نحوه تحقیق در باره حقانیت نظام اسلامی

من مي خواهم بدانم كه در جامعه امروزي ايران كه حرفهاي ضد و نقيضي نسبت به حكومت مي شنويم، چگونه راست را از دروغ تشخيص دهيم و براي اينكه به حقيقت پي ببريم، چگونه منابعي را جمع آوري و مطالعه كنيم؟

اينكه چگونه راستي و حق را مي توان شناخت ؟ پاسخ آن را در چند نكته بيان مي كنيم : 1- روشن است كه مرز ميان حق و باطل ظريف است . از كلمات علي ( ع ) مي توان اين مفهوم را استفاده كرد .اميرالمومنين يك جا مي فرمايد : به اين دليل شبهه را،شبهه نامند كه شبيه حق است ، ( نهج البلاغه ، ترجمه فيض الاسلام ، خطبه 38، ) درجاي ديگر مي فرمايند : منافقان هر حقي را باطل و هر راست را كژي تدارك ديده اند، ( همان ، خطبه 185 ) اما با اين همه ، انسان به ابزار شناخت حق و باطل در مسير تكامل خود مجهز است .
علي ( ع ) مي فرمايد : پس از روح خويش در آن دميد ...انديشه هايي كه تصرفاتش را ابزار كارند، اندامهايي كه در خدمت اويند، ابزاري كه به كارشان مي گيرد در نيروي شناخت حق و باطل ( همان ،خطبه 1 ) از اين رو مرز حق و باطل روشن است و آن مطابقت با كتاب منزل آسماني يعني قرآن است ، ( همان ، خطبه 189 )؛ . 2- اميرالمومنين علي ( ع ) شرط اصلي شناخت حق را برخورد مستقيم با حوادث دانسته و در صحنه جامعه بودن را يكي از راهكارهاي شناخت حق مي شناسند و مي فرمايند : ( ( منشا كم آگاهي غيبت است چرا كه بر پيشاني حق نشانه هاي خاصي نيست كه به ياري آنها راست و دروغ شناخته شود، ( همان ، خطبه 53 ) .
گذشته از آن براستقلال انديشه در شناخت حق هم تاكيد مي كنند .امام اين مطلب را درگفتگوي خود با مردي كه به نام كليب جرمي معروف بود، در جريان جنگ جمل مطرح مي كنند كه نتيجه آن بيعت كردن فرد نامبرده با حضرت مي گردد، ( همان ، خطبه 169 )؛ 3- اما اين كه حق را چگونه بشناسيم ؟ پاسخش اين است كه علاوه بر آن چه گذشت مي توان اين نكته را افزود كه از نظر قرآن براي انسان ابزار و منابعي براي شناخت در نظر گرفته شده كه مي توان به وسيله آنها حق را شناخت .
خداوند در آيه 78 از سوره نحل پس از آن كه به خالي بودن ذهن انسان از هر گونه علمي در هنگام تولد اشاره مي كند، مي فرمايد : براي شما گوش و چشم و دل قرار داديم تا شاكر باشيد .و در آيه ديگري مي فرمايد : چرا اين ها در زمين گردش نمي كنند، ( محمد / 10 ) از مجموع آيات مي توان چنين استفاده كرد كه قرآن براي شناخت انسان ابزار ذيل را تهيه ديده : حس ، عقل ، دل و تاريخ . با اين ها مي توان ثابت را از غير ثابت و به اصطلاح حق را از باطل باز شناخت . 4- از ديدگاه علي ( ع ) برخي موانع شناخت حق از باطل عبارتند از : الف - تعصب : آن حضرت مي فرمايد : عشق به امري باعث كوري شخص ومريضي قلب او مي گردد، ( نهج البلاغه ، ترجمه فيض الاسلام ، خطبه 107 ) ب - جو زدگي : حضرت در اين باره مي فرمايد : زنهار، كه جز چهار انگشت ميان حق وباطل مرزي نيست . آنگاه ادامه مي دهند : باطل آن است كه بگويي شنيده ام وحق اينكه بگويي ديده ام ، ( همان ، خطبه 141 ) ج - فرد پرستي : در جريان جنگ جمل حارث بن حوت ، به نزد حضرت آمد و پرسيد آيا از ديدگاه شما، من بايستي اصحاب جمل را در گمراهي بدانم ؟ مولي در پاسخ فرمود : اي حارث تو جز پيش پاي خويش را نمي بيني و از بلندا به مسايل نمي نگري ، در نتيجه به سرگرداني دچار آمده اي ، ( همان ، خطبه 254 ) د - تشنج و بحران : علي ( ع ) در پاسخ به اين سوال كه چرا در حكميت ميان خود و آنان مهلت تعيين كرده اي ؟ مي فرمايد : بايد بدانيد كه تنها فلسفه اش اين بود كه نادان رافرصت پرس و جو باشد و آگاه بيش از پيش ثبات يابد، ( همان ، خطبه 125 ) ه - كار مجادله گري : اميرالمومنين يكي ديگر از موانع شناخت را چنين توصيف مي كند : هر كه بي جهت كند و كاو كند به حق نگرايد .و كسي كه برمبناي جمل كشمكش بسيار كند حق نابينيش تداوم يابد، ( همان ، خطبه 30 )؛ 5- و اما آيا مي توان به واسطه اشخاص حق را شناخت يا نه ؟ پاسخ اين است كه آنچه كه از آيات و روايات بر مي آيد اين است كه خود حق پايه شناخت را تشكيل مي دهد و آن ، ميزان شناسايي و تمايز افراد در حق و باطل قرار مي گيرد .مگر اينكه فرد معصومي باشد كه در اين صورت مي تواند معيارحقيقت باشد مانند علي ( ع ) كه پيامبر ( ص ) در حق او فرمود ( ( علي مع الحق والحق مع العلي ) ) و يا كسي باشد كه منصوص از طرف امام باشد مثل فرمايش پيامبر ( ص ) به ابوذر غفاري كه : اي ابوذر تو را گروه طاغيان به شهادت خواهند رساند .مفهومش اين است كه افراد قاتل تو ناحق اند .البته افراد دررساندن پيام حقيقت و يا تبيين آن نقش مهمي مي توانند داشته باشند وسخن حضرت علي ( ع ) نافي اين مساله نيست ، بلكه منظور آن حضرت اين است كه نبايد افراد را با معيارها خلط كرد .(براي آگاهي بيشتر رجوع کنيد به : مساله شناخت ، مرتضي مطهري ، محمد تقي جعفري ، تفسير نهج البلاغه ، ج 3، ص 58 ، معاديخواه ،عبدالمجيد، فرهنگ آفتاب ، ج 4، ص 2089 به نقل از سايت تبيان )
اکنون با توجه به نکات فوق پيرامون شناخت حقيقت در جامعه امروزي ايران گفتني است بحمدلله شرايط کنوني از يک سو با توجه به رشد و آگاهي ديني و سياسي بالاي جامعه ، ما شاهد دقت و تلاش افراد حقيقت جو براي شناخت حق و حقيقت و معيار قرار دادن آن در رفتارها و جهتگيري هاي فردي ،سياسي و اجتماعي مي باشيم .
و از سوي ديگر همانگونه که گذشت مهمترين معيار ما قرآن کريم و معصومين هستند و با شناخت اين امانت گرانقدر الهي و شاخصه هايي که در هر زمينه ارائه مي نمايند و تطبيق آن با جريان هاي مختلف فکري سياسي و گفتار و عملکرد اشخاص ، مي توان به شناخت حقيقت راه يافت .
بنا بر اين بايد به دنبال شناخت معيارهاي اصيل اسلامي بود و در اين زمينه جهتگيريها و رهنمودهاي مقام معظم رهبري به عنوان فقيهي جامع الشرايط ، آگاه و بصير به ابعاد مختلف جامعه و جهان مي تواند ما را در شناخت حق و حقيقت رهنمون سازد . همچنين استفاده از نظرات شخصيت ها و رسانه هاي متعهد و در عين حال آگاه ، نيز از ديگر منابع مهم در اين زمينه است . (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 3/100114023)