آتش زدن پرچم آمريكا

با توجه به اين كه پرچم هر كشور نماد ملت است نه دولت چرا پرچم آمريكا را به آتش مي كشيم؟

در اين مورد نظرات متفاوتى وجود دارد:
الف) نظر مخالفان: برخى مي گويند كه چون پرچم هر كشور نماد تاريخى و شخصيت و اعتبار يك ملت مى‏باشد، از همين‏رو دولت جمهورى اسلامى ايران بايد در اين باره موضع منفى داشته باشد و لذا مردم نيز به چنين اقدامي دست نزنند.
ب ) نظر كسانى كه موافق آتش كشيدن پرچم آمريكا يا انگليس هستند: اولاً: موضع منفى دولت در حد يك حركت رسمى دولتى است و ربطى به خيزش مردم ستمديده و ابراز انزجار از ستم‏هاى آمريكا به شكل كنونى ندارد، كما اين كه در بسيارى از نقاط ديگر جهان نيز چنين است. ثانيا: آتش زدن پرچم آمريكا توهين به مردم آمريكا نيست، همچنان كه رهبران نظام بارها اعلام كرده‏اند كه ما با مردم آمريكا دشمن نيستيم، بلكه نشانه خشم عليه سياست‏هاى استكبارى و ظالمانه آمريكا مى‏باشد و پرچم امريكا به عنوان نماد و سمبل نظامى مستكبر و زورگو و خائن به حقوق بشر مورد نفرت همه ملل ستمديده مى‏باشد.
ثالثا: آتش زدن پرچم امريكا يا انگليس حاوى اين پيام براى مردم اين کشورهاست كه بدانند دولتمردان آنها حيثيت و اعتبار بين‏المللى‏شان را لكه‏دار كرده‏اند، لاجرم بكوشند كه با دقت در انتخاب رهبرانشان و اعتراض به عملكردها آنان موجبات تغييرات اساسى در سياست خارجى ايالات متحده پديد آورند.
رابعا: ابعاد توطئه آمريكا عليه مردم ايران عبارت مى‏باشد از:
1- كودتاى آمريكايى، انگليس 28 مرداد 1332.
2- لغو قراردادهاى تسليحاتى با ايران بعد از انقلاب.
3- حمايت از تجزيه ايران.
4- پشتيبانى از تروريسم بر ضد انقلاب اسلامى.
5- جاسوسى ديپلمات‏هاى آمريكايى و تلاش آنها جهت براندازى نظام.
6- توقيف اموال ايران در آمريكا.
7- تحريم كامل اقتصادى و...
8- حمله نظامى در ماجراى طبس.
9- كودتاى نوژه.
10- حمايت آشكار آمريكا در جنگ از عراق و مداخله در جنگ به نفع عراق كه تنها يكى از آنها سرنگونى هواپيماى مسافربرى ايران بر فراز آبهاى خليج‏فارس و كشتن صدها مسافر آن بود.
11- ادامه و شدت بخشيدن به سياست‏هاى خصمانه خود عليه نظام مقدس اسلامى از قبيل: تخصيص بودجه‏هاى كلان براى سرنگونى نظام اسلامى و راه‏اندازى راديو آزادى براى تبليغات گسترده بر عليه ايران و تضعيف مبانى اعتقادى مردم، محور شرارت خواندن ايران و تهديد ايران به حمله‏ى نظامى و... همچنين انگليس نيز داراي کارنامه اي به مراتب ننگين تر و سياه تر از آمريکا در مورد ملت ايران است.
خلاصه با توجه به ابعاد وسيع توطئه‏هاى آمريكا عليه ملت ايران، يكى از راه‏هاى نشان‏دادن خشم ملت ايران و اعتراض نسبت به سياست‏هاى استكبارى آمريكا، آتش زدن پرچم اين دو کشور مى‏باشد. نتيجه اين حركت يكى از دو چيز است:
1- يا مردم آمريكا حامى سياست‏هاى ظالمانه راهبرانشان هستند، بنابراين مردم آمريكا با توجه به نقش آنها در انتخاب دولتمردان خود شريك جرم محسوب مى‏شوند و در مقابل جنايات دولتمردان خود و تضييع حقوق ملل مظلوم جهان توسط آمريكا مسؤول مى‏باشند. پس اگر توهين به آنان نيز تلقى شود نابجا نيست.
2- يا آنان حامى چنان سياست‏هايى نيستند و مسير خود را از سياستمداران جدا مى‏دانند، لاجرم اين مسأله به معناى توهين به آنان نيست.
خامسا: مگر مردم آمريكا بر ملت‏هاى ديگر چه برترى و مزيتى دارند كه نبايد خاطر شريفشان ناراحت شود، در حالى كه هر روز ميليون‏ها انسان بى‏گناه بر اثر سياست‏هاى ظالمانه و استكبارى آمريكا و توسط سازمان‏هاى امنيتى و اطلاعاتى و رژيم‏هاى دست‏نشانده آمريكا از حداقل حقوق مسلم خود محروم مى‏شوند. آيا دولت آمريكا براى حقوق ملت‏هاى ديگر احترامى قائل است كه ما مواظب باشيم كه خداى ناكرده ملت آمريكا آزرده خاطر نشود. آيا نبايد ملت آمريكا با مشاهده اين همه اعتراض در سراسر جهان به اين فكر فرو رود كه چه شده است كه در اكثر نقاط جهان مردم عليه سياست‏ها و دولتمردان آمريكا اعتراض مى‏كنندپرچم آمريكا را به آتش مى‏كشند و آدمك‏هاى دولتمردان آمريكا را مى‏سوزانند و...
قرآن كريم در سوره توبه در آيه 120 مى‏فرمايد: «...ولايَطَؤنَ مَوطئا يغيظُ الكفارَ وَلا يَنالونَ من عَدوٍ نَيلاً الا كُتب لَهم به عمل صالحٌ اِنَّ اللّه‏ لايضيع اجرَ المحسنين؛ مسلمانان هيچ قدمى كه كفار را خشمگين كند برندارند و هيچ دست‏بُردى بر دشمنان دين نرسانند جز آن كه در مقابل از اين رنج و آلام عمل صالحى در نامه اعمالشان نوشته شود كه خدا هرگز اجر نيكوكاران را ضايع نخواهد كرد» و به قول مرحوم شهيد بهشتى: «آمريكا از دست ما عصبانى باش و از اين عصبانيت بمير». براى آگاهى بيشتر ر.ك: ايران و آمريكا، حسن واعظى، انتشارات صدا و سيما، چاپ اول 1379.
خداوند متعال در سوره انعام آيه 108 به مسلمانان دستور مي دهد به معبود كساني كه غير خدا را مي خوانند ناسزا نگوييد كه در نتيجه آنان هم به خاطر جهل و هم به خاطر دشمني به خداوند متعال ناسزا بگويند. بطوري كه از بعضي از روايات استفاده مي شود گروهي از مؤمنان بر اثر ناراحتي شديدي كه از مسأله بت پرستي داشتند گاهي بتهاي مشركان را به باد ناسزا گرفته و به آنها دشنام مي دادند قرآن صريحا از اين موضوع نهي كرده و رعايت اصول ادب و عفت نزاكت در بيان را حتي در برابر خرافي ترين و بدترين اديان لازم مي شمارد دليل اين موضوع روشن است زيرا با دشنام و ناسزا نمي توان كسي را از مسير غلط بازداشت بلكه به عكس تعصب شديد آميخته با جهالت كه در اين گونه افراد است سبب مي شود كه به اصطلاح روي دنده لجاجت افتند و در آيين باطل خود راسخ تر شوند. مكارم شيرازي، تفسير نمونه، تهران، دارالكتاب الاسلاميه، 1374، ج5، ص394
خداوند متعال در سوره انعام آيه 108 به مسلمانان دستور مي دهد: «به معبود كساني كه غير از خدا را مي خوانند ناسزا نگوييد كه در نتيجه آنان هم به خاطر جهل و دشمني به خداوند متعال ناسزا بگويند» به طوري كه از بعضي روايات استفاده مي شود گروهي از مؤمنان بر اثر ناراحتي شديدي كه از مسأله بت پرستي داشتند گاهي بتهاي مشركان را به باد ناسزا گرفته و به آنها دشنام مي داند قرآن صريحا از اين موضوع نهي كرده و رعايت اصول ادب و عفت و نزاكت در بيان را حتي در برابر خرافي ترين و بدترين اديان لازم مي شمارد و دليل اين موضوع روشن است زيرا با دشنام و ناسزا نمي توان كسي را از مسير غلط بازداشت بلكه برعكس تعصب شديد آميخته با جهالت كه در اين گونه افراد است سبب مي شود كه به اصطلاح روي دنده لجاجت افتند و در آيين باطل خود را سخت تر شوند.»(مكارم شيرازي، تفسير نمونه، تهران: دارالكتب الاسلاميه، 1374، ج 5، ص 394) آيه شريفه دلالت بر اين مطلب دارد كه اسلام دين منطق و استدلال است و اهداف خويش را با استدلال و منطق پيش مي برد از اين رو ناسزا و دشنام را نمي پذيرد زيرا اساسا دشنام يا نشانه نداشتن منطق است يا نداشتن ادب و صبر و اسلام و مسلمانان با داشتن منطق نيازي به دشنام و ناسزا ندارند حضرت علي(ع) به ياران خود در جنگ صفين سفارش فرمودند: «من خوش ندارم كه شما دشنام دهنده باشيد اما اگركردارشان را توصيف و حالات آنان را بازگو مي كرديد به سخن راست نزديك تر و براي اتمام حجت بهتر است.»(نهج البلاغه، خطبه 206) با روشن شدن معناي آيه شريفه گفتني است: انقلاب اسلامي با ساختار فرهنگي و برپايي نظامي سياسي بر اساس اسلام و ارائه الگوي جديد به معيار دين براي اداره جامعه، فرهنگ استعماري غرب را زير سؤال برد و به چالش كشيد و به همين جهت نظام استكباري غرب و در رأس آن آمريكا به نابودي فرهنگ انقلاب و نظام مبتني بر آن همت گماشته و در اين راه از هيچ كوششي فرو گذار نكرده و در اين راستا از توهين به اسلام و احكام اسلامي و تحقير و توهين به مسلمانان و انقلاب اسلامي نيز پرهيز نكرده و اسلام و مسلمانان را با شديدترين حملات و توهين ها مواجه نموده اند به عنوان نمونه حمايت از «سلمان رشدي» توسط كشورهاي غربي بويژه آمريكا و انگليس توهين بزرگي عليه اسلام و مقدسات مسلمانان محسوب نمي گردد؟ و ايران را به دليل حمايت از مردم مظلوم و ستمديده فلسطين حامي تروريسم خواندن و آن را يكي از محورهاي شرارت ناميدن چه معنايي مي تواند داشته باشد؟
چگونه مي توان انتظار داشت كه آمريكا و كشورهاي غربي انقلاب اسلامي و مسلمانان را در سراسر جهان مورد تحقير و توهين قرار دهد اما مسلمانان نتوانند آنها را تحقير نمايند در حقيقت اين گونه برنامه ها و رفتارها بازتاب و نتيجه قهري عملكرد و رفتار آمريكا نسبت به انقلاب اسلامي و مسلمانان است. و رفتار آمريكا در تحقير و تمسخر مقدسات و توهين به انقلاب اسلامي سبب چنين عكس العملي شده است. و همچنين قضيه کاريکاتورها و... و بالاخره اينکه راهپيمايي بيانگر و نماد افکار و اعتقادات مردم است و اگر قرار باشد مردم نتوانند در راهپيمايي ها، خصوصا راهپيمايي هايي که در راستا و نسبت به عملکردهاي استکباري آمريکا و انگليس و توطئه هاي شوم آنان بر عليه جهان اسلام ايران است، خشم و نفرت خود را از سياست هاي اين کشور با آتش زدن پرچم اين دو کشور - که در جهان چنين اقدامي مرسوم است و نماد تنفر از سياست هاي يک کشور مي باشد - اعلام نمايند، ديگر راهپيمايي فلسفه وجودي خود را از دست خواهد داد و بي معنا و تهي مي شود. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 1/100105686)