مصادیق ضد ولایت فقیه

برخي ديگران را ضد ولايت فقيه مي دانند. مصادیق ضديت با ولايت فقيه چيست؟

مقام معظم رهبري در ديدار با بسيجيان مي فرمايند ؛ « مراقب باشيد، مواظب باشيد، نميشود هر كسي را بمجرد يك خطائي يا اشتباهي گفت منافق؛ نميشود هر كسي را بمجرد اينكه يك كلمه حرفي برخلاف آنچه كه من و شما فكر ميكنيم، زد، بگوئيم آقا اين ضد ولايت فقيه است در تشخيصها خيلي بايد مراقبت كنيد. من تأكيدم به شما جوانان عزيز، فرزندان عزيز خود من، جوانان پرشور اين كشور در سرتاسر ميهن عزيز، همين است. انگيزه‌ها با شدت، با قوّت، با ايمان كامل، با اميد كامل به آينده حفظ بشود؛ اما در تشخيصها و در مصداقهاي مختلف دقت بشود. بي‌دقتي در مصداقها، گاهي اوقات ضررها و لطمات بزرگي خواهد زد.»( بيانات در ديدار جمع كثيري از بسيجيان كشور (۱۳۸۸/۰۹/۰۴ پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري ) همچنين رهبر فرزانه انقلاب در جايي ديگر ضمن تأکيد نظام اسلامي بر اهميت نقد و انتقاد در تبيين ضد ولايت فقيه مي فرمايد : « يك نكته‏ي ديگري كه در دنباله‏ي آن مطالبه‏ي دانشجوئي عرض ميكنم، اين است كه مطالبه كردن با دشمني كردن فرق دارد. اينكه ما گفتيم گاهي اوقات معارضه‏ي با مسئولان كشور نشود - كه الان هم همين را تأكيد ميكنيم؛ معارضه نبايد بشود - اين به معناي انتقاد نكردن نيست؛ به معناي مطالبه نكردن نيست؛ در باره رهبري هم همينجور است. اين برادر عزيزمان ميگويد «ضد ولايت فقيه» را معرفي كنيد. خوب، «ضد» معلوم است معنايش چيست؛ ضديت، يعني پنجه در افكندن، دشمني كردن؛ نه معتقد نبودن. اگر بنده به شما معتقد نباشم، ضد شما نيستم؛ ممكن است كسي معتقد به كسي نيست. البته اين ضد ولايت فقيه كه در كلمات هست، آيه‏ي مُنزل از آسمان نيست كه بگوئيم بايد حدود اين كلمه را درست معين كرد؛ به هر حال يك عرفي است. اعتراض به سياستهاي اصل 44، ضديت با ولايت فقيه نيست؛ اعتراض به نظرات خاص رهبري، ضديت با رهبري نيست. دشمني، نبايد كرد. دو نفر طلبه كنار همديگر مي‏نشينند؛ خيلي هم با هم رفيقند، خيلي هم با هم باصفايند، همدرس هستند، مباحثه ميكنند، حرف همديگر را رد ميكنند؛ اين حرف او را رد ميكند، آن حرف اين را رد ميكند. ردكردن حرف، به معناي مخالفت كردن، به معناي ضديت كردن نيست؛ اين مفاهيم را بايد از هم جدا كرد. » (بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار دانشجويان نخبه، برتران كنكور و فعالان تشكلهاي سياسي فرهنگي دانشگاهها‏ ، 17/7/1386 )
آنچه از نظرات رهبري مستفاد مي شود اينست که :
1- ميان دشمني و معارضه كردن و پنجه درافكندن، با انتقاد و مطالبه نمودن، تفاوت بسيار است. اگر مخالفت ها و انتقادات افراد و جريانها، به مقابله كردن و خصومت با سياست هاي كلي نظام و نظرات اصولي و كلي اعلامي توسط رهبري، بازگشت نمايد، در اين صورت از مرز انتقاد خارج شده و مفهوم دشمني و ضديت تحقق پيدا مي كند. اما اگر به نظرات خاص رهبري و يا سياست هاي جزيي (مانند اصل 44) انتقاد شود، ضديت با رهبري تحقق نمي يابد.
2- نوع انتقاد و مطالبه كردن، در تحقق ضديت و دشمني، بسيار موثر است. اگر در اعلام نظرات انتقاد از روش هاي منطقي و آرام و با رعايت سلسله مراتب مسوولان نظام و بدون تحريك افكار عمومي يا نخنبگان استفاده شود و در بيان ديدگاه ها از استدلالات كارشناسي بهره جويي شود و متناسب با حساسيت موضوع، از راههاي مختلف رساندن پيام مانند نامه خصوصي و يا محدود و يا حضوري و يا در جلسات ذيربط و غيره استفاده شود، در اين صورت مرزهاي بين خصومت و انتقاد آشكار مي شود. استفاده از راههاي نامناسب، در كم شدن فاصله ميان انتقاد و خصومت، موثر است.
3- ميان دشمني كردن و معتقد نبودن، تفاوت وجود دارد. ممكن است كه كسي به برخي از مسوولان نظام اعتقاد نداشته باشد اما با آنها دشمني هم نكند. اگر فرد يا جرياني، به شخص برخي مسوولين اعتقاد نداشته باشد اما مثلاً بدليل پذيرفتن قواعد زندگي در يك جامعه مدني و مردم سالار، با آنها ضديت ننمايد و در صورت تمايل، نظرات انتقادي و اصلاحي خود را با رعايت قواعد فوق الذكر، مطرح نمايد، در اين صورت دشمني كردن محقق نمي شود. لذا ملاك اصلي، ضديت كردن و خصومت ورزيدن است و نه اعتقاد يا عدم اعتقاد. صد البته، اعتقاد داشتن به جايگاه فلان مسوول نظام، در نوع انتقاد كردن او موثر خواهد بود (همچنان كه عكس آن نيز صادق است) اما بهرحال نمي توان نظرات هر غير معتقدي را با چماق ضديت و دشمني راند. (بازخواني نظرات رهبري ، ناصر ايماني ، ۲۵ مهر ۱۳۸۶ ، سايت الف؛ همچنين ر.ک : مرگ بر ضد ولايت فقيه يعني چه؟ ، حجت الاسلام والمسلمين محمد سروش محلاتي ، آينده نيوز ، 9 آذر 1388 )
بر اين اساس مصاديق ضد ولايت فقيه کساني هستند که در صدد دشمني ، معارضه و تضعيف ولايت فقيه بوده يا مي خواهند نظام جمهوري اسلامي را كه مبتني بر ولايت فقيه است ساقط كنند . (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 21/100122425)