انواع جمهوری ها و اهداف هر کدام

انواع جمهورى ها را نام ببريد و هر يك رابه طور كامل توضيح دهيد (مخصوصا جمهورى اسلامي و جمهوري فدرال) واينكه در هر يك از جمهوري ها چه چيزى دنبال مي شود و هدف هر كدام را بنويسيد.

جمهوری نوعی حکومت است که در آن جانشينی رئيس کشور موروثی نيست و مدت رياست جمهوری در آن محدود است و انتخاب رئيس کشور که رئيس جمهور ناميده می شود , با رای مستقيم يا غير مستقيم مردم انجام می شود . جمهوری از نظر مفهوم اغلب درجاتی از دموکراسی را نيز در بردارد . اما در عين حال بسياری از ديکتاتوريهای غير سلطنتی نيز بدين نام ناميده می شوند و در اين وجه حکومت جمهوری تنها به معنای حکومت غير سلطنتی است . جمهوری هارااز يک نظر به سه دسته تقسيم نموده اند ؛ 1- جمهوريهای دموکراتيک غربی که ريشه های تاريخی آنها به انقلاب های قرن هجدهم و نوزدهم می رسد ( فرانسه و ايالات متحده )يا کشورهايی که اين سنت را پس از آن کسب کرده اند ( ايتاليا وآلمان غربی) در اين کشورها جمهوری با سنت آزادی حزبها و مطبوعات واجتماعات همراه است .2- دولتهايی که رسما جمهوری ناميده می شوند اما در عمل رژيمهای نظامی و پليسی بر آنها حکومت می کند , مانند بيشتر کشورهای آمريکای مرکزی و جنوبی و آفريقاو آسيا 3- جمهوری های دموکراتيک توده ای , که در اروپا و آسيای شرقی حاکم هستند ( داريوش آشوری , دانشنامه سياسی , تهران : مرواريد , 1373, ص 111و 112) اين عنوان در سالهای بعد از جنگ دوم جهانی مورد استفاده کشورهای کمونيست يا چپ گرا قرار گرفته است . بعضی از اين کشورها نيز عنوان جمهوری خلق را برگزيده و يا ترکيبی از آن دو به نام جمهوری دموکراتيک خلق به وجود آوردند .در اين کشورها حکومت تک حزبی است و آزادی مطبوعات و اجتماعات در آنها براستی وجود ندارد . بسياری از اين عناوين پس از فروپاشی کمونيسم منسوخ شده و جمهوريهای دموکراتيک سابق عنوان ساده جمهوری را برای خود انتخاب نموده اند.( محمود طلوعی , فرهنگ جامع سياسی , تهران : علم , 1377, ص 377)
افزون بر اقسام فوق ، اصطلاح جمهوری نيز به نام جمهوري فدرال وجود دارد ، که در حقيقت علاوه بر شکل نظام سياسي ناظر به نحوه توزيع قدرت در ميان واحدهاي يک واحد بين المللي است . که در آن دولت به صورت فدراسيون وجود دارد (دولتی که از اتحاد چند واحد سياسی ( ايالت , کشور ) پديد می آيد در اين نوع حکومتها واحدهای کوچکتری که فدراسيون از اتحاد آنها بوجود می آيد دارای حقوق خود مختاری يا خود گردانی هستند ولی امور خارجی خود را به فدراسيون وا می گذارند. در سيستم های فدرال اغلب يک دادگاه عالی برای تفسير قوانين و حل اختلافهای دولتهای ايالتی و دولت مرکزی وجود دارد . در اين نوع دولت , تغيير قانون اساسی با موافقت شمار معينی از ايالتها صورت می گيرد.البته حدود اختيارات ايالتها يا دولتهای تشکيل دهنده فدراسيون در سيستمهای مختلف متفاوت است ) ( دانشنامه سياسی , پيشين , ص 238و 239)بنابر اين جمهوريهای فدرال تنها از نظر فدرالی اداره شدن دولت و ايالت بودن متفاوت هستند و در محتوا و نحوه اداره كشور به صورت جمهوري و مردمي اداره مي شوند.
علاوه بر اقسام فوق ، با پيروزی انقلاب اسلامی و رفراندوم 12 فروردين 1358 عنوان جمهوری اسلامی در برابر ساير انواع جمهوری و به عنوان يک الگوی جديد حکومتی از سوی انقلاب اسلامی در سطح بين المللی مطرح شد .كه در آن به جايگاه مردم در اداره امور كشور توجه شده اما در چارچوب احكام و مباني اسلام مرحوم امام در مورد مفهوم جمهوري اسلامي فرمودند : ماهيت جمهوري اسلامي اين است كه با شرايطي كه اسلام براي حكومت قرار داده است با اتكا به آراي عمومي ملت تشكيل شده و مجري احكام اسلام باشد .( صحيفه نور ، ج 3، ص 105)جمهوري اسلامي حكومتي است متكي به آراي ملت و مبتني برموازين اسلامي ( صحيفه نور ، ج 4، ص 119) ما خواستار جمهوري اسلامي هستيم ، جمهوري فرم وشكل حكومت را تشكيل مي دهد و اسلامي يعني محتواي آن فرم قوانين الهي است ( صحيفه امام ، ج 5، 398) مقام معظم رهبري فرمودند: جمهوري اسلامي يعني آن نظام سياسي كه براي مردم حق قائل است و در همه اين قلمرو عظيم ، با اتكا به اراده خدا و تشريع الهي است .( بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با اعضاي مجلس خبرگان ، 23/12/80) شهيد مطهري نيز در تبيين در مفهوم جمهوري اسلامي فرمودند: كلمه جمهوري ، شكل حكومت پيشنهاد شده را مشخص مي كند و كلمه اسلامي محتواي آن را يعني پيشنهاد مي كند كه اين حكومت با اصول و مقررات اسلامي اداره شود و در مدار اصول اسلامي حركت كند .( شهيد مرتضي مطهري ، پيرامون انقلاب اسلامي ، تهران : انتشارات صدرا ، ص 62و63) به طور كلي حكومت هاي جمهوري در اشكال مختلف آن دنبال توجه به نقش و جايگاه مردم در اداره امور كشور هستند .اما در جمهوري هاي غربي و غير ديني محور در وضع قوانين و اجراي آنها خواست و راي مردم است و براي دين در عرصه امور اجتماعي و حكومتي بر پايه مباني فرهنگ غربي نقشي قائل نيستند . در مقابل جمهوي اسلامي با ارائه الگوي حكومتي بر پايه مباني اسلام الگوهاي غربي را به چالش كشيده و دين را كه از عرصه اجتماعي كنار گذارده شده بود و به افيون ملتها تبديل شده بود ، محور و مبنا قرار داده و براساس آن نظام سياسي اي تشكيل داد كه در آن به آرا مردم نيز توجه شده بود .بر اين اساس در جمهوري اسلامي ايران نيز اتكا به نقش و آرا مردم وجود دارد ولي محدود به چارچوب ارزشهاي ديني و مباني اسلامي يعني اگر آرا مردم برخلاف مباني اسلام و مغاير آن باشد پذيرفته نيست اما در چارچوب قوانين اسلام مردم داراي حق مشاركت و دخالت در امور كشور هستند. و اگر چه جمهوري هاي غربي و غير ديني به نفي ارزشهاي حاكم نظر دارند ولي در عمل مباني فرهنگ غربي بر آنها حاكم بوده و در چارچوب آن عمل مي كنند . جهت مطالعه بيشتر به منابع زير مراجعه شود ؛ مشروطيت ، جمهوريت ، اسلاميت ، غلامحسن مقيمي ، قم: انتشارات معنا گرا ، 1385- مجموعه مقالات جمهوريت و انقلاب اسلامي ، تهران : سازمان اسناد و مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي ، 1377- پيرامون انقلاب اسلامي ، شهيد مرتضي مطهري ، تهران : صدرا (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 5/100122441)