قيام امام حسين(ع) -نتايج قيام امام حسين(ع)

با شکست امام حسين(ع) درجنگ، اسلام که شکست خورد پس چگونه ميگن امام حسين(ع) و اسلام پيروز شد. دليل آن چه بود و عامل آن رابيان کنيد؟

دوست محترم هرگاه درباره پيروزي امام حسين(ع) يا شكست ايشان بحث مي شود اين مطلب نيز بايد بررسي شود كه معناي شكست چيست؟ و پيروزي به چه معنا است؟ و تحقق آن چگونه است؟ در اين مسئله آنچه بسيار مهم است هدف از قيام است .واينكه آيا امام حسين(ع) به اهداف خود رسيد يا نه؟ در پيروزي يا شكست مؤلفه هاي زيادي مؤثر است ويكي از اين مؤلفه ها نتايج قيام است در اين باره سعي مي كنيم كه به بررسي نتايج اين قيام پرداخته ، تا اينكه مشخص شود كه آيا نتيجه اين قيام شكست بود يا پيروزي.
ارزيابى حادثه خونين كربلا و آثار و نتايج اين قيام پرشور و فداكارى بى نظير، نيازمند مطالعه اى گسترده است; اين حقيقتى است كه از مطالعه نوشته هاى دانشمندان به دست مى آيد. درسهايى كه قيام امام حسين(عليه السلام) به ما مى آموزد بسيار است كه به بعضى از آنها اشاره مى كنيم: 1. هدف اصلى مصلحان حقيقى و پاسداران حق، تحكيم حق، كوبيدن باطل، احياى نام خداوند، مواسات، اعتلاى دين و آزادى و عدالت اجتماعى است تا در پرتو آن طبقات محروم و ستمديده بتوانند از حق خويش برخوردار شوند. امام حسين(عليه السلام) مى ديد كه ملّت اسلام در اثر تبليغات سوء دشمن، فساد و ستم را پيشه كرده و عدالت، حريّت و كمالات را به فراموشى سپرده و به تبهكارى و بندگى شهوات روى آورده است. امام حسين(عليه السلام) مى ديد كه قوانين الهى در حال فراموشى و نابودى اند و اسلام عزيز فداى هوسرانيهاى افراد نالايق و خواسته هاى شوم بلهوسان شده است; پس قيام كرد و با نهضت خود اسلام را جانى تازه بخشيد. 2. امام حسين(عليه السلام) به مردم فهماند كه ملّت اسلام و بلكه هر ملّتى بايد از زير بار ستم نجات يابد. 3. با قيام امام حسين(عليه السلام) احكام اسلام و برنامه هاى عالى دينى و توحيدى پس از آنكه مدّت ها در حال فراموشى بود، دوباره محور زندگى مردم قرار گرفت. 4. قيام امام حسين(عليه السلام) اين بصيرت را به مسلمانان داد كه اسلام بالاتر از همه چيز است و براى برقرارى آن بايد از همه چيز گذشت و براى بزرگداشت احكام و سنن آن فداكارى كرد. 5. نهضت عاشورا درس ديندارى و استقامت در برابر ظلم و كفر به مسلمانان و انسان ها داد و روح شهامت و شجاعت را در مسلمان ها زنده كرد. 6. قيام كربلا احساسات و عواطف دينى مردم را برانگيخت تا همه بدانند در پيشگاه چه كسى بايد خضوع كرد. 7. حادثه خونين كربلا موجب تأسيس مكتب عالى فضيلت و تعليم تربيت صحيح شد كه خود رمز بقاى مذهب تشيّع و اسلام است. 8. اين قيام زمينه ساز محكوميت بنى اميّه در ذهن مسلمانان و ساير ملل جهان شد. به نقل از سايت تبيان ****
بخش اول: چرايي فرهنگ عاشورا؛ مقدمه: «مقصود از فرهنگ عاشورا؛ مجموعه مفاهيم، سخنان، اهداف و انگيزه ها، شيوه هاي عمل، روحيات و اخلاقيات والايي است که در نهضت کربلا گفته شده يا به آنها عمل شده يا در حوادث آن نهضت، تجسم يافته است. اين ارزش ها و باورها هم در کلمات سيدالشهداء(ع) و اصحاب و فرزندان حضرت متجلي است. مجموعه آن باورها و ارزش ها و مفاهيم را مي توان در عنوان هاي زير خلاصه کرد: مقابله با تحريف ديني، مبارزه با ستم طاغوت ها، و جور حکومت ها، عزت و شرافت انسان، ترويج مرگ سرخ بر زندگي ذلت بار، پيروزي خون بر شمشير و شهادت بر فاجعه، شهادت بر فاجعه، شهادت طلبي و آمادگي براي مرگ، احياء فريضه امر به معروف و نهي از منکر و سنت هاي اسلامي، فتوت و جوانمردي حتي در برخورد با دشمن، نفي سازش با جوريا رضايت به ستم، اصلاح طلبي در جامعه، عمل به تکليف به خاطر رضاي خدا، تکليف گرايي چه به صورت فتح يا کشته شدن، جهاد و فداکاري همه جانبه، قرباني کردن خود در راه احياء دين، آميختن عرفان با حماسه و جهاد با گريه، قيام خالصانه براي خدا، نماز اول وقت، شجاعت و شهامت در برابر دشمن، صبر و مقاومت در راه هدف تا مرز جان، ايثار، وفا، پيروزي گروه اندک ولي حق بر انبوه گروه باطل، هواداري از امام حق و برائت و بيزاري ازحکام جور، حفظ کرامت امت اسلامي، لبيک گويي به فرياد استغاثه مظلومان، فدا شدن لبيک گويي به فرياد استغاثه مظلومان، فدا شدن انسان ها در راه ارزش ها و..» (مزروعي ،عليرضا مهندسي فرهنگ عاشور)
اهميت فرهنگ عاشورا: نقش الگو در جهت دهي و سمت وسو دادن به زندگي انسانها همواره مورد توجه زيرا که الگو تاثير عميق در رفتار و کردار افراد و حتي جوامع دارد .از اين رو فرهنگ عاشورا در طول تاريخ همواره براي جامعه اسلامي و مؤمنين الهام بخش بوده و به تعبير روايت ، حرارتي در دلهاي مؤمنين ايجاد كرده كه هرگز به سردي نمي گرايد.علاوه برآن فرهنگ عاشورا در زدودن خرافات و انحرافات واصلاح وبرقراري ارزشهاي الهي،آسماني نقش به سزايي دارد. تأمل وتدبر در جوانب مختلف نهضت عاشورا اهميت هرچه بيشتر الگو بودن آن را اثبات مي کند.زيرا که فرهنگ عاشورا، فرهنگي برخاسته از متن قرآن کريم و سيره اهل بيت عصمت و طهارت(ع) است. اين فرهنگ قدرت و جاذبه فوق العاده و نيز زيبايي و درخشش منحصر به فرد داشته و در صورتي که درست و بدون کم و زياد کردن اجزاء و تحريف معنوي و ظاهري ارائه شود، تحول آفرين و زندگي ساز است. وکوتاه سخن آنکه فرهنگ عاشورا همان زيربناي عقيدتي و فکري است که در امام حسين(ع) و شهداي کربلا و اسراي اهل بيت(ع) بود و سبب پيدايش آن حماسه و ماندگاري آن قيام شد. بخش دوم:الگوهاي کاربردي عاشورا در جامعه امروز: با توجه به آموزه هاي سياسي ،اخلاقي،مديريتي ،مي توان الگوهاي کاربردي وبه عبارتي درسهاي آموزشي از نهضت عاشورا در جهان امروزي دريافت کرد.چرا که فرهنگ عاشورا دائرةالمعارف ومملواز الگو ها ست.ودر روايتي ازامام حسين عليه السلام مي خوانيم «فلکم في اسوه»من براي شما الگو هستم(محمدي،محمد علي؛الگوهاي عاشورايي،ص275)
ما به نمونه هايي از الگوهاي کاربردي اشاره مي کنيم.
الف.الگوهاي کاربردي سياسي:
1.الگوي کاربردي در باب ولايت مداربودن:درباب پيروي از ولايت فقيه وپذيرش حاکميت او ،امروزه افرادي هستند که هنوز دچار اوهام غلط خود بوده وبيراهه مي انديشند.با مطالعه وآشنايي فرهنگ عاشورا والگوگير والگو سازي آن مي توان اين مشکل را برطرف نمود. حضرت امام حسين عليه السلام در جريان عاشورا ؛هنگام اعزام به کوفه در منزلگاه بيضه در خطبه اي به اهل کوفه ،آنان را از عواقب تأسف بارپيمان شکني برحذر داشت وفرمود :نامه هاي شما به دستم رسيد فرستاده هاي شما پي در پي آمدند که شما با بيعت خود ما را تسليم دشمن نمي کنيد اگر بر بيعت خود ثابت بمانيد به رشد وکمال مي رسيد. آنگاه امام اين آيه شريفه را تلاوت نمود « فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى‏ نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفى‏ بِما عاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتيهِ أَجْراً عَظيما( الفتح10)خداوند در اين آيه به پيمان بستن وعواقب پيمان شکني با پيامبر صلي الله عليه وآله اشاره کرده وفرموده است :اي رسول ما کساني که با تو بيعت مي کنند در حقيقت با خدا بيعت مي کنند ...پس هر کس پيمان شکني کند تنها به زيان خود پيمان شکسته . امام در واقع با استناد به اين آيه ،به اهل کوفه وهمه مسمانان فهماند که پيمان بستن با پيامبر وامام معصوم عليه السلام در حقيقت پيمان با خداست وشکستن اين پيمان نقض عهد الهي است وعواقب وخيمي در پي دارد.( پاک نيا،عبدالکريم؛پيامهاي قرآني عاشورا،ص88)بدون ترديد عهد وپيمان با ولي فقيه ،همانند عهدوپيمان با معصوم(ع) مي باشد،زيرا که در عصر غيبت ولي فقيه جانشين ونائب امام معصوم مي باشد.
2.مبارزه با طاغوت واستعمار: از جمله مشکلات گريبانگير در جوامع مسلمين ،وجود استعمار نو اقتصادي ،سياسي وفرهنگي است ،که هر آزاده اي را خون دل مي خوراند.با الگو گيري از نهضت جاويد کربلا مي توان دست استعمار را از اين کشورها کوتاه کرد. همه مي دانيم که يکي از اصول حرکت امام حسين عليه السلام بيعت نکردن با يزيد ومبارزه عليه او بوده است امروز گرچه يزيدي در کار نيست ولي «در زمان ماهم هستند کساني که خط دين ستيزي را ادامه مي دهند،با دين خدا در ستيزند ،نمي خواهند دين باشد،حاکميت ديني باشد ،مثل همه قلدرهاي دنيا[آمريکا وانگليس]زورگويان زمان ما . [يعني بني اميه آن روز وامروز معاويه آن روز وامروز يزيد آن روز وامروز فرقي نمي کند.[که ]حضرت امير مومنان علي عليه السلام فرموده اند «من اراد ان يسئل عن امرنا وامر القوم فانا واشياعنا يوم خلق الله السماوات والارض علي سنة موسي واشياعه وان عدونا واشياعه علي سنة فرعون واشياعه»خط ما ودوستان ما خط موسي است وخط دشمنان ما خط فرعون،است..[ منظور آنکه] يزيد ويزيدي ادامه دارد ،بني امي ادامه دارد.(آيت الله استادي؛رضا عاشورا ومهدي باوران، ص72) امروزه جوامع اسلامي با الگوگيري از اين خط ومشي مي توانند سايه استکبار واستعمار شوم را از جوامع خود برچينند.همانطورکه«جمله معروف «مهاتما گاندي»رهبر آزادي خواه هندوستان که براي رهايي مردم اين کشور از يوق انگلستان در تاريخ ثبت شده است .او خطاب به مردم هندوستان چنين گفت: «من زندگي امام حسين،آن شهيد بزرگ اسلام را به دقت خوانده ام وتوجه کافي به صفحات کربلا نموده ام؛برمن روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد يک کشور پيروز گردد،بايد از سرمشق امام حسين پيروي کند.»(بيات حجت الله ؛عاشورا سرمشق انقلاب اسلامي ص298)
3.الگوي تشخيص خط ومشي قيامها واحزاب وجريانات:از جمله مسائل امروز جوامع تنوع وگوناگوني احزاب(همانند لبنان وايران) قيامها وفراخوانها(همانند عراق)ونيز تبليغات مسموم کذايي عرفانهاي کذايي وجريانات نوظهور در جوامع مي باشد. به نظر مي رسد از بحران زا ترين مشکلات اين جوامع مي باشد که افراد را در تشخيص صحت وسقم مدعاي آنها با مشکل مواجه مي کند. با تأمل ودر سخنان ابا عبدالله عليه السلام مي توان در اين مورد نيز الگو گيري کرد.زماني که امام به هنگام شروع حرکت خود از مدينه مورد اعتراض عمرو بن سعيد حاکم مدينه قرار گرفت.امام با الهام از آيه شريفه «وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِمَّنْ دَعا إِلَى اللَّهِ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ قالَ إِنَّني‏ مِنَ الْمُسْلِمين‏» گفته چه كس نيكوتر از گفته كسى است كه مردمان را به خدا فراخواند، و خود عمل صالح كرد، و گفت كه من نيز از مؤمنان به اسلامم‏ (فصلت33)پاسخ داد.فانه لم يشاقق الله ورسوله من دعا الي الله عزوجل وعمل صالحا ،قال انني من المسلمين. امام در اينجا « به صراحت سه ويژگي با ارزش را در حرکت خود مشخص کرد از جمله دعوت به الله ،عمل صالح ،تسليم در برابر حق.آن حضرت در حقيقت ضمن بيان معيار حرکتهاي توحيدي ،به آيندگان مي آموزاند که انقلابهاي ارزشي[فراخوانها ودعوتهاي احزاب ارزشي و..]را از غير آن بشناسند وبدانند هرگروه وشخص که در برنامه خود دعوت به سوي خدا ،عمل صالح وتسليم در مقابل حق را گنجانده، آن قيام [وآن حرکت وعمل حزب]الهي است وگرنه [هيچ]ارزشي ندارد.(اقتباس از پاک نيا،عبدالکريم؛همان،ص82).
ب.الگوي مديريتي: از نهضت عاشورا مي توان در مباحث مديريتي واداره جامعه نيزالگوبرداري کرد. «برخورد امام با «عبيد الله بن حر جعفي» از سرشناسان کوفه ودعوت از او براي همراهي از حماسه عاشوراي امام وپاسخ منفي او بر ياري امام ؛عبيداله بن حر جعفي گفت من از نظر مالي ياريتان مي کنم (دادن اسب تند رو وشمشير)امام فرمود »ما براي شمشير واسب تو نيامده ايم ،ما ياري کردن شخص تو را مي خواهيم اگر توجان خود را از ما دريغ مي داري ما نيازي به مال شما نداريم .سپس امام حسين عليه السلام آيه شريفه «وما کنت متخذا المضلين عضدا» تلاوت نمود وبا آن به ما آموخت که در مکتبهاي توحيدي کارگزاران امين وجان برکف لازم است وافراد ترسو ضعيف النفس وضعيف الايمان ،هرگز نمي توانند دين حق را ياري کنند واز ارزشهاي الهي پاسداري نمايند ، منحرفان سياسي که استقلال فکري ،سياسي واقتصادي دارند،نمي توانند تا پايان مقاومت کنند ودر يک کلام افرادگمراه وعاجز وناتوان درحرکتهاي هدايت آفريني [ومديريتي نمي توانند نقش آفرين باشند.]افراد را بايد در گردنه هاي سخت آزمايش کرد ونيروهاي مخلص وتمام عيار را[جهت مديريت واداره امور در جامعه ]انتخاب نمود.»(اقتباس از پاک نيا،عبدالکريم؛همان،ص88)
ج.الگوي اخلاقي وعرفاني:از الگوهاي کابردي واقعه عاشورا ،مي توان به جنبه هاي اخلاقي آن اشاره کرد. يکي از اين آموزه هاي اخلاقي ،تکرار مکررآيه استرجاع(انا لله وانا اليه راجعون)از جانب حضرت ابا عبدالله الحسين عليه السلام ، مي باشد .امام پيش از شروع جنگ وهنگام اعزام به کربلا وهمچنين هنگام دريافت خبرشهادت ومشاهده ياران خود بارها اين آيه را تلاوت مي فرمودند؛اين آيه واضح ترين شعار حق جويان وسالکان وادي عرفان مي باشد که در هنگام برخورد با مشکلات ومشقات وکمبودها ومصائب از عمق جان به درياي بي کران فضل ورحمت الهي پناهنده شوند. اين شيوه برخورد با شدائد ومصائب زندگي در دنياي امروزي فاقد معنويات ويا حداقل با معنويات کم نورمي تواند الگويي خوبي براي تغيير نگرش افراد به ماديات ورقابت سخت آنان در بعد مادي باشد.وبه عبارت واضح تر به انسانها جهانبيني دهد که دنيا سراي ماندگار نيست.وخلاصه آنکه اين رفتار امام در تصحيح وتعديل وتقويت ايمان ما ونحوه برخورد بادنيا نقش به سزايي دارد(اقتباس از همان). د.الگوگيري جامعه شناختي:ازآنجا که اصلاح فرد وجوامع از کژي ها وانحرافات،[دغدقه فکري]وخواسته باطني هر انسان آزاده وکمال جويي است،با نگاه ورويکرد جامعه شناختي به نهضت وفرهنگ عاشورا ،مي توان احياي ارزشهاي اجتماعي[رنگ پريده در جوامع را مانند ايثار وفداکاري ،شهادت وامر به معروف ونهي از منکر ،همبستگي ووحدت ملي و...]دوباره احيا کرد.زيرا که ارزشها از جمله نيازهاي کليدي هر جامعه اند که به تعبير جامعه شناسان«قوام جامعه»به آنهاست....از اين رو وجود چنين ارزشهايي در جامعه انساني امري حياتي وضروي بوده ،احياي آنها بالندگي، نشاط، کرامت، معنويت وانسانيت را براي جامع به ارمغان مي آورد.(اقتباس ازمريجي،شمس الله؛نقش نهضت حسيني در احياي ارزشهاي اجتماعي ، ص92)
اين نکته را مي توان ازکلام نوراني امام حسين عليه السلام دراين مورد برداشت کرد: « إِنمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِي أُمَّةِ جَدِّي ص أُرِيدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أَسِيرَ بِسِيرَةِ جَدِّي وَ أَبِي‏»(بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج‏44 ص:330 ، باب 37 )من نه به انگيزه خودخواهى و راحت‏طلبى قيام كرده‏ام و نه خوشگذرانى و نه براى تباهى و بيداد، بلكه در اين انديشه‏ام كه امور جامعه و امت نياى گرانقدرم را اصلاح كنم و آفت‏هاى سعادت سوز را از خرمن هستى آنان بزدايم ....مى‏خواهم جامعه و امت را از نگونسارى و اسارت نجات دهم و به خواست خدا كارش را به سامان آورم و اصلاح كنم؛ مى‏خواهم زورمداران را به قانون‏گرايى و عمل به قانون دعوت كنم و از ستم و بيداد و تجاوز به حقوق مردم هشدار دهم.( كرمى ،على در سوگ امير آزادى-گوياترين تاريخ كربلا صص29-27)
نتجه گيري کلي:فرهنگ عاشورا قوت الگوسازي والگو دهي در همه زمانها ومکانها ودر ابعاد وجوانب مختلف اخلاقي عرفاني،اجتماعي ،مديرتي،سياسي و...دارد که ما به نمونه هايي اشاره کرديم.به گفته امام راحل ما هرچه داريم از محرم وصفرداريم.چرا که عاشورا ،عاليترين راه ورسم زندگي را براي جهانيان ترسيم مي نمايد واين حرکت مقدس درس درست زيستن،رسيدن به حيات معنوي،کسب مقامات عالي عرفاني واصلاح امور جوامع و...را مي آموزاند.
منابع: 1. آيت الله استادي؛رضا؛ عاشورا ومهدي باوران، ره توشه راهيان نور؛دفترتبليغات اسلامي حوزه؛نشرآيه حيات،چاپ اول،سال1386 2. بيات حجت الله ؛عاشورا سرمشق انقلاب اسلامي، ره توشه راهيان نور؛دفترتبليغات اسلامي حوزه؛نشرآيه حيات،چاپ اول،سال1386 3.پاک نيا،عبدالکريم؛پيامهاي قرآني عاشورا، ره توشه راهيان نور؛دفترتبليغات اسلامي حوزه؛نشرآيه حيات،چاپ اول،سال1386 4. علامه مجلسى، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ، اسلاميه - تهران، چاپ: مكرر، مختلف. 5. مريجي،شمس الله؛نقش نهضت حسيني در احياي ارزشهاي اجتماعي ره توشه راهيان نورسال83 6. مزروعي ،عليرضا مهندسي فرهنگ عاشور؛سايت سازمان تبليغات اسلامي 7. محمدي،محمد علي؛الگوهاي عاشورايي، ره توشه راهيان نور؛دفترتبليغات اسلامي حوزه؛نشرآيه حيات،چاپ اول،سال1386 8. كرمى ،على ، در سوگ امير آزادى-گوياترين تاريخ كربلا، ، نشر حاذق - قم، چاپ: اول، 1380ش. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 1/100113487)