مباني انقلاب اسلامي

مباني انقلاب را نام ببريد؟

مقدمه: انقلاب که در معنای حقیقی خود به دگرگونی های سیاسی،فرهنگی،اجتماعی و... در هر جامعه ای اطلاق می گردد در طول تاریخ و به اقتضا و فراخور برخی از جوامع و نیاز آنها و با انگیزه های مختلفی اتفاق افتاده است. بی تردید هر انقلابی بر اساس ظرفیت هایی که در آن شکل می گیرد دارای مبانی و انگیزه هایی است که خاستگاه اصلی آن را شکل می دهد.انقلاب ایران که در واقع انقلابی فرهنگی می باشد طبعا در جامعه ای رخ نمود که آموزه های دینی برای مردمان آن از ارج و جایگاه بس بلندی برخوردار بوده است تا این که توانستند بدرستی و بر اساس همین آموزه ها دست رد بر تمام یاوه سرایان بین المللی زده و بزرگ ترین ابر مستکبرین عالم یعنی آمریکا را(که سلطه شوم خود را بر ملت ایران تحمیل کرده بود) به زانو درآورند. مبانی انقلاب: انقلاب اسلامی مردم ایران که توانست ریشه های پوسیده 2500ساله نظام سلطنتی و موروثی را از جای در آورد از یک پشتوانه قوی و قویم فکری و به عبارتی از مبانی مستحکمی برخوردار بوده است و گرنه هیچ گاه بر چنین امر بزرگ و بی نظیری فائق نمی گشت و دنیا ار متحول نمی نمود. در اصل دوم از قانون اساسی بدرستی به پایه ها و مبانی انقلاب و نظام اسلامی اشاره شده است که ما در این جا به بررسی برخی از این مبانی می پردازیم: 1:خدای یکتا و اختصاص حاکمیت و تشریع به او بر اساس جهان بینی اسلامی حاکمیت مطلق از آن خداوند است(إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلَّه انعام / 57) و هیچ کس بدون اذن مستقیم و یا غیر مستقیم او،نمی تواند در آن دخالت نماید.به عبارتی از نظرگاه آموزه های اسلام،در حاکمیت خداوند توحید وجود دارد بگونه ای که دیگر حاکمیت ها و حکومت ها در طول حاکمیت او قابل تعریف بوده و برای هیچ شخص حقیقی و یا حقوقی،در عرض حاکمیت خداوند اصولا حاکمیتی پذیرفتنی نیست. پیامبران الهی که بطور مستقیم مامور به اجرای دستورات الهی در میان مردمان بوده اند گاه بر تشکیل حکومت موفق شده مثل حضرت سلیمان،نبی مکرم اسلام(ص) ولی گاه این چنین نبوده اند مانند بسیاری از انبیای الهی. این ولایت که پس از رحلت آخرین پیامبر خداوند به ائمه اطهار(ع) و در عصر غیبت به فقهای جامع الشرائط منتقل گردیده است در عصر ما و در انقلاب اسلامی در شخص امام خمینی(ره) بعنوان رهبر این نهضت متبلور گشته و ایشان بر اساس این ولایت الهی به تشکیل حکومت اسلامی همت نمودند تا در این پرتو به احکام الهی و دستورات شرع مقدس توجه گشته و تا سر حد امکان و امکانات بدان عمل گردد. بنابراین یکی از مبانی مهم این نظام در حقیقت همان توحید در حاکمیت بوده و به تبع آن الزام و التزام به پیاده سازی احکام شریعت و تسلیم بودن در برابر خواسته های خداوند می باشد بگونه ای که تمام آنچه در این نظام اجرا می شود بر اساس اصل چهارم قانون اساسی می بایست با احکام دین و شریعت اسلام برابری داشته باشد و گرنه از هیچ اعتباری بهره نخواهد برد. 2: امامت امت و رهبری بر اساس روایات اسلامی یکی از قویم ترین ارکان دین،ولایت امر و امامت امت است« عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ ... الْوَلَايَةِ وَ لَمْ يُنَادَ بِشَيْ‏ءٍ مَا نُودِيَ بِالْوَلَايَة» (وسائل‏الشيعه ج 1 ص 17) که در حقیقت استمرار رسالت نبی اسلام(ص) بوده بطوری که اگر در واقعه غدیر به امت اسلامی ابلاغ نشده بود تمام زحمات 23 ساله رسول خدا(ص)از بین رفته« وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه»(مائده/ 67) و گویا رسالتی انجام نپذیرفته است.لذا است که در اصول5،57 و 177 قانون اساسی بر ولایت امر و امامت امت تصریح و تاکید گردیده است. هرچند این خط سرخ(ولایت) بدلایلی در روزهای اولیه پس از رحلت رسول اعظم(ص) از جایگاه اصلی خود خارج و به آنجا که نمی باید سوق داده شد ولی بر اساس اعتقادات شیعه این ولایت پس از رسول اکرم(ص) همچنان تداوم یافته و در زمان معصومین(ع) اعمال این ولایت از سوی آنان و در عصر غیبت بدستور ایشان بر عهده فقهاء می باشد. تحقیقا اگر این ولایت امر و امامت امت(که در امام تمثل عینی یافته بود) نبود اساسا انقلاب اسلامی شکل نمی گرفت و همین مهم نیز ضامن استقرار و تداوم نهضت الهی مردم ایران بود بطوری که در این سی ساله پس از انقلاب توانست کشور را از بحران های مختلف و بن بست های بسیاری نجات بخشد و بدرستی بر اصول و باورهای دینی تاکید نماید. 3: اجتهاد مستمر فقهای جامع‏الشرایط مکتب تشیع بر اساس ذات پویای خود در پاسخ گویی به نیازهای مختلف جامعه اسلامی در زمان ها و زمین های متفاوت و برای برون رفت از بن بست ها و مشکلاتی که در طول زمان برای جامعه اسلامی رخ می نماید از ابزاری بس مهم به نام اجتهاد بهره می برد. نقش اجتهاد مستمر در پیشبرد اهداف و آرمان های انقلاب از اهمیت بسیار بالایی برخوردار می باشد بگونه ای که در مواضع مختلف با بهره گیری از همین عنصر،انقلاب توانسته است از بن بست های بسیاری برون رفته و موجبات رشد را فراهم آورد. 4: نفی هر گونه: الف: ستمگری و ستم‏کشی یکی دیگر از مبانی انقلاب که از همان ابتدای شکل گیری بدان توجه تام شده بود دوری از هر نوع ستم گری و ستم کشی می باشد. همان گونه که در اسلام از ستم بر دیگران نهی فراوان شده است همین طور بر عدم پذیرش ستم نیز تاکید فراوان گردیده است.ملت ایران بر اساس همین آموزه توانست تمام مظاهر ستم را از خود دور ساخته و خود نیز به آن اقدامی نکند. ب: سلطه‏گری و سلطه‏پذیری از جمله مباحثی که از دیر زمان در تمام جوامع انسانی مطرح بوده است موضوع سلطه گری و پذیرش آن می باشد به این که برخی افراد بدلیل توهم برتری در برخی جهات و به عبارتی تعدادی از انسان هایی که دچار خود برتربینی می شدند و برای دیگران حقوقی قایل نبودند بر آنان مسلط گشته و از تمام داشته های آنان در راستای منافع نامشروع خود بهره می گرفتند. این موضوع همان گونه که از لفظ آن بر می آید به معنای تسلط همه جانبه عده ای محدود بر جمعی کثیر می باشد که گاه در داخل مرزها و گاه در بیرون از مرزهای یک نظام سیاسی شکل می گیرد.در نظام اسلامی هر دو مظهر(سلطه‏گری و سلطه‏پذیری) مورد نهی قرار گرفته است و بر اساس آن،امت اسلامی همواره باید در پی نفی و طرد آن بر آید در عین حالی که خود نیز بدان دچار نمی گردد. 5: توجه تام به : الف:قسط و عدل از اساسی ترین مبانی اجتماعی تمام انبیاء الهی،بر پایی قسط و عدل در میان مردمان بوده است که همواره از سوی خداوند بر آن سفارش می شده اند.پیامبر اسلام مامور به برقراری عدالت در میان مردم می شود:«أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُم شورى/ 15»و در جای دیگر چنین مورد خطاب واقع می شود:« فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا حجرات/ 9 » از این رو و از آنجا که انقلاب ما بر گرفته از احکام نورانی اسلام و آموزه های انسان ساز آن می باشد لذا یکی از مبانی مهم آن برپایی عدالت در تمام ابعاد و زمینه ها می باشد که به اقتضای توان و ظرفیت خود به آن اقدام می نماید. ب:استقلال سیاسی،اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی هر نظام سیاسی،در هر سرزمینی که شکل می گیرد برای تداوم حیات خود نیازمند این است تا در زمینه های مختلف سیاسی،اقتصادی و... دارای استقلال بوده و در این عرصه ها از هرگونه وابستگی به قدرت های برون مرزی بی نیاز باشد تا در نهایت خود بتواند در معادلات بین المللی تاثیر گذار و در تعیین سرنوشت خود دخالت نماید. این حقیقت ترجمان عینی این آیه شریفه است که خداند در آن هر نوع وابستگی جامعه اسلامی را به بیگانگان نفی می کند آنجا که می فرماید:« لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرينَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ سَبيلا» ( نساء/ 141) لذا است که می توان یکی از بنیادی ترین مبانی انقلاب را تلاش برای دست یابی و حصول این مهم یاد نمود. ج: همبستگی ملی یکی از رموز موفقیت در هر جامعه ای همبستگی و تعامل مثبت میان عناصر مختلف آن می باشد که علاوه بر تشریک توانمندی ها به جلوگیری از هدر رفت ظرفیت ها نیز کمک شایانی می نماید.در قرآن کریم خطاب به امت اسلامی می خوانیم:« ... ولا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ريحُكُمْ » (الأنفال / 46) ت. ... و با يكديگر به نزاع برمخيزيد كه ناتوان شويد و مهابت و قوت شما برود. و یا در جایی دیگر خداوند به این امت چنین سفارش می نماید:« وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا » (آل‏عمران / 103) ت.و همگان دست در ريسمان خدا زنيد و پراكنده مشويد. این آیات به خوبی بیان گر این حقیقت است که اگر جامعه ای بخواهد به توفیات مختلفی دست یابد باید از یک اصل اصیل بنام وحدت و یکپارچگی بهره گیرد. از این رو انقلاب ما بر اساس همبستگی ملی میان اقوام و طوائف مختلف توانست یک جبهه واحد را بوجود آورد تا این که همگی دست در دست هم توانستند به بزرگ ترین انقلاب اقدام نمایند. بنابراین یکی از مبانی انقلاب در واقع شکل گیری بر اساس وحدت ملی می باشد که تا کنون از برکات فراوانی برخوردار بوده است. منابع: 1:« قرآن کریم» 2:« عاملى. شيخ حر . وسائل الشيعه.موسسه آل البيت عليهم‏السلام. قم. 1409 هجرى قمرى» 3:« قانون اساسی» 4. http://www.tebyan-zanjan.ir/papers/subpapers.aspx?id=691&category=PS
5.درآمدی بر مبانی فکری انقلاب اسلامی. محمد شفيعی فر. دفتر نشر معارف (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 10/100129975)