علت پیشرفت ژاپنی ها

علت پيشرفت ژاپني ها چيست؟

درپيشرفت وتوسعه ژاپن علل وعوامل متعددي دخيل بوده است. از جمله:
1- اهميت دادن به مقوله تعليم وتربيت : درميان کشورهاي صنعتي جهان کشور ژاپن به عنوان نمونه بارزي مطرح است که با استفاده از تعليم وتربيت توانسته در ساختارهاي اجتماعي،اقتصادي وفني خود بالاترين ميزان تغيير وتحول را ايجاد کند.ژاپن برخلاف کشورهاي اروپايي در زمينه صنعتي شدن فرآيند تلاش وتجربه طولاني اي را تجربه نکرد،بلکه با توسعه ناگهاني نظام تعليم وتربيت خود واستفاده از جهان به عنوان دانشگاه عمومي توانست به اين درجه از رشد صنعتي دست يابد.ژاپن بعد از قرن هفدهم آموزش وپرورش را عامل اساسي رشد اقتصادي خود قراد داد.(ازکيا مصطفي؛جامعه شناسي توسعه،ص62)
2- نحوه برخورد وتعامل با فرهنگ غرب: اغلب علل ورمز و راز پيشرفت ژاپن را در برخورد با تمدن غرب جلوه مي دهند که ژاپن درموقع تماس باغرب، از کمال سلامتي فرهنگي برخوردار بود ودر تجدد وصنعتي شدن راه معقولي اختيار کرد ودانسته يا ندانسته اين نکته را دريافت که صنعت وتفکري که الهام بخش آنست واحدي است تجزيه نا پذير واين دو را بايد با هم فرا گرفت وآموخت.از اين رو به قول«کارل لويت » فيلسوف آلماني که در دهه سي به ژاپن رفته بود،ژاپني ها فلسفه آلمان را بخوبي مي شناختند ودرآن زمان کانت شناس وهگل شناس حتي هوسرل شناس داشتند.ژاپن مدتها تقليد را پيشه ساخت،هم تقليد علمي وصنعتي وهم تقليد شيوه تفکر را.
اما با آنکه در زمينه صنعت وتوليد مبدل به قدرت جهاني شد واز تنگاي تقليد بدر آمد وبه آفرينندگي صنعتي رسيد.در زمينه تفکر بجز کوششهايي چشمگير در زمينه ادبيات وهنر،به پايه آفرينندگي غرب نرسيد وهيچ متفکري از آن سرزمين برنخاست که مانند متفکران غربي درباره عاقبت انسان ،تاريخ وسيطره تکنيکي بينديشند وراه هاي نوي بگشايند.(شايگان،داريوش؛آسيا دربرابر غرب،ص60)
با اين حال اين فقط يک پيشرفت مادي بوده است وپا به پاي آن معنويت ازآن جا رخت برمي بست تا اينکه محققان به اين شيوه از زندگي ژاپني ها هشدار داده اند:«درمورد تعادلي که ژاپني ها ميان زندگي سنتي وشيوه غربي بوجود آورده اند،بايد گفت که اين تعادل بسيار آسيب پذير است.با اينکه به گفته لويت» ژاپني ها موفق شده اند که يک زندگي دو چهره داشته باشند ودر خانه وزندگي خصوصي به راه ورسم نياکان خود زندگي کنند ودر بيرون سوداگران اقتصادي باشند،اين همزيستي موقتي است وناگزير رو به زوال خواهد رفت،چنانکه آثار آن هم اکنون به خوبي پديدار است. (همان ص61)
3- مديريت کارآمد؛منطبق با نيازهاي جامعه ژاپن:ووگل معتقد است: پيشرفت هاي ژاپني ها بيشتر دستاورهاي ساختارهاي سازماني، سياستگذاري و برنامه ريزي درست آنهاست. شايد بتوان گفت مديريت ژاپني كه زبانزد جهانيان است در اين توفيق سهم بسزايي داشته است.
4- پر کار وسخت کوش بودن که پرکاري آنها زبانزد شده است.
5- رعايت نظم و قانون و احترام به حقوق ديگران؛
6- برنامه ريزي درست و دقيق و منطبق با واقعيت‏ها و توانمندي کشور
7- فرهنگ استقلال‏طلبي (به ويژه استقلال اقتصادي)؛
8- اهتمام به كارگروهي (تيمي)
9- برخورداربودن ازنظام آموزشي كارآمد ( كيفيت بالاي آموزش)
10- توجه به انضباط کاري و شوق به كار
11-,....
در يک جمع بندي بسياري از پژوهشگران علل توفيق ژاپن را به نظام آموزش و پرورش كارآ، با كيفيت و سرمايه گذاري زياد روي پرورش منابع انساني، سختكوشي و وفاداري افراد به سازمان هائي كه در آن كار مي كنند، احساس تعهد در جهت رشد و پيشرفت، فداكاري و آمادگي براي اصلاح نارسائي ها و اشتباهات خود، سازماندهي و مديريت بسيار خوب و كارساز نسبت ميدهند . هر يک از اينها وعوامل ديگر دست به دست هم داده وپيشرفت ژاپن را رقم زده اند.
در پايان مطالبي پيرامون آداب ورسوم ژاپني ها ارائه مي گردد :
با آنکه در حال حاضرکشور ژاپن در صف ممالک مترقي جهان گام برمي دارد وپيشتاز عرصه رقابت هاي صنعتي واقتصادي است وبا وجود آنکه ظاهرا بيکاري، بي سوادي وفقر درآن وجود ندارد وبراي مردم سخت کوش آن رفاه نسبي وعدالت برقرار است اما به دليل آن که ثروت وپول وقدرت آفت زاست،وتنها رفاه مادي بهروزي وسعادت مطلق را تأمين وتضمين نمي کند،لذا در کنار جنبه هاي مثبت وامتيازات مادي،جامعه ژاپن از جنبه ها ونکات منفي وضعف،نارساييها وبيماري هاي اخلاقي واعتقادي برخوردار است. وآن خرافه پرستي وباورداشت هاي مذهبي بي پايه است.البته به خدا اعتقاد دارند اما خداوندي که ساخته وپرداخته اوهام واساطير وخيالپردازي هاي متوليان اديان اصلي انان يعني شينتويسم وبوديسم و... است.
اکثريت آنان پيرو مذهب شينتو هستند که خود پايه محکمي درباره خدا واصل توحيد ندارد...از خرافه پرستي آنان اينکه نياي پادشاه خود را از تبار اله خورشيد مي دانند.
ژاپني ها به فرمانروايشان تا مقام الوهيت احترام مي گذارند واورا مظهر مليت وهويت خويش مي پندارند وجنبه ماوراء طبيعي به او مي دهند وبراين عقيده واهي پاي مي فشارند.آنان در برابر مجسمه خدايان شينتو نيايش مي کنند ،دخيلهاي متنوع وفراواني براي مشکل گشايي مي بندند. فرهنگ برهنگي به تقليد از غرب در بين زنان آنان نيز وجود دارد...( حسين رزمجو، آداب و رسوم در جامعه ژاپن؛مجله کيهان فرهنگي، شماره 86 تير 1371 -»
فرهنگ مطالعه وکتاب : شيوه آموزشي آنان عمل گرا بوده ودانش آموزان درکارهاي مدرسه مشارکت فعال دارند.(در اين زمينه بيش از اين نکاتي نيافتيم)
شيوه معيشت ژاپني ها: ژاپني ها به علت مشغله کاري زياد اغلب در محلهاي شغلي خود به سر مي برند ،غذاهاي خود را در رستورانها صرف مي کنند ،از اين رو چندان درخانه هاي خود نمي مانند وصرفاًبراي استراحت به منزل مي روند،فرصت کافي براي خوش وبش کردن و وقت کشي ندارند بدين جهت ساعات مفيد آنها نيز بسياز زياد مي باشد.
منابع:
1.ازکيا مصطفي؛جامعه شناسي توسعه، موسسه نشر کلمه،چاپ چهارم81
2.شايگان،داريوش؛آسيا دربرابر غرب،موسسه انتشارات امير کبير،چاپ چهارم،82
3.حسين رزمجو، آداب و رسوم در جامعه ژاپن؛مجله کيهان فرهنگي، شماره 86 تير 1371 -»
4.ابوالفضل بختياري،فرهنگ آموزش در ژاپن (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 5/100118599)