ارتباط وطن دوستی با دینداری

حد و مرز وطن دوستي و ميهن دوستي کجاست؟ آيا مشکلي دارد که انسان هم دوستدار ميهن و خاک و کشور خود باشد و آن را نسبت به جاهاي ديگر دنيا مثل افغانستان و عراق و ... بيشتر دوست داشته باشد و هم دیندار باشد؟

با سلام
دوست گرامي به نکته بسيار مهمي اشاره فرموديد مسئله اي که در درون سوال شما مستتر است هويت نام دارد. و در وراي آن هويت ملي مطرح است. ابتدا به تعريف دو واژه ،اهميت ان ،و اينکه آيا هويت ديني با هويت ايراني در تضاد و تضاهم است مي پردازيم فرهنگ معين واژه‌ي هويت را چنين تعريف کرده است: آنچه که موجب شناسايي شخص باشد؛ يعني آنچه که باعث تمايز يک فرد از ديگري باشد . مهمترين کارکرد هويت ايجاد (پيوستگي و همانندي) است . در شکل دهي ، ساماندهي و سازماندهي هويت هر فرد ، دو عنصر دخالت دارد .که عبارتند از :تعريف ما از خود و تعريف ما از ديگران .نکته قابل توجه آن است که هويت در هر سطحي در مقابل غير مطرح مي شود . هويت ملي فرايند پاسخ گويي آگاهانه يک ملت به پرسش هايي پيرامون خود ، گذشته ، کيفيت ، زمان ، تعلق و خاستگاه اصلي و دائمي ، حوزه تمدني ، جايگاه سياسي ، اقتصادي ، فرهنگي و ارزش هاي مهم از هويت تاريخي خود است . همچنين هويت ملي را مي توان مجموعه اي از نشانه ها و آثار مادي ، زيستي ، فرهنگي ، رواني دانست که سبب تفاوت جوامع از هم مي شود.هويت ملي اصلي ترين حلقه ارتباطي بين هويت هاي خاص محلي و هويت هاي عام فراملي است و مفهومي متحول ، تکامل يافته و پويا دارد .به اين ترتيب ، هويت هاي فراملي پيوسته در تکميل و باز توليد هويت ملي موثر هستند .. اما در خصوص مسئله اي که شما بيان فرموديد اگر در براورد هويتي نگاه ما پان ايرانيسم باشد (اعتقاد به هويت باستاني و اسلام زدايي) همانطور که در رژيم گذشته تحت عنوان گفتمان ناسيوناليسم پهلوي مطرح مي شد جاي اشکال است چون از لحاظ نژادي در مقابل اعراب و اسلام قرار مي گيرد. به همان ميزان اگر رويکرد هويتي منجر به حذف فرهنگ ايران و تاريخ آن باشد دوباره از آن سوي بام بر زمين مي خوريم.هويتي ايراني و اسلامي در کنار يکديگر موجبات تقويت هويت ملي و اتحاد ملي اند. اسلام با گرايشات ناسيونالسيتي مخالف است .ناسيونالسم در درون خود نژاد گرايي ،تقابل با اقوام و اقليت را دارد. شايد کساني که در مقابل هويت ايراني جبهه مي گيرند نا خوداگاه برداشت پان ايرانيستي که در رژيم شاه بود را قياس مي گيرند در صورتي که چنين نيست.طبق حديث که شما هم به آن اشاره کرديد .ميهن دوستي پسنديده است و ميهن پرستي با برداشتهاي شووينيستي که در مقابل ديگر اقوام و ملتها قرار مي گيرد مذموم. استاد مطهري در کتاب خدمات متقابل اسلام و ايرانيان به ظرافت تمام اين مباحث را مطرح مي کند در ثاني ايرانيان تنها ملتي هستند که در طول تاريخ نامشان به نيکي در هر سه کتب آسماني اشاره شده است در آيات هشتادوسه تا نودوهفت از سوره کهف اشاره به ذوالقرنين مي شود که خداوند علم، حکمت و قدرت را در اختيار او قرار داد . دو تفسير گرانبهاي قرآن کريم (تفسير الميزان جلد سيزده صفحه 539) و (تفسير نمونه جلد دوازده صفحه 543) ذوالقرنين را کورش مي داند. فراموش نکنيد ابراز ارادت به ايران نه تنها بد نيست بلکه آب و خاک هر فرد ، هويت اوست و تضادي بين اسلام و ايران نيست بلکه ايرانيان بهتر از ديگر ملتها اسلام را شناختند و در نشر گسترش آن سهم بي نظيري داشتند.بايد اشاره کرد هرچند بايد به کشور و ميهن خود وفادار بود ولي اشتباهات گذشتگان را نبايد ماييه فخر و مباهات دانست.مثل اعتقاد برخي از ملي گرايان به نظام منوکراسي شاهنشاهي . و حد و مرز اين ميهن دوستي بايد مجزا از ناسيونالسم که در مقابل ديگر اقوام و ملتها ي ديگر قرار مي گيرد باشد در خصوص حديث حب الوطن من الايمان شيخ بهايي شعري زيبا سروده اند ،که اگر مطالعه بفرماييد مستفيض خواهيد بود. عده اي از اين حديث برداشتهاي جغرافيايي دارند و عده اي بابينش مذهبي و عرفاني وطن را سراي حضرت دوست مي دانند در پايان نظر شما را به بيانات مقام معظم رهبري در سفر اخيرشان به شيراز جلب مي کنم از يک منظر، اين آثار(تخت جمشيد) متعلق به جباران تاريخ ايران است و نفرت از استبداد و جباريت، اينگونه آثار را در چشم و دل انسانها از جمله متدينين، بي جاذبه مي‌کند اما از جنبه مثبت، نبايد فراموش کرد که اين آثار، به هرحال محصول سرپنجه هنرمند، ذهن خلاق، روحيه بلند نظر و «ذوق و ابتکار ايراني» است و اين واقعيات، تخت جمشيد و ديگر آثار تاريخي را در سراسر کشور، مايه افتخار ملت ايران ” خدمتگزاري حقيقي مسئولان و مديران رده هاي مختلف کشور به ملت، و همت و آمادگي مردم، آينده روشن اين کشور را به فضل پروردگار، تضمين مي‌کند... “ و جزو مفاخر تاريخي اين کشور قرار مي‌دهد». ايشان با اشاره به تلاش برخي کشورها براي ايجاد مفاخر مصنوعي تاريخي تأکيد کردند: «مفاخر حقيقي تاريخ ملت ايران، موجب تقويت اعتماد به نفس ملي است و لازم است مورد توجه بيشتر قرار گيرد». حضرت آيت الله خامنه‌اي در تبيين اوجگيري ذوق و هنر ملت ايران در دوران بعد از اسلام خاطرنشان کردند: «ما به مفاخر تاريخي قبل از اسلام نيز به عنوان نشانه‌هاي هنر ايراني افتخار مي‌کنيم اما واقعيت و تحقيق علمي نشان مي‌دهد که «تمدن، هنر، فرهنگ و دانشي» که ايرانيان در قرون 4 و 5 هجري يعني بعد از اسلام به آن دست يافتند قبل از اسلام هرگز سابقه نداشته و اين اوجگيري به برکت اسلام بوده‌است». اين فرمايش رهبري به وضوح آشکار مي کند که ما هرچند به مواهب فرهنگي و تاريخي خود مفتخريم ،اما در سايه اسلام به فرهنگ و تمدني متعالي نائل آمديم. پس يقيناً ميهن دوستي اگر جنبه ناسيوناليستي نداشته باشد عقلاني و بديهي است.ما مسلمانيم و ايراني ، مردان نيک بسياري از اين سرزمين سنت و دين پيامبر خدا را ياري کردند و حرمت عزيزان اهل بيتش را از جان نيز بيشتر دوست مي دارند. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 56/100120448)