علت عدم اظهار نظر آیت الله سیستانی در زمینه حوادث جهان اسلام

چرا آيت الله سيستاني در زمينه حوادث جهان اسلام و ظلم ها و كشتار شيعيان و مسلمانان فلسطين و عربستان و يمن و پاكستان و بعضا عراق سكوت مي كند و از اظهار نظر و حتي دادن بيانيه در اين زمينه خودداري مي كند

در باره اين موضوع گفتني است :
آيت الله سيستاني از جهت مبناي نظري معتقد به پيوند و همبستگي دين و سياست مي باشند. از اين رو به عنوان يك وظيفه شرعي همواره نسبت به امور جوامع اسلامي و سرنوشت مسلمانان حسياست داشته و با توجه به آموزه هاي ديني و قواعد مسلم فقهي پذيرفتن ولايت دشمنان خدا و همراهي با بيگانگان و تسلط كفار بر سرزمين هاي اسلامي را نمي پذيرند ؛ چنانكه خداوند متعال در قرآن مي فرمايد: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ كَفَرُوا بِما جاءَكُمْ مِنَ الْحَقّ‏ِ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَ إِيّاكُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللّهِ رَبِّكُمْ إِنْ كُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهادًا في سَبيلي وَ ابْتِغاءَ مَرْضاتي تُسِرُّونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِما أَخْفَيْتُمْ وَ ما أَعْلَنْتُمْ وَ مَنْ يَفْعَلْهُ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبيلِ ؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد دشمن من و دشمن خودتان را به دوستى برمگيريد [به طورى] كه با آنها اظهار دوستى كنيد و حال آنكه قطعا به آن حقيقت كه براى شما آمده كافرند [و] پيامبر [خدا] و شما را [از مكه] بيرون مى‏كنند كه [چرا] به خدا پروردگارتان ايمان آورده‏ايد اگر براى جهاد در راه من و طلب خشنودى من بيرون آمده‏ايد [شما] پنهانى با آنان رابطه دوستى برقرار مى‏كنيد در حالى كه من به آنچه پنهان داشتيد و آنچه آشكار نموديد داناترم و هر كس از شما چنين كند قطعا از راه درست منحرف گرديده است .‌» (سوره ممتحنه ، آيه 1 ) و همچنين بر اساس قاعده نفي سبيل ؛ « وَ لَنْ يَجْعَلَ اللّهُ لِلْكافِرينَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ سَبيلاً ؛ خداوند هرگز براي كافران نسبت به اهل ايمان راه تسلط را باز نگذاشته و نخواهد گذاشت.» ( سوره نساء ، آيه 141 )
نكته مهم ديگري كه در اين زمينه لازم به ياد آوري است از منظر تعاليم اسلامي و آموزه هاي تشيع، برخورد و مقابله با دشمن، تنها منحصر در راهكارهاي نظامي نيست، بلكه علاوه بر آن راهكارهاي ديگري نظير اقدامات سياسي، فرهنگي و ... مورد اهتمام مي باشد. و اين واقعيتي است كه از سيره مبارزاتي پيامبر اكرم(ص) و امامان معصوم(ع) به خوبي نمايان است. اصولا، ترجيح مبارزه سياسي و فرهنگي بر مبارزه مسلحانه، يكي از ويژگي هاي متمايز كننده جريانات شيعي نسبت به ديگر گرايش هاي استعماري در جهان اسلام است. كه اين كاملا با تعاليم و آموزه هاي اسلامي هماهنگ است. (ر.ك: اصل منع توسل به زور، سيد ابراهيم حسيني، نشر معارف، 1382) چنانكه يكي از انديشمندان اسلامي در اين زمينه مي گويد: «جهاد از ديدگاه پيامبر(ص) در شرايطي آخرين راه حل ديپلماسي است كه همه راههاي صلح شرافتمندانه و مسالمت آميز عاقلانه بسته شده باشد و اين شيوه در ديپلماسي منطبق با قاعده عقلاني دفع افسد به فاسد است، به اين معني كه وقتي شرايط بدتري در انتظار است آن را با تحمل ضرر و خسارت كمتري دور مي كنيم...» (ر.ك: فقه سياسي حقوق تعهدات بين المللي و ديپلماسي در اسلام، عباسعلي عميد زنجاني، انتشارات سمت، 1379، ص 365)
بنا بر اين جهاد و مبارزه نظامي با دشمن في نفسه اصالت نداشته و تنها به عنوان راهكاري اضطراري در مواقعي كه ساير راهكارهاي غيرنظامي پاسخ گو نباشد. مشروع مي باشد، از اين رو در تشخيص و شناسايي موارد جواز جهاد و مبارزه نظامي بايد كاملا شرايط، مقتضيات زمان و مكان، نتايج حاصله از ساير راهكارهاي غيرنظامي و ميزان بازدهي و موفقيت آنان و ...، بررسي و سپس به صورت منطقي و كارشناسي، تصميم گيري و بهترين راهكار، انتخاب شود. بر اين اساس است كه مواردي نظير صلح امام حسن(ع) و يا قيام امام حسين(ع) و ... قابل تبيين و تحليل مي باشد.
نگاهي به چگونگي عملكرد آيت الله سيستاني در قبال مردم مسلمان عراق خصوصاً بعد از زمان اشغال نظامي اين كشور به خوبي مشخص كننده ابعاد استعمار ستيزي اين عالم مجاهد و مبارزه سرسختانه ايشان بر عليه تسلط كفار بر سرزمين اسلامي عراق مي باشد. بعد از اشغال نظامي عراق آيت الله سيستاني با توجه به اينكه شيعيان اكثريت آن كشور را تشكيل مي داده و از ظرفيت و امكانات مساعد و بالايي براي پيروزي در يك رقابت سياسي مسالمت آميز برخوردار بودند ، در كنار فعاليت هاي زير بنايي فرهنگي ، روش مبارزه مردمي و سياسي را برگزيدند . از اين روز از صبح اشغال عراق به سرعت برگزاري انتخابات آزاد و دموكراتيك ، تهيه قانون اساسي عراق و تشكيل دولتي مردمي را با توجه به نفوذي كه در ميان شعيان داشتند ، مصرانه پي گير بودند و در اين زمينه با درايت ، نبوغ و تدابير و ويژه اي كه مبذول داشتند ، توانستند تمامي كارشكني هاي اشغالگران را در ايجاد اخلال در شكل گيري حكومت مردمي و مسلمان عراق خنثي ساخته و بسياري از اهداف و نقشه هاي شوم آنان را نقش بر آب نمايند. بحمدلله با در پيش گرفتن اين روش مبارزه تا كنون بيشترين دستاوردها را براي مردم عراق و منطقه به ارمغان آورده اند. و اين در حالي است كه بنا به اعتراف روزنامه آمريكايي واشنگتن پست : « آيت الله سيدعلي سيستاني نه تنها جرج بوش و هيچ يك از فرماندهان آمريكايي در عراق را به حضور نپذيرفت، بلكه آنها را همچون عروسك خيمه شب بازي كنترل مي كند...ميلياردها دلار هزينه شد، هزاران آمريكايي جان خود را از دست دادند يا دچار نقص عضو شدند، نيروهاي مسلح آمريكا نيز تحليل رفته و آيا اين چيزي بود كه بوش در عراق به دنبال آن بود؟ اين روزنامه در گزارش روز شنبه خود مي افزايد: با وجود آنكه سقوط صدام بيش از همه به نفع آيت الله سيستاني تمام شده، اما مقام هاي نظامي و سياسي آمريكا تازه متوجه شده اند كه در سال هاي اخير به آنها اجازه ملاقات نداده است...
آيت الله سيستاني هم اكنون قدرتمندترين چهره در عراق است و شيعيان نيز كه اكثر جمعيت عراق را تشكيل مي دهند، قوي ترين نيرو سياسي در عراق هستند و هدايت دولت و وزارت كشور عراق را نيز در دست دارند.» (ر.ك : روزنامه كيهان ، دوشنبه 8 آبان 1385)
البته اشغالگران عراق به هيچ وجه از حضور آيت الله سيستاني در عراق خوشحال نبوده و تاب تحمل فعاليت هاي ايشان را ندارند. از اين رو تا كنون با توطئه هاي بسيار زياد از ترور فيزيكي گرفته تا تخريب شخصيتي ، در صدد حذف ايشان از صحنه سياسي و مذهبي عراق بوده اند كه تنها يک نمونه آن ساماندهي غير مستقيم حمله وسيعي از نيروهاي مخالف آيت الله سيستاني با پيشرفته ترين امكانات و تجهيزات نظامي به شهر مقدس نجف و از بين بردن اين مرجع عالي قدر در ايام عاشوراي چندسال گذشته بود كه بحمدلله خنثي گرديد. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 1/100120942)