انکار ولایت فقیه

آيا با توجه به اينكه برخي فقها قائل به پايبند بودن به ولي فقيه نيستند، مي توان ولايت او را انكار كرد؟

به صورت مختصر در پاسخ سوال فوق گفتني است ؛ شخص متدين نمي تواند با اصل حكومت اسلامي و ولايت فقيه ناسازگار باشد . موضوع ولايت فقيه هرچند از لحاظ نظري ، كسي كه به نظر خود بر اساس استدلال و برهان به عدم پذيرش ‏ولايت فقيه رسيده، معذور است . اما در عين حال بايد به اين نکته مهم نيز توجه داشت که از لحاظ عملي و از نظر تمامي فقهاء و مراجع عظام تقليد ، در اداره جامعه اسلامي تنها ديدگاه و احکام حکومتي ولي فقيه ملاک عمل بوده و اطاعت از دستورات وي نه تنها بر مقلدين ساير مراجع بلکه بر خود مراجع عظام تقليد نيز واجب است و مخالفت با آن حرام است اختلاف ديدگاه تأثيري در اين موضوع ندارد . براي روشن شدن اين موضوع، لازم است ابتدا ببينيم كه مخالفت با ولايت فقيه، از نظر شرع چه حكمي دارد؟ علماي شيعه به كفر منكرين امامت و ولايت حكم نداده‏اند و بحث اصول دين را از اصول مذهب تفكيك كرده‏اند. از آن جا كه امامت و عدل از اصول مذهب مي‏باشند، هر كسي به اين دو اصل پاي بند نباشد، بر او حكم كفربار نمي‏شود. وقتي عدم اعتقاد به امامت، باعث كفر نشود، يقيناً نفي ولايت فقيه هم نمي‏تواند انسان را از دين خارج نمايد؛ زيرا ولايت فقيه در امتداد ولايت ائمه(ع) است؛ ولي عدم كفر، دليل عدم خُسران و زيان نيست. امام هادي(ع) در زيارت جامعه مي‏فرمايند: و علي من جحد ولايتكم غضب الرحمن‏؛ و بر آن كه منكر ولايت شما شود، غضب خداوند، بخشنده مسلّط گردد. ممكن است انسان كافر نباشد، ولي خشم الهي وجودش را فرا گيرد. مگر مي‏شود بدون ولايت، راهي به سوي بهشت برد! مگر در عصر حاضر، بدون تبعيت از ولايت‏فقيه، مي‏توان در پهنه اطاعت از امام معصوم(ع) سر بلند شد و حال آن كه يكي از فرمان‏هاي ائمه(ع) اطاعت از فقيه جامع‏الشرايط است. امام زمان(عج) در توقيع شريف مي‏فرمايد: ... فانهم حجتي عليكم‏؛ آنان حجت من بر شمايند. نكته ديگر اينكه ما با چند دسته مخالف روبرو مي‏باشيم:
. 1كساني كه نه اجتهاداً و نه تقليداً به اين نتيجه (ولايت فقيه) نرسيده‏اند و لذا از نظر تئوريكي مخالف مي‏باشند، در مورد اين دسته بايد گفت، عقل هر انسان عاقبت انديش حكم مي‏كند كه با در نظر گرفتن بسياري از ادله‏هاي عقلي و نقلي (آيات و روايات) كه در جهت اثبات ولايت فقيه وجود دارد، به صورت عميق و ريشه‏اي موانع علمي و فكري و... كه در اين زمينه برايش وجود دارد، حلّ نمايد و از صميم دل و جان به اين حكم الهي معتقد و مؤمن گردد.
2 . کساني كه اجتهاداً يا تقليداً به اين نتيجه رسيده‏اند كه فقيه ولايت بر همه دارد، ولي اميال نفساني و... باعث غلبه هواهاي نفس او بر عقلش شده و زير بار اين واقعيت نمي‏رود چنين شخصي، حكم به فسق او مي‏شود و چون وي اصل دين را قبول دارد ولي پايبند به آن نيست، تنها از عدالت مي‏افتد.
3. اما اگر مخالفت با ولايت فقيه، در جايگاه حكومتي به عنوان تضعيف نظام اسلامي و يا براندازي آن باشد. حكمش حكم اخلال در حكومت و به عنوان مفسد في الارض مي‏باشد. اكنون با توجه به مطالب فوق، در مورد شعار «مرگ بر ضد ولايت فقيه» بايد گفت كه قطعاً منظور اين شعار، كساني كه صرفاً از ديدگاه تئوريكي (دسته اول) با اين نظريه مخالف باشند نمي‏باشد. زيرا نه اجتهاداً و نه تقليداً به آن نرسيده‏اند. اما دسته دوم يعني كساني كه اجتهاداً و تقليداً به آن رسيده‏اند ولي باز هم قبول نمي‏كنند و دسته سوم يعني كساني كه در جهت تضعيف ولايت فقيه و براندازي حكومت اسلامي دست به توطئه و... مي‏زنند، شامل اين شعار مي‏باشند. و مصداق اين حديث امام صادق(ع) مي‏شود كه فرمودند: ... فاني قد جعلته عليكم حاكماً، فاذا حكم بحكمنا فلم يقبله منه، فانما استخفّ بحكم الله و علينا ردّ و الرادّ علينا الرادّ علينا الرادّ علي الله و هو علي حدّ الشرك‏؛ ردّ و انكار حكم حاكم اسلامي ردّ و انكار ماست و ردّ و انكار ما ردّ بر خداست كه حدّ شرك برخداست‏، (وسائل الشيعه، ج 18، ص 99 و اصول كافي، ج 1، ص67 ) همچنين مقام معظم رهبري در پاسخ به اين پرسش که: « آيا ولايت فقيه يك مسأله تقليدي است يا اعتقادي؟ و كسي كه به آن اعتقاد ندارد چه حكمي دارد؟ » مي فرمايد: «‏ ولايت فقيه از شئون ولايت و امامت است كه از اصول مذهب مي‏باشد. با اين تفاوت كه احكام مربوط به ولايت فقيه ‏مانند ساير احكام فقهي از ادّله شرعي استنباط مي‏شوند و كسي كه به نظر خود بر اساس استدلال و برهان به عدم پذيرش ‏ولايت فقيه رسيده، معذور است.‏» (اجوبه الاستفتائات ، آيت الله خامنه اي ، س 67) در ادامه جهت آشنايي با نظرات آيت الله خامنه اي چند استفتاء از محضر ايشان ارائه مي شود : « س 61: وظيفه ما در برابر كساني كه اعتقادي به ولايت فقيه جز در امور حسبيه ندارند، با توجه به اينكه بعضي از نمايندگان ‏آنان اين ديدگاه را ترويج مي‏كنند، چيست؟ ‏ ج: ولايت فقيه در رهبري جامعه اسلامي و اداره امور اجتماعي ملت اسلامي در هر عصر و زمان از اركان مذهب حقّه ‏اثني‏عشري است كه ريشه در اصل امامت دارد، اگر كسي به نظر خود بر اساس استدلال و برهان به عدم لزوم اعتقاد به آن ‏رسيده باشد، معذور است، ولي ترويج اختلاف و تفرقه بين مسلمانان براي او جايز نيست.‏ ‏ س 62: آيا اوامر ولي فقيه براي همه مسلمانان الزام آور است يا فقط مقلدين او ملزم به اطاعت هستند؟ آيا بر كسي كه مقلد ‏مرجعي است كه اعتقاد به ولايت مطلقه فقيه ندارد، اطاعت از ولي فقيه واجب است يا خير؟ ‏ ج: بر اساس مذهب شيعه همه مسلمانان بايد از اوامر ولائي ولي فقيه اطاعت نموده و تسليم امر و نهي او باشند، و اين حكم ‏شامل فقهاي عظام هم مي‏شود، چه رسد به مقلدين آنان. به نظر ما التزام به ولايت فقيه قابل تفكيك از التزام به اسلام و ‏ولايت ائمّه معصومين(عليهم السلام) نيست.‏ س 65: آيا بر فقهيي كه در كشور جمهوري اسلامي ايران زندگي مي‏كند و اعتقادي به ولايت مطلقه فقيه ندارد، اطاعت از ‏دستورات ولي فقيه واجب است؟ و اگر با ولي فقيه مخالفت نمايد فاسق محسوب مي‏شود؟ و در صورتي كه فقيهي اعتقاد به ولايت ‏مطلقه فقيه دارد ولي خود را از او شايسته‏تر به مقام ولايت مي‏داند، اگر با اوامر فقيهي كه متصدي مقام ولايت امر است مخالفت ‏نمايد، فاسق است؟ ‏ ج: اطاعت از دستورات حكومتي ولي امر مسلمين بر هر مكلفي ولو اين كه فقيه باشد، واجب است. و براي هيچ كسي ‏جايز نيست كه با متصدي امور ولايت به اين بهانه كه خودش شايسته‏تر است، مخالفت نمايد. اين در صورتي است كه ‏متصدي منصب ولايت از راههاي قانوني شناخته شده به مقام ولايت رسيده باشد. ولي در غير اين صورت، مسأله به طور ‏كلي تفاوت خواهد كرد.‏ ‏ س 66: آيا مجتهد جامع الشرائط در عصر غيبت ولايت بر اجراي حدود دارد؟ ‏ ج: اجراي حدود در زمان غيبت هم واجب است و ولايت بر آن اختصاص به ولي امر مسلمين دارد.‏»(اجوبه الاستفتائات ، آيت الله خامنه اي) (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 55/100119849)