جایگاه و اختیارات سیاسی ملکه انگلیس

جايگاه سياسي ملكه انگليس درانگلستان چيست وتاچه حدودي قدرت اجرايي دارد و درتصميمات سياسي و اجرايي مسولين مي تواند اعمال نفوذ كند؟

سيستم حکومتي انگلستان ، نظام مشروطه سلطنتي و دموكراسي پارلماني است. همچنين رياست كشور با پادشاه يا ملكه و رياست دولت به عهده نخست‌وزير است.و بر اساس حقوق اساسي غير مدوّن اين کشور پادشاهي بر مبناي (پارلمانتاريسم) تدوين و تصويب گرديده است بر اين مبنا پارلمان انگلستان متشکل از مجلس لردها و مجلس عوام به همراه پادشاه يا ملکه انگلستان حاکميت اين کشور را برعهده گرفته و اداره مي نمايد.
پادشاه يا ملکه انگلستان اختيارات بسياري دارد ؛ از جمله:
1. انعقاد معاهدات و يا فسخ قراردادهاي بين المللي،اداره ي امور خارجه و اجراي قوانين به نام او انجام مي گيرد.
2 . عزل و نصب وزيران،انحلال پارلمان و يا دعوت به تشکيل آن و يا تعطيل پارلمان از اختيارات پادشاه است.
3 . انتصاب اعضاي مجلس لردها که متشکل از حدوداً 926 لرد از شاهزادگان،اشراف و شخصيت هاي فرهنگي،علمي و بالاخره شخصيت هاي مذهبي است.
4 . عزل و نصب نخست وزير،و به طور معمول،فردي را که حزب پيروز در انتخابات مجلس عوام اين کشور بر مي گزينند،به نخست وزيري منصوب مي نمايد،و عملاً در موارد بحراني مي تواند اقدام به عزل نخست وزير اين کشور نمايد.
5 . توشيح لوايح يا طرح هاي مصوّب پارلمان انگلستان از اختيارات پادشاه اين کشور است،و مي تواند از تأييد و توشيح مصوبات دو مجلس اين کشور خودداري کند.
6 . فرماندهي نيروهاي مسلّح،با مشورت وزيران.
7 . اختيار سياست خارجي با مشورت وزيران.
علاوه اين که پادشاه انگلستان در برابر هيچ يک از قواي سه گانه حاکم در انگلستان مسؤول و پاسخگو مي باشد.انتصاب پادشاه موروثي است و عزل و برکناري او نيز اصلاً در حقوق اساسي انگلستان پيش بيني نشده است.
همانگونه که مشاهده مي نمائيد در اين كشور مقام سلطنت از حيث حقوقي، اختيارات فراواني دارد، هرچند كه با تحولالت سياسي اجتماعي عملا اختيارات بسياري كه در گذشته متعلق به اين مقام بوده، از وي گرفته شد. نکته ديگر اينکه گفتني است كه امتيازات فوق گرچه قانونا متعلق به نظام سلطنت است و عملا، كابينه وزرا اعمال‌كننده آنهاست.
نخست‌وزير اين كشور رهبر آن حزب سياسي است كه در مجلس عوام، داراي اكثريت مي‌شود. در كلي‌ترين حالت در نظام سياسي انگليس، دولت هرسه قوه را زيرنظر دارد و بسياري از وظايف توسط دولت با يكديگر تطبيق داده مي‌شوند و هيچ جدايي بين قواي مجريه، مقننه و قضاييه وجود ندارد. تمام قدرت سياسي در دست نخست‌وزير و هيات وزيران متمركز است. وزرا توسط نخست‌وزير از ميان حزب سياسي كه وي به آن تعلق دارد، انتخاب مي‌گردند.
در سال 1918 حق انحلال مجلسين و تعيين تاريخ انتخابات كه با موافقت ضمني كابينه توسط مقام سلطنت اتخاذ مي‌گرديد، به نخست‌وزير محول گرديد و نخست‌وزير همچنين در مواقع بخصوصي به‌تنهايي و يا با همكاري يك يا دو نفر از وزرا، تصميماتي را بدون مشورت با كابينه اتخاذ مي‌كند.
نخست‌وزير هيچ‌گاه توسط اعضاي كابينه هدايت نمي‌گردد.در انگليس نخست‌وزير از حزبي كه داراي اكثريت در مجلس عوام است انتخاب مي‌شود و به دليل اكثريتي كه در اين مجلس دارد، قادر به كنترل قانونگذاري است.تا اوايل قرن هجدهم، مقام سلطنت در انگلستان داراي حق وتو در پارلمان بود كه از آن زمان به بعد اين حق، ديگر اعمال نگرديد.كابينه انگلستان براي تصويب لوايح و قوانين، آنها را به مجلس عرضه مي‌كند و براي تصويب آن به اكثريت پارلمان نياز دارد و بدينسان كابينه نه‌تنها سازمان و تشكيلات قانونگذاري را كنترل مي‌كند بلكه لوايح و قوانين را به مجلس برده و با دفاع و تفسير از آنها، مذاكرات پارلماني را درباره آنها انجام مي‌دهد.(منبع : جعفر بوشهري،مسايل حقوق اساسي،ص298-29 ؛ کتاب،ولايت فقيه در عصر غيبت،عليرضا رجالي تهراني،انتشارات نبوغ،چ دوم،1383،صص213 تا 219 ؛ نگاهي مقايسه‌اي به حوزه اقتدار عالي‌ترين مقام‌هاي حكومت در چند كشور جهان‌ ، جام جم ؛ حقوق تطبيقي ، عبدالحسين شيرودي، انتشارات سمت ) (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 11/100123549)