخورد با فتنه جو

رهبرا چه کنيم در برابر اين ستمها؟

دانشجوي گرامي ، حساسيت و اهتمام شما به دفاع عالمانه و صحيح از نظام اسلامي وبرخورد با فتنه ها وستمهايي که به ارزشهاي ديني نظام وامام راحل وانقلاب شده است قابل تقدير و ستايش است. همانگونه که مقام معظم رهبري در بيانات خويش بارها تأکيد نمودند ، کسب بصيرت ، تلاش براي روشنگري ، هدايت و رويکردي هوشيارانه و سازنده در برابر جريانهاي فتنه خصوصاً در جهت جلوگيري از پيشرفت هاي علمي در دانشگاهها ، از اهميت به سزايي برخوردار است . مقام معظم رهبري در بيانات خويش مي فرمايد : « يك نكته را هم به جوانان عزيز انقلابي، به فرزندان عزيز انقلابي خودم، به فرزندان بسيجي - از زن و مرد - عرض بكنم: جوانان از اطراف و اكناف كشور، از آنچه كه تهتّك بيگانگان از ايمان ديني به گوششان ميخورد يا با چشمشان مي‌‌‌‌بينند، عصباني هستند؛ وقتي مي بينند روز عاشورا چگونه يك عده‌‌‌‌اي حرمت عاشورا را هتك ميكنند، حرمت امام حسين را هتك ميكنند، حرمت عزاداران حسيني را هتك ميكنند، دلهاشان به درد مي‌‌‌‌‌آيد، سينه‌‌‌‌‌هاشان پر ميشود از خشم؛ البته خوب، طبيعي هم هست، حق هم دارند؛ ولي ميخواهم عرض بكنم جوانهاي عزيز مراقب باشند، مواظب باشند كه هرگونه كار بي رويه‌‌‌اي، كمك به دشمن است. اينجا جوانها تلفن ميكنند - ميفهمم من، ميخوانم، غالباً تلفنها و نامه ها را خلاصه ميكنند، هر روز مي آورند، من نگاه ميكنم - مي بينم همين طور جوانها گله‌‌‌‌‌مند، ناراحت و عصباني؛ گاهي هم از بنده گله ميكنند كه چرا فلاني صبر ميكند؟ چرا فلاني ملاحظه ميكند؟ من عرض ميكنم؛ در شرائطي كه دشمن با همه‌‌‌ي وجود، با همه‌‌‌‌ي امكاناتِ خود درصدد طراحي يك فتنه است و ميخواهد يك بازي خطرناكي را شروع كند، بايد مراقبت كرد او را در آن بازي كمك نكرد. خيلي بايد با احتياط و تدبير و در وقت خودش با قاطعيت وارد شد. دستگاه‌‌‌‌هاي مسئولي وجود دارند، قانون وجود دارد؛ بر طبق قانون، بدون هيچگونه تخطي از قانون، بايستي مُرّ قانون به صورت قاطع انجام بگيرد؛ اما ورود افرادي كه شأن قانوني و سمت قانوني و وظيفه ي قانوني و مسئوليت قانوني ندارند، قضايا را خراب ميكند. خداي متعال به ما دستور داده است: «و لايجرمنّكم شنئان قوم علي ان لاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوي». [ سوره مائده ، 8 يعني ؛ «... و البته نبايد دشمني گروهي شما را بر آن دارد كه عدالت نكنيد؛ عدالت كنيد كه آن به تقوا نزديكتر است ...» ] بله، يك عده‌‌‌‌اي دشمني ميكنند، يك عده‌‌‌‌اي خباثت به خرج ميدهند، يك عده اي از خباثت‌‌‌كنندگان پشتيباني ميكنند - اينها هست - اما بايد مراقب بود. اگر بدون دقت، بدون هضم، انسان وارد برخي از قضايا بشود، بي‌‌‌‌گناهاني كه از آنها بيزار هم هستند، لگدمال ميشوند؛ اين نبايد اتفاق بيفتد. من برحذر ميدارم جوانهاي عزيز را، فرزندان عزيز انقلابي خودم را از اينكه يك حركتي را خودسرانه انجام بدهند؛ نه، همه چيز بر روال قانون. » (بيانات در ديدار مردم قم در سالگرد قيام 19 دي، 19/10/1388)
در ادامه مناسب ديديم تا بخشهائي از «بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي‏ در ديدار هزاران نفر از اعضاي بسيج دانشجويي دانشگاههاي سراسر كشور » که حاوي مطالب بسيار ارزشمندي پيرامون تبيين بسيج دانشجويي و ضرورت و محدوده فعاليت سياسي دانشجويان و... که راهگشاي ارزشمندي در شرايط حاضر مي باشد ، ارائه گردد : « ... آن چيزي كه هميشه من آرزو داشتم، از خدا مي‏خواستم و براي آن تلاش مي‏كردم، در بيانات شما جوانان عزيز بسيجي به‏طور مجسم مشاهده كردم و آن عبارتست از: وجود يك ذهنيت شفاف و روشن، يك درك متعالي از مسائل كشور و مسائل جهان، اهميت بسيج و اهميت حضور جوان در محيط علمي و در محيط سياسي. نقطه‏نظرهايي كه من هميشه تلاش مي‏كردم كه جامعه‏ي جوانِ مؤمن و انقلابي ما، به آنها توجه كنند و در آنها پيشرفت كنند، در بيانات عزيزاني كه صحبت كردند، في‏الجمله مشاهده كردم. مطمئنم اگر تعداد بيشتري هم صحبت مي‏كردند، اين باور و اين احساس بيشتر مي‏شد. ابتدا اشاره‏اي كوتاه به برخي از مطالبي كه برادران و خواهرمان در اينجا بيان كردند مي‏كنم؛ بعد هم چند جمله‏اي در جمع‏بندي مسائل بسيج و بسيج دانشجويي و مسائل كلي كشور عرض خواهم كرد. اولاً اين كه جوان بسيجي بيايد و درباره‏ي اين‏كه: «خوب است دولت مشكلات صنفي دانشجويان را - كه به آساني قابل حل است - حل بكند» صحبت كند يا از اين كه: «كار علمي در ميان بسيج، حمايت و پشتيباني لازم را پيدا نمي‏كند» گلايه بكند، اين من را خوشحال مي‏كند؛ اين همان توقعي است كه ما از بسيج داريم. بسيج يعني آن عنصر دلسوزي كه كشور را متعلق به خود و آينده را وابسته‏ي به تلاش خود مي‏داند؛ نگران است،چون صاحبخانه است. اگر در خانه يك شيشه بشكند، ممكن است مهمانها و تماشاكن‏ها خيلي اهميتي ندهند، اما براي صاحبخانه فرق نمي‏كند كه شيشه‏ي كدام اتاق بوده و نگران مي‏شود؛ صاحبخانه است ديگر. اين نگراني را من در شما مجموعه‏ي جوان بسيجي، قدر مي‏دانم. راجع به مسأله‏ي ورود در سياست بحث شد. من حالا مطالبي عرض خواهم كرد و اميدوارم كه اين معنا روشن بشود. به نظر من سئوال ندارد! مگر مجموعه‏ي بسيجي - آن هم بسيجي انقلاب و دانشجوي انقلاب - مي‏تواند نسبت به مسائل سياسي كشور بي‏تفاوت يا بدون موضع و بدون نظر باشد؟! مگر چنين چيزي ممكن است؟! من، شما دانشجوهاي بسيجي را توصيه مي‏كنم به اين كه محافظه‏كار نشويد و همواره دانشجو و بسيجي - به همان معناي مثبت و پُرخون و پُرتپش - باقي بمانيد. البته دنباله‏ي اين كه مي‏گوئيم «محافظه‏كار نشويد» اين است كه «ولي هوشيار هم باشيد». كاملاً هوشيار باشيد. شعار مي‏دهيد: دانشجو بيدار است! بله، همين توقع هست؛ من مي‏خواهم به شما عرض بكنم: بيدار باشيد. بيداري دانشجو هم فقط بيزاري از امريكا نيست. امريكا چيست؟ امريكا به معناي يك منطقه‏ي جغرافيايي يا يك ملت مطرح است؟ يا نه، به عنوان يك حجم و هويت سياسي، امنيتي، تشكيلاتي، فرهنگي كه به چشم ديده نمي‏شود؟ آن هم تشكيلاتي با پشتوانه‏ي عظيم مالي و تجربه‏ي فراوان در كار تبليغات و جنگ رواني. بيزاري از اين، بيداري مضاعف لازم دارد. مثل بيداري در ميدان جنگ نظامي نيست كه شما اگر در سنگر بيدار باشيد، به مجردي كه دشمن كوچكترين تحركي نشان داد، او را هدف قرار بدهيد. در جنگ فرهنگي، در جنگ سياسي، در جنگ امنيتي، تحرك دشمن را درست نمي‏توان ديد. گاهي اوقات، دشمن كار را به گونه‏اي ترتيب مي‏دهد كه حرف حقي، از زبان يك نفر صادر بشود! دشمن ناحق و باطل است، پس چرا مي‏خواهد اين حرف حق از زبان آن شخص صادر بشود؟ چون مي‏خواهد پازل خودش را كامل كند. اين پازل از صد يا دويست قطعه تشكيل شده؛ يك قطعه‏اش هم همين حرف حقي است كه آن شخص بايد بزند تا اين پازل را كامل كند! اينجا اين حرف حق را نبايد زد. پازل دشمن را كامل نبايد كرد. در اين حد هوشياري لازم است! بله، وارد سياست بشويد و فكرِ سياسي كنيد؛ اما بسيار هوشيار. دشمن نبايد بتواند از هيچ حركت و اظهار و موضعگيري شما استفاده كند. اين، اصل اول و يك خط قرمز است. چه‏طور دشمن را بشناسيم؟ چه‏طور تمايلات او را كشف كنيم؟ چه‏طور بفهميم كه اين كار به نفع دشمن يا به ضرر دشمن است؟ اين همان نقطه‏ي اساسي است. اين همان جايي است كه به اهتمام كامل، مطلقاً سهل‏انگاري نكردن و هوشياري و بيداري كامل احتياج دارد. اگر هم در جايي براي انسان مطلب روشن نيست، آن جا نبايد حركت كند. اگر ديديد زير پا محكم است، پا بگذاريد؛ اگر ديديد مشكوك است، پا نگذاريد. بنابراين محافظه‏كار نباشيد، اما هوشيار باشيد؛ اين، آن خط سياسي است. البته سخت است و آسان نيست؛ اما شما هم مرد كارِ سختيد؛ بسيجي هستيد و بايد اين كار سخت را به عهده بگيريد. ممكن است فلان تشكل ديگر دانشگاهي اين ظرفيت را نداشته باشد كه حتّي اين حرف را بشنود؛ اما شما بعنوان بسيج، بايد اين ظرفيت را داشته باشيد كه اين كار را بكنيد؛ تفاوت شما اينقدر است. ... شما بايد برويد و عرصه‏هاي علمي را، عرصه‏هاي فناوري را، نوآوري‏هاي علمي و آفاق شناخته‏نشده‏ي علم را تصرف كنيد. البته درس‏نخوانده و كارنكرده نمي‏شود؛ ... البته جوانها حواسشان باشد، من هيچ توصيه نمي‏كنم كه شما اولِ درس خواندن برويد و عضو عالي فلان اداره - مشاور وزير يا غير آن - بشويد؛ نه، اين طور چيزها را اصلاً من قبول ندارم؛ اسم و عنواني كه انسان را از لحاظ اعتبار بالا بياورد، اما از لحاظ واقعيت در آن چيزي نباشد، فايده‏اي ندارد. ...بسيج دانشجويي نيازهائي دارد؛ نيازهاي اصلي و عنصري و اساسي: نياز اولش به فكر و تحليل و روشن‏بيني است. فكر، تفكر، انديشه‏پردازي - يا به قول شماها كارِ تئوريك - در زمينه‏ي مسائل اسلام، در زمينه‏ي مسائل انقلاب، در زمينه‏ي مسائل بين‏المللي و در زمينه‏ي مسائل جاري؛ به طوري كه دانشجوي بسيجي، در هر جمع دانشجويي، ذهن روشنتر، زبان گوياتر و ابتكار بيشتري داشته باشد. همان طوري كه گفتم و اشاره كردم، حقايق را از وراي جناح‏بندي‏هاي سياسي نگاه كنيد و ببينيد؛ از بالا نگاه كنيد و جبهه را ببينيد. در يك جبهه‏ي گسترده‏اي كه ممكن است طول آن صد كيلومتر باشد، واحدهاي گوناگوني هستند؛ يك نفر در يك واحد، فقط خودش را مي‏بيند. اما آن كسي كه با هلي‏كوپتر از بالا عبور مي‏كند، آرايش جنگي مجموعه‏ي اين واحدها را مي‏بيند. از بالا اوضاع كشور را نگاه كنيد؛ آن وقت جاي خودتان را درست پيدا مي‏كنيد كه كجا بايد باشيد، چه كار بايد بكنيد، به چه چيز بايد حساسيت نشان بدهيد، به چه چيز بايد حساسيت نشان ندهيد. همان طور كه گفتم گاهي يك حرف حق را نبايد زد؛ چون گفتن اين حرف، پازل دشمن را تكميل مي‏كند. مواظب باشيد در هيچ مرحله‏اي، شما تكميل‏كننده‏ي پازل دشمن نباشيد. يك نياز ديگر عبارت است از جهاد علمي. جهاد علمي براي شما لازم است. بايد در ميدانهاي علم وارد بشويد؛ وزارتخانه‏ها هم بايد كمك كنند؛ معاونتهاي تحقيقاتي هم بايد كمك كنند؛ معاونتهاي اداري مالي دانشگاه‏ها و وزارتخانه‏ها هم بايد كمك مالي كنند؛ خود سازمان مقاومت بسيج هم در بخشهايي بايد كمك و پشتيباني كند. يكي ديگر از نيازهاي عمده‏ي شما مسأله‏ي اخلاق و معنويت است. شماها جوانهاي خوبي هستيد؛ اين را بدون تعارف مي‏گويم؛ انصافاً جوانهاي بسيجي ما، جوانهاي خوبي هستند. اما خوبي مراتبي دارد. هيچ وقت در خوب بودن و خوب شدن حد نشناسيد؛ مرتب در حال بالاتر رفتن باشيد. سعيتان اين باشد كه گناه نكنيد. فرائض را با شوق و رغبت انجام بدهيد. از ياد خدا غفلت نكنيد. با قرآن انس پيدا كنيد. در محيطهاي گوناگون كه با همديگر هستيد، سعي كنيد به دينداري و معنويتِ يكديگر كمك كنيد. اگر رفيقي در جايي پايي كج مي‏گذارد، او را برادرانه و مشفقانه باز بداريد. عزيزان من! از لحاظ اخلاق خودسازي كنيد. انسان با تمرين، همه‏ي كارها را، همه‏ي خلقيات و خوي‏ها را مي‏تواند به خودش بدهد؛ بخصوص در فصل جواني كه شما هستيد. در فصل ما - فصل پيري - محال نيست، اما خيلي سخت است. در فصل شما نه، خيلي آسان است. اگر بي‏نظميد و بخواهيد به خودتان نظم بدهيد، آسان است. اگر بخيليد و بخواهيد به خودتان سخاوت بدهيد، آسان است. اگر بداخلاق و اخم‏رو و ترش‏رو و بهانه‏گيريد و بخواهيد به خودتان خوش‏اخلاقي بدهيد، آسان است. اگر غيبت‏كننده و ايرادگيرنده‏ي از اين و آنيد و بخواهيد خودتان را نگه داريد، آسان است. با تمرين! با تمرين حقيقتاً مي‏توانيد به سمت تعالي حركت كنيد؛ به اين احتياج داريد. اين جوانهايي كه اول وارد دانشگاه مي‏شوند، غالباً دلهاي پاكي دارند و دلشان هم مي‏خواهد كه يك كانون معنويتي پيدا كنند و به او بپيوندند؛ بسيج مورد نظر آنهاست و از بسيج توقع دارند. شما به يك معنا، شبيه ما طلبه‏ها هستيد: مردم از طلبه‏ها انتظار بيشتري دارند؛ از بسيج هم انتظار بيشتري دارند. پس اخلاق و معنويت هم از نيازهاي عمده‏ي شماست! درسهاي اخلاقي را در بين خودتان رائج كنيد. از اساتيد اخلاق و موعظه‏گرها استفاده كنيد. البته مواظب باشيد در دام عنكبوتهاي دنيادار و دكاندار گرفتار نشويد؛ اين روزها از اين چيزها هم زياد است: دكاندارهايي كه به اسم معنويت، ادعا مي‏كنند كه امام ديديم و ...! هيچ واقعيتي هم ندارد. حواستان باشد كه اسير آنها نشويد. از جمله‏ي نيازهاي شما، يك مجموعه‏ي انديشه‏ورز است. من دلم مي‏خواهد ما گرته‏برداري از لغات خارجي را كمتر كنيم. متأسفانه كم‏كاري‏هاي ما موجب شده كه گرته‏برداري كنيم. اتاق فكر، درست ترجمه‏اي از انگليسي است. من دلم نمي‏خواهد كلمه‏ي «اتاق فكر» را به كار ببرم، اما چاره‏اي نيست. يك مجموعه‏ي فكري درست كنيد - همان اتاق فكر در مراكز - اينها بنشينند فكر كنند، فكرهاي عالي بكنند. از افراد مطمئن، خاطرجمع و خوشفكر استفاده كنيد. نشريات بسيج دانشجويي جزو پُرمايه‏ترين و غني‏ترين نشريات باشد كه هر دانشجويي يا هر استادي يا هر كسي بيرون از محيط دانشگاه آن را نگاه كرد، از آن استفاده كند؛ اين جزو نيازهاي شماست. يكي از نيازها، گزينش افراد باصلاحيت در بخشهاي مختلف اين تشكيلات بزرگ است. امام (رضوان‏اللَّه‏تعالي‏عليه) هميشه به همه - از جمله به دانشجوها - توصيه مي‏كردند كه از نفوذي‏ها بپرهيزيد؛ واقعش هم همين بود. آن اوايل جزو مجموعه‏هاي ماهر در نفوذ، اعضاي حزب توده بودند كه با چاپلوسي و ظاهرفريبي و رياكاري، خودشان را جا مي‏زدند. بعد البته يك عده‏ي ديگر هم از آنها ياد گرفتند و وارد تشكيلاتهاي گوناگون و بخشهاي مختلف نظام شدند و كار را به جايي رساندند كه حاكميت دوگانه را هم ادعا كردند. شماها كه يادتان هست؛ مال چهار پنج سال پيش است. حاكميت دوگانه، انشقاق، انشقاق در رأس! خيلي چيز عجيبي است! به اين جا هم رسيدند. حواستان باشد؛ انشعاب و انشقاق و دودسته شدن خطرناك است؛ يكي به خاطر يك فكري از مجموعه‏اي جدا بشود، باز يكي ديگر از آن طرف به خاطر يك فكر ديگر جدا بشود؛ در حالي كه اين فكرها ممكن است درست هم باشد، اما آنقدر اهميت نداشته باشد كه انسان اين يكپارچگي را به خاطر آن به هم بزند. بنده كه عرض كردم اتحاد ملي، خوب، اتحاد ملي براي شما دانشجويان بسيجي از همين بسيج خودتان شروع مي‏شود: اتحاد سازماني و تشكيلاتي. نگذاريد شما را تكه‏تكه و پاره‏پاره كنند. و يك توصيه هم كه واقعاً به آن احتياج داريد - با اينكه شماها بسيجي هستيد و تحرك شما زياد است - اين است كه مراقب باشيد تحرك خود را از دست ندهيد و از تنبلي بپرهيزيد؛ اين چيز مهمي است. تن‏آسايي نكردن، چيز مهمي است. ...»(مورخه31/ 02/ 86) (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 1/100125789)