مرجعيت آيت‏الله خامنه‏اي -اجتهاد رهبري

در دبيرستان ما بحث سياسي شروع شده بود، متأسفانه در رسانه هاي غربي مي گويند چرا به حضرت امام خميني(ره) احترام مي گذاريد و چرا با پاره کردن عکس امام قيام مي کنيد، مگر خميني معصوم بوده است، مي گويند او د

دانش آموز گرامي حساسيت و اهتمام شما به دفاع عالمانه و صحيح از نظام اسلامي و امام راحل و مقام معظم رهبري قابل تقدير و ستايش است. تأثيرگذاري و اصلاح فکري چنين افرادي، تلاشي پر دامنه همراه با آگاهي، استقامت و تعهد را مي‏طلبد. در پاسخ به موضوعاتي که مطرح نموديد به اختصار مطالبي بيان مي شود : الف . احترام به حضرت امام (ره) ، و ايستادگي در مقابل جرياني که در صدد تخريب ارکان و ارزشهاي انقلاب اسلامي اند ، از ابعاد مختلف قابل دفاع است ؛ يکم . از منظر آموزه هاي ديني، ولايت فقيه شعبه‌اي از ولايت رسول‌الله (ص) و ولايت امام زمان (عج) است و اطاعت از دستورات آن واجب و مخالفت با آن حرام و هر گونه اهانتي به ولي فقيه جامع الشرايط علاوه بر منع شرعي پيرامون حرمت توهين، به منزله توهين به معصومين(ع) است ؛ براساس آموزه‏هاي اسلامي و منابع معتبر ديني، فقهاي واجد شرايط ( يعني جامع صلاحيت هاي علمي ،اخلاقي و مديريتي)، به صورت عام، از طرف امامان معصوم(عليه ‏السلام) جهت اداره و رهبري جامعه اسلامي در عصر غيبت، منصوب گرديده و همه داراي ولايت مي‏باشند، آنان موظفند در زمينه اداره امور جامعه و تشكيل حكومت در صورتي که امکانات و شرايط محيطي از قبيل مقبوليت مردمي فراهم باشد اقدام نمايند و اطاعت از آنان واجب مي باشد. چنانكه امام صادق(عليه‏السلام) در روايت مقبوله عمر بن حنظله، مي‏فرمايد: «... مَنْ كَانَ مِنْكُم مِمَّنْ قَدْ رَوَي‏ حَديثَنَا وَ نَظَرَ فِي حَلَالنَا وَ حَرَامنَا وَ عَرَفَ اَحكَامَنَا فَليرضُوْا بِهِ حَكَماً فَاِنِّي قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَيكُمْ حَاكِماً فَاِذَا حَكَمَ بِحُكمِنَا فَلَمْ يقبَلْ مِنهُ فَاِنَّمَا استخَفّ بِحُكْمِنَا وَ عَلَينَا رَدٌّ وَ الرَّادُّ عَلَينَا كَالرَّادُّ عَلَي اللّهِ وَ هُوَ عَلَي حَدِّ الشِّركِ بِاللَّهِ»ر.ك: محمد بن يعقوب كليني، اصول كافي، دارالتعارف، 1401ق، ج 1، ص 67 ؛ محمد بن حسن عاملي، وسائل الشيعه، تهران: انتشارات اسلامي، ج 18، ص 98. ؛ «مردم بايد به كساني از شما (شيعيان) كه حديث و سخنان ما را روايت مي‏كنند و در حلال و حرام ما به دقت مي‏نگرند و احكام ما را به خوبي باز مي‏شناسند (عالم عادل)، مراجعه كنند و او را به عنوان حاكم بپذيرند. من چنين كسي را بر شما حاكم قرار دادم. پس هرگاه به حكم ما حكم كند و از او پذيرفته نشود، حكم خدا كوچك شمرده شده و بر ما رد شده است و آن كه ما را رد كند، خدا را رد كرده است و چنين چيزي در حد شرك به خداوند است» .جهت آشنايي كامل با تفسير و تبيين اين روايت، ر. ك: سيد روح‏اللَّه موسوي خميني، ولايت‏فقيه، تهران: مؤسسه ‏تنظيم و نشر آثاراامام (رحمه‏الله)، 1374، صص 80، ج 77 و صص 106 - 102. نتيجه استدلال اين است كه فقهاي جامع شرايط - علاوه بر منصب‏هاي ولايت در افتا، اجراي حدود و اختيارات قضايي، نظارت بر حكومت و امور حسبيه - در مسائل سياسي و اجتماعي نيز ولايت دارند و اطاعت از آنان همانند اطاعت از معصومين عليهم السلام واجب است. بديهي است امام(عليه‏السلام) شخص معيني را به حاكميت منصوب نكرده؛ بلكه به صورت عام تعيين نموده است. روايات متعدد ديگري نيز دلالت بر اين موضوع دارد؛ طبق آنچه از فرمايش حضرت ولى‏عصر(عج) در جواب نامه شخصى به نام اسحق‏ بن يعقوب آمده و آن را بزرگان علماء نقل كرده‏اند: اطاعت از فقيه جامع‏الشرايط در زمان غيبت امام زمان(عج) در حكم اطاعت و پيروى از امام زمان و رد كردن دستور چنين مجتهدينى به منزله رد سخن و امر امام زمان(عج) است . توقيع مبارك حضرت ولي عصر(عج) كه مي‏فرمايد: «وَ اَمَّا الحَوَادِثُ الوَاقِعَه فَارْجِعُوا فِيهَا اِلي رَوَاةُ حَديثنَا فَاِنَّهُمْ حُجَّتي‏ عَلَيكُمْ وَ اَنَا حُّجَةُ اللَّه»وسائل‏الشيعه، پيشين، ج 18، ص 101، ح 8 و همچنين روايت، «اَلعُلَمَاءُ حُكَّامٌ عَلَي النَّاسِ»ميرزا حسين نوري، مستدرك وسائل الشيعه، قم: مؤسسه‏آل البيت، 1409 ق، باب 11 (از ابواب صفات قاضي)، ح 33. و روايت امام حسين(عليه‏السلام) از حضرت امير(عليه‏السلام): }«اِنَّ مَجارِي الْاُمُورِ وَالْاَحْكامِ عَلي‏ اَيدي‏ الْعُلَماءِ بِاللَّهِ اَلْأُمَناءِ عَلي‏ حَلالِهِ وَ حَرامِهِ»همان، ح 16 ؛ و براي آگاهي بيشتر درباره دلايل روايي ولايت فقيه ر.ك: امام خميني، ولايت‏فقيه، بحث ولايت فقيه به استناد اخبار، صص 148-48. علاوه بر احاديث فوق، روايات متعدد ديگري نيز هست كه همگي بيانگر لزوم اطاعت از ولي فقيه است و مخالفت با ولي فقيه را در حد مخالفت با ائمه(ع) و مخالفت با خداوند مي داند. بر اين اساس در دوران غيبت همواره پيروى و اطاعت از مجتهدين واجد شرايط امري قطعي بوده و نه تنها توهين به آنان ممنوع است، بلکه مخالفت با آنان و حتي کوچک شمردن دستورات آنان به منزله مخالفت و توهين به معصومين(ع) و حاکميت الهي است. « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاتُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اتَّقُوا اللّهَ إِنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ. ؛(حجرات،1) اى كسانى كه ايمان آورده ايد! چيزى را بر خدا و پيامبرش مقدّم نداريد (و از آنها پيشى مگيريد)، و تقواى الهى پيشه كنيد كه خداوند شنوا و داناست.» دوم . از منظر حقوقي ؛ در قانون اساسى براى جلوگيرى از اختلاف نظر فقها و لزوم وحدت رهبري در حكومت، يك نفر مجتهد واجد شرايط به عنوان ولى‏فقيه قرار داده شده است كه در مسائل مربوط به حكومت و مملكت بر همه مردم حتى بر ديگر مراجع لازم است از ولى‏امر پيروى نمايند. در اصل پنجم قانون اساسي كشورمان آمده: «در زمان غيبت حضرت ولي عصر(عج)، در جمهوري اسلامي ايران ولايت امر و امامت امت بر عهده فقيه عادل و با تقوي، آگاه به زمان، شجاع، مدير و مدبر است» و در اصل پنجاه و هفتم آن نيز مي‏خوانيم: «قواي حاكم در جمهوري اسلامي ايران عبارتند از: قوه مقننه، قوه مجريه و قوه قضائيه كه زير نظر ولايت مطلقه امر و امامت امت بر طبق اصول آينده اين قانون اعمال مي‏گردند». بنا بر مباني ديني و حقوقي فوق اطاعت از فقيه جامع‏الشرايط در عرصه مديريت جامعه اسلامي امري كاملاً ضروري است. همچنين از ديدگاه حقوقي، اهانت به مراجع تقليد از جمله امام خميني و مقام معظم رهبري، در قانون جرم تلقي شده است؛ چنانکه در ماده 514 قانون مجازات اسلامي آمده ؛ « هر کس به حضرت امام خميني (ره) بنيانگذار جمهوري اسلامي رضوان الله عليه و مقام معظم رهبري به نحوي از انحاء اهانت نمايد به حبس از شش ماه تا دو سال محکوم خواهد شد .» و همچنين ماده 27 قانون مطبوعات مقرر مي دارد: «هر گاه در نشريه‌اي به رهبر جمهوري اسلامي ايران يا مراجع مسلم تقليد اهانت شود، پروانه آن نشريه لغو و مديرمسئول و نويسنده مطلب به محاکم صالحه معرفي و مجازات خواهند شد.» که البته توهين به هر فرد ديگري نيز جرم است. سوم . از منظر منافع ملي ؛ علاوه بر آموزه هاي ديني و ضوابط قانوني ، اگر تنها بخواهيم از منظر منافع ملي و معيارهاي ملي به اين موضوع نگاه کنيم ، يقينناً هيچ ايراني غيور ، آزاده و منصفي ، توهين به حضرت امام (ره) که نجات بخش ملت ستمديده ايران بود و توانست ما را از سلطه هزاران ساله استبداد و وابستگي به بيگانگان رهانيده ، استقلال ، آزادي و حاکميت مردم بر سرنوشت خويش و عزت جهاني را برايمان به ارمغان بياورد ، را تأييد نمي کند . و البته همه ملت هاي جهان به رهبران بزرگ خويش احترام گذاشته و در صدد زنده نگاه داشتن آرمانهاي آنان مي باشند . حضرت امام خميني(ره) پـس از انبياء بزرگ الهي و معـصومان (ع) ، از کم نظيرترين و ممتازترين شخصيت هاي تاريخ بشريت است كه با انديشه‏هاى بلند الهي و تلاش‏هاى صادقانة خويش مسير تاريخ را دگرگون كرده و سر منشاء تحولات عظيمي‌درجهان گرديد. او نمونه انسان كامل و شخصيتى جامع است كه يكى از اصيل ترين انقلابهاي تاريخ را به پيروزى رساند و نظامى بي بديل را پايه ريزى و رهبرى نمود و با تکيه بر عنصر آگاهي ، استقامت وشجاعت تزلزلى آشكار در اركان و مبانى مکاتب الحادي و تمدن هاي مادي غرب و شرق بوجود آورد و كنگره‏هاى كفر و شرك و نفاق را با انحطاط و تباهي رو ساخت . چنانکه که امام موسى كاظم عليه السلام مي فرمايد : «رجل من اهل قم يدعوا الناس الى الحق، يجتمع معه قوم كزبرالحديد، لا تزلهم الرياح العواصف ، و لا يملون من الحرب، و لا يجبنون، و على‏الله يتوكلون، و العاقبه للمتقين ؛ مردى از اهل قم، مردم را به حق دعوت مى‏كند. گروهى از مردم با او گرد مى‏آيند كه همانند تكه‏هاى آهن مستحكم‏اند. بادهاى سخت آن‏ها را نمى‏لرزاند، و از جنگ و مبارزه به ستوه نمى‏آيند، و از دشمن نمى‏هراسند، و بر خدا توكل مى‏كنند، و عاقبت‏با متقين است.»(بحار الانوار،محمد باقر مجلسی، ج60 ، ص 216 .) بدون ترديد نام امام‏خمينى با تاريخ معاصر جهان آميخته است او مرد قرن و احياگر ميراث عظيم اسلامى در جهان امروز است که با وجود سيطره تمدن غرب و شيفتگى بسيارى به زرق و برق آن، راه جديدى را براى انسان امروز ارائه نموده و سنتى نو و مكتبى اصيل براى احياى ارزشها و اصول اسلامى در جهان امروز ارائه كرد . ب . آيت الله در اصطلاحات متداول در حوزه هاي علميه لقبي است که مبين درجه علمي افراد بوده و برکساني که قدرت اجتهاد در مسائل مختلف اسلامي را داشته باشند اطلاق مي گردد . در مورد اجتهاد ومرجعيت مقام معظم رهبري گفتني است ؛ اصولاً مرجعيت داراي معيارها و شرايط علمي و عملي متعدد مي‏باشد كه تعداد اندکي از ميان مجتهدين و علماي هر عصر به اين درجه نائل آمده و در ميان اين مراجع هم گاهي فقط يك نفر به عنوان مرجع كل و رياست عامه شيعيان مطرح مي‏شود. مهم‌ترين شرايط و معيارهاي مرجعيت عبارتند از: فقاهت، عدالت، تقوي‏، اعلميت، شجاعت، آگاهي به اوضاع زمان و مكان، كثرت تحقيقات و تأليفات، داشتن توان مديريت امور مسلمين ، افتا دادن و تقليد برخي مقلدان و... . نكته قابل ملاحظه در اين شرايط اين است كه مسأله مرجعيت امري نيست كه يك شبه و يا با معرفي و تبليغات بتوان آن را به کسي اعطاء کرد، زيرا علاوه بر داشتن شرايط علمي و عملي مطرح‌شده، احراز اين شرايط و به تعبيري شهرت يافتن در کسب اين شرايط در ميان بزرگان و مجتهدان حوزه و عموم مردم، نيز مورد توجه است. اين مطلب نيز امري نيست که به صورت آني ايجاد شود، بلکه تدريجي بوده و پس از سال‌ها مجاهدت علمي و عملي بوجود مي‏آيد. و سپس مورد پذيرش ساير مجتهدان و مجامع علمي حوزه هاي علميه قرار مي گيرد . و آيت الله خامنه اي نيز يك فقيه و مجتهد عادل مي باشد و اين گونه نيست که فقاهت و اجتهاد را در زمان تصدي مقام رهبري يا رياست جمهوري بدست نياورده بلكه قبل از انقلاب آن را كسب نموده اند. براي روشن شدن اين به موضوع مختصري تحصيلات سابقه و تدريس معظم له اشاره مي شود. معظم له در سن 14 سالگي دروس حوزوي را در مشهد شروع و ادبيات عرب را در مدرسه سلمان خان به پايان رسانيد. و شرايع را هم نزد پدر بزرگوارشان و دروس سطح را در مدرسه نواب به پايان رساند. در سن 16 سالگي در درس خارج مرحوم ميلاني شركت مي كرد چون از استعداد خاصي برخوردار بود لذا كم نظير بود كه جواني در سن 16 سالگي بتواند در درس خارج شركت نمايد. معظم له تا سال 1337 در مشهد علاوه بر تحصيل به تدريس صرف و نحو، فقه و اصول مشغول بودند. در سال 1337 تا 1343 در قم اشتغال به تحصيل و تدريس داشتند و در محضر اساتيدي چون آيات عظام ميرزا احمد مدرس يزدي، آيت الله حاج شيخ هاشم قزويني و ميرزا جواد اقا تهراني و مرحوم امام و آيت الله بروجردي و آيت الله حاج شيخ مرتضي حائري بهره مي جستند. مدتي هم در نجف اقامت داشتند و در دروس خارج آيت الله حكيم, خويي و شاهرودي و ميرزا باقر زنجاني, ميرزا حسن يزدي و ... شركت مي كردند. حضرت آيت الله فاضل لنکراني مي فرمايد ايشان ( مقام معظم رهبري) اهل نظر و اجتهاد هستند. 20 سال پيش (قبل از انقلاب) وقتي در مشهد، در مسجد گوهرشاد با ايشان برخورد كردم. آن موقع ايشان از مدرسين محترم مشهد بودند. پرسيدم چه چيزي تدريس مي كنيد مي فرمودند مكاسب از مهم ترين و مشكل ترين كتب علمي ماست. به نظر من ايشان (مقام رهبري) يك فقيه و يك مجتهد است به نظر من كسي كه در سالهاي طولاني در جهان سياست، اساتيدي چون امام امت داشته و خودش داراي استعداد سرشار است چنين فردي داري مقامات بلند از درك سياسي است. روزنامه رسالت، 22/3/68. آيت الله اميني مي فرمايد: حضرت آيت الله خامنه اي _ دامت بركاته _ در فقاهت و اجتهاد به مرتبه اي است كه براي تصدي مقام ولايت و رهبري، صلاحيت كامل دارد. درر الفوائد في اجوبه القائد، ص 19 آيت الله مؤمن مي فرمايد: هنگام راي گيري در مجلس خبرگان براي رهبري حضرت آيت الله خامنه اي اجتهاد معظم له با قيام هيأت شرعيه نزد اين جانب ثابت بود؛ ولي بعدا به واسطه حضور در جلسات مباحثه فقهي، شخصا به اجتهاد ايشان پي بردم و اكنون شهادت مي دهم كه معظم له، مجتهدي عادل و جامع الشرايط مي باشد. پيشين، ص 21. آيت الله يوسف صانعي مي فرمايد: آيت الله خامنه اي، نه تنها مجتهد مسلم مي باشد، بلكه فقيه جامع الشرايط واجب الاتباع مي باشد.پيشين، ص 17. آيت الله جوادي آملي مي فرمايد: اجتهاد و عدالت حضرت آيت الله جناب آقاي حاج سيد علي خامنه اي _ دامت بركاته _ مورد تاييد مي باشد. لازم است امت اسلامي _ ايديهم الله _ در تقويت رهبري معظم له در بذل نفس نفيس، در هيچ گونه نثار و ايثار دريغ نفرماييد. پيشين، ص 19. بنا بر اين مقام معظم رهبري پس از سال‌ها تدريس و تحقيق در متون ديني به مقام مرجعيت نيز دست يافتند. در اين باره جامعه مدرسين حوزه علميه قم كه مركب از ده‏ها مجتهد مطلق و چندين مرجع تقليد مي‏باشد حضرت آيت‌الله خامنه‏اي، را به مرجعيت پذيرفتند. اعلاميه جامعه مدرسين به اين معناست كه حداقل شانزده نفر از مجتهدان و خبرگان ايشان را مرجع تقليد جامع‌الشرايط مي‏دانند. هم چنين در هنگام تصدي ولايت امر پس از رحلت امام خميني(ره)، آيت‌الله‌العظمي اراكي(ره) و آيت‌الله‌العظمي گلپايگاني(ره) اجتهاد ايشان را تاييد كردند. بنابراين مي‌توان گفت، آيت‌الله خامنه‌اي يك فقيه و مجتهد عادل و جامع‌الشرايط مي‌باشند که اين مراتب علمي را در طي دوراني طولاني چه قبل و چه بعد از انقلاب به دست آورده‌اند و اين امر مورد تصديق بسياري از اهل علم و اجتهاد بوده و هست. سابقه تحصيلاتي ايشان در حوزه‌هاي علميه مشهد، قم و نجف و شرکت در درس اساتيد بزرگواري در اين سه حوزه نشان‌گر اين مطلب است. نکته‌اي که در پايان لازم است به آن اشاره شود اين‌که، مقام معظم رهبري هنگام انتخاب شدن به رهبري به عنوان مرجع مطرح نشدند، بلکه تنها به عنوان مجتهد جامع‌الشرايط و آگاه به مسائل و زمان، مطرح بودند. اما پس از گذشت چندين سال و حائز شدن شرايط مرجعيت، ايشان توسط جامعه مدرسين حوزه علميه قم، که مرکب از برجسته‌ترين علماي مجتهد حوزه مي‌باشد، به عنوان مرجع تقليد معرفي شدند. بنابراين مي‌توان مشاهده کرد که در مقام علمي و فقهي ايشان هيچ‌گونه شبهه و اشکالي جاري نيست، مقام سياسي و عملکرد سياسي اجتماعي ايشان نيز که طي ساليان اخير براي هر آگاه منصفي روشن بوده نياز به بيان ندارد. شايد بسياري از شبهاتي که همواره و خصوصاً در زمان کنوني در اين زمينه ترويج مي شود به اين جهت باشد که ايشان در مقام خود درايت و کارآمدي فوق‌العاده‌اي داشته مانع به ثمر رسيدن اهداف شوم دشمنان بوده‌اند، از اين رو سيل اتهامات و ايرادات را نسبت به ايشان وارد مي‌کنند. جهت آشنايي ر.ک : http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=bio در پايان ضمن آرزوي موفقيت روز افزون براي شما ، مشاوران اين مرکز همواره آماده همفکري و پاسخگويي به پرسش هاي شما در زمينه هاي مختلف مي باشند . (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 3/100125747)