هندسه نظام اسلامی

هندسه نظام اسلامي چگونه است؟

«مهندسي نظام اسلامي»
منظور از مهندسي نظام اسلامي تبيين و ترسيم چارچوب کلي و محوري نظام اسلامي در ابعاد مختلف سياسي , اقتصادي , فرهنگي , اجتماعي و... به منظور حفظ هويت اصيل نظام و پرهيز از روزمرگي و دور افتادن و انحراف از آرمانها و خطوط اصيل انقلاب اسلامي و ارائه الگويي روشن فراروي بشريت در مقابل الگوهاي غربي است که ناتواني آنها در اداره امور انسانها آشکار گشته است .
«فلسفه و ضرورت مهندسي نظام اسلامي »
انقلاب اسلامي با پشت سر گذاشتن جنگ و طي کردن مراحل مختلف پس از آن و گذشت بيش از سي سال از حيات پر برکت خود , هم اکنون با عبور از مرحله تشکيل و پايه ريزي نظام و تثبيت آن , به مرحله پي ريزي تمدن اسلامي رسيده است . در اين مرحله اساسي ترين نياز توليد نرم افزارهاي مهندسي نظام اسلامي خواهد بود .تا بدين وسيله بتواند فضاي تازه اي را به عنوان زيست معنوي در مقابل تمدن دين گريز غرب براي بشر فراهم کند . در صورتي که ايجاد , هدايت , و کنترل محيط اجتماعي همچنان تحت اختيار و سلطه مهندسي غير اسلامي باشد , تعارض بين مطلوبيت هاي آرماني با شرايط عيني اجتماعي موازنه قدرت را به نفع شرايط محيطي و عيني تغيير مي دهد و عملاً هدايت جامعه در اختيار فرهنگ بيگانه قرار خواهد گرفت . از اين رو براي تحقق تمدن ديني نيازمند تلاش فکري و علمي جامعه اسلامي بر محور دست يابي به توسعه عقلانيت ايماني و توليد نرم افزار هاي دين محور در هدايت اجتماعي مي باشيم که ما را قادر به برنامه ريزي در جهت نيل به اهداف مورد نظر در قالب يک تمدن خواهد کرد .( عبد العلي رضايي , الزامات و موانع مهندسي تمدن اسلامي , قم : فجر ولايت , 1386, ص 1) تأکيد مقام معظم رهبري به موضوعاتي همچون نهضت نرم افزاري و توليد علم و رستاخيز علمي در اين راستا قابل ارزيابي است .اگر مهندسي نظام در بخش هاي مختلف سياسي , اجتماعي , فرهنگي , اقتصادي تبيين گردد و ملاک عمل قرار گيرد ، ديگر شاهد حرکت هاي مقطعي در ادوار مختلف نخواهيم بود و حرکت کلي کشور در تمامي بخش ها بر اساس ساختار مشخص شده روند يکسان و پيگيري خواهد داشت . اکنون به چارچوب هاي اصلي مهندسي نظام در بخش هاي مختلف به طور گذرا و فهرست وار اشاره مي کنيم هر چند ارائه طرح کلي مهندسي نظام در عرصه هاي مختلف نيازمند هم فکري و تعامل صاحبنظران و کارشناسان مختلف در بخش هاي گوناگون مي باشد تا به يک قانون و برنامه جامع مهندسي نظام دست يافت . ناگفته نماند که مهندسي نظام در هر بخش جدا از ساير بخش ها نمي باشد وبه دليل پيوستگي فرهنگ و اقتصاد و سياست و امور اجتماعي بايد در هر بخش به بخش هاي ديگر نيز توجه نمود .در حقيقت در هر جامعه اي به منظور جريان سالم و فراگير و عادلانه امور مردم قبل از هر چيز بايد به دو نظام اصلي توجه شود : 1- نظام سياسي 2- نظام اجتماعي ، ظرف و سازمان شهري و جمعيتي نظام اولي به منزلة محوري مي باشد كه جريان فعال امور بر حول آن استقرار دارد و به وسيلة آن هدايت مي‌شود. نظام دوم نقش ظرف و جايگاهي دارد كه كليه فعاليت هاي مربوط به جريان امور در اين ظرف و در دل آن جريان دارد. اما توضيح بيشتر مهندسي نظام در بخش هاي مختلف :
يکم . «مهندسي نظام اسلامي در بخش فرهنگي » ؛
مهندسي فرهنگي كشور، نيازمند داشتن نگاه بلندمدت و بصيرتي راهگشا به آينده فرهنگي است. فرهنگ كشور به يك نظم و جهت گيري و جهت يابي و انسجام بخشهاي گوناگون دولتي و غيردولتي در باب فرهنگ نيازمند است . مهندسي فرهنگ بدين مفهوم است كه با يك بصيرت و يك فكر كلان و نگاه برتر و بالاتر همه جريانهاي فرهنگي داخلي و خارجي كشور ديده شده و مشخص شود كه عناصر فرهنگي با چه كيفيتي بايد باشند و حقيقت فرهنگ بايد به كدام سمت برود. از سوي ديگر بايد حركت فرهنگ به سمت مطلوب، هدايت و مراقبت شود. هدايت و مراقبت حركت فرهنگ به سمت مطلوب با مهندسي فرهنگي كشور بايد انجام پذيرد. با توجه به شاخصه نظام اسلامي فرهنگ در آن نقش محوري را پيدا نموده و به نوعي مهندسي نظام فرهنگي در اين نظام اولويتي خاص پيدا خواهد نمود . بر اين اساس نظام فرهنگي بايد موقعيت ساير نظام‌هاي جامعه كه متأثر از اين مسئوليت نظام فرهنگي هستند را زمينه سازي كند و فرهنگ اقتصادي و فرهنگ سياسي و فرهنگ اجتماعي را به عنوان اداره نظام فرهنگي به ساير نظام ها فراهم سازد. در صورتي كه نظام فرهنگي، نقش خود را ايفا نكند نظام اقتصادي شكل گرفته بر پايه فرهنگ نامتناسب و ناسازگار علاوه بر اين كه نابساماني اقتصادي براي جامعه فراهم مي‌كند تأثير منفي هم بر نظام فرهنگي جامعه خواهد داشت .( پايگاه اطلاع رساني دبيرخانه شوراي عالي انقلاب فرهنگي , درآمدي بر مهندسي فرهنگ و مهندسي فرهنگي كشور)
دوم . «مهندسي نظام اسلامي در بخش اجتماعي» ؛
در اين بخش اگر بتوانيم سامان يافتن مهندسي توسعه‌ي اجتماعي را به دست ‌آوريم به نظر مي‌آيد كه ره‌آوردهايي براي جامعه در برخواهد داشت با وجود اين ره‌آوردها، از آسيب‌هاي اجتماعي در ابعاد سه‌گانه‌ي سياسي، فرهنگي و اقتصادي مصونيت پيدا مي‌كنيم و زمينه‌ي جريان عدالت اجتماعي در جامعه در اين ابعاد برقرارمي شود. رسالت دولت اسلامي و حاكميت اسلامي درتحقق عدالت يك رسالت همه جانبه است و آن اين است كه همه بسترها را بگونه‌اي مهندسي بكند كه رشد انگيزش الهي مبدأ تحرك اجتماعي و پيدايش تمدن شود. يعني در مهندسي اجتماعي تناسبات رشد الهي معيار باشد، كما اينكه در جهت مقابل هم كاملاً پيدا است كه رشد سرمايه‌داري، تناسبات رشد انگيزش مادي است. يعني آنچه بعنوان روح ساختارهاي مدرن در جامعه جهاني تحقق دارد و اين ساختارها تبلور و تجسد آن است، شدت گرايش به دنيا و انگيزش‌هاي مادي مي‌باشد. كه تبديل به يك تمدن گرديده است. بنابراين اگر چنين عدالت همه جانبه‌اي بر محور عبوديت تحقق پيدا بكند و بستر افزايش قرب و رشد در جامعه بالا رود اين مسئله گسترش ظرفيت انقلاب اسلامي را تأمين مي‌كند. و الا اگر شما راهي را به بشريت نشان ندهيد، بشريت در عين اينكه دنبال عدالت هست احساس مي‌كند چاره‌اي جز تسليم شدن به نظام استكباري ندارد كما اينكه در جامعه ما هم در يك چرخش، خيلي از افراد اين‌گونه شدند. يعني كساني كه به دنبال انقلاب اسلامي و حكومت ديني و تحقق دين در مناسبات اجتماعي بودند در يك چرخش اجتماعي به اين نقطه رسيدند كه راهي به جز دنباله‌روي از جامعه جهاني وجود ندارد و مدرنيزاسيون تنها راه اصلاحات در كشور ماست و بايد قرائت ديني جامعه را به نفع مدرنيته تغيير دهيم و مدرنيزاسيون تنها راه پيش روي انقلاب اسلامي است.( پايگاه اطلاع رساني سازمان تبليغات اسلامي ,مهندس مرعشي , مهندسي توسعه نظام اجتماعي- رويکرد بنيادين - )

سوم . « مهندسي نظام اسلامي در بخش اقتصادي » ؛
ترسيم يک الگوي بومي توسعه بر پايه عدالت , معنويت , پرهيز از تک بعدي نگري و برنامه هاي مقطعي و کوتاه مدت وتاکيد بر توليد علم و فناوري و تحقق رشد پر شتاب و مستمراقتصادي کشور وتلاش براي دستيابي به اقتصادي متنوع و متكي بر منابع دانش و آگاهي، سرمايه انساني و فناوري نوين , افزايش بهره وري و استفاده بهينه از منابع کشور و... از چارچوب هاي کلي مهندسي نظام اسلامي در اين بخش مي باشد .

چهارم . « مهندسي نظام اسلامي در بخش سياسي » ؛
در اين بخش نظام جمهوري اسلامي بايد در عرصه داخلي در مسير تثبيت مشروعيت , معقوليت و مقبوليت نظام و حفظ وحدت و انسجام داخلي گام برداشته و در عرصه خارجي در جهت ارتقا جايگاه نظام جمهوري اسلامي در سطح بين المللي و نقش افريني در اين سطح حرکت نموده وبه تثبيت مردم سالاري ديني به عنوان الگوي بديل الگوهاي غربي همت گمارده و اقتدار و عزت نظام اسلامي را تحقق بخشد . گسترش روابط بين المللي و منطقه اي با کشورها برپايه منافع و مصالح کشور و عزت و حکمت .

پنجم . «مهندسي نظام در نگاه مقام معظم رهبري» ؛
مقام معظم رهبري در ترسيم هندسه نظام اسلامي فرمودند : نظام اسلامى بر اساس توحيد است. پايه‌ى اصلى، توحيد است. پايه‌ى مهم ديگر، مسئله‌ى عدل است. پايه‌ى مهم ديگر، مسئله‌ى تكريم انسان و كرامت انسان و آراء انسان و اينهاست. خوب، اگر چنانچه با اين ديد به جامعه‌ى اسلامىِ خودمان نگاه كنيم، خواهيم ديد كه نظام اسلامى توانسته است يك حركت عظيمى را در دنياى اسلام نسبت به اين مجموعه‌ى خاص به وجود بياورد كه با هيچ حركت فردى‌اى امكانپذير نبود. يعنى امروز وقتى به دنياى اسلام نگاه ميكنيم، مى‌بينيم آن جامعه‌اى كه بر شكل و هندسه‌ى الهى تشكيل شده، نظام جمهورى اسلامى است. آنچه كه وظيفه‌ى امروز ماست، حفظ اين هندسه‌ى عظيم است؛ اين را بايد حفظ كرد. بايد در حفظ اين هندسه، مرزبندى كرد. اساس نظام، هندسه‌ى كلى نظام، نقشه‌ى جامع نظام است؛ اين را بايد در نظر داشت و نسبت به اين بايد حساس بود. بايد ديد حرفى كه زده ميشود و كارى كه دارد انجام ميگيرد، در مقايسه‌ى با اين نقشه‌ى كلى، در چه وضعيتى قرار دارد. ( سايت مرکز اسناد انقلاب اسلامي , بيانات مهم رهبر معظم انقلاب در ديدار با خبرگان ملت, 6/12/88)
ايشان در مورد شاخصه هاي هويت اسلامي که بايد در مهندسي نظام به آن توجه شود فرمودند : نظام جمهورى اسلامى يك ساخت حقوقى و رسمى دارد كه آن قانون اساسى، مجلس شوراى اسلامى، دولت اسلامى، انتخابات - همين چيزهائى كه مشاهده ميكنيد - است، كه البته حفظ اينها لازم و واجب است؛ اما كافى نيست.هميشه در دلِ ساخت حقوقى، يك ساخت حقيقى، يك هويت حقيقى و واقعى وجود دارد؛ او را بايد حفظ كرد. اين ساخت حقوقى در حكم جسم است؛ در حكم قالب است، آن هويت حقيقى در حكم روح است؛ در حكم معنا و مضمون است. اگر آن معنا و مضمون تغيير پيدا كند، ولو اين ساخت ظاهرى و حقوقى هم باقى بماند، نه فايده‏اى خواهد داشت، نه دوامى خواهد داشت؛ مثل دندانى كه از داخل پوك شده، ظاهرش سالم است؛ با اولين برخورد با يك جسم سخت در هم ميشكند. آن ساخت حقيقى و واقعى و درونى، مهم است؛ او در حكم روح اين جسم است. آن ساخت درونى همان آرمانهاى جمهورى اسلامى است: عدالت، كرامت انسان، حفظ ارزشها، سعى براى ايجاد برادرى و برابرى، اخلاق، ايستادگى در مقابل نفوذ دشمن؛ اينها آن اجزاء ساخت حقيقى و باطنى و درونى نظام جمهورى اسلامى است. اگر ما از اخلاق اسلامى دور شديم، اگر عدالت را فراموش كرديم، شعار عدالت را به انزوا انداختيم، اگر مردمى بودنِ مسئولان كشور را دست‏كم گرفتيم، اگر مسئولين كشور هم مثل خيلى از مسئولين كشورهاى ديگر به مسئوليت به عنوان يك وسيله و يك مركز ثروت و قدرت نگاه كنند، اگر مسئله‏ى خدمت و فداكارى براى مردم از ذهنيت و عمل مسئولين كشور حذف شود، اگر مردمى بودن، ساده‏زيستى، خود را در سطح توده‏ى مردم قرار دادن، از ذهنيت مسئولين كنار برود و حذف شود؛ پاك شود، اگر ايستادگى در مقابل تجاوزطلبى‏هاى دشمن فراموش شود، اگر رودربايستى‏ها، ضعفهاى شخصى، ضعفهاى شخصيتى بر روابط سياسى و بين‏المللى مسئولين كشور حاكم شود، اگر اين مغزهاى حقيقى و اين بخشهاى اصلىِ هويت واقعى جمهورى اسلامى از دست برود و ضعيف شود، ساخت ظاهرىِ جمهورى اسلامى خيلى كمكى نميكند؛ خيلى اثرى نميبخشد و پسوند «اسلامى» بعد از مجلس شورا: مجلس شوراى اسلامى؛ دولت جمهورى اسلامى، به تنهائى كارى صورت نميدهد. اصل قضيه اين است كه مراقب باشيم آن روح، آن سيرت از دست نرود، فراموش نشود؛ دلمان خوش نباشد به حفظ صورت و قالب. به روح، معنا و سيرت توجه داشته باشيد. اين، اساس قضيه است شاخصهاى هويت اسلامى بايستى معلوم باشد: شاخص عدالت‏طلبى، شاخص ساده‏زيستى مسئولان، شاخص كار و تلاش مخلصانه، شاخص طلب و پويائى علمى بى‏وقفه، شاخص ايستادگى قاطع در مقابل طمع‏ورزى و سلطه‏ى بيگانگان، شاخص دفاع از حقوق ملى. از حقوق ملت،اجتناب از اشرافيگرى؛ يعنى ضد ارزش كردن اشرافي گري. در انقلاب ما اين نكته وجود داشت؛ اين را بتدريج بعضى‏ها سعى كردند كمرنگ كنند. اين در مسائل اقتصادى ما اثر دارد، در مسائل روانى ما اثر دارد.امروز خوشبختانه همان موج ضد ارزش كردن اشرافيگرى، بحمداللَّه وجود دارد؛ يعنى دولت، مسئولين دولتى ساده‏زيستند، مردمى هستند و اين خيلى فرصت خوبى است؛ نعمت بزرگى است. اين يكى از شاخصهاست. مسئله‏ى ارزش جهاد و شهادت، يكى ديگر از شاخصهاست. ارزش مجاهدت، مقام والاى شهادت، از جمله‏ى چيزهائى بود كه به وسيله‏ى عناصرى - كسانى، دستهائى - زير سؤال رفت. جهاد را زير سؤال بردند، شهادت را زير سؤال بردند. اين، يكى از شاخصهاست؛ بايد برجسته شود. جمهورى اسلامى به جهاد و شهادت شناخته ميشود.اعتماد به مردم، عقيده‏ى واقعى به مشاركت مردم. شجاعت در برابر هيبت دشمن، جزو شاخصهاست. نزديكى با ملتهاى مسلمان. ملتهاى مسلمان عمق استراتژيك نظام جمهورى اسلامى‏اند. جمهورى اسلامى بايد اين را يكى از وظائف خودش بداند. اين جزو آن شاخصهاى اصلى است.( پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري , بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با اساتيد و دانشجويان دانشگا ه علم و صنعت ,24/9/87)
براي آگاهي بيشتر به منابع زير مراجعه شود ؛ ضرورت مهندسي تمدن اسلامي ,دفتر فرهنگستان علوم اسلامي , قم: فرهنگستان علوم اسلامي , 1380 - الزامات و موانع مهندسي تمدن اسلامي , عبد العلي رضايي ,قم: فجر ولايت , 1386 (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 1/100129080)