واکنش مناسب در قبال به اهانت به ساحت امام خمینی ره

وظيفه ما پيرامون امام در اين بي حرمتي به ساحت امام در مقابل منافقین چيست؟

در پاسخ به این پرسش به نکاتی توجه نمایید :
1- حساسيت و اهتمام شما به دفاع عالمانه و صحيح از نظام اسلامي و امام راحل قابل تقدير و ستايش است. تأثيرگذاري و اصلاح فکري چنين افرادي، تلاشي پر دامنه همراه با آگاهي، استقامت و تعهد را مي‏طلبد. مقام معظم رهبري در بيانات خويش مي فرمايد : « يك نكته را هم به جوانان عزيز انقلابي، به فرزندان عزيز انقلابي خودم، به فرزندان بسيجي - از زن و مرد - عرض بكنم: جوانان از اطراف و اكناف كشور، از آنچه كه تهتّك بيگانگان از ايمان ديني به گوششان ميخورد يا با چشمشان مي‌‌‌‌بينند، عصباني هستند؛ وقتي مي بينند روز عاشورا چگونه يك عده‌‌‌‌اي حرمت عاشورا را هتك ميكنند، حرمت امام حسين را هتك ميكنند، حرمت عزاداران حسيني را هتك ميكنند، دلهاشان به درد مي‌‌‌‌‌آيد، سينه‌‌‌‌‌هاشان پر ميشود از خشم؛ البته خوب، طبيعي هم هست، حق هم دارند؛ ولي ميخواهم عرض بكنم جوانهاي عزيز مراقب باشند، مواظب باشند كه هرگونه كار بي رويه‌‌‌اي، كمك به دشمن است. اينجا جوانها تلفن ميكنند - ميفهمم من، ميخوانم، غالباً تلفنها و نامه ها را خلاصه ميكنند، هر روز مي آورند، من نگاه ميكنم - مي بينم همين طور جوانها گله‌‌‌‌‌مند، ناراحت و عصباني؛ گاهي هم از بنده گله ميكنند كه چرا فلاني صبر ميكند؟ چرا فلاني ملاحظه ميكند؟ من عرض ميكنم؛ در شرائطي كه دشمن با همه‌‌‌ي وجود، با همه‌‌‌‌ي امكاناتِ خود درصدد طراحي يك فتنه است و ميخواهد يك بازي خطرناكي را شروع كند، بايد مراقبت كرد او را در آن بازي كمك نكرد. خيلي بايد با احتياط و تدبير و در وقت خودش با قاطعيت وارد شد. دستگاه‌‌‌‌هاي مسئولي وجود دارند، قانون وجود دارد؛ بر طبق قانون، بدون هيچگونه تخطي از قانون، بايستي مُرّ قانون به صورت قاطع انجام بگيرد؛ اما ورود افرادي كه شأن قانوني و سمت قانوني و وظيفه ي قانوني و مسئوليت قانوني ندارند، قضايا را خراب ميكند. خداي متعال به ما دستور داده است: «و لايجرمنّكم شنئان قوم علي ان لاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوي». [ سوره مائده ، 8 يعني ؛ «... و البته نبايد دشمني گروهي شما را بر آن دارد كه عدالت نكنيد؛ عدالت كنيد كه آن به تقوا نزديكتر است ...» ] بله، يك عده‌‌‌‌اي دشمني ميكنند، يك عده‌‌‌‌اي خباثت به خرج ميدهند، يك عده اي از خباثت‌‌‌كنندگان پشتيباني ميكنند - اينها هست - اما بايد مراقب بود. اگر بدون دقت، بدون هضم، انسان وارد برخي از قضايا بشود، بي‌‌‌‌گناهاني كه از آنها بيزار هم هستند، لگدمال ميشوند؛ اين نبايد اتفاق بيفتد. من برحذر ميدارم جوانهاي عزيز را، فرزندان عزيز انقلابي خودم را از اينكه يك حركتي را خودسرانه انجام بدهند؛ نه، همه چيز بر روال قانون. » (بيانات در ديدار مردم قم در سالگرد قيام 19 دي، 19/10/1388)
2- از منظر آموزه هاي ديني، ولايت فقيه شعبه‌اي از ولايت رسول‌الله (ص) و ولايت امام زمان (عج) است و اطاعت از دستورات آن واجب و مخالفت با آن حرام و هر گونه اهانتي به ولي فقيه جامع الشرايط علاوه بر منع شرعي پيرامون حرمت توهين، به منزله توهين به معصومين(ع) بوده و از منظر حقوقي نيز جرم محسوب مي شود. در ادامه به بررسي اين موضوع از دو منظر مي پردازيم :
يکم . از منظر ديني ؛ براساس آموزه‏هاي اسلامي و منابع معتبر ديني، فقهاي واجد شرايط ( يعني جامع صلاحيت هاي علمي ،اخلاقي و مديريتي)، به صورت عام، از طرف امامان معصوم(عليه ‏السلام) جهت اداره و رهبري جامعه اسلامي در عصر غيبت، منصوب گرديده و همه داراي ولايت مي‏باشند، آنان موظفند در زمينه اداره امور جامعه و تشكيل حكومت در صورتي که امکانات و شرايط محيطي از قبيل مقبوليت مردمي فراهم باشد اقدام نمايند و اطاعت از آنان واجب مي باشد. چنانكه امام صادق(عليه‏السلام) در روايت مقبوله عمر بن حنظله، مي‏فرمايد: «... مَنْ كَانَ مِنْكُم مِمَّنْ قَدْ رَوَي‏ حَديثَنَا وَ نَظَرَ فِي حَلَالنَا وَ حَرَامنَا وَ عَرَفَ اَحكَامَنَا فَليرضُوْا بِهِ حَكَماً فَاِنِّي قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَيكُمْ حَاكِماً فَاِذَا حَكَمَ بِحُكمِنَا فَلَمْ يقبَلْ مِنهُ فَاِنَّمَا استخَفّ بِحُكْمِنَا وَ عَلَينَا رَدٌّ وَ الرَّادُّ عَلَينَا كَالرَّادُّ عَلَي اللّهِ وَ هُوَ عَلَي حَدِّ الشِّركِ بِاللَّهِ»ر.ك: محمد بن يعقوب كليني، اصول كافي، دارالتعارف، 1401ق، ج 1، ص 67 ؛ محمد بن حسن عاملي، وسائل الشيعه، تهران: انتشارات اسلامي، ج 18، ص 98. ؛ «مردم بايد به كساني از شما (شيعيان) كه حديث و سخنان ما را روايت مي‏كنند و در حلال و حرام ما به دقت مي‏نگرند و احكام ما را به خوبي باز مي‏شناسند (عالم عادل)، مراجعه كنند و او را به عنوان حاكم بپذيرند. من چنين كسي را بر شما حاكم قرار دادم. پس هرگاه به حكم ما حكم كند و از او پذيرفته نشود، حكم خدا كوچك شمرده شده و بر ما رد شده است و آن كه ما را رد كند، خدا را رد كرده است و چنين چيزي در حد شرك به خداوند است» .جهت آشنايي كامل با تفسير و تبيين اين روايت، ر. ك: سيد روح‏اللَّه موسوي خميني، ولايت‏فقيه، تهران: مؤسسه ‏تنظيم و نشر آثاراامام (رحمه‏الله)، 1374، صص 80، ج 77 و صص 106 - 102.
نتيجه استدلال اين است كه فقهاي جامع شرايط - علاوه بر منصب‏هاي ولايت در افتا، اجراي حدود و اختيارات قضايي، نظارت بر حكومت و امور حسبيه - در مسائل سياسي و اجتماعي نيز ولايت دارند و اطاعت از آنان همانند اطاعت از معصومين عليهم السلام واجب است. بديهي است امام(عليه‏السلام) شخص معيني را به حاكميت منصوب نكرده؛ بلكه به صورت عام تعيين نموده است. روايات متعدد ديگري نيز دلالت بر اين موضوع دارد؛ طبق آنچه از فرمايش حضرت ولى‏عصر(عج) در جواب نامه شخصى به نام اسحق‏ بن يعقوب آمده و آن را بزرگان علماء نقل كرده‏اند: اطاعت از فقيه جامع‏الشرايط در زمان غيبت امام زمان(عج) در حكم اطاعت و پيروى از امام زمان و رد كردن دستور چنين مجتهدينى به منزله رد سخن و امر امام زمان(عج) است . توقيع مبارك حضرت ولي عصر(عج) كه مي‏فرمايد: «وَ اَمَّا الحَوَادِثُ الوَاقِعَه فَارْجِعُوا فِيهَا اِلي رَوَاةُ حَديثنَا فَاِنَّهُمْ حُجَّتي‏ عَلَيكُمْ وَ اَنَا حُّجَةُ اللَّه»وسائل‏الشيعه، پيشين، ج 18، ص 101، ح 8 و همچنين روايت، «اَلعُلَمَاءُ حُكَّامٌ عَلَي النَّاسِ»ميرزا حسين نوري، مستدرك وسائل الشيعه، قم: مؤسسه‏آل البيت، 1409 ق، باب 11 (از ابواب صفات قاضي)، ح 33.
و روايت امام حسين(عليه‏السلام) از حضرت امير(عليه‏السلام): }«اِنَّ مَجارِي الْاُمُورِ وَالْاَحْكامِ عَلي‏ اَيدي‏ الْعُلَماءِ بِاللَّهِ اَلْأُمَناءِ عَلي‏ حَلالِهِ وَ حَرامِهِ»همان، ح 16 ؛ و براي آگاهي بيشتر درباره دلايل روايي ولايت فقيه ر.ك: امام خميني، ولايت‏فقيه، بحث ولايت فقيه به استناد اخبار، صص 148-48.
علاوه بر احاديث فوق، روايات متعدد ديگري نيز هست كه همگي بيانگر لزوم اطاعت از ولي فقيه است و مخالفت با ولي فقيه را در حد مخالفت با ائمه(ع) و مخالفت با خداوند مي داند. بر اين اساس در دوران غيبت همواره پيروى و اطاعت از مجتهدين واجد شرايط امري قطعي بوده و نه تنها توهين به آنان ممنوع است، بلکه مخالفت با آنان و حتي کوچک شمردن دستورات آنان به منزله مخالفت و توهين به معصومين(ع) و حاکميت الهي است. « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاتُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اتَّقُوا اللّهَ إِنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ. ؛(حجرات،1) اى كسانى كه ايمان آورده ايد! چيزى را بر خدا و پيامبرش مقدّم نداريد (و از آنها پيشى مگيريد)، و تقواى الهى پيشه كنيد كه خداوند شنوا و داناست.»
دوم . از منظر حقوقي ؛
در قانون اساسى براى جلوگيرى از اختلاف نظر فقها و لزوم وحدت رهبري در حكومت، يك نفر مجتهد واجد شرايط به عنوان ولى‏فقيه قرار داده شده است كه در مسائل مربوط به حكومت و مملكت بر همه مردم حتى بر ديگر مراجع لازم است از ولى‏امر پيروى نمايند. در اصل پنجم قانون اساسي كشورمان آمده: «در زمان غيبت حضرت ولي عصر(عج)، در جمهوري اسلامي ايران ولايت امر و امامت امت بر عهده فقيه عادل و با تقوي، آگاه به زمان، شجاع، مدير و مدبر است» و در اصل پنجاه و هفتم آن نيز مي‏خوانيم: «قواي حاكم در جمهوري اسلامي ايران عبارتند از: قوه مقننه، قوه مجريه و قوه قضائيه كه زير نظر ولايت مطلقه امر و امامت امت بر طبق اصول آينده اين قانون اعمال مي‏گردند». بنا بر مباني ديني و حقوقي فوق اطاعت از فقيه جامع‏الشرايط در عرصه مديريت جامعه اسلامي امري كاملاً ضروري است.
همچنين از ديدگاه حقوقي، اهانت به مراجع تقليد از جمله امام خميني و مقام معظم رهبري، در قانون جرم تلقي شده است؛ چنانکه ماده 27 قانون مطبوعات مقرر مي دارد: «هر گاه در نشريه‌اي به رهبر جمهوري اسلامي ايران يا مراجع مسلم تقليد اهانت شود، پروانه آن نشريه لغو و مديرمسئول و نويسنده مطلب به محاکم صالحه معرفي و مجازات خواهند شد.» که البته توهين به هر فرد ديگري نيز جرم است.
3- افراد مخالف از جهت ميزان آگاهي، روند تأثيرپذيري، ميزان حقيقت طلبي يا حقيقت گريزي، مراتب بسيار متفاوتي دارند. بنابر اين هرگز نمي‏توان انتظار داشت كه با ارائه نسخه واحدي، بتوان هر فرد غيرمعتقد و دور از مباني و اصول نظام اسلامي را به سهولت هدايت کرد؛ بلكه اين مسأله از سويي مرتبط با توان‏مندي‏ها و قدرت جذب شخص هدايتگر از جهت بهره‏مندي‏هاي عملي، كشش‏هاي اخلاقي و كيفيت اثرگذاري است و از ديگر سو مرتبط با ويژگي‏هاي روحي، اخلاقي، روانشناسي و ذهني مخاطب مي‏باشد. بنابراين در برخورد با چنين افرادي شخص هدايت گر بايد به گونه‏هاي مختلف از عوامل تأثيرگذار بر مخاطب استفاده كند و با برنامه‏ريزي حساب شده و تدريجي و استفاده صحيح از اشتراکات عقيدتي، فکري فرهنگي و سياسي فيما بين، يا بيان واقعيات و ... ، تحول فکري لازم را به وجود آورد. همچنين مي توان از راه‏كارهاي عملي زير اسفاده نمود:
الف- براي تاثيرگذاري، در آغاز بايستي زير بناهاي فكري فرد را مورد بررسي قرار داده و در اصلاح آن بكوشيد. ديدگاه فرد در مورد خداوند، جهان هستي، انسان، معاد ، هدف از خلقت انسان و فرجام آن ، راهکارهاي اصلاح جامعه ... اموري است كه نتيجه مستقيم بر رفتارها و موضعگيريهاي فرد دارد. پس بايد به اصلاح و تقويت اين مباني كوشيد.
ب- هر شخصي يك نقطه پذيرش و به قول معروف «رگ خوابي» دارد، سعي كنيد اين نقطه پذيرش را به دست آوريد و از اين كانال وارد شويد و هدف خود را تعقيب كنيد و لذا به صرف اين كه بايد شخصي را هدايت كرد بسنده نكنيد بلكه با مطالعه بر روي خصوصيات وي راه نفوذ در او و جلب نظر او را به دست آوريد و اقدام كنيد.
ج- در هيچ يك از مراحل ارشاد و راهنمايي از برخورد نيك و ملاطفت‏آميز و احترام نهادن دور نشويد. اگر قصد راهنمايي و تربيت کسي را داريد، در قدم اول از گفتار نرم و با محبت‏بهره گيريد؛ حتي اگر مخاطب شما فرعون سرکش يا سران لجوج کفار جاهلي باشند. (سوره طه/44 و شعرا/215) .
اين را بدانيم كه با فشار و اجبار كسي را نمي‏توان هدايت نمود و چه بسا تأثير منفي آن بيشتر از آثار مثبت آن باشد .
4- براى آگاهى بيشتر ر.ك:
1. بررسي تطبيقي نظريه هاي ولايت فقيه , شريف لک زايي , قم : پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي
2. جهان‏بزرگى، احمد، درآمدى بر تحول نظريه دولت در اسلام؛
3. پيشينه و دلايل ولايت‏فقيه، امام خمينى و حكومت اسلامى
4 .جهان بزرگى، احمد، پيشينه تاريخى ولايت‏فقيه.
5 . دين و دولت در انديشه اسلامي , محمد سروش , قم : بوستان کتاب .
6 . جوادى آملى، ولايت فقيه، ص 491.
7 . امام خمينى(ره)، ولايت فقيه، ص 48.
8 .على شيرازى، پاسخ به شبهات پيرامون ولايت فقيه، ص 12 و 24. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 1/100125331)