میزان تحقق شعار نه شرقی و نه غربی با وجود پیروی از شرق

چرا ما از غرب بريده ايم اما عملاً از شرق پيروي مي کنيم و اين متناقض با شعار نه شرقي نه غربي جمهوري اسلامي است؟!

پيش از بررسی موضوع فوق توضيح اين نكته به عنوان مقدمه مناسب است كه اصل لزوم رابطه و تعامل ميان كشورها در سطح عرصه بين المللي ضرورتي غير قابل انكار مي باشد زيرا كشورها در سطح بين المللي به دليل ارتباط و پيوند عميق و به منظور تامين نيازها و منافع در ابعاد مختلف، نيازمند تعامل و رابطه با ساير كشورها هستند و هيچ كشوري نمي تواند در سطح بين المللي و جهاني خودش را بي نياز از ارتباط با ساير كشورها دانسته و بدون ارتباط و تعامل باساير كشورها منافع ملي خود را تامين كند و نيازهاي خود را برطرف سازد . از اين رو تعامل در سطح بين المللي با ساير كشورها يك ضرورت و نياز اساسي است اما در عين حال اين تعامل زماني مفيد و كارآمد خواهد بود كه در يك سطح و بر پايه حفظ استقلال كشورها و احترام و منافع متقابل و بدور از هر گونه وابستگي باشد ، زيرا در غيراين صورت استقلال و هويت كشور وابسته در عرصه بين المللي خدشه دار شده و سطوح مختلف ميان كشورها شكل خواهد گرفت و كشورهاي قدرتمند و سلطه گر اهداف خويش را بر ساير كشورها تحميل مي كنند و به منافع ملي ساير كشورها توجهي نخواهند نمود . بر اين اساس ، شعار نه شرقي و نه غربي ، جمهوري اسلامي در طول مبارزات مردمي و آغازشكل گيري انقلاب اسلامي تا به امروز سرلوحه سياست خارجي نظام جمهوري اسلامي قرار گرفته است و بر پايه آن ، سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران بر اساس نفي هر گونه سلطه جويي و سلطه پذيري ، حفظ استقلال همه جانبه و تماميت ارضي كشور ، دفاع از حقوق همه مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرت هاي سلطه گر و روابط صلح آميز متقابل با دول غير محارب استوار شده است . ( قانون اساسي ، اصل يكصد وپنجاه و دوم ) در حقيقت اين شعار بيانگر استقلال كشور در عرصه بين المللي و نفي سلطه پذيري و وابستگي به ساير كشورها به ويژه قدرتهاي شرق و غرب است، نه به معناي نفي رابطه مثبت و بر اساس احترام متقابل با ساير كشورها، به تعبير ديگر هدف از شعار نه شرقي ، نه غربي ، نفي سلطه بيگانه است نه گسستن رشته ارتباط با ديگر كشورها . ( روح الله رمضاني ، چارچوبي تحليلي براي بررسي سياست خارجي جمهوري اسلامي ، ترجمه عليرضا طيب ، تهران : نشر ني ، 1380، ص 70) اصل نه شرقي و نه غربي جمهوري اسلامي به معناي نفي سلطه و حاكميت سياسي و مكتبي شرق و غرب و برقراري حاكميت و ولايت نظام اسلامي بر جامعه است . ( منوچهر محمدي ، سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران ، تهران : نشر دادگستر ، 1377، ص 39 ) چنانکه مقام معظم رهبري فرمودند : خطوط اصلي سياست خارجي جمهوري اسلامي كه پايه عمده آن ، اصل نه شرقي و نه غربي است تغيير نيافته و هرگز هم قابل تغيير نيست ... اصل نه شرقي ، نه غربي ، به معناي عدم تسليم در برابر افزون خواهي مستكبرانه و مقابله جدي با دست اندازي به منافع امت اسلامي است ( منشور دولت اسلامي ، بازخواني مواضع و انتظارات مقام معظم رهبري از قوه مجريه ، دفتر جريان شناسي تاريخ معاصر ، قم: هماي غدير ، 1384، ص 188) بنابر اين معناي شعار نه شرقي و نه غربي نفي سلطه و وابستگي است و اين به معناي نفي رابطه بر اساس احترام متقابل و با رعايت اصل استقلال كشور نمي باشد . با توجه به اين مقدمه در پاسخ به سوال شما بايد بگوييم نظام جمهوري اسلامي بر اساس احترام متقابل , و در راستای مصالح و منافع ملی خويش , خواستار برقراري و گسترش روابط با تمامي كشورها از جمله کشورهای شرقی مانند روسيه و چين است و اگر با امريكا و رژيم صهيونيستي رابطه ندارد به دليل ماهيت استكباري وسلطه جويانه و خوي تجاوز طلبي آنان است كه امكان ايجاد و برقراري رابطه بر اساس احترام متقابل را مخدوش مي سازد . اين در حالي است كه كشورهاي شرقي از جمله روسيه و چين چنين نگرشي را در روابط با ايران نداشته و ماهيت استكباري نداشته و در صدد تحميل خواسته ها و تمايلات خود بدون در نظر گرفتن منافع ملي كشور ما نبوده و نيستند . بنابر اين اگر امروز نظام جمهوري اسلامي با كشور روسيه يا چين روابط دوستانه دارد از آنجاست كه اين رابطه بر اساس احترام متقابل و حفظ استقلال كشور ما و در راستاي تامين منافع ملي ما شكل گرفته است و با اصل عزت و حكمت و مصلحت به عنوان چارچوب سياست خارجي ما هماهنگ است و از آنجا كه سلطه و وابستگي در كار نيست با اصل نه شرقي و نه غربي منافات نداشته و هيچ عدولی از آن صورت نگرفته است . و اين گونه نيست كه اين رابطه يك طرفه بوده و جمهوري اسلامي به طور مطلق از اهداف اين كشورها پيروي كند و وابسته به اين كشورها باشد . البته بديهی است که تمامی کشورها در روابط با يکديگر منافع ملی خويش را در نظر گرفته و در راستای آن به تعامل با ساير کشورها می پردازند . اما آنچه مهم است اين است که اين رابطه و تعامل از حالت رابطه به وابستگی و سلطه يک طرف بر طرف ديگر نيانجامد , و تعامل ايران با کشورهايی همچون روسيه و چين در اين چارچوب قابل ارزيابی است.در اينجا مناسب است نگاهي گذرا به روابط جمهوري اسلامي و روسيه وچين داشته باشيم تا ماهيت اين روابط و تعاملات مشخص گردد. روابط جمهوري اسلامي ايران با روسيه با توجه به جايگاه دو كشور در مسايل منطقه اي و بر اساس منافع مشترك دو كشور شكل گرفت .تلاش مشترک ايران و روسيه برای حفظ ثبات سياسی و تامين امنيت در منطقه آسيای مرکزی سبب ايجاد اعتماد متقابل در ميان دو کشور گرديد .بر خلاف تبليغات غربی که در صدد تخريب روابط دو کشور بودند , با شکل گيری سياست حسن همجواری و عدم مداخله در امور داخلی در ميان دو کشور, اين ارتباط در مسير توسعه قرار گرفت . روسيه ايران را به عنوان يک قدرت منطقه ای که ضامن ثبات می تواند باشد مورد توجه قرار داد. دريای خزر و مشکلات و مسايل گوناگون آن يکی از عوامل نزديکی سياست های دو کشور به يکديگر بوده است .فروش راکتور آب سبک به ايران و انعقاد قرار داد تکميل نيروگاه هسته ای بوشهر از سوی روسيه با وجود مخالفت های آمريکا از جلوه های استقلال عمل در سياست خارجی روسيه و توجه به منافع خويش و منافع کشور ماست . تحليل گران روسی نزديکی با ايران را سبب افزايش هزينه های امنيتی غرب و به نفع خود تلقی می کنند. ( الهه کولايی , سياست و حکومت در فدراسيون روسيه , تهران: وزارت امور خارجه , 1376, ص 280 و281)
روابط ايران و چين نيز با پيروزي انقلاب اسلامي دستخوش تحول شد.به دنبال تسخير لانه جاسوسي آمريکا و به گروگان گرفتن کارکنان آن از سوى جوانان انقلابى و به طور خاص دانشجويان پيرو خط امام (ره)، شوراى امنيت سازمان ملل قطعنامه اى را جهت تحريم ايران مطرح کرد و اين طرح سازمان ملل، چين را بر سر دوراهى قرار داد . از يک سو روابط ايران و چين به تازگى بهبود يافته بود و راى مثبت چين به تحريم ها مى توانست پايانى بر اين روند تازه آغازشده باشد و از سوى ديگر روابط ايالات متحده و چين به تازگى گرم تر شده بود و مخالفت با اين تحريم ها مى توانست آمريکايى ها را ناراضى کند. چين در اين دوراهى، ايران را برگزيد و از تائيد قطعنامه تحريم خوددارى کرد. چين در طول اکثرسالهاى جنگ تبديل به تنها شريک بين المللى ايران شد. جمهوري اسلامي ايران براى تامين جنگ افزارهاى خود از يک سو و گريز از تحريم هاى بين المللى از سوى ديگر، چين را بيش از پيش حائزاهميت يافت و پکن نيز به نوبه خود با حمله شوروى به افغانستان بار ديگر دچار کابوس گسترش نفوذ شوروى شده بود و بدين ترتيب ايران را شريک منطقه اى بسيارحائز اهميت تلقى مى کرد و روابط دو کشور طى دهه 1980 متاثر از دو جنگ منطقه اى بيش از پيش تقويت شد.بهر حال رشد چشم گير چين در عرصه هاي اقتصادي ضمن نگراني کشورهاي پيشرفته غربي از نظر سياسي نيز اين کشورها را در مرحله نگراني قرار داده است اما رشد و گسترش روابط تجاري و اقتصادي ايران و چين به نحو چشم گيري در رشد روابط سياسي نيز دخيل بوده است. زيرا چين نمي خواهد يکي از هم پيمانان و شريکان اقتصادي خود را که داراي منابع انرژي عظيمي است را از دست دهد و به قولي همکاري ايران و چين در زمنيه هاي مختلف اقتصادي هر گونه تحريم آمريکا عليه ايران را خنثي و نقش بر آب خواهد کرد .( خبرگزاري مهر ، پايگاه اطلاع رساني باشگاه انديشه ، رشد شتابان روابط ايران و چين در يك نگاه )
از اين رو روابط ايران و روسيه و چين بر اساس منافع دو جانبه در ابعاد مختلف اقتصادي و سياسي استوار مي باشد.و به هيچ وجه رابطه اي يك سويه و سلطه جويانه نبوده و نيست تا با اصل نه شرقي و نه غربي منافات داشته و موجب خدشه دار شدن آن شده و عدول از آن محسوب گردد .بر اين اساس در جريان مسايل هسته اي ايران , در حالی که آمريكا و برخي از كشورهاي غربي با ناديده گرفتن منافع ملي كشورمان به صورت يكجانبه خواستار چشم پوشي از اين فناوري بودند و از موضع قدرت و تحميل خواسته خود بر كشورمان سخن مي گفتند و پذيرش خواسته آنان جز تن دادن به ذلت و از بين رفتن عزت و استقلال كشور و زير پا گذاشتن منافع ملی چيز ديگري نبود ، اما در اين ميان كشور روسيه و چين با اذعان به حق ايران ، خواستار حل اين مساله از طريق مذاكره و گفتگو بودند . البته ناگفته نماند اگر زماني كشور روسيه يا چين بخواهند اين رابطه متقابل و دوستانه را خدشه دار نمايند و استقلال كشور را مخدوش سازند ، نظام جمهوري اسلامي بر اساس تكليف و مسئوليت ديني و الهي و وظيفه ملي و منافع كشور در رابطه با اين كشورها نيز همچون آمريكا و اسرائيل تجديد نظر خواهد نمود . آنچه براي نظام اسلامي اهميت دارد حفظ استقلال و عزت كشور در عرصه بين المللي است . مقام معظم رهبري فرمودند : در ارتباطات ديپلماسي ما بايد بر استقلال و بر اين عزت اجتماعي تكيه بشود كه بحمد الله مي شود و اين روش درستي است ما با ملت هاي دنيا و با دولت هاي گوناگون عالم ، بناي همكاري و تفاهم داريم البته نه با زورگوها و كساني كه مي خواهند همه مسائل را با تكيه بر قدرت خودشان حل بكنند مثل آمريكا با اينها آبمان در يك جوي نمي رود .همچنين فرمودند: جمهوري اسلامي ، رابطه با رژيم آمريكا را كه رمز و نشانه قلدري و سلطه ناحق و مظهر ستم به ملتهاي ضعيف عالم است ، مردود مي داند ... رابطه با ديگر كشورها - چه اروپايي و چه آسيايي و افريقايي و چه كشورهاي پيشرفته صنعتي و چه غير اينها - تا آنجا كه به تشخيص مسئولين در جهت منافع كشور و ملت باشد ، براي ما هميشه مطلوب ، بلكه لازم بوده است و مسئولين دولتي موظف بوده و هستند آن را هوشمندانه و پيگير تامين كنند و آنان و همه ملت بدانند و مي دانند كه ايجاد اين روابط و تحكيم آن ، هيچ گونه خدشه اي به اصل نه شرقي و نه غربي وارد نمي سازد .( منشور دولت اسلامي ، پيشين ، ص 195 و 204) (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 4/100116802)