منظور از جمهوری دمکراتیک اسلامی

جمهوري دموكراتيك اسلامي چيست؟ لطفا در مورد آن توضيح مفصل دهيد؟

در جريان تعيين شكل حكومت اسلامي ، پس از فروپاشي رژيم ستمشاهي ديدگاه ها و نظرات متفاوتي در مورد عنوان نظام سياسي كشور براساس مباني فكري و سياسي مختلف مطرح شد از جمله جمهوري دموكراتيك و جمهوري دموكراتيك اسلامي كه بيشتر از سوي احزاب و گروههاي با گرايشات غربي و ليبرالستي مطرح مي شد كه در واقع همان جمهوري دموكراتيك با مباني غربي حاكم برآن كه ناظر به آزاديهاي فردي و گروهي و دموكراسي مي باشد ، منظور بود كه تنها پسوند اسلامي به اقتضاي باورهاي ديني مردم بدان اضافه شده بود و به حكومت هاي دموكراتيك غربي ناظر بود و مرحوم امام در برابر همه اين ديدگاهها بر عنوان جمهوري اسلامي نه يك كلمه كم و نه يك كلمه زياد تاكيد نمودند. و در مورد عنوان جمهوري دموكراتيك اسلامي فرمودند:«اضافه كردن دموكراتيك به اسلام اين توهم را در ذهن می‌آورد كه اسلام محتوايش خالی است از اين، لذا احتياج به اين است كه يك قيدی پهلويش بياورند و اين برای ما بسيار حزن‌انگيز است .... مثل اين است كه شما بگوييد ما اسلام را می‌خواهيم و می‌خواهيم كه به خدا هم اعتقاد داشته باشيم ولی به شرط اين كه به خدا هم معتقد باشيم». (صحيفه امام ، جلد 10 ، ص 95)
به عبارت ديگر پذيرش «جمهوری دموكراتيك اسلامی» به معنای اين است كه در ذات اسلام دموكراسی وجود ندارد و بايستی چيزی به آن افزوده شود در حالی كه از منظر امام ره احكام اسلام متضمن تمامی مقولات مربوط به حقوق سياسی و اجتماعی است و لذا كلمه «دموكراتيك» زائد است.مرحوم شهيد مطهري نيز در اين باره فرمودند : «در اسلام آزادي فردي و دموكراسي وجود دارد منتها با تفاوتي كه ميان بينش اسلامي و بينش غربي وجود دارد . با توجه با اين نكته روشن مي شود كه در عبارت جمهوري دموكراتيك اسلامي ، كلمه دموكراتيك حشو و زائد است به علاوه در آينده وقتي مردم در دولت جمهوري اسلامي يك سلسله آزاديها و دموكراسي ها را بدست آوردند ، ممكن است بعضي ها پيش خود اين طور تفسير بكنند كه اين آزاديها و دموكراسي ها نه به دليل اسلامي بودن اين جمهوري كه به دليل دموكراتيك بودن آن حاصل شده است . يعني اين جمهوري دو مبنا و دو بنياد دارد ، بنيادهاي دموكراتيك و بنيادهاي اسلامي و آن چه كه به آزادي و حقوق فردي و دموكراسي ارتباط پيدا مي كند ، مربوط است به بنياد دموكراتيك اين جمهوري و نه به بنياد اسلامي آن و در مقابل يك سلسله قواعد عبادت و معاملات وجود دارد كه به جنبه اسلامي حكومت مربوط مي شود . ما مي خواهيم تاكيد كنيم كه چنين نيست . اولا ، وقتي از جمهوري اسلامي سخن به ميان بياوريم به طور طبيعي آزادي و حقوق فرد و دموكراسي هم در بطن آن است . ثانيا ، اساسا مفهوم آزادي به آن معنا كه فلسفه هاي اجتماعي غرب اعتقاد دارند با آزادي به آن معنا كه در اسلام مطرح است تفاوت عمده و بنيادي دارد ما كه مي خواهيم كشوري بر اساس بنيادهاي اسلامي بنا كنيم ، نمي توانيم اين ريزه كاري ها و ظرافتها را ناديده بگيريم .» ( شهيد مرتضي مطهري ، پيرامون انقلاب اسلامي ،تهران: شركت افست، ص 78و79) هم چنين در پيشنهاد مذكور نوعی تقليد از غرب نهفته بود و تنها يك پسوند اسلامي بدان اضافه شده بود در حالي كه از بنياد و اساس با مباني اسلام مخالف بوده و با اضافه نمودن يك پسوند و اصرار بر حفظ مباني غربي نمي توان الگوي اسلامي و بر اساس مباني اسلام ناب ارائه نمود مرحوم امام فرمودند: «دنبال اين نباشيد كه فرم غربی پيدا كنيد. بيچارگی ما اين است كه دنبال اين هستيم كه فرم غربی پيدا كنيم ... ما قانون غنی داريم. ما قانون الهی داريم. آنهايی كه فرم غربی را بر فرم الهی ترجيح می‌دهند، اينها از اسلام اطلاع ندارند.» (صحيفه امام ، جلد 6 ، ص 274) (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 2/100125087)