علل حمایت از مردم غزه

علت حمايت ما از مردم غزه چيه؟ البته مي دانم صداي هر مظلوم از سراسر جهان بلند شود، وظيفه ديني و شرعي و انساني ما اين است كه به كمك برخيزيم؟

در اين رابطه توجه به برخي واقعيتها مورد نياز است وآن توجه به ساير مسؤوليت‏هاى دولت و نظام اسلامى است، به عبارت ديگر حيطه و گستره‏ى وظايف و مسؤوليت‏هاى دولت‏ها فقط در درون مرزهاى آن كشور محدود نمى‏شود، بلكه دولت‏ها جهت دستيابى به اهداف خود در سطح داخلى و بين‏المللى، از قبيل: تأمين امنيت و منافع ملى و تحقق آرمان‏هاى ايدئولوژيك مثلاً يكى از اهداف سياست خارجى ايالات متحده آمريكا، بسط و گسترش ايدئولوژى ليبرال، سرمايه‏دارى به عنوان تنها مدل نظام سياسى، در سطح جهان مى‏باشد ، ناچارند تا محدوده‏ى عملكرد و اقدامات خود را به بيرون از مرزهاى بين‏المللى گسترش داده ودر عرصه‏ى معادلات و رقابت‏هاى بين‏الملل شركت فعال داشته باشند.
امروزه به دليل گسترش ارتباطات و تكنولوژى، جهانى‏شدن اقتصاد و... كه مرزهاى ملى كشورها را درنورديده است ديگر نمى‏توان حيطه عملكرد و وظايف دولت‏ها را در محدوده‏ى مرزهاى آن كشور، تعريف نمود، بلكه برعكس دولتى از توانايى بيشتر در سامان دادن به مسائل داخلى و تأمين امنيت و رفاه در سطح جامعه و تعقيب آرمان‏هاى ايدئولوژيك خود، بهره‏مندتر است كه به صورت فعال در مناسبات معادلات و رقابت‏هاى بين‏المللي حضور داشته و در چارچوب اصول سياست خارجى خويش، نقش مؤثرى را در تأثيرگذارى بر تحولات منطقه‏اى و بين‏المللي پيرامون، به خود اختصاص داده و از موقعيت‏ها و فرصت‏هاى بين‏الملل به بهترين نحو جهت پيشبرد اهداف سياست خارجى خود استفاده نمايد.
عوامل متعددى در شكل‏گيرى سياست خارجى كشورها مؤثر مى‏باشند كه مهمترين آنها عبارتند از جهت اطلاع بيشتر ر.ك: اصول سياست خارجى و سياست بين‏الملل، عبدالعلى قوام، انتشارات سمت، ص 135 : 1- ارزش‏ها و اعتقادات، 2- زمينه‏هاى تاريخى و فرهنگى، 3- ساختار نظام بين‏الملل، 4- مشكلات و نيازهاى داخلى. دولت‏ها جهت تحقق اهداف سياست خارجى خود، از ابزارها و تكنيك‏هاى گوناگونى بهره مى‏گيرند؛ ابزارهايى نظير ديپلماسى، حربه‏هاى اقتصادى، نظامى و فرهنگى. استفاده صحيح و به موقع از اين تكنيك‏ها در ميزان موفقيت واحدهاى سياسى بسيار مؤثر است همان، ص 206 . در سطح بين‏الملل سياست خارجى كشور موفق‏تر و از توانايى بيشترى در پيشبرد اهداف بين‏المللى و تأمين منافع ملى خود برخوردارتر است كه از توانايى بيشترى در كاربرد تمامى اين ابزارها برخوردار بوده و در موقع نياز جهت دسترسى به اهداف خود، از آنان بهره بگيرد. به عنوان نمونه امروز، با استفاده از ابزار اقتصادى نظير اعطاى وام، مشاركت در سرمايه‏گذارى يا بازسازى كشور مى‏توان زمينه‏هاى مناسبى را جهت تأثيرگذارى در تحولات داخلى آن كشور، فراهم نمودن بازار كار و عرضه‏ى كالاهاى توليدى در خارج و... ، به وجود آورده و در نتيجه بخشى از اهداف كوتاه‏مدت، ميان مدت و بلندمدت سياسى خارجى خويش را تحقق بخشيد.
براساس مطالب فوق درخصوص نحوه عملكرد جمهورى اسلامى در قبال در قبال مردم مظلوم غزه و فلسطين بايد گفت كه: اصول و اهداف سياست خارجى كشور ما نيز مانند ساير كشورها براساس عوامل متعددى؛ از قبيل: ارزش‏ها و اعتقادات، تأمين امنيت منافع ملى و نيازهاى داخلى و... شكل گرفته است. مضافا اين كه نظام جمهورى اسلامى ايران به دليل اصول و مبانى مكتبى خويش، اهميت ويژه‏اى براى دفاع از ساير مسلمانان و مستضعفان جهان قائل است و در سياست خارجى خود اين موضوع را نيز تعقيب مى‏نمايد( توضيح آن كه: براساس اصول و آموزه‏هاى دينى، جامعه اسلامى پيكره واحدى است؛ چنان كه قرآن مى‏فرمايد: «ان هذه امتكم امةً واحدةً و انا ربكم فاعبدون» (سوره مؤمنون، آيه 52) بر اساس اين آيه، همبستگى عميقى بين همه مسلمانان دنيا، صرف نظر از هرگونه مرزبندى و جغرافيايى به جهت وحدت كلمه و اعتقاد به تعاليم الهى، وجود دارد، هم‏دردى، هم‏دلى و هم‏نوايى، يكى از خصايص بارز و برجسته امت اسلامى است كه دل‏هاى آنان را به يكديگر نزديك مى‏كند. پيامبر گرامى اسلام در بيان اين واقعيت مى‏فرمايند: «حكايت مؤمنان در دوستى و مهربانى چون اعضاى يك پيكر است؛ وقتى يكى از آنها رنجور مى‏شود، ديگران به مراقبت و حمايت از او همداستان مى‏شوند»، (نهج‏الفصاحه، ش 2712«. نظام جمهورى اسلامى ايران در دستيابى به اهداف خود در سطح بين‏الملل براساس توانايى و امكانات خويش و اجازه شرايط بين‏الملل از تمامى ابزارهاى سياست خارجى نظير ديپلماسى، تكنيك‏هاى اقتصادى و فرهنگى و... در چارچوب اصول مكتبى و مقررات بين‏المللى استفاده مى‏نمايد. به عنوان نمونه فلسطين يكى از كشورهايى است كه از جهات مختلف موضوع سياست خارجى ما قرار گرفته است: اين جهات عبارتند از:
1- مسلمان بودن مردم آن كشور و وضعيت بسيار وخيم اوضاع اقتصادى و امنيتي آن كشور؛ كه خود فى‏نفسه براساس مبانى مكتبى و اصول قانون اساسى باعث همدلى و همكارى دولت اسلامى مى‏شود.
2- دستاوردها و ثمرات مختلفى كه حمايت نظام اسلامي ايران در راستاي تعقيب و تحقق ابعاد مختلف سياست خارجي ما از تبليغ و ترويج اسلام اصيل و ارزشهاي آن به عنوان يک وظيفه اسلامي گرفته ، تا توجه به وحدت اسلامي ، تحقق منافع و امنيت ملي و مقابله با استکبار جهاني با توجه به اين موضوع مهم که امروز غزه و لبنان خط اول مواجهه دنياي کفر جهاني به سرکردگي آمريکا و اسرائيل با جهان اسلام است و هرگونه غفلتي در اين زمينه آثار زيانبار و غير قابل جبراني را به دنبال خواهد داشت.
3- بخشى از اين كمك‏ها (مانند مواد غذايى، دارو، پوشاك و... ) در شرايط فعلى، حياتى بوده و از مسؤوليت‏هاى فراملى دولت اسلامى محسوب مى‏شود.
4- با توجه به نيازهاى ضرورى و حياتى مردم فلسطين و امكانات نسبتا خوب كشورمان، كمك‏هايى محدود بوده و تأثير منفى در روند آبادانى و حل مشكلات اقتصادى و معيشتى ما بر جاى نمى‏گذارد. به علاوه نتايج مثبتى را در كوتاه مدت و طولانى مدت، در سطح منطقه‏اى و بين‏الملل، براى كشورمان به ارمغان مى‏آورد.
5- فشارها و مشكلات جامعه هراندازه زياد باشد دربرابر وضعيت پيش آمده براى برادران و خواهران آواره فلسطينى و... اصلا قابل قياس نيست.
6- مسلمين امت واحده و داراى سرنوشت مشتركى هستند. استعمارگران همواره درپى جداسازى وتفرقه ميان ملت هاى مسلمانند تا از اين رهگذر سلطه خود را بر جهان اسلام بيشتر استوار سازند. بنابراين اگر مادست از يارى برادران مظلوم مسلمان خود برداريم درواقع به پاره‏سازى امت واحد اسلامى كه هدف دشمنان است كمك كرده‏ايم.
7- همان طور كه درروايت است كمك‏هاى فردى موجب افزايش نعمت و بركات الهى است كمك هاى اجتماعى نيز چنين است.
8- امروزه درتمام جهان سرمايه‏هايى براى كمك به جوامع محروم اختصاص داده مى‏شود و دراين حركت انسان دوستانه مسلمانان و جمهورى اسلامى بايد جلودار باشند.
9- انجام حمايت‏هاى اقتصادى، سياسى و تبليغاتى در حد وسع و توان از ملت‏هاى مسلمان ديگر خصوصا فلسطين، نه تنها با منافع ملى ما تعارض ندارد بلكه در راستاى تأمين منافع ملى ايران به حساب مى‏آيد؛ زيرا: اولاً، منافع ملى يك كشور فقط در مرزهاى جغرافيايى آن محدود نمى‏شود. لذا دولت‏ها به ميزان هزينه‏هايى كه در كشورهاى ديگر مبذول مى‏دارند، از توان و قدرت تصميم‏گيرى و تأثيرگذارى بيشترى نيز در آينده آن كشور و معادلات منطقه‏اى برخوردار مى‏باشند. ثانيا، حفظ موجوديت، استقلال و تماميت ارضى و امنيت ملى كشور كه از عناصر كليدى و حياتى تشكيل‏دهنده منافع ملى مى‏باشد، نيازمند صرف چنين هزينه‏ها و كمك به ملت‏هايى كه در خط اول مبارزه با دشمنان ما قرار دارند مى‏باشد. آينده‏نگرى و تأمين منافع بلندمدت خود بهترين دليل بر انجام چنين اقداماتى مى‏باشد، زيرا آرمان‏ها و اهداف توسعه طلبانه رژيم صهيونيستى هرگز به فلسطين محدود نبوده بلكه آرزوى سيطره بر جهان اسلام و خصوصا ام‏القراى آن يعنى جمهورى اسلامى ايران را در سر مى‏پروراند.
10- اين اعانات يك‏پارچگى ما را بهتر حفظ مى‏كند و قدرت جمعى ما را بر دشمنان افزون مى‏سازد و براى مصونيت خود ما از خطرات دشمن مفيد است. 11- ارسال اين قبيل كمك‏ها مختص ايران نيست بلكه كشورهاى بزرگ جهان مانند آمريكا، عليرغم وجود بسيارى مشكلات داخلى، باز هم در جهت اهداف و منافع نامشروع خود كمك‏هاى بسيار زيادى را به اسرائيل كه واقعا هيچ بهره‏اى براى ملت آمريكا ندارد ارسال مى‏نمايند، حال آيا رواست كه كشورهاى اسلامى از انجام كمترين وظايف دينى و انسانى خود در قبال مشكلات مردم فلسطين و ساير جهان اسلام دريغ ورزند؟ اما از طرف ديگر با توجه به واقعياتى از قبيل وجود مرزبندى‏هاى بين‏الملل، حفظ و تقويت نظام جمهورى اسلامى ايران، ارائه الگويى نمونه بر اساس اصول و ارزش‏هاى اسلامى و ...؛ توجه به نيازهاى داخلى نيز حائز اهميت مى‏باشد. حال اگر زمانى بين نيازهاى داخل و خارج، تزاحم به وجود آمد، رعايت اصول زير، ضرورى مى‏نمايد: الف) بر اساس آيات و روايات متعدد، جمهورى اسلامى ايران به عنوان يك نظام اسلامى، داراى يك سرى مسؤوليت‏هايى فراملّى، نسبت به ساير مسلمانان است. اين مسؤوليت‏ها در مورد تزاحم بين نيازهاى داخلى و خارجى، حتما بايد مراعات شود. مثلاً اگر در كشورهاى ديگر، مسلمانانى نيازمند به ضرورى‏ترين نيازهاى حياتى (از قبيل غذا، دارو، پوشاك و...) باشند؛ بدون شك نمى‏توان نيازمندى‏هاى غيرحياتى و كم‏اهميت‏تر داخلى را اولويت داد؛ چون مسأله زندگى و حفظ جان مسلمانان در ميان است. ب ) ملاك تقدم نيازهاى داخل يا خارج در امور غيرمتيقن مسؤوليت‏هاى فراملى، رعايت اصل اهم و مهم است. به بيان ديگر، حاكم اسلامى با كمك گرفتن از متخصصان و كارشناسان رشته‏هاى مختلف و با درك شرايط و مقتضيات زمانى و مكانى، بايد مشخص كند كه اولويت با رفع نيازهاى داخلى است يا نيازهاى خارجى دولت اسلامى. در هر حالت، بايد قدر متيقن مسؤوليت‏هاى برون مرزى و كمكهاى حياتى را سر لوحه سياست خارجى خود قرار دهد.
در غير آن موارد، چه بسا در مواردى، بر اساس نظرات كارشناسى و تخصصى ثابت شود كه وظيفه‏اى برون مرزى بر نيازهاى داخل اولويت دارد (مانند حمايت ايران از حزب‏الله لبنان و مردم مسلمان غزه در مقابل رژيم غاصب اسرائيل) و در مواردى نيز ممكن است مسائل داخلى اولويت دارد مانند تقدم دفاع از مرزهاى كشور در برابر حمله عراق آن هم در زمانى كه برخى در انديشه آزادسازى ارتفاعات جولان از اشغال اسرائيل بودند. مسلما اگر مردم ما با واقعيات و الزامات جهانى، روش‏هاى پيشبرد اهداف سياست خارجى و تأمين امنيت و منافع ملى و... آشنايى كامل داشته باشند و در جريان امور قرار بگيرند، مثبت بودن اعطاء چنين كمك‏ها و سرمايه‏گذارى‏ها را تصديق مى‏نمايند. نظام جمهورى اسلامى ايران از همان ابتدا، بيشترين سعى و توان خود را در جهت محروميت‏زدايى و مبارزه با فقر و مظاهر آن داشته و سياست‏هاى متعددى را به منظور تأمين اجتماعى، حقوق كار و اشتغال، به كار انداختن انفال و ثروت‏هاى عمومى، توزيع عادلانه منابع طبيعى كشور، استرداد ثروت‏هاى نامشروع و... دنبال كرده و نتايج درخشانى گرفته است. اما به دلايل متعددى از قبيل وضعيت نابسامان ساختار اقتصادى كشور، وابستگى به نفت، رشد سريع جمعيت، وقوع جنگ تحميلى، محاصره‏هاى اقتصادى، كم‏توجهى‏ها به اجراى كامل عدالت اجتماعى، عدم نظارت دقيق بر مصرف بودجه‏ها و هزينه‏هاى عمومى و سياست‏زدگى و گرايشات جناحى هنوز ما در برخى موارد شاهد وجود مشكلات و معضلات اجتماعى و اقتصادى هستيم. در هر صورت وجود اين قبيل مشكلات و معضلات، نمى‏تواند توجيه كننده كناره‏گيرى و بى‏توجهى ايران، از وضعيت نابسامان ساير مسلمان و اهداف سياست خارجى خود باشد. بلكه همراه با انجام وظيفه برون‏مرزى خود بايد به حل مشكلات درون نيز بپردازيم.
در هر صورت بايد توجه داشته باشيم امروز حماس و حزب‌الله خط مقدم دفاع از امت اسلامي و همه ملت‌هاي اين منطقه است. مقام معظم رهبري در تبيين اين موضوع مهم مي فرمايند :
«امروز مسئله‏ي فلسطين هم همين‏جور است. مسئله‏ي غزه كه شما مشاهده ميكنيد، اين بخشي از ظاهر قضيه است، باطن قضيه عبارت است از اين كه دستگاه استكبارِ بي‏اعتقاد به همه‏ي اصول انساني، مايل است اين منطقه‏ي خاورميانه، اين منطقه‏ي حساس را كه پر از ثروت و حساسيت گوناگون جغرافيائي و اقتصادي است، در اختيار بگيرد؛ در مشت بگيرد. وسيله‏اش هم اسرائيل غاصب است؛ صهيونيستهاي مسلط بر فلسطين اشغالي. مسئله اين است. همه‏ي اين حركاتي كه اين چند سال در اين منطقه انجام گرفته است - از قضاياي لبنان تا قضاياي عراق تا قضاياي فلسطين - با اين نگاه قابل تفسير و قابل فهم است. مسئله اين است كه اين منطقه بايد در مشت آمريكا و استكبار - استكبار اعم از آمريكاست. البته مظهر عمده‏اش، شيطان بزرگ، دولت آمريكاست - قرار داشته باشد.
استكبار ميخواهد اين منطقه را در اختيار داشته باشد؛ در مشت داشته باشد. استكبار اين منطقه را لازم دارد و عاملش هم اسرائيل است. همه‏ي اين داستانها و قضاياي اين چند سال با اين نگاه، تحليل ميشود. ديديد در جنگ سي و سه روزه، وزير خارجه‏ي آمريكا گفت: اين درد زايمان منطقه‏ي خاورميانه‏ي جديد است! يعني از اين حادثه يك موجود تازه‏اي متولد خواهد شد كه همان خاورميانه‏اي است كه آمريكا دنبالش است. البته اين خواب آشفته تعبيرش هماني بود كه بر سرشان آمد. شجاعت و بيداري و فداكاري و ايثار و جهاد جوانان مؤمن در لبنان، تو دهن نه فقط اسرائيل، بلكه تو دهن آمريكا و همه‏ي پشتيبانانشان و دنباله‏روانشان زد.
قضيه‏ي غزه هم از همين قبيل است.
اينها ميخواهند هيچ عنصر مقاومتي در اين منطقه وجود نداشته باشد. اصل عنصر مقاومت را جمهوري اسلامي ميدانند. البته اين را درست فهميده‏اند. اينجا مركز مقاومت است. اينجا جائي است كه ما اگر هيچ اقدامي هم نكنيم، هيچ حرفي هم نزنيم، خود وجود جمهوري اسلامي به ملتهاي منطقه الهام ميدهد. يك موجوديتي، يك هويتي كه علي‏رغم همه‏ي قدرتهاي استكباري و به كوري چشم آنها اينجور در اين منطقه قد كشيده و روز به روز ريشه‏دارتر ميشود؛ روز به روز قويتر ميشود. خود وجود اين پيكره‏ي عظيم و پرشكوه، خار چشم استكبار است و اميددهنده‏ي به ملتها. بله، اينجا مركز مقاومت است؛ در اين شكي نيست. ديگران هم از اينجا الهام گرفتند، منتها براي اينكه اين مقاومت را در هم بكوبند، حلقه‏ي ضعيف را اول هدف قرار دادند؛ دولت مردمي منتخب حماس در غزه. او را مظلوم گير آوردند؛ او را دارند ميكوبند. هر كس در دنياي اسلام، امروز قضيه‏ي غزه را يك قضيه‏ي منطقه‏اي و شخصي و محلي بداند، دچار همان خواب خرگوشي‏اي است كه پدر ملتها را تا حالا درآورده است. نه، اين قضيه‏ي غزه، فقط قضيه‏ي غزه نيست؛ قضيه‏ي منطقه است. فعلاً آنجا نقطه‏ي ضعيفتر است، تهاجم را از آنجا شروع كردند و اگر موفق شدند، دست از سر منطقه بر نميدارند.
دولتهاي كشورهاي مسلماني كه حول و حوش آن منطقه هستند و كمكي كه بايد بكنند و ميتوانند بكنند، نميكنند، دارند اشتباه ميكنند؛ اشتباه ميكنند. هر چه در اين منطقه ميخ اسرائيل بيشتر فرو برود، تسلط استكبار بيشتر بشود، بدبختي اين دولتها و ضعف و ذلت اين دولتها بيشتر خواهد شد. چرا ملتفت نيستند؟ و دولتها، ملتها را هم دنبال خودشان به ذلت ميكشانند.
يك دولت ذليل و مطيع و وابسته، يك ملت را مطيع و ذليل و وابسته ميكند. اين است كه ملتها بايد به خود بيايند.» (بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي‏ در ديدار جمعي از مردم قم به مناسبت قيام نوزدهم دي‏ 19/10/1387)
(منبع : مقاومت اسلامي ، وظايف ايدئولوژيک و منافع ملي ، عليرضا محمدي ، مجله پرسمان) (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 1/100113157)