آيت الله خامنه‏اي-انتخاب آيت الله خامنه-انتخاب آيت الله خامنه‏اي-خامنه‏اي، سيدعلي-مقام معظم رهبري‏

مقام معظم رهبري چه خصوصيتي داشتند كه رهبر حكومت اسلامي ايران شدند آيا من هم كه سيد نيستم ميتوانم بشوم چه بايد بكنم؟

در بررسي موضوع فوق توجه به نکات ذيل حائز اهميت است :
يکم . ابتدا بايد شرايط و ويژگي‏هاي لازم براي نيابت از معصومين(ع) و رهبري در نظام اسلامي را به طور دقيق، مورد شناسايي قرار داد. شرايطي كه در متون و منابع اسلامي مورد تأكيد قرار گرفته، عبارت است از: 1. صلاحيت علمي لازم براي افتا در ابواب مختلف فقه (فقاهت و اجتهاد)؛ 2. عدالت و تقواي لازم براي رهبري امت اسلامي؛ 3. بينش صحيح سياسي و اجتماعي، تدبير، شجاعت و مديريت و قدرت كافي براي رهبري. در مرحله بعد نوبت به تطبيق هر يك از اين شرايط بر رهبر معظم انقلاب مي‏رسد.در اينجا به صورت خلاصه به پاره‏اي از ويژگي‏ها و صلاحيت‏هاي حضرت آيةاللَّه خامنه‏اي براي احراز منصب رهبري نظام، كه مد نظر خبرگان رهبري در شناسايي و معرفي ايشان به عنوان ولي‏فقيه جامع‏الشرايط و شايسته‏ترين فرد براي رهبري بود، اشاره مي‏شود:
يك. صلاحيت علمي‏
يكم. تأييد اجتهاد از سوي مراجع بزرگوار:
اجتهاد آيةاللَّه‏خامنه‏اي از سوي بسياري از مراجع و بزرگان - از جمله حضرت امام(رحمه‏الله) - از قبل تصديق شده بوده است. چنانكه حضرت امام(رحمه‏الله) بارها صلاحيت‏ها و صفات والاي شخصيت ايشان را در تعابيري مختلف بيان كرده بودند و مي‏فرمايند: «... جناب عالي را يكي از بازوهاي تواناي جمهوري اسلامي مي‏دانم و شما را چون برادري، كه آشنا به مسائل فقه و متعهد به آن هستيد و از مباني فقه مربوط به ولايت مطلقه فقيه جداً جانب‏داري مي‏كنيد، مي‏دانم و در بين دوستان و متعهدان به اسلام و مباني اسلامي، از جمله افراد نادري هستيد كه چون خورشيد، روشني مي‏دهيد» صحيفه نور، ج 20، ص 173..و آيةاللَّه فاضل لنكراني، از مراجع عظام تقليد نيز مي‏فرمايد: «بنده به عنوان كسي كه هم عضو مجلس خبرگان هستم و هم اين كه آشنايي با آيةاللَّه خامنه‏اي دارم، عرض مي‏كنم كه ايشان اهل نظر و اهل اجتهاد هستند... به نظر من ايشان يك فقيه و يك مجتهد است» روزنامه رسالت 22/3/68 ؛ و جهت آشنايي بيشتر با ساير ديدگاه‏ها ر.ك: زندگينامه مقام معظم رهبري، مؤسسه فرهنگي قدر ولايت، ص 242..
دوّم. تأييد جامعه مدرسين:
همه رساله‏هاي عمليه نوشته‏اند كه اگر دو نفر عادل خبره به اجتهاد كسي شهادت دهند، اجتهاد او قابل قبول است؛ اين در حالي است كه جامعه مدرسين حوزه علميه قم - كه مركب از ده‏ها مجتهد مطلق و چندين مرجع تقليد است - ايشان را به مرجعيت پذيرفتند. همچنين در اساسنامه جامعه مدرسين آمده است: چيزي به عنوان نظر آن جامعه معتبر است كه حداقل شانزده تن از اعضا آن را امضا كرده باشند. بنابراين اعلاميه جامعه مدرسين‏به اين معنا است كه حداقل شانزده تن از مجتهدان و خبرگان در فقه، ايشان را مرجع مي‏دانند.
سوّم. درس خارج مقام معظم رهبري:
شركت بسياري از فضلاي حوزه در درس خارج ايشان در حالي كه همگي به وزانت علمي ايشان شهادت مي‏دهند؛ دليل بر بنيه علمي نيرومند و ملكه اجتهاد ايشان است. اين توان علمي سابق بر رهبري و حتي رياست جمهوري ايشان است؛ نه اينكه ايشان پس از رهبري، درس خوانده و به اين رتبه از دانش رسيده باشند به عنوان نمونه، ر.ك: سخنان آيت اللَّه فاضل لنكراني، پيشين ؛ زندگينامه مقام معظم رهبري، پيشين..

دو. صلاحيت اخلاقي (عدالت و تقواي لازم)
صلاحيت اخلاقي مقام معظم رهبري نيز از اموري است كه در رفتار و عملكردهاي فردي و اجتماعي ايشان - از زمان كودكي، جواني و مبارزات سياسي - و نيز مسؤوليت‏هاي متعددي كه در بعد از انقلاب در شرايط حساس داشته‏اند به روشني قابل اثبات بوده و تمام اشخاصي كه از نزديك با معظم‏له در ارتباط اند، گواه بر اين مدعا هستند. چنانكه آيةاللَّه العظمي بهاءالديني(رحمه‏الله)از علما و عرفاي بزرگ معاصر مي‏فرمايند: «... از همان زمان، رهبري را در آقاي خامنه‏اي مي‏ديدم، چرا كه ايشان ذخيره الهي براي بعد از امام بوده است. بايد او را در اهدافش ياري كنيم.بايد توجه داشته باشيم كه مخالفت با ولايت فقيه، كار ساده‏اي نيست» آيت بصيرت، ص 131..

سه. توانايي‏هاي شخصي‏
در بند سوم اصل يكصد و نهم «بينش صحيح سياسي و اجتماعي، تدبير، شجاعت، مديريت و قدرت كافي براي رهبري» از جمله شرايط و صفات رهبر دانسته شده است.
يكم. مقصود از «بينش صحيح سياسي و اجتماعي» آن است كه رهبر، آن چنان از مسائل و موضوعات و قضاياي سياسي آگاه باشد كه بر آن اساس،هم قادر به اداره امور جامعه باشد و هم در جهت‏گيري‏هاي ظريف بين‏المللي، تصميمات بجا، شايسته و مفيد به حال جامعه اتخاذ كند.
دوّم. «مديريت و تدبير» عبارت از مجموعه استعدادهايي است كه در شرايط خاص، در رهبري بارز و ظاهر مي‏شود و او را در اجراي وظايف سنگين خود ياري مي‏كند. كشف اين استعدادها از جمله مواردي است كه در تعيين رهبر، به يقين بايد مورد توجه خاص قرار گيرد.
سوّم. «قدرت و شجاعت» نيز از جمله شرايطي است كه يا از برجستگي‏هاي علمي و اخلاقي ناشي مي‏شود و يا آنكه در زمره استعدادهاي دروني رهبر به شمار مي‏رود. به هر حال مقام شامخ رهبري چنين مراتبي را مي‏طلبد و به هنگام تعيين و انتخاب رهبري، بايد به اين موضوع توجه جدّي داشت.
مقام معظم رهبري تاكنون توانايي‏هاي فوق‏العاده‏اي در راستاي رهبري و مديريت جامعه، خصوصاً در مواقع بحراني و سرنوشت‏ساز، از خود بروز داده‏اند. از ديگر سو ايشان از بينش صحيح سياسي و اجتماعي و قدرت و شجاعت بالايي برخوردار مي‏باشند. اين مهم با مروري بر سوابق و فعاليت‏هاي فرهنگي، سياسي و مبارزاتي ايشان در قبل از انقلاب، و همچنين، پيشينه مديريتي و سوابق درخشان ايشان در شوراي انقلاب، مجلس خبرگان رهبري، مجلس شوراي اسلامي، دوران رياست جمهوري، سخت‏ترين شرايط ناشي از جنگ و محاصره‏هاي بين‏المللي، بيش از يك دهه رهبري نظام و با موفقيت بيرون آمدن از فراز و نشيب‏ها و مشكلات متعدد داخلي و بين‏المللي، به خوبي قابل اثبات است و مبين كارآمدي، شجاعت، صلابت در سخن و پايداري در هدف، تدبير و مديريت تواناي ايشان در مسؤوليت‏هاي خطير مي‏باشد احمد جنتي، نشريه دانشگاه امير كبير، ويژه مجلس خبرگان دوره سوم، ص‏38 ؛ حسن صدري مازندراني، حكايت‏نامه سلاله زهرا(سلام‏الله عليها)، قم: مشهور، 1381..
آخرين مرحله‏اي كه شايسته است مورد توجه قرار گيرد، انتخاب قانوني ايشان از سوي خبرگان رهبري است. اين انگاره خود متأثر از دو عامل است كه هر كدام به تنهايي، مهم‏ترين دليل بر شايستگي ايشان براي رهبري‏نظام اسلامي است:
1. دارا بودن شرايط لازم براي رهبري در حضرت آيةاللَّه خامنه‏اي و احراز اين شرايط از سوي خبرگان، به عنوان بهترين و شايسته‏ترين فردي كه قدرت و توانايي رهبري نظام را دارد. اين مسئله از سوي اكثريت قاطع اعضاي مجلس خبرگان تأييد شد.
2. تأكيد امام خميني(رحمه‏الله) بر شايستگي آيةاللَّه خامنه‏اي براي رهبري نظام؛ حضرت امام در موارد متعددي به شايستگي ايشان تصريح كرده‏اند. حجت‏الاسلام و المسلمين هاشمي رفسنجاني در مجلس خبرگان رهبري در سال 68 در حضور شاهدان اين قضيه را نقل كرد: در قضاياي مهدي هاشمي همراه با آقايان خامنه‏اي، موسوي اردبيلي و ميرحسين موسوي خدمت امام(رحمه‏الله) رسيديم و سيد احمد خميني نيز حضور داشت، در آنجا به امام گفتيم: شما با اقدامات خود ما را درباره رهبري آينده در بن‏بست قرار مي‏دهيد. امام با اشاره به آقاي خامنه‏اي فرمود: «در ميان شما كسي است كه شايسته رهبري است و شما در بن بست قرار نخواهيد گرفت». مرحوم حجت‏الاسلام سيداحمد خميني(رحمه‏الله) نيز نقل نموده كه امام راحل فرمود: «آقاي خامنه‏اي شايسته رهبري است»؛ و همچنين ايشان خطاب به مقام معظم رهبري مي‏گويند: «حضرت امام بارها از جناب عالي به عنوان مجتهدي مسلم و بهترين فرد براي رهبري نام بردند» روزنامه رسالت 16/3/1368..
تبريك و تمجيد علما و شخصيت‏ها
پس از اين انتخاب، مراجع بزرگوار تقليد، علما و شخصيت‏هاي مذهبي، سياسي، فرهنگي و...، هر يك در پيام‏ها، سخنراني‏ها، مصاحبه‏ها، باتمجيد فراوان از اين انتخاب، آن را «هدايتي الهي»، «انتخابي شايسته»، «مايه دل‏گرمي و اميدواري ملت ايران و يأس دشمنان» شمرده، از ايشان با عنوان «شخصيتي ممتاز»، «واجد همه شرايط رهبري» و «صالح‏ترين فرد براي اين منصب» نام بردند پرسش‏ها و پاسخ‏هايي درباره مجلس خبرگان رهبري، پيشين.. به عنوان نمونه آيةاللَّه العظمي اراكي(رحمه‏الله) در پيامي‏به مقام معظم رهبري فرمودند: «انتخاب شايسته حضرت عالي به مقام رهبري جمهوري اسلامي ايران، مايه دلگرمي و اميدواري ملت قهرمان ايران است» روزنامه جمهوري اسلامي 22/3/68..و آيةاللَّه العظمي گلپايگاني(رحمه‏الله) در بخشي از پيام خود خطاب به ايشان چنين مي‏نگارد: «از خداوند متعال مسألت دارم كه تأييدات خود را بر شما در منصب حساس رهبري جمهوري اسلامي ايران مستدام بدارد» علي مؤمن، قيادة آيةاللَّه الخامنه‏اي، ص‏91. و آيةاللَّه يوسف صانعي نيز چنين بيان مي‏نمايد: «آيةاللَّه خامنه‏اي، نه تنها مجتهد مسلّم مي‏باشد، بلكه فقيه جامع‏الشرايط واجب‏الاتباع مي‏باشد» حكايت‏نامه سلاله زهرا(سلام‏الله عليها)، ص‏225.. و آيةاللَّه‏العظمي ميرزا هاشم آملي نيز چنين بيان داشت: «انتخاب شايسته شما از سوي مجلس خبرگان، موجب اميد و آرامش گرديد؛ چرا كه شما شخصيتي متفكر، عارف به اسلام و صاحب درايت و تدبير هستيد» قيادة آيةاللَّه الخامنه‏اي، پيشين، ص 92..

دوم . بررسي توان مديريتي مقام معظم رهبري :
حجاب معاصرت
آنهايي كه از نزديك دستي بر تاريخ دارند، از يك اپيدمي و بيماري شايع به نام «حجاب معاصرت» در ميان راويان وتحليل گران تاريخ سخن مي گويند. چه بسيار تاريخ دانان وتاريخ نويساني كه درپرده و حجاب معاصرت، از ضبط و تحليل مهمترين وقايع تاريخي هم عصر خود غفلت ورزيده اند اما رنج ها و مشقت هاي طاقت فرسايي را براي ضبط و روايت برهه هايي دور از يك دوره تاريخي را متحمل شده اند كه از ارزش و اعتبار چنداني برخوردار نبوده است.
اين بيماري، در عصر حاضر به تجربه در آمده و نه تنها گريبان اهل تاريخ، كه اهل سياست، فرهنگ، هنر، دانشگاهها، حوزه هاي علميه، عالمان ديني، رجال مذهبي واصحاب رسانه را نيز در برگرفته است. اين روزها درحالي هجدهمين سال انتخاب حضرت آيت الله خامنه اي را به عنوان رهبر و سكاندار نظام اسلامي فرا روي داريم كه دركمتر برگه تقويم و يا رسانه ومطبوعه اي، از اين انتخاب هوشمندانه وسرنوشت ساز نام و يادي به ميان مي آيد.شايد از آن روست كه اهل شعر و ادب و غزل مي گويند هر چه ذوق هنري است درتوصيف و استعاره و كنايه وتشبيهي است كه از هلال وبدر و محاق و مهتاب و گيسوي شب و كمان ابروست وكمتر سخن از خورشيد و آفتابي به ميان رفته كه جهان در پرتو نور آن تجلي يافته است.
به جهت تقريب به ذهن ونه مشابهت، تعبيري علماي فلسفه وعرفان درتوصيف واجب الوجود دارند كه مي گويند «هو مستور لشده ظهوره و هو مخفي لشده وجوده» يعني ظهور و وجود باريتعالي آن قدر آشكار و محسوس است كه از شدت ظهور، از ديدگان مخفي مانده است.
به راستي چرا در اين سال ها كه از ريز و درشت حوادث گفته ايم، از تهديدات بنيان برافكن سخن رانده ايم و فراز ونشيب هاي انقلاب را به روايت و تحليل نشسته ايم و بر عبور از اين طوفان ها و تلاطم ها باليده و افتخار كرده ايم، كمتر از تدبير وهوشياري و رهبري داهيانه سكاندار نظام اسلامي در دهه دوم وسوم انقلاب سخن به ميان آورده ايم، تهديداتي كه اگر تنوع و حجم آن بيشتر از دهه اول انقلاب نباشد، لااقل همسان و همسنگ آن است، اگر چه معتقديم از رهبري امام راحل ومعمار اين انقلاب الهي نيز به مشتي از خروار بسنده كرده ايم.
چه كسي مي تواند مدعي شود كه در ميان رهبران و روساي جمهور امروز دنيا، فردي خداترس تر و باتقواتر از رهبر ايران اسلامي مي شناسد؟ كدام ناظر منصفي تاكنون ادعا كرده كه درميان حاكمان امروز، حاكمي را مي شناسد كه شجاع تر، با تدبيرتر، خلاق تر و هوشمندتر از رهبر ايران بر ملتي حكومت مي كند؟ آيا مي توان رهبري به جامعيت علمي، ديني و فقهي ايشان در دنياي اسلام پيدا كرد؟ كدام سياست ورزي است كه توانايي او همسنگ و همسان مديريت ايشان در بحبوحه بحران ها و فشار ها وتهديد هاست؟ و كدام اهل سياستي با درك صحيح از بحران هاي 18 ساله نظام اسلامي كه ازاين حيث در ميان حدود 200 كشور دنيا بي نظير است، مي تواند ادعا كند رهبري را مي شناسد كه او در عبور كشتي انقلاب از دل طوفان ها و امواج سهمگين، مدبرانه تر از او هدايت كشتي را مي توانسته بر عهده بگيرد و به ساحل مقصود رهنمون سازد؟ كدام ملتي مي تواند چونان ملت لايق ايران، رهبري را به دنياي بشريت عرضه نمايد كه از حيث ساده زيستي و پرهيز از زخارف دنيوي، در دنياي امروز به انگشت اشاره در آيد؟
خورشيد در آينه خورشيد
امام بخشي از اين بار مسئوليت را در زمان حيات خويش بر دوش كشيد و با تعابيري بلند و رسا در توصيف فرزند رعنا و برنايش فرمود:«يكي از بازوهاي پرتوان جمهوري اسلامي ... برادري آشنا به مسايل فقهي و متعهد به آن ... ازجمله افراد نادري كه چون خورشيد روشني مي بخشد.... متعهد و مبارز در خط مستقيم اسلام... عالم به دين و سياست ... كسي كه آواي دعوت او به صلاح و سداد درگوش مسلمين طنين انداز است... سربازي فداكار در جبهه جنگ و معلمي در محراب، خطيبي توانا درجمعه و جماعات و راهنماي دلسوز در صحنه انقلاب... در حكم آيه شريفه اشداء علي الكفار و رحماء بينهم ... من آقاي خامنه اي را بزرگ كردم... ايشان سرمايه انقلاب هستند... ايشان از اجتهادي كه لازمه ولايت فقيه مي باشد، برخوردارند... ايشان الحق شايسته رهبري اند، با بودن آقاي خامنه اي شما خلا ء رهبري نداريد و ... »و چنين بود كه سكاندار هدايت انقلاب، در اولين سخنراني خود درميان مردمي كه دست بيعت به سوي ايشان دراز كرده بودند، فرمود: «ما با خدا پيمان بسته ايم راه امام خميني را كه راه اسلام و قرآن و راه عزت مسلمين است دنبال كنيم و از هيچ يك از آرمان هايي كه به وسيله امام ترسيم شده، چشم پوشي نخواهيم كرد. آرمان هايي چون پيگيري سياست نه شرقي و نه غربي، حمايت از مستضعفان و محرومان، وحدت و همبستگي دنياي اسلام، وفاداري به اصل ولايت فقيه، استقلال و خود كفايي كشور، حركت به سمت استعدادهاي جوشان داخلي وساختن جوانان و اصلي شمردن مسئله فلسطين.»
چالش هاي پس از رهبري
جابه جايي ها در حوزه قدرت، همواره با مشكلات عديده اي درنظام هاي سياسي رايج همراه بوده است، اما با ژرف نگري هاي امام امت(ره) و درايت واقتدار رهبر معظم انقلاب و حضور ميليوني مردم در مراسم تشييع بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، اين انتقال قدرت در نظام اسلامي با كم ترين هزينه انجام شد.
به اعتقاد بسياري از تحليل گران سياسي، معدل عملكرد و هنر مديريتي و رهبري امام (ره) در برهه زماني 67 تا 68، كه آخرين سال حيات مادي ايشان بر اين كره خاكي بود را مي توان با تمام دوران مبارزه و رهبري امام(ره) مقايسه كرد و در واقع سال 1367، سال شكوفايي و اوج هنرنمايي آن قائد عظيم الشأن بود. در اين سال، امام ضمن ترسيم خطوط كلي سياست ها و خط مشي جمهوري اسلامي ايران در عرصه هاي سياسي، فرهنگي و بين المللي، بن بست هاي موجود در اداره كشور را كه جز با يد بيضايي و انگشت اشارت ايشان قابل گشودن نبود، گشود تا روند تكاملي انقلاب را تضمين نمايد. پذيرش قطعنامه 598 و پايان جنگ تحميلي، عزل منتظري از قائم مقامي رهبري و انهدام باند مهدي هاشمي، تشكيل شوراي بازنگري قانون اساسي و حذف مرجعيت از شرايط رهبري، از جمله بن بست هايي بودكه مي توانست هر انقلابي را به زانو درآورد، علاوه بر آنكه با صدور حكم قتل سلمان رشدي و گشايش جبهه فرهنگي اسلام در برابر دنياي غرب، دعوت گورباچف و بلوك شرق به اسلام و تاكيد مجدد برصلاحيت هاي آيت الله خامنه اي، سياست هاي كلي نهال نوپاي انقلاب را ترسيم فرمودند.
رهبر معظم انقلاب در شرايطي سكان هدايت انقلاب را به دست گرفتند كه فضاي پيش روي ايشان با دوران زعامت امام (ره) بسيار متفاوت بود. امام با مرجعيت علي الاطلاق و پشتوانه حوزه علميه قم، مشهد و نجف و با پشتوانه پنج دهه كار علمي، فقهي، آموزشي وپرورشي و با تشكيلاتي قوي و منسجم از روحانيون و دانشگاهيان قدم در راه مبارزه گذاشت و در طول مبارزه علاوه بر سود جستن از پشتوانه «مرجعيت»، از تلاش ها و جانفشاني هاي مريداني چون طالقاني ها، بهشتي ها، مطهري ها، خامنه اي ها، هاشمي رفسنجاني ها، مفتح ها، باهنرها، رجايي ها، سعيدي ها، غفاري ها، اندرزگوها، مدني ها، اشرفي اصفهاني ها، دستغيب ها و ... بهره برد كه اين امتياز در سال هاي نخستين رهبري آيت الله خامنه اي، به رغم تمامي شايستگي هاي ايشان، مهيا نبود وسال ها به درازا كشيد تا بن مايه هاي عميق علمي و قابليت هاي شگرف فقهي ايشان به رخ مدعيان كشيده شود.
مديريت بحران
حضرت آيت الله خامنه اي در حالي توسط خبرگان اين ملت براي رهبري نظام اسلامي برگزيده شد، كه كشور آبستن حوادث ومشكلات بسيار بود. رحلت امام يك شوك سهمگين به دولت وملت ايران وارد ساخته بود و دشمنان و بدخواهان نظام، چنگ و دندان ها سائيده و نشان مي دادند. تأسيسات زيربنايي كشور همچون آب، برق، گاز، مخابرات، راهها، فرودگاهها، خطوط راه آهن، پالايشگاهها و صنايع مادر، در دوران جنگ تحميلي خسارات فراوان ديده بودند، ذخاير ارزي كشور به پائين ترين ميزان خود رسيده بود و تأمين نيازهاي اساسي و اوليه مردم، تبديل به يك دغدغه جدي شده بود.
تنظيم سياست ها و اولويت هاي باز سازي كشور با عنوان «برنامه اول توسعه اقتصادي كشور» از چالش هاي نفس گيري بود كه در اولين سال رهبري ايشان اتفاق افتاد. برنامه اي كه به دليل ماهيت ابزاري و سرمايه اي خود، موجبات بروز برخي ناعدالتي ها و تبعيض ها را فراهم مي ساخت اما اين امر دليلي بر سكوت و يا شانه خالي كردن ايشان از زير بار مسئوليت نبود و بارها ضمن هشدار نسبت به اتخاذ برخي سياست هاي اقتصادي، در مواردي از سرعت گرفتن برنامه هاي موسوم به توسعه اقتصادي به دليل فشاري كه برگرده اقشار آسيب پذير و محروم جامعه واردمي آمد، جلوگيري به عمل آوردند.
يكي از مهمترين ويژگي هاي مقام معظم رهبري به اعتراف دوست و دشمن، مديريت عالي و خلاقانه ايشان در شرايط حساس و بحراني است. اداره يك جامعه در شرايط عادي، شايد كار دشواري نباشد خصوصاً براي مديران و رهبراني كه از تجربه لازم براي اداره جامعه برخوردار باشند، اما توانمندي يك مدير و يك سكاندار كشتي در شرايطي ظاهر مي شود كه در لحظات بحراني و در ميان توفان حوادث، كيان نظام را به سلامت به ساحل مقصود برساند. جنگ اول خليج فارس و حمله صدام به كويت، يكي از اين عقبه هاي سخت و سرنوشت ساز بود كه با تدبير وهوشمندي رهبر معظم انقلاب، از آن به سلامت عبور كرديم. در جريان تجاوز صدام به كويت و ورود نيروهاي غربي به خليج فارس و آغاز درگيري ها، گروههايي كه خود را اهل تحليل و صاحب فهم ودرك عميق مي دانستند، بامشاهده شليك چند موشك اسكاد به اسرائيل، از صدام به عنوان خالدبن وليد دوران ياد كردند و خواستار گشايش جبهه اي نظامي به نفع صدام در منطقه شدند تا ناخواسته كشور را درگير دامي از قبل پهن شده نمايند، اما با هوشياري وتدبير رهبري كه جنگ صدام و آمريكا را «جنگ باطل با باطل» ناميدند، انقلاب از دام درگيري با دنياي غرب آن هم در جبهه حمايت از صدام(!) به سلامت عبور كرد تا هوشمندي و درايت ايشان به رخ مدعيان كشيده شود.
عبور از دوران فتنه
دوران به قدرت رسيدن طيفي از تجديدنظرطلبان در دوره موسوم به «توسعه سياسي» را بايد جزو تلخ ترين و سخت ترين دوران حيات انقلاب اسلامي به شمار آورد. دوراني كه شاهد بروز و ظهور فتنه هايي چون قتل هاي زنجيره اي، شبه كودتاي 18 تير، يكه تازي مطبوعات زنجيره اي و فضاي به شدت ملتهب سياسي كشور بوديم. قصه تلخ قتل هاي زنجيره اي با هدف فرمان آتش به سوي نظام طراحي شده بود و تبليغات گسترده اي كه هيچ تناسبي با وزن واقعي آن نداشت و انسان را به ياد ماشين تبليغاتي گوبلز و هياهوي دروغين و غلوآميز تاريخ معاصر چون سوزاندن يهوديان در كوره هاي آدم سوزي و قتل عام ارامنه توسط دولت عثماني مي انداخت. واقعه اي كه به جاي ريشه يابي، توسط برخي گروههاي فرصت طلب و وابسته، به ريشه سازي كشيده شده بود و محوري ترين شخصيت ها و بنيادي ترين نهادهاي نظام را با آتشباري فريب و خدعه و نيرنگ به مسلخ كشانده بودند.
توطئه اي كه با هدف دامن زدن به تنازعات داخلي و فراگير نمودن آتش جنگ داخلي، اركان نظام اسلامي را نشانه رفته بود كه اين تهديد بنيان افكن، با سرپنجه تدابير رهبري، به فرصتي براي پالايش نظام از نيروهاي نفوذي و موجب شكل گيري صف بندي جديدي به نام نيروهاي خودي و غيرخودي درجريان هاي سياسي كشور گرديد.
شكل گيري مطبوعات زنجيره اي كه درجهت اجراي پروژه هايي چون نافرماني مدني، استحاله از درون، ديپلماسي مسير 2، براندازي خاموش، پروژه خندق، تعادل ويرانگر، مقاومت مدني، مشروعيت دوگانه، فشار از پائين و چانه زني در بالا، عبور از خاتمي و... تدارك ديده شده بود، با شجاعت و ميدان داري رهبري به تسخير نيروهاي نظام درآمدند تا يكي از مستحكم ترين و موثرترين پايگاههاي دشمن كه عبدالله بن ابي ها در آن موضع گرفته و فروپاشي نظام اسلامي را نشانه گرفته بودند، دچار اضمحلال و فروپاشي گردد.
برخورد هوشمندانه رهبر معظم انقلاب با پروژه هايي چون فشار از پايين و چانه زني در بالا و يا پروژه فروپاشي از درون، گواهي ديگر بر برخورد امام گونه ايشان بامخاطرات پيش روي انقلاب است. معظم له در پاسخ به مدعيان پروژه فشار با صراحت اعلام كردند:« اگر فشار بياوريد حادثه كربلا تكرار خواهد شد نه صلح امام حسن (ع)» و در پاسخ به سردمداران پروژه فشار و استحاله از درون فرمودند:«اصلاحات در ذات و هويت انقلاب است درحالي كه برخي به دنبال نقش آفريني همزمان يلتسيني و گورباچفي هستند. اينها اشتباه اول شان اين است كه آقاي خاتمي، گورباچف نيست. اشتباه دومشان اين است كه اسلام، كمونسيم نيست. اشتباه سومشان اين است كه نظام مردمي جمهوري اسلامي، نظام ديكتاتوري پرولتاريا نيست. اشتباه چهارمشان اين است كه ايران يك پارچه، شوروي متشكل از سرزمين هاي به هم سنجاق شده، نيست و اشتباه پنجم شان هم اين است كه نقش بي بديل رهبري در ايران شوخي نيست.»
تدبير امام گونه رهبر معظم انقلاب در برخورد با شبه كودتاي 18 تير 78، تلولو ديگري از هنر رهبري و هدايت ايشان است. حادثه اي كه با طراحي نيروهاي خارجي و صحنه گرداني اپوزيسيون داخلي و بازيگري گروهي از اراذل و اوباش و تعدادي دانشجونما كه بازيچه سياست بازان حرفه اي شده بودند، اتفاق افتاد اما با اقتدار و تدبير رهبري، بساط آن برچيده شد تا آرامش و امنيت به جامعه اسلامي مان لبخند زند.
حادثه 11 سپتامبر و متعاقب آن حمله آمريكا به افغانستان و عراق هم از ديگر بحران هايي بود كه نظام ما به سلامت از آن عبور كرد. پس از حادثه 11 سپتامبر و تشكيل ائتلافي موسوم به ائتلاف ضد تروريست و تعيين محورهاي شرارت و شعار «هر كه با مانيست برماست» كه با هدف ايجاد رعب و وحشت در ملل مسلمان و تغيير مرزهاي دنياي اسلام طراحي شده بود و در برهه اي كه قدرت هاي بزرگي چون روسيه و چين نيز از ترس برخورد، راه مماشات و همراهي را با سواره نظامان صليبي در پيش گرفته بودند، غرش رعد آساي رهبري در شكستن صفوف جبهه متحد غرب و نشان دادن ريشه تروريسم در زائده چركيني به نام رژيم صهيونيستي و دولت استكباري آمريكا، بيداري و خيزش دنياي اسلام را در برابر اين توطئه شوم به ارمغان آورده است. در آن روزها، چه بسيار افراد وجريان هاي سياسي بودند كه در مسير امواج اغواگرانه رسانه هاي غربي، براي رفع اتهام از خود و پرهيز از درگيري با آمريكا، پيشنهاد مذاكره وهمراهي با لشكركشي هاي آمريكا را مي دادند و امروز پس از شكست ها و ناكامي هاي مستمر آمريكا در منطقه، سرافكنده از آن همه ترس و وحشت و تحليل هاي ناروا، سر در گريبان فرو برده اند.
نمي از يم
صيانت از آراي مردم و حفاظت از حقوق و آزادي هاي مشروع آنان در برابر خود محوري ها و خودكامي هاي گروههاي سياسي و دفاع از اقليت در برابر سلطه گري اكثريت، از ديگر هنرهاي بي بديل رهبري است كه مانع تمركز قدرت در يك شخص يا نهاد يا جريان خاص سياسي شده است، حادثه اي كه بنيان آن دربرهه هايي از تاريخ انقلاب توسط حزب كارگزاران و سپس حزب مشاركت پيچيده شد، اما با انگشت اشاره رهبري در هم پيچيد. ارائه تعاريف جديدي از دمكراسي، مردمسالاري، حقوق بشر، جامعه مدني و ...، كه در سايه هوشمندي رهبر معظم انقلاب به دست آمده است، هجمه نظري و ايدئولوژيك شيفتگان نظام ليبرال دمكراسي را به يك فرصت تازه براي نظام اسلامي تبديل كرد تا از بطن آن مفاهيم بلندي چون مردمسالاري ديني، جامعه مدني نبوي و اصولگرايي اصلاح طلبانه، در خدمت تحكيم مباني انقلاب اسلامي خلق شود. مروري گذرا برفراز و نشيب ها و تهديد و توطئه هاي صورت گرفته در هجده سال گذشته، گواهي براين مدعاست كه حجاب معاصرت باعث گرديده تا تنها «نمي از يم» ويژگي ها و ظرفيت هاي شگرف حضرت آيت الله خامنه اي را با پوست و گوشت خود احساس كرده باشيم.
تسلط و احاطه بي نظير معظم له براموري همچون مسايل نظامي، تهديدات دشمنان، تهاجم فرهنگي، ناتوي فرهنگي، نيازهاي نسل جوان، مطالبات و نيازهاي دانشگاهها، بايسته هاي حوزه هاي علميه، شناخت دغدغه هاي نيروهاي انقلاب و درك شايسته از بايسته هاي نظام اسلامي و... باعث گرديده تا حتي بدخواهان نظام نيز از اين همه وسعت و جامعيت و احاطه ايشان بر امور، گاه ناخواسته لب به تمجيد و تجليل بگشايند.
هيچ فرد منصفي نمي تواند منكر اين مهم شود كه دستاوردهاي نظام درعرصه هايي چون پيشرفت هاي هسته اي، موشكي، سلول هاي بنيادي، توليد داروها و واكسن هاي مهاركننده بيماري هايي چون ايدز و برخي سرطان ها، ترميم ضايعات نخاعي، دستيابي به فناوري شبيه سازي، به راه افتادن نهضت توليد علم وجنبش نرم افزاري در حوزه و دانشگاه، دميده شدن روحيه اعتماد به نفس درجوانان و جوان گرايي و... در گرو دغدغه ها و پيگيري هاي مستمر ايشان صورت گرفته است. معظم له در جمع دانشجويان كشور به صراحت فرمودند:«اگر بودجه بندي كشور در دست من بود، مهمترين چيزي كه من به عنوان اولويت اول به آن نگاه مي كردم، همين مسئله «پژوهش» بود. امروز دنيا به پژوهش به عنوان زيربناي پيشرفت وتعالي يك جامعه نگاه مي كند.
فرهنگ سازي ها
از ديگر ابتكارات تاثيرگذار ايشان، نامگذاري سال ها به عناويني همچون سال پيامبر اعظم (ص)، رفتار علوي، حماسه حسيني، سال امام خميني، پاسخگويي مسئولان، انضباط اجتماعي، خدمتگزاري به مردم، عدالتخواهي، اتحاد ملي و انسجام اسلامي است، نامگذاري هايي كه در واقع يك نوع فرهنگ سازي در جامعه اسلامي بوده است.
بازگشت اصولگرايان به صحنه قدرت كه با تدابير ويژه و فرهنگ سازي هاي مستمر ايشان در قالب گفتمان عدالتخواهي و اصلاحات يعني مبارزه با فقر، فساد و تبعيض صورت پذيرفت، از ديگر تدابير سرنوشت ساز ايشان است كه پرداختن به آن مجال واسع تري را طلب مي نمايد.
آينده نگري و پيگيري هاي مستمر و مستدام ايشان باعث گرديد مسئولان نظام، سندي به عنوان سند 20 ساله را تدوين نمايند كه براساس آن، نظام اسلامي در سال 1404 هجري خورشيدي بايد در زمينه علمي، فناوري و اقتصادي به قدرت اول آسياي جنوب غربي( خاورميانه، آسياي ميانه و قفقاز) تبديل گردد.
از ديگر ابتكارات ايشان، احياي اصل 44 قانون اساسي است كه كارشناسان از آن به عنوان يك انقلاب و جهش اقتصادي نام مي برند. با اجراي اصل 44، از تصدي گري دولت در مناصب اقتصادي كاسته شده و بخش خصوصي و تعاوني ها، چرخه توليد و تجارت كشور را به حركت در خواهند آورد.
تدابير ديگر ايشان در طول هجده سال گذشته با مشكلات و معضلاتي همچون فتنه طالبان و القاعده در افغانستان، كاهش قيمت نفت به زير 10 دلار، پرونده انفجار آميا، تحريك قوميت ها و اقليت هاي ديني، گشايش سفره بحران و ناامني در كشور، تحريم هاي شديد اقتصادي، قطعنامه هاي شوراي امنيت، دادگاه ميكونوس، كنفرانس برلين، اصلاح قانون مطبوعات، تحصن نمايندگان مجلس ششم، جنگ 33 روزه حزب الله لبنان با رژيم صهيونيستي، صدور حكم حكومتي در تاييد صلاحيت مصطفي معين و... نشان مي دهد، كه انقلاب چه نگين ارزشمندي را برركاب خود نشانده است.
تزريق اميد به اركان دولت و مردم در سخت ترين و بحراني ترين شرايط، از ديگر هنرهاي ناب رهبري ايشان در طول 19 سال گذشته بوده است، به گونه اي كه در بحراني ترين شرايط فرموده اند:« من خود را غرق در عنايات و نعمات خداوند متعال مي دانم. اگر هر مدير و مسئولي صرفا كار خود را خوب انجام دهد، ديگر هيچ نگراني ودلهره اي ندارم.» اين مهم را بايد بدانيم كه اگر در دهه اول انقلاب و در دوران غربت و تنهايي« دفاع مقدس»، براي حفظ موجوديت و بقاي خود مي جنگيديم، امروزه سرنوشت منطقه به سرانگشتان ما سپرده شده است و آمريكا و متحدانش كه در گذشته اي نه چندان دور با تفرعن از تغيير جغرافياي سياسي در جهان اسلام وتشكيل خاورميانه جديد مي گفتند، اينك از ظهور و تولد خاورميانه جديد با محوريت ايران اسلامي سخن مي گويند و ايراني كه زماني بانك مركزي تروريسم و محور شرارت نام گرفته بود، اينك به محور اميد و رهايي آنان از گرداب عراق، لبنان، افغانستان، فلسطين و منطقه خاورميانه تبديل شده است.
دوستداران، شيفتگان و ياران وفادار حضرت امام خميني (ره) و حضرت آيت الله خامنه اي (حفظه الله تعالي) مي بايد بدانند و نيك هم مي دانند كه اين دو گوهر ناب،« يك حقيقت با دو تجلي» هستند كه وظيفه همه ما، درك و معرفي شايسته و بايسته اين حقيقت ماندگار و الهي به جامعه اسلامي و بشريت تشنه امروز و فردا است. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 111/100105743)