عملكرد صدا و سيما-سانسور خبري رسانه ها

سوال من این است که چرا صدا و سیما در پوشش کامل تر اخبار جهت کسب رضايت حداکثري مردم تغيير چنداني نکرده و باعث شده بسياري از مردم برای کسب اخبار و اطلاعات به اينترنت و ماهواره روی آورند؟

با سلام . در ابتدا به عنوان مقدمه گفتني است : موضوع تبلیغات رسانه ها از دیر زمان در میان بشر امری رایج و جاری بوده است با این تفاوت که هر چه انسان پیشرفت حاصل کرده است به تناسب آن، ابزارها و کاربرد آنها نیز متحول شده و تازه می گردیده است تا به امروز که به تعبیر مک لوهان در دهه 60 م،دنیا به یک دهکده جهانی بدل گشته و کوچکترین خبر و اتفاقی در کمترین زمان و با دقت فراوان به سراسر دنیا رسیده و جمله بشر از آن مطلع می گردند. به تعبیر دقیق می توان گفت امروز جنگ رسانه ها در دنیا جاری است و به عبارتی می توان از آن به عنوان ستون ششم یاد نمود که در درون ملل دنیا رخنه کرده و به ابزار و اهرمی برای استعمار آنلت تبدیل گشته است بگونه ای که از این طریق، ملت ها به استثمار کشیده می شوند و به نوعی بردگی نوین را تجربه می کنند که خطری بس جدی بوده و در کوتاه مدت و دراز مدت آثاری ویرانگر از خود بر جای خواهد نهاد. بدون شک تنها ابزار این استعمار جدید،تلویزیون نبوده و بطور گسترده از تنوع برخوردار می باشدکه می توان از اینترنت،روزنامه ها،مجلات و... نیز بعنوان رسانه تعیین کننده نیز یاد نمود که در این جنگ نابرابر بسیار کمک کار می افتند و گام های شوم مهاجمان به دیگر فرهنگ ها را تسریع و شدید می کنند که در ذیل امپراتوری خبری جهانی قابل تعریف خواهند بود. حال پس از بیان مقدمه ای کوتاه، به اصل سخن می پردازیم. در این عصر که به واقع، عصر انفجار اطلاعات نامیده می شود کشور ما نیز از قافله استخدام رسانه های جمعی عقب نیافتاده و بحمدالله توانسته است دراین راستا از ابزراهای مختلفی برخوردار باشد که می توان از تلویزیون که رسانه­ای ملی است بعنوان بارزترین مظهرآن یاد نمود که تاکنون توانسته است برنامه های درخور توجه نیز ارائه نماید هر چند برخی برنامه های آن نیز قابل انتقاد می باشد اما هرگز نباید پا را از انصاف فراتر نهاده و تنها به نقاط ضعف توجه و نقاط قوت آن را از خاطر ببریم. در تمام دنیا یکی از اصول ثابت و مسلم حاکم بر رسانه ها این است که هر چیز و هرکسی را نمی توان در برنامه ها آورده و مورد تحلیل و بررسی قرار داد چرا که گاه ممکن است با هنجارهای اجتماعی در تضاد بوده، گاه مروج فرهنگ بیگانه ،گاه در راستای اهداف تعریف شده رسانه نباشد و... و این نیز امری منطقی و عقلائی است چرا که اگر غیر از این باشد اصولا نظامات اجتماعی شکل نخواهد گرفت و جامعه همیشه در تزلزل بسر خواهد برد و هیچ رشدی رخ نخواهد داد. بنابراین این امری طبیعی است که همواره عده ای از فراد در جامعه ناراضی باشند و هیچ گاه هم راضی نخواهند شد لذا در این گونه امور تاکید بر رضایت عمومی است نه اشخاص حقیقی یا حقوقی چرا که در غیر این صورت رسانه می بایست به تعداد افراد جامعه،برنامه تولید کند که هم ناممکن و هم نامعقول خواهد بود. گذشته از این، باید توجه داشت که نقش رسانه ها بیشتر آگاهی بخشی می باشد نه این که بخواهند چیزی را بر دیگران تحمیل کنند لذا در عرصه های مختلف تنها رسانه ها دارای مسولیت نمی باشند بلکه بر اساس برخی احادیث، همه افراد جامعه در برابر یکدیگر مسولیت دارند.(بحارالانوار ج 72 ص 38 ) که باید بدرستی آن را به انجام برسانند تا امور اجتماع به سرانجام مطلوبی برسد. نکته پایانی این که پوشش تمام موارد و مسایل از توان رسانه ملی خارج می باشد بعلاوه که ما نباید از دیگر کانالهای خبری مانند اینترنت و ... تنها بعنوان ابزرارهای تهدید آمیز یاد کنیم چرا که در بسیاری از موارد بهره گیری از این گونه منابع خبری،ضروری می نماید که طبعا مفید نیز خواهند بود. خلاصه این که رسانه ملی باید برای عامه مردم سخن بگوید نه این به منافع شخصی افرادی خاص توجه کند بعلاوه که این رسانه در حد مقدورات خود تا کنون مطلوب عمل کرده و بر اساس قواعد و هنجارهای حاکم برجامعه قدم برداشته است هر چند دارای نقاط ضعفی هم می باشد که می بایست مورد نقد منصفانه قرار بگیرد تا بتواند در آینده بهتر عمل نماید. چنانکه حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در حكمی ضمن تمدید دوره ریاست آقای سیدعزت الله ضرغامی در سازمان صدا و سیما تأكید كردند: « باید با استفاده از برجستگیها و نقاط قوت كنونی صدا و سیما، و همت برای نقص زدایی، این رسانه فرهنگ ساز به طراز رسانه یی برسد كه دین و اخلاق و امید و آگاهی بارزترین نمود آن باشد. » (16/آبان/1388)منبع: « علامه مجلسى. بحار الأنوار. مؤسسة الوفاء .بيروت . لبنان. 1404 ه.ق» (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 1/100123108)