ديدار با رهبر -انتقاد از رهبري

چرا امروزه مردم نمي توانند به خانه رهبر بروند و با ايشان صحبت کنند در حالي که در انقلاب مردم خيلي راحت به خانه امام مي رفتند و با رهبر خود گفت و گو مي کردند و يا چرا الان نمي توانند عليه رهبر انتقاد ک

ضمن قدرداني از طرح دغدغه هاي فکري خويش با اين مرکز ، در پاسخ به پرسش گفتني است : الف - ارتباط مردم با رهبري ؛ نيم نگاهي به ديدارهاي متعدد -عمومي و خصوصي -اقشار مختلف جامعه با ايشان که در مناسبتهاي مختلف مذهبي و ملي ، در حسينيه امام خميني (ره) - که در محل سکونت مقام معظم رهبري قرار داشته و اساساً به منظور ديدارهاي گسترده مردمي با مقام معظم رهبري تهيه شده ، و همانند حسينيه جماران در زمان حضرت امام ( ره) همواره پذيراي خيل عظيم عاشقان ولايت و ملاقات کنندگان با رهبري است - برگزار مي شود - و همچنين ديدارهاي استاني ، دانشگاهي و .... ايشان به خوبي مبين اهتمام مقام معظم رهبري به لزوم ارتباط مردم با ايشان است . نکته اي که در اين زمينه لازم به يادآوري است اينکه حتي در زمان حضرت امام (ره) اين چنين نبود که « مردم خيلي راحت به خانه امام مي رفتند و با رهبر خود گفت و گو مي کردند » زيرا اصولاً از يکسو به دليل کثرت جمعيت و زمان بسيار زيادي که اين موضوع مي طلبيد و از سوي ديگر مسائلي نظير وظايف بسيار مهم حضرت امام (ره) در رهبري نظام نوپاي اسلامي، ديدار با مسئولين و بررسي مسائل مختلف کشور از جنگ گرفته تا ساير مسائل داخلي و خارجي ، به صورت طبيعي چنين امري را غير ممکن مي ساخت . از اين رو حضرت امام (ره) ابتدا در مدرسه علوي و سپس در حسينيه جماران ، و در ديدارهاي مختلف و همچنين از طريق مکانيسم هاي مختلف از قبيل دفاتر مختلف ايشان ، همواره بر پيوند و ارتباط با مردم تأکيد داشتند . در زمان کنوني نيز مقام معظم رهبري همانند حضرت امام (ره) از راهکارهاي مذکور در زمينه پيوند و ارتباط با مردم استفاده مي نمايند و به خوبي در جريان امور و مسائل اساسي جامعه و وضعيت مردم مي باشند . ايشان در پاسخ اين پرسش که «شما از چه كانالهايى و چگونه در جريان امور و مسائل جامعه قرار مى‏گيريد؟ آيا همه چيز را به شما مى‏گويند؟ » چنين مي فرمايد : «من از طرق رسمى و غير رسمى سعى مى‏كنم با واقعيات در تماس باشم. گزارشهايى كه به من داده مى‏شود، بسيار متنوع است؛ هم گزارشهاى دستگاههاى مختلف اطلاعاتى است - چه اطلاعات مربوط به وزارت اطلاعات، چه آنچه كه مربوط به اطلاعات نيروهاى مسلح است، چه آنچه كه مربوط به بعضى از دستگاههاى خبر رسانىِ دستگاههاى دولتى است - هم بخشى از دفتر ما كارش اطلاع رسانى است؛ مثل دفتر ارتباط مردمى و دفتر بازرسى، كه اينها از طريق نامه و تلفن مرتباً با مردم در تماسند؛ با اشخاص و تيپهاى مختلف اجتماعى هم ملاقاتهاى فراوانى دارم و نامه هم زياد دريافت مى‏كنم. به‏هرحال گوش من، گوش فعالى است؛ اما در عين حال مدعى نيستم كه همه چيز را مى‏دانم، ممكن هم نيست كه همه چيز را بدانم؛ البته ممكن است چيزهايى را بدانم و چيزهايى را هم ندانم. معتقدم كه براى يك مسؤول در دستگاه حكومتى - اعم از مسؤوليتى كه بنده دارم يا مسؤوليتى كه ديگر مسؤولان دارند - انقطاع از واقعيات و دورى از مردم، عامل انحطاط است؛ معتقدم كه يك مسؤول نبايد اجازه بدهد كه از واقعيات جامعه و از خبرهايى كه در جامعه جارى است، دور بماند. البته انقطاع از مردم - كه در تعبير اميرالمؤمنين احتجاب از مردم است؛ يعنى حجاب داشتن و با مردم هيچ مواجه نشدن - چيز خيلى خطرناكى است. حضرت به مالك اشتر فرموده‏اند: «قلّة علم بالأمور»؛ به خاطر احتجاب از مردم، آگاهى انسان از همه چيز كم مى‏شود. البته من به خانه‏هاى اشخاص هم مى‏روم. يكى از كارهايى كه بحمداللَّه من از اوايل رياست جمهورى تا حالا انجام داده‏ام - البته گاهى بيشتر است، گاهى كمتر - اين است كه به منازل اشخاصى از آحاد و توده‏هاى مردم مى‏روم، روى فرششان مى‏نشينم، با آنها حرف مى‏زنم و زندگيشان را از نزديك لمس مى‏كنم. البته به شما عرض بكنم، اطلاع از مردم، يك بخش از اطلاع است؛ بخش ديگرش اطلاع از دشمن است. كسى از من نپرسيد كه شما از دشمن هم اطلاعى داريد يا نه. ولى من خودم عرض مى‏كنم؛ بله، بنده از دشمنها هم بى‏اطلاع نيستم. خيلي ها خيال مى‏كنند كه ما گاهى تير به تاريكى مى‏اندازيم و از دشمن صحبت مى‏كنيم؛ نه، تير به تاريكى انداختن نيست؛ مى‏دانيم و حس مى‏كنيم كه دشمن حضور دارد. اتفاقاً همين چند روز قبل بعضى از مطبوعات امريكا خبر از اظهارات رئيس سازمان سيا دادند كه در بعضى از روزنامه‏هاى ما هم منعكس شد. او گفته بود ما در فلان تعداد كشور - از جمله ايران را هم اسم آورده بود - مأموران سازمان خودمان را فعال كرده‏ايم كه زبان مادريشان، زبان آن كشورهاست. بعد به خصوص اسم ايران را آورده بود و گفته بود ما مأمورانى داريم كه زبان مادريشان فارسى است و متوسط سنى‏شان هم سى سال است. ممكن است براى بعضى اين سؤال پيدا بشود كه چرا اين حرفها را مى‏گويند. وقتى اطلاعاتى زياد و سرريز مى‏شود، براى صاحب آن اطلاعات اهميتش كم مى‏شود؛ لذا از گوشه و كنارِ حرفها خيلى چيزها مى‏شود فهميد. بله، نديدنِ دشمن هنر نيست. در زمان حافظ چهار امير پشت سر هم بر شيراز حكومت كردند كه يكى از آنها شاه شيخ ابواسحاق است - البته اسمش شيخ است، اما شيخ نبوده - حافظ هم در چند جا اسم او را آورده؛ چون به او خيلى علاقه‏مند بوده است. شاه شيخ ابواسحاق، هم جوان، هم زيبا و هم بسيار عياش بوده است. امير مبارزالدين - كه يكى از پادشاهان آن منطقه بود - از كرمان حركت كرد و به طرف شيراز آمد و قصد داشت اين شهر را بگيرد. براى حمله به شيراز، آرام مى‏آمد تا شيرازيها نفهمند و او ناگهان شيراز را محاصره كند و فرصت دفاع به آنها ندهد. بعضى از مردم از ماجرا آگاه شدند، مأموران حكومت هم قضيه را فهميدند؛ اما كسى اصلاً جرأت نمى‏كرد موضوع را به شاه شيخ ابواسحاق خبر دهد. دشمن نزديك شيراز رسيد و تمام منطقه‏ى جلوى حصار شيراز را اردو زد. وزير شاه شيخ ابواسحاق بالاخره ديد اين‏طورى نمى‏شود؛ فردا دشمن به شهر حمله مى‏كند و پادشاه خبر ندارد كه دشمن پشت شهر است. آيا اين براى يك مسؤول هنر است كه نداند دشمن كجاست؟! وزير پيش شاه شيخ ابواسحاق آمد، اما ديد جرأت نمى‏كند مستقيم به او بگويد؛ لذا از راهش وارد شد؛ گفت هوا خيلى خوب و بهارى است و صحرا سبزه‏زار است؛ آيا ميل نداريد بالاى پشت بام قصر برويد و بيرون را تماشا بكنيد؟ به اين بهانه پادشاه را از داخل قصر بيرون كشيد و بالاى قصر برد. وقتى پادشاه روى پشت بام رفت و نگاه كرد، ديد كسانى در بيابان اردو زده‏اند؛ گفت اين اردو مربوط به كيست؟ گفت متعلق به امير مبارزالدين است. گفت چه موقع آمده‏اند؟ گفت - مثلاً - ده روز است. اين پادشاه بى‏غيرت و بى‏عرضه به جاى اين كه بلافاصله بيايد و لباس جنگ بپوشد - البته بعد هم جنگ كرد و ابتدا اسير و سپس كشته شد - گفت اينها حيفشان نيامد در اين هواى خوشِ بهارى به جنگ آمدند! اين طورى نمى‏شود انسان مسؤوليتهاى مهم جامعه را بر عهده بگيرد. »

ب . انتقاد از رهبري ؛ در اين زمينه گفتني است : يکم . انتقاد از رهبري بر اساس شرع مقدس اسلام در آموزه اي اسلامي تاکيد زيادي بر آزادي بيان و انتقاد و انتقاد پذيري از سوي مردم و حاکمان اسلامي شده و تحقق صحيح آن را موجب اصلاح , رشد و تکامل مادي و معنوي فرد , جامعه و نظام سياسي مي داند . چنانکه امام باقر(ع) در باب انتقادپذيري تاکيد مي نمايد: «اتبع من يبكيك و هو لك ناصح...؛ از كسي كه از روي خيرخواهي با يادآوري عيب‏هايت تو را به گريه درآورد پيروي كن و از كسي كه از روي ناخالصي تو را به خنده وا مي‏دارد، متابعت مكن...»(الكافي، ج 2، ص 638). و همچنين امام علي(ع) نيز در اين زمينه از مردم مي‏خواهد كه حرف حق را در هر حال به او يادآوري كنند: «فلا تكفّوا عن مقالة بحق او مشورة بعدل، فاني لست في نفسي بقول ان اخطي‏ء ولا آمن ذلك من فعلي الا ان يكفي الله من نفسي ما هو املك به منّي»(نهج‏البلاغه، خطبه 216). براساس اعتقادات ديني ما، فقط پيامبران، حضرت زهرا و ائمه اطهار(ع) معصوم‏اند. ازاين‏رو هيچ‏كس ادعا نمي‏كند كه احتمال اشتباهي در رفتار و نظرات ولي‏فقيه نيست. احتمال خطا و اشتباه در مورد ولي فقيه وجود دارد و ممكن است ديگران به خطاي او پي ببرند. ازاين‏رو مي‏توان از ولي‏فقيه انتقاد كرد. در نگرش ديني نه تنها انتقاد از ولي‏فقيه با شرايط آن جايز است؛ بلكه يكي از حقوق رهبر بر مردم، لزوم دلسوزي و خيرخواهي براي او است. اين حق تحت عنوان «النصيحه لائمه المسلمين» و امر به معروف و نهي از منكر تبيين شده است. نصيحت به معناي خيرخواهي براي رهبران اسلامي است كه يكي از ساز و كارهاي تحقق آن اندرزدهي است. بنابراين نه تنها انتقاد از ولي‏فقيه جايز است؛ بلكه در جاي خود واجب شرعي است و منافع و مصالح شخصي يا گروهي نبايد مانع انجام دادن آن شود. دوم . انتقاد از رهبري بر اساس قانون اساسي در کنار حق عمومي نظارت و انتقاد از مسئولين ، مطابق اصل يکصد و يازدهم مجلس خبرگان رهبري به صورت رسمي عهده دار اين موضع بوده و البته ساير راهکارهاي نظارتي و کنترلي عمومي نظير نظارت مستمر حوزه هاي علميه و مراجع عظام تقليد ، احزاب و تشکل هاي اسلامي و...همواره وجود دارد . در توضيح بيشتر اينکه در موارد نادري كه احتمال اشتباه مي رود يا مواردي كه ابهام وجود دارد، كميسيوني به نام «هيأت تحقيق» متشكل از اعضاي مجلس خبرگان، با مقام معظم رهبري ديدار و توضيحات لازم را خواستار شده و در صورت نياز با كارشناسان و صاحب نظران مربوط مشورت و تبادل نظر مي نمايند. (محسن، ملك افضلي اردكاني، نظارت و نهادهاي نظارتي، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، 1382، ص 122) توضيح اينکه ؛ اين مجلس به منظور انجام وظايف خود، بررسي‏هاي كارشناسي و تهيه گزارش، جهت طرح در جلسات رسمي، كميسيون‏هايي دائمي، مركّب از اعضاي خبرگان ماده 17 آيين‏نامه داخلي مجلس خبرگان،تشكيل داده است؛ كه يکي از اين کميسيون ها « كميسيون تحقيق» مي باشد ؛ اين كميسيون، موظف است هر گونه اطلاع لازم را درباره اصل يكصدويازدهم، در محدوده قوانين و موازين شرعي، به دست آورد. هم‏چنين درباره صحت و سقم گزارش‏هاي رسيده، دراين‏باره، تحقيق و بررسي كند و اگر لازم بداند، با مقام معظم رهبري، در اين زمينه، ملاقات كند (ماده 33 آيين‏نامه داخلي مجلس خبرگان.) كميسيون تحقيق موظف است پس از بررسي و تحقيق درباره مسائلي كه درباره اصل يكصدويازدهم پيش آمده است و آن‏ها را كافي براي تشكيل اجلاس خبرگان به اين منظور نمي‏داند، نتيجه اقدامات انجام شده را به هيئت‏رئيسه گزارش كند . (ماده 35 آيين‏نامه داخلي مجلس خبرگان) البته در عين حال بايد توجه داشت گفتار ولي فقيه به سه بخش تقسيم مي‏شود: 1. فتوا، 2. توصيه‏ها و بيانات ارشادي، 3. احكام حكومتي كه يا مستقيماً خود صادر مي‏كند و يا از مجاري قانوني (مانند مجلس شوراي اسلامي) صادر مي‏شود. بخش اول، براي مقلدان او لازم‏الاجرا است و انتقاد در آن به معناي مناظره علمي و فقهي است كه جايز و مطلوب مي‏باشد؛ ولي نيازمند قدرت اجتهاد است. بخش دوم، الزامي نمي‏آورد و نقش عمده آن آگاهي بخشي، روشنگري و هدايت است. انتقاد، بحث و تحقيق درباره اين امور جايز است و حتي اگر شخصي، نظري مخالف با رهبري داشت، اطاعت از اين گونه توصيه‏هاي رهبري -تا جايي كه با قانوني مخالفت نكند الزامي نيست. در اين موارد او مي‏تواند؛ بلكه بنا به اهميت موضوع بايد آراي خود را به رهبر برساند و وظيفه مشاوره را در اين باب انجام دهد. البته آراي خود را در سطح جامعه، نبايد به گونه‏اي تبليغ كند كه باعث بي‏حرمتي و تضعيف رهبر و حكومت اسلامي شود. بخش سوم، اطاعت از دستورات و احكام ولايي يا قوانين مدون جمهوري اسلامي -كه به يك اعتبار احكام ولي فقيه‏اند براي همگان (حتي غير مقلدان او) لازم و واجب است و تخلّف از آن به هيچ وجه جايز نيست (حتي اگر شخصي آن قانون را خلاف مصلحت بداند)؛ زيرا روشن است در هر قانون و كشوري، اگر رعايت قوانين و دستورات الزامي، تابع سليقه‏هاي متنوع شود، آن كشور با هرج و مرج مواجه شده و قوانين آن ضمانت اجرايي نخواهد داشت. البته در همين موارد هم -به ويژه قبل از صدور حكم تحقيق و بحث علمي، مي‏تواند به عنوان مشورت براي حكومت اسلامي ارائه شود. در نهايت مرجع تصميم‏گيري، شخص ولي‏فقيه يا مجاري قانوني منصوب از ناحيه او است. و بعد از صدور حکم نيز انتقادات سازنده که جنبه مخالفت عملي با ولايت فقيه و ايجاد اخلال و هرج و مرج در جامعه نداشته باشد ، پذيرفتني است .يكي از اعضاي برجسته خبرگان معتقد است كه : «انتقاد از رهبري بايد هوشمندانه طراحي شودتا موجب سوء استفاده دشمنان نگردد. مجلس خبرگان كميسيوني براي نظارت بر فعاليت‏هاي رهبري دارد كه عملكرد ايشان را مورد بررسي قرار مي‏دهد و در موارد لازم نتيجه آن را به اطلاع ايشان مي‏رساند. اين هيأت تحقيق به پيشنهاد خود مقام معظم رهبري در مجلس خبرگان تشكيل شد. بهترين شيوه انتقاد، نوشتن نامه به دبيرخانه مجلس خبرگان و بيان موارد لازم است » و «انتقاد از ديگر مسؤولان نظام و مجلس، قوه مجريه و قوه قضاييه در اصل 90 قانون اساسي مطرح شده است؛ يعني هر كس شكايتي از طرز كار مجلس يا قوه مجريه يا قوه قضاييه داشته باشد، مي‏تواند شكايت خود را كتباً به مجلس شوراي اسلامي عرضه كند. مجلس موظف به رسيدگي و پاسخ است. » ؛ « ملاحظه مي‏شود كه مراجعه به مجلس، راهكاري مناسب براي شكايت است. شكايت نوعي انتقاد است (و نوعي نظارت). اين عمل موجب حفظ حرمت نهادهاي مذكور خواهد بود» (آيت الله مصباح يزدي، جزوه پرسش‏ها و پاسخ‏ها، تهيه و تدوين مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني‏رحمة الله، ص‏70) در پايان گفتني است كه انتقاد كننده، نبايد انتظار داشته باشد كه ولي فقيه يا ديگر مسؤولان، به هر انتقادي، جامه عمل بپوشند. چه بسا مسؤولان دلايل محكمي براي افعال خود دارند كه انتقاد كننده از آنها بي‏خبر است و حتي گاهي ممكن است نظرات و انتقادهاي گوناگون و متناقضي ارائه شود كه امكان عمل به همه آنها براي مسؤولان ممكن نباشد. آنچه وظيفه حكومت اسلامي است و از مسؤولان انتظار مي‏رود، گوش دادن به انتقادات و فراهم آوردن بستري است كه مردم بتوانند ديدگاه‏هاي خود را از عملكرد مسؤولان و... از طريق مجاري و ساز و كارهاي معين -بدون هيچ‏نگراني و ترس به سمع و نظر آنان برسانند و آنان با انتقادهاي مردم، برخوردي منطقي داشته باشند؛ يعني، در صورت درست بودن بپذيرند و يا مردم را آگاه كنند. جهت ديدار با دفتر ارتباطات مردمي مقام معظم رهبري به آدرس تهران - خيابان جمهوري - انتهاي دانشگاه جنوبي - كوچه عطارد ساختمان 110 (تلفن 64411 - 64412030) و يا دفتر مقام معظم رهبري به آدرس تهران - خيابان پاستور ص پ 161/13165 و يا تلفن 6441354 - 021 تماس بگيريد. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 9/100114984)