حدود آزادی بیان و انتقاد در نظام اسلامی

حدود و ثغور آزادي بيان و برگزاري راهپيمايي ها و انتقاد در نظام اسلامي چيست؟


يکم. در اسلام نه تنها «بيان» آزاد است؛ بلكه گاهي بر «عالم» و «داننده»، بيان كردن واجب است. از مصاديق والاي آزادي «بيان» امر به معروف و نهي از منكر است. امر به مشورت و ترغيب به آن، يكي ديگر از احكام ملازم آزادي بيان و اظهار رأي و نظر افراد جامعه است. آنچه در روايات به طور خاص، آزادي بيان را يكي از وظايف مردم در قبال حاكم، مطرح كرده، عبارت «النصيحة لائمة المسلمين» است. امير‏مؤمنان(ع)، در اين باره مي‏فرمايد: « و اما حقّي عليكم فالوفاء بالبيعة و النصيحة في المشهد و المغيب »؛ «حق من بر شما اين است كه به بيعت وفا نمايند و در حضور و غيب نسبت به من خالص خير خواه باشيد». نهج‏البلاغه، خطبة 34 مسلماً وجود آزادي بيان در جامعه، براي خيرخواهي از حاكم و مصاديق آن (مانند انتقاد صحيح و سازنده همراه با شرايط آن) لازم است. مواردي نظير امر به جدال احسن: « ادْعُ إِلى‏ سَبيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتي هِيَ أَحْسَنُ ؛» نحل(16)، آية 125 و « وَ لا تُجادِلُوا أَهْلَ الْكِتابِ إِلاّ بِالَّتي هِيَ أَحْسَنُ؛ » عنكبوت(29)، آيه 46 و امر و ترغيب به گزينش بهترين كلام « فَبَشِّرْ عِبادِ؛ الَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ؛» زمر(39)، آيه 17 و 18 و مواردي كه از مخالفان درخواست برهان شده « قل هاتوا برهانكم ان كنتم صادقين » همه با بياني روشن، به لزوم آزادي بيان در جامعة اسلامي نظر دارد. بنابراين در انديشه اسلامي، در اصل ضرورت «آزادي بيان» و ثمراتي كه بر آن مترتب است و ضررهاي ناشي از منع آن، هيچ ترديدي نيست. اما سؤال اساسي آن است كه آيا براي اين «آزادي» حد و مرزي هست يا نه؟ آيا هر كس هر چه بخواهد، مي‏تواند بگويد؟ و هر نظر و انديشه يا هنر، رمان و... را مي‏تواند آزادانه پخش كند؟ شرايط آزادي بيان گفتني است در هيچ نظامي، آزادي بيان به صورت مطلق و بدون حد و مرز وجود ندارد؛ بلكه آزادي محدود و در چهارچوب ارزش‏هاي پذيرفته شده در هر جامعه است. اين چهارچوب‏ها از هر نظام و جامعه‏اي تا نظام و جامعه ديگر، متفاوت است و مبتني بر جهان‏بيني و نظام فكري آن جامعه است. «موريس دوورژه» دربارة چهارچوب «آزادي» در دموكراسي مي‏نويسد: «آيا با اعطاي آزادي به دشمنان آزادي، به آنها اجازه داده نمي‏شود كه آزادي را در هم بكوبند... دموكراسي به مخالفان خود اجازه بيان عقايدشان را مي‏دهد؛ ولي تا وقتي كه اين كار را در چارچوب روش‏هاي دموكراتيك انجام دهند». جامعه‏شناسي سياسي، ص 343 در متن اعلاميه «حقوق بشر فرانسه»، آزادي از اطلاق افتاده و مقيّد به حدود قانوني شده است: «آزادي آگاهي از افكار و عقايد از گران‏بهاترين حقوق بشر است. بنابراين هر يك از افراد كشور، مي‏توانند آزادانه هر چه مي‏خواهند بگويند، بنويسد و به چاپ برسانند؛ مگر مواردي كه قانون معين كرده باشد. در آن صورت تجاوز از آزادي مزبور، مستلزم مسئوليت خواهد بود». مادة يازده قانون مزبور؛ حقوق اساسي در جمهوري اسلامي ايران، ج 7، ص 30 آزادي بي حدّ و حصر و بدون كنترل، آسيب‏ها و تباهي‏هاي گوناگوني را متوجه جامعه مي‏كند؛ مانند: 1. تحريك و تهييج عموم به اعمال و افعال و يا خودداري‏هايي كه مضرّ به حال جامعه و دولت است (نظير آنارشيسم)؛ 2. هتّاكي و فحّاشي به مقامات مذهبي، ملّي و سياسي و افراد مردم؛ 3. افشاگري و انتشار اسرار خصوصي افراد و مقامات و نيز اسرار نظامي و سياسي كشور؛ 4. انتشار و القاي اخبار نادرست و شايعه پراكني و ايجاد اختلال در امنيت فكري جامعه. حقوق اساسي جمهوري اسلامي ايران، ج 2، ص 455 بنابراين هيچ منطقي، آزادي لجام‏گسيخته و بدون حد و مرز را در هيچ عرصه‏اي ـ از جمله در عرصه «بيان» و امثال آن ـ تأييد نمي‏كند؛ ليكن آنچه در اينجا مهم است اصول و ارزش‏هايي است كه مي‏تواند دايرة آزادي‏ها را محدود كند و در اين عرصه, بين انديشة اسلامي و تفكر ليبرالي تفاوت بسيار است. در ديدگاه ديني، گرچه آزادي بيان جايگاه مهمي دارد؛ اما با توجّه به احكامي ـ چون حرمت غيبت, تهمت و دروغ ـ اين نكته روشن مي‏شود كه آزادي مطلق در گفتن وجود ندارد؛ بلكه گفتار بايد صادق باشد و موجبات اذيت و آزار ديگران و تضييع حقوق عمومي را فراهم نسازد. از ديدگاه اسلام آزادي بيان, مقيّد به مصالح شخصي و جامعة اسلامي و مصالح عالي ديني است. ازاين‏رو در مواردي كه احتمال فساد در كار است، يا آزادي بيان انحراف عقيدتي و اخلاقي و امثال آنها را پديد مي‏آورد، جايي براي آن وجود ندارد. از منظر حضرت امام(ره)، مهم‏ترين قيود آزادي بيان عبارت است از: 1. آزادي تا مرز فساد؛ يعني, آنجا كه از آزادي فساد خيزد، دايرة آن محدود به حدي مي‏شود كه سلامت معنوي جامعه حفظ شود. 2. آزادي در چارچوب اسلام و قوانين كشوري؛ 3. آزادي تا مرز اضرار مردم؛ 4. آزادي تا مرز توطئه بر ضد نظام اسلامي. صحيفة نور، ج 7، ص 232؛ ج 22، ص 283؛ و ج 6، ص 270؛ و ج 22، ص 169 از ديدگاه رهبر معظم انقلاب اسلامي، اختلاف نظر و سليقه امري كاملاً طبيعي و مايه پيشرفت كشور است و طرح مطالبي كه مخالف نظر مشهور باشد، اشكال ندارد، «به شرط آنكه نحوة مطرح كردن و پرداختن به آن علمي باشد». به نظر ايشان، بررسي همه مسائل از جمله مسائل سياسي در فضاي «آرام و با ديد علمي», امري كاملاً ضروري است. «ضديت با نظم و جهت‏گيري آنارشيستي، شايسته محيط‏هاي دانشگاهي نيست و صددرصد مخالف لوازم و ضروريات محيطهاي علمي است». ر.ك: روزنامه كيهان، 9/9/81، ص 2 بر اين اساس در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، انواع آزادي‏ها به رسميت شناخته شده و دولت نيز موظف به تهيه و تدارك تمامي زمينه‏هاي لازم براي تحقق اين نعمت الهي است؛ مشروط به آنكه مخلّ به مباني اسلام يا حقوق عمومي نباشد: «نشريات و مطبوعات در بيان مطالب آزادند؛ مگر آنكه مخلّ به مباني اسلام يا حقوق عمومي باشد...». اصل 24 قانون اساسي
جهت آگاهي بيشتر توصيه مي نمائيم به «مقاله عنوان آزادي بيان، عليرضا محمدي , سايت پرسمان http://www.porseman.org/» مراجعه نمائيد .

دوم .
اما در مورد ضوابط برگزاري راهپيمايي در نظام اسلامي گفتني است :
مطابق اصل 27 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران ؛ « تشکيل اجتماعات و راهپيمايي‌ها، بدون حمل سلاح به شرط آنکه مخل مباني اسلام نباشد آزاد است.» همچنين ماده 31 آيين‌نامه قانون احزاب, مصوب دولت آقاي ميرحسين موسوي ، برگزاري اجتماعات را منوط به دادن تعهد مبني بر عدم حمل سلاح يا عدم اخلال نسبت به مباني اسلام و امنيت دانسته و در اصلاحيه ماده 35 همان آيين‌نامه که در هيات وزيران دولت اصلاحات به تصويب رسيده است : صدور اجازه کتبي تشکيل اجتماعات به عهده وزارت کشور است و برگزاري راهپيمايي منوط به اطلاع وزارت کشور و تشخيص کميسيون ماده 10 ، مي‌باشد. لذا مي‌توان نتيجه گرفت که برگزاري راهپيمايي در کشور مبتني بر اجازه قبلي است و نمي‌توان به حرف صرف وجود اصل 27 قانون اساسي و با استناد به آن اقدام به برگزاري راهپيمايي نمود .( پاسخ يک حقوقدان به ادعاي نقض اصل 27 قانون اساسي , خبرگزاری جمهوری اسلامی , 7/4/1388 )

سوم .
نظام اسلامي نه تنها انتقاد از ولي‏فقيه را جايز مي‏شمارد؛ بلكه براساس تعاليم ديني، معتقديم يكي از حقوق رهبر بر مردم، لزوم دلسوزي و خيرخواهي براي او است. اين حق تحت عنوان «النصيحة لائمة المسلمين» و امر به معروف و نهي از منكر تبيين شده است. نصيحت به معناي خيرخواهي براي رهبران اسلامي است كه يكي از ساز و كارهاي تحقق آن اندرز دهي است. از منظر فقها و بزرگان نظام اسلامي ، در نظام ولايت فقيه ، همه در برابر کارهاي خود پاسخگو هستند و شهروندان برهمه امور و حتي ولي فقيه نظارت مي کنند . حضرت امام (ره ) در اين زمينه مي گويد : « همه موظفند که نظارت کنند بر اين امور ، اگر من يک پايم را کنار گذاشتم ، کج گذاشتم ، ملت موظف است که بگويند پايت را کج گذاشتي ، خودت را حفظ کن.» ( صحيفه نور ، امام خميني ، ج 7 ، ص 118 ) بنابراين نه تنها انتقاد از ولي‏فقيه جايز است؛ بلكه در جاي خود واجب شرعي است و منافع و مصالح شخصي يا گروهي نبايد مانع انجام دادن آن شود. از اين رو، در نظام جمهوري اسلامي ايران، نه تنها قانون اساسي با برابر دانستن رهبري در برابر قانون مانند همه شهروندان ايران امكان نقد رهبري را فراهم آورده است بلكه هرگز قاعده اي حتي عرفي براي جلوگيري از نقد رهبري وضع نشده است. و حتي نهادي قانوني که کار ويژه نظارت و نقد و بررسي اعمال رهبري را به صورت دائمي و توسط متخصصان و کارشناسان بر عهده داشته باشد، پيش بيني شده که همان مجلس خبرگان رهبري است .
از سوي ديگر تحقق اين مهم بايد به گونه اي باشد که با پرهيز از هرگونه افراط و تفريطي ، همواره تقويت رهبري و نظام اسلامي را به دنبال داشته باشد . از اين رو با توجه به جايگاه و قداست ولي فقيه در انتقاد از رهبري رعايت نكاتي لازم است :
1. پيش از انتقاد بايد اصل موضوع ، محرز و ايراد و اشکال ، قطعي باشد ، نه آنکه مبتني بر شايعات و اخبار غير قابل اعتماد و يا بر اساس حدس و گمان و بدون تحقيق مطلب نا حقي به رهبري نسبت داده شود و موجب اعتراض و انتقاد قرار گيرد .
2 . رعايت اخلاق اسلامي و پرهيز از توهين و جسارت .
3 .به منظور اصلاح و سازندگي انتقاد شود ، نه براي عيبجوي و تضعيف . در انتقاد از رهبر به جايگاه و شخصيت ويژه رهبر توجه شود و حرمت و شان و منزلت او در انتقاد مورد توجه قرار بگيرد .
4. با توجه به جايگاه محوري ولي فقيه در نظام اسلامي انتقاد از رهبر بايد هوشمندانه مطرح شود تا موجب سوءاستفاده دشمنان نشود و انتقاد از رهبر به تضعيف نظام منجر نگردد. علاوه بايد توجه داشته باشيم كه مجلس خبرگان كه بر اعمال رهبري نظام نظارت دارند در صورت لزوم مسائل را به رهبر انتقال مي دهند و در اين راستا در مجلس خبرگان رهبري كميسيوني براي نظارت بر اعمال رهبري تشكيل شده كه عملكرد ايشان را مورد بررسي قرار مي دهد و در موارد لازم نتيجه آن را به اطلاع ايشان مي رساند به نظر مي رسد براي رعايت همه اصول بهترين شيوه انتقاد از رهبر نوشتن نامه به دبيرخانه مجلس خبرگان و بيان مسائل است. (مصباح يزدي ،پرسشها و پاسخها ،قم :مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني ره ،ج 1،ص 69-71)
افزون بر موراد فوق در انديشه سياسي اسلام مهمترين محدوديت هايي که در جهت صيانت از آزادي بيان در نظر گرفته شده , عبارتند از : ممنوعيت توهين به مقدسات اسلامي و هتك حرمت افراد ، ممنوعيت توطئه و براندازي ؛ لزوم حفظ اصول و ارزشهاي ديني و موازين اخلاقي ؛ ضرورت حفظ نظام جامعه و پايبندي به ضوابط قانوني ؛ پرهيز از دامن زدن اختلافات قومي و مذهبي ؛ رعايت امنيت ، استقلال کشور ، منافع ملي و مصالح جامعه ؛ واجديت اطلاعات كافي و توان علمي بيان کننده و اهليت مخاطب ؛ طرح نظرات مخالفين در مراکزعلمي و تخصصي ؛ و بالآخره اينکه در مواجهه با سوء استفاده هايي که از آزادي بيان مي شود ؛ هم افراد و هم مسئولين اجتماع موظف بوده و بايد کنترل و مراقبت به عمل آورند.
و آخرين نکته اي که لازم است در زمينه انتقاد از رهبري در نظر گرفته شود اين است که لزوم رعايت ضوابط و حدود فوق ، نبايد محملي براي جلوگيري از انتقادات اظهار نظرهاي سازنده شده و يا وسيله اي براي ايراد اتهاماتي نظير ضد ولايت فقيه و... ، گردد . چنانکه مقام معظم رهبري در ديدار با بسيجيان مي فرمايند ؛ « مراقب باشيد، مواظب باشيد، نمي شود هر كسي را بمجرد يك خطائي يا اشتباهي گفت منافق؛ نميشود هر كسي را بمجرد اينكه يك كلمه حرفي برخلاف آنچه كه من و شما فكر ميكنيم، زد، بگوئيم آقا اين ضد ولايت فقيه است در تشخيصها خيلي بايد مراقبت كنيد. من تأكيدم به شما جوانان عزيز، فرزندان عزيز خود من، جوانان پرشور اين كشور در سرتاسر ميهن عزيز، همين است. انگيزه‌ها با شدت، با قوّت، با ايمان كامل، با اميد كامل به آينده حفظ بشود؛ اما در تشخيصها و در مصداقهاي مختلف دقت بشود. بي‌دقتي در مصداقها، گاهي اوقات ضررها و لطمات بزرگي خواهد زد.»( بيانات در ديدار جمع كثيري از بسيجيان كشور، ۱۳۸۸/۰۹/۰۴ ،پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري ) همچنين رهبر فرزانه انقلاب در جايي ديگر ضمن تأکيد نظام اسلامي بر اهميت نقد و انتقاد در تبيين ضد ولايت فقيه مي فرمايد : « يك نكته‏ي ديگري كه در دنباله‏ي آن مطالبه‏ي دانشجوئي عرض ميكنم، اين است كه مطالبه كردن با دشمني كردن فرق دارد. اينكه ما گفتيم گاهي اوقات معارضه‏ي با مسئولان كشور نشود - كه الان هم همين را تأكيد ميكنيم؛ معارضه نبايد بشود - اين به معناي انتقاد نكردن نيست؛ به معناي مطالبه نكردن نيست؛ در باره رهبري هم همينجور است. اين برادر عزيزمان ميگويد «ضد ولايت فقيه» را معرفي كنيد. خوب، «ضد» معلوم است معنايش چيست؛ ضديت، يعني پنجه در افكندن، دشمني كردن؛ نه معتقد نبودن. اگر بنده به شما معتقد نباشم، ضد شما نيستم؛ ممكن است كسي معتقد به كسي نيست. البته اين ضد ولايت فقيه كه در كلمات هست، آيه‏ي مُنزل از آسمان نيست كه بگوئيم بايد حدود اين كلمه را درست معين كرد؛ به هر حال يك عرفي است. اعتراض به سياستهاي اصل 44، ضديت با ولايت فقيه نيست؛ اعتراض به نظرات خاص رهبري، ضديت با رهبري نيست. دشمني، نبايد كرد. دو نفر طلبه كنار همديگر مي‏نشينند؛ خيلي هم با هم رفيقند، خيلي هم با هم باصفايند، همدرس هستند، مباحثه ميكنند، حرف همديگر را رد ميكنند؛ اين حرف او را رد ميكند، آن حرف اين را رد ميكند. ردكردن حرف، به معناي مخالفت كردن، به معناي ضديت كردن نيست؛ اين مفاهيم را بايد از هم جدا كرد. » (بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار دانشجويان نخبه، برتران كنكور و فعالان تشكلهاي سياسي فرهنگي دانشگاهها‏ ، 17/7/1386 )
بنا بر اين نوع انتقاد و مطالبه كردن، در تحقق ضديت و دشمني، بسيار موثر است. اگر در اعلام نظرات انتقاد از روش هاي منطقي و آرام و با رعايت سلسله مراتب مسوولان نظام و بدون تحريك افكار عمومي يا نخبگان استفاده شود و در بيان ديدگاه ها از استدلالات كارشناسي بهره جويي شود و متناسب با حساسيت موضوع، از راههاي مختلف رساندن پيام مانند نامه خصوصي و يا حضوري و يا در جلسات ذيربط و غيره استفاده شود ، در اين صورت مرزهاي بين خصومت و انتقاد آشكار مي شود. استفاده از راههاي نامناسب، در كم شدن فاصله ميان انتقاد و خصومت، موثر است. (بازخواني نظرات رهبري ، ناصر ايماني ، ۲۵ مهر ۱۳۸۶ ، سايت الف )


چهارم . پيرامون ساير موارد مدنظر شما مطالبي قابل طرح است که در ادامه به صورت خلاصه و کوتاه مورد اشاره قرار مي‌گيرد.
1. برخي اظهارات، اقدامات و موضع‌گيري‌هاي تندي که توسط برخي جريان‌هاي سياسي در حوادث پس از انتخابات صورت گرفت، به تبع واکنش‌هاي تندي را نيز از سوي عموم مردم معتقد به نظام اسلامي به دنبال خواهد داشت. زماني که بي‌پرده انواع تهمت‌ها به نظام اسلامي و مسئولين آن زده مي‌شود، طبيعي است که واکنش عمومي مردم معتقد به نظام که سال‌ها براي به ثمر نشستن آن فداکاري و مجاهدت داشته‌اند، برانگيخته در پي آن کساني را که فکر مي‌کنند در رهبري اين مسائل دخيل هستند را مورد شديدترين اعتراضات خود قرار دهند.
2. عموماً جريان‌هاي عمومي و غير رسمي در هر گروه سياسي، نسبت به جريان‌هاي رسمي و داراي مسئوليت، نظرات و موضع‌گيري‌هاي متفاوتي دارند. به اين معني که در هر جريان سياسي گروه‌هاي غير رسمي از نگرش‌هاي تندتر و جسورانه‌تري برخوردارند. اين امر مختص يک جريان خاص سياسي، يا حتي يک کشور خاص نيز نبوده در تمامي جريان‌ها و نظام‌هاي سياسي اين مسئله قابل رديابي است. براي مثال بسياري از اتفاقاتي که در حوادث پس از انتخابات روي داد، همان‌چيزي نبوده که الزاماً مسئولين يا سران معترض به آن اعتقاد داشته باشند. به اين معني که ممکن است جريان رسمي و داراي مسئوليت در هر طيف نسبت به برخي موارد رخ داده منتقد و مخالف نيز باشد، اما به دليل آن‌که جريان‌هاي غير رسمي هماره به صورت صد درصد تابع رهبران سياسي خود نيستند، جامعه شاهد آن اتفاقات ناگوار بوده است. اين امر وظيفه جريان هاي رسمي را حساس‌تر مي‌کند، به اين مفهوم که بايد در موضع‌گيري‌هاي سياسي خود نسبت به واکنش‌ها، سوء‌استفاده‌ها و نتايج پيش‌بيني نشده مراقب باشند. نکته‌اي که مورد توجه مؤکد رهبري در تحليل مسائل بوده و هست. فهم اين نکته شايد يکي از پاسخ‌ها به پرسش شما نيز باشد. به اين معني که جريان‌هاي رسمي اصول‌گرايي نمي‌خواهند مسائل کشور به حالت چالشي شديد قرارگيرد. زيرا ايجاد چالش‌هاي شديد را باعث از بين رفتن امنيت مي‌دانند که خسارات‌هاي بيشماري را به بار خواهد آورد. از اين جهت موضع‌گيري‌ها عمدتاً مبتني بر بازگرداندن آرامش به جامعه است. اما اين بدان معني نيست که اين موضع‌گيري‌ها بتواند آتش خشم جريان‌هاي غيررسمي و عمومي را کم حرارت کند. به گونه‌اي که حالتي محافظه‌کارانه نسبت به مسائل از خود نشان دهند.
چنانکه
مقام معظم رهبري در بيانات خويش در ديدار مردم قم با تاکيد برلزوم بيداري و حضور هميشه در صحنه آحاد جامعه مي فرمايد : « اين ملت عظيم از قشرهاى مختلف در سراسر كشور نگاه ميكنند به صحنه، ميشناسند صحنه را؛ خيلى چيز بزرگ و مهمى است. اينى كه من عرض ميكنم روز نُه دى در تاريخ ماندگار است، به خاطر اين است. مردم بيدارند؛ همين است كه كشور شما را نگه داشته است عزيزان من! همين است كه انقلابتان را حفظ كرده است؛ همين است كه جرأت سران استكبار را از آنها گرفته است كه بخواهند به ملت ايران حمله كنند؛ ميترسند. حالا در تبليغات، زيد و عمرو و بكر را ميكشند جلو، بمباران تبليغاتى ميكنند؛ اما حقيقت قضيه چيز ديگرى است. دشمن حقيقى آنها ملت ايران است، دشمن حقيقى آنها ايمان و بصيرت ملت ايران است، دشمن حقيقى آنها همين غيرت دينى جوانهاست كه ميجوشد. يك وقتى هم دندان روى جگر ميگذارند، صبر هم ميكنند، بايد هم بكنند؛ اما يك وقت هم آنجائى كه وقت حضور در صحنه است، مى‌‌‌‌آيند توى صحنه.

تحليل حوادث جارى كشورمان تحليلى نيست كه از حوادث عالم جدا باشد. حوادث عالم، حوادث منطقه، اينها به هم متصل است. بخشى هم مربوط به كشور ماست، كه البته آن بخش اصلى و اساسى است. علت هم اين است كه استكبار لنگى كار خود را از اينجا مى بيند؛ و اين نشان ميدهد كه يك ملت و يك مجموعه‌‌‌‌‌ى انسانى چه نقشى ميتواند ايفاء كند. اينى كه امام بزرگوار ما هى خطاب ميكرد به امت اسلام، با توجه به اين حقيقت است. يك ملت وقتى بيدار ميشود، اينجور ميتواند همه‌‌‌‌‌‌ى محاسبات استكبار را به هم بريزد. كارخانه‌‌‌‌اى كه آنها درست كردند، خط توليدى كه براى به ثمر رساندن اهداف استكبارىِ خودشان به وجود آوردند، اين خط توليد را بيدارى يك ملت اينجور كُند يا متوقف ميكند. اگر همه‌‌ی ملتهاى مسلمان بيايند توى ميدان، چه ميشود! اگر همه‌‌‌‌ى ملتهاى مسلمان همين بصيرت را، همين آمادگى را، همين حضور را پيدا كنند، چه اتفاقى در دنيا مى افتد! از اين ميترسند. ميخواهند صداى من و شما خاموش بشود و به گوش ملتهاى ديگر نرسد. ميخواهند كارى كنند كه ملتهاى ديگر نفهمند تأثير بيدارى و بصيرت يك ملت در حوادث عالم چقدر است.
يك نكته را هم به جوانان عزيز انقلابي، به فرزندان عزيز انقلابي خودم، به فرزندان بسيجي - از زن و مرد - عرض بكنم: جوانان از اطراف و اكناف كشور، از آنچه كه تهتّك بيگانگان از ايمان ديني به گوششان ميخورد يا با چشمشان مي‌‌‌‌بينند، عصباني هستند؛ وقتي مي بينند روز عاشورا چگونه يك عده‌‌‌‌اي حرمت عاشورا را هتك ميكنند، حرمت امام حسين را هتك ميكنند، حرمت عزاداران حسيني را هتك ميكنند، دلهاشان به درد مي‌‌‌‌‌آيد، سينه‌‌‌‌‌هاشان پر ميشود از خشم؛ البته خوب، طبيعي هم هست، حق هم دارند؛ ولي ميخواهم عرض بكنم جوانهاي عزيز مراقب باشند، مواظب باشند كه هرگونه كار بي رويه‌‌‌اي، كمك به دشمن است. اينجا جوانها تلفن ميكنند - ميفهمم من، ميخوانم، غالباً تلفنها و نامه ها را خلاصه ميكنند، هر روز مي آورند، من نگاه ميكنم - مي بينم همين طور جوانها گله‌‌‌‌‌مند، ناراحت و عصباني؛ گاهي هم از بنده گله ميكنند كه چرا فلاني صبر ميكند؟ چرا فلاني ملاحظه ميكند؟ من عرض ميكنم؛ در شرائطي كه دشمن با همه‌‌‌ي وجود، با همه‌‌‌‌ي امكاناتِ خود درصدد طراحي يك فتنه است و ميخواهد يك بازي خطرناكي را شروع كند، بايد مراقبت كرد او را در آن بازي كمك نكرد. خيلي بايد با احتياط و تدبير و در وقت خودش با قاطعيت وارد شد. دستگاه‌‌‌‌هاي مسئولي وجود دارند، قانون وجود دارد؛ بر طبق قانون، بدون هيچگونه تخطي از قانون، بايستي مُرّ قانون به صورت قاطع انجام بگيرد؛ اما ورود افرادي كه شأن قانوني و سمت قانوني و وظيفه ي قانوني و مسئوليت قانوني ندارند، قضايا را خراب ميكند. خداي متعال به ما دستور داده است: «و لايجرمنّكم شنئان قوم علي ان لاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوي». [ سوره مائده ، 8 يعني ؛ «... و البته نبايد دشمني گروهي شما را بر آن دارد كه عدالت نكنيد؛ عدالت كنيد كه آن به تقوا نزديكتر است ...» ] بله، يك عده‌‌‌‌اي دشمني ميكنند، يك عده‌‌‌‌اي خباثت به خرج ميدهند، يك عده اي از خباثت‌‌‌كنندگان پشتيباني ميكنند - اينها هست - اما بايد مراقب بود. اگر بدون دقت، بدون هضم، انسان وارد برخي از قضايا بشود، بي‌‌‌‌گناهاني كه از آنها بيزار هم هستند، لگدمال مي شوند؛ اين نبايد اتفاق بيفتد. من برحذر مي دارم جوانهاي عزيز را، فرزندان عزيز انقلابي خودم را از اينكه يك حركتي را خودسرانه انجام بدهند؛ نه، همه چيز بر روال قانون. » (بيانات در ديدار مردم قم در سالگرد قيام 19 دي، 19/10/1388)

3. دغدغه‌هاي رهبري نظام در مورد مسائل رخ‌داده را شايد بتوان با توجه به اين نکته تحليل کرد. اندرزهاي ايشان به نخبگان حاکي از حساسيت ايشان به اين مسئله است. به اعتقاد ايشان برافروختن آتش‌هاي غيرمفيد ، تنها نتيجه‌اي را که دارد شعله‌ور شدن آتشي است که حتي ممکن است مدنظر سران برخي جريان‌ها نيز نباشد. زماني که آشوب و ناامني بسياري از حوزه‌ها را در برمي‌گيرد، همان‌گونه که کنترل آشوب‌گران از طرف رهبران آن‌ها دشوار مي‌شود، از اين سو نيز کنترل جريان‌هاي مقابل نيز مشکل خواهد بود.
4. نکته‌اي که در پايان لازم مي‌دانيم به آن اشاره کنيم، پرداختن به وظيفه‌اي است که در اين برهه بر دوش نسل سوم و چهارم انقلاب اسلامي، به خصوص قشر فرهيخته آن است. توجه دو چندان به حفظ ارزش‌ها و اهداف انقلاب اسلامي، اميد به فردايي بهتر و تلاش در جهت به دست آوردن آن، همه و همه اموري است که با کسب بصيرت‌هاي لازم و به دور از افراط و تفريط‌ها، در سايه ادامه راه امام خميني (ره) و پيروي از رهنمودهاي ولايت‌فقيه امکان‌پذير است. اميد است مطالب طرح شده در اين مسير ياري‌گر شما دانشجوي گرامي بوده باشد.
(لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 60/100120448)