اثبات ولايت فقيه-اصل ولايت فقيه-نظريه ولايت فقيه

مگر غير از اين كه ولايت فقيه جز امور اعتباري است و امور اعتباري برهان پذير نيستند پس چر اين همه بر ولايت فقيه تأكيد مي كنند و آن را جزئي از دين حساب مي كنند؟ آيا ولايت فقيه صرفا يك بازي سياسي براي حكو

هر چند امور اعتباری برهان پذير نيستند زيرا واقعيتی جز اعتبار وجعل خود ندارند ولی بايد توجه داشته باشيم که امور اعتباري دو گونه اند ؛ برخي ريشه تکويني دارند و برخي صرف اعتبارند و از عادات و آداب و رسوم و فرهنگ عادي مردم در اثر يک سلسله تناسب ها نشات مي گيرند به عنوان نمونه رنگ ها يا شکل هايي که به عنوان علائم و نشانه هاي راهنمايي و رانندگي ، وضع و قرار داد مي شوند يا اينکه گفته مي شود که هر راننده اي در خيابان از سمت راست خود ( در بسياري از کشورها )يا از سمت چپ (در برخي از کشورها) حرکت کنند و مانند اينها اعتباري صرف هستند.
ولي امور اعتباري ديني و اخلاقي و حقوقي چنين نيستند زيرا تمام آنها از نظر مبداٌ ، ريشه تکويني دارند . اساساً قوانين ديني که مطابق با فطرت الهي انسان است نمي تواند قراردادي صرف باشد بلکه اموري ضروري و واقعي براي تکامل انسان است که به زبان اعتبار بيان شده است از اين رو در قيامت آثار تکويني آن ظهور مي کند بنابر اين هر چند « ولايت» از امور اعتباري است ولي از اعتبارياتي است که ريشه تکويني دارد و بر اساس آن هم قابل برهان فلسفي و کلامي است و هم قابل شهود عرفاني. (جوادي آملي ، ولايت فقيه ولايت فقاهت و عدالت ، قم : مرکز نشر اسراء ، 1378،ص 414و415) اما در مورد ادله عقلي ولايت فقيه شايان ذکر است که براي اثبات ولايت فقيه در عصر غيبت به ادله عقلي متعددي استدلال شده است که به برخي از آنها اشاره مي کنيم :
1-حيات اجتماعي انسان و نيز کمال فردي و معنوي او ، از سويي نيازمند قانون الهي در ابعاد فردي و اجتماعي است که مصون و محفوظ از ضعف و نقص و خطا و نسيان باشد و از سوي ديگر نيازمند حکومتي ديني و حاکمي عالم و عادل است براي تحقق و اجراي ان قانون کامل ، حيات انساني در بعد فردي و اجتماعي اش بدون اين دو و يا با يکي از اين دو متحقق نمي شود و فقدان آن دو در بعد اجتماعي سبب هرج و مرج و فساد وتباهي جامعه مي شود که هيچ انسان خردمندي به آن راضي نمي شود اين برهان که دليل عقلي است و مختص به زمين يا زمان خاصي نيست هم شامل زمان انبياء ( عليهم السلام) مي شود که نتيجه آن ضرورت نبوت است و هم شامل زمان پس از نبوت رسول خاتم است که ضرورت امامت را نتيجه مي دهد و هم ناظر به عصر غيبت است که حاصلش ضرورت ولايت فقيه است زيرا احکام اسلام مختص به زمان يا مکان خاصي نيست و مقتضاي جاودانگي احکام اسلام اين است. به سخن ديگر احكام اسلامى - اعم از قوانين اقتصادى، سياسى و حقوقى - تا روز قيامت باقى و لازم‏الاجرا است و هيچ يك از احكام الهى نسخ نشده و از بين نرفته است.
اين بقا و دوامِ هميشگىِ احكام، نظامى را ايجاب مى‏كند كه اعتبار و سيادت اين احكام را تضمين كرده، عهده‏دار اجراى آنها شود؛ چرا كه اجراى احكام الهى جز از رهگذر برپايى حكومت اسلامى امكان‏پذير نيست. در غير اين صورت جامعه مسلما به سوى هرج و مرج رفته و دچاراختلال و بى‏نظمى در همه امورش خواهد شد،و از آن جايى كه حفظ نظام جامعه از واجبات مورد تأكيد شرايع الهى است و بى‏نظمى و هرج و مرج در امور مسلمانان امرى نكوهيده و ناپسند مى‏باشد، روشن است كه حفظ نظام و سدّ طريق اختلال، جز به استقرار حكومت اسلامى در جامعه تحقق نمى‏پذيرد. ازاين‏رو هيچ ترديدى در لزوم اقامه حكومت باقى نمى‏ماند. علاوه بر آنچه گفتيم حفظ مرزهاى كشور اسلامى از هجوم بيگانگان و جلوگيرى از تسلط تجاوزگران بر آن، عقلاً و شرعا واجب است، تحقق اين امر نيز جز به تشكيل حكومت اسلامى ميسر نيست.
آنچه برشمرديم، جزو بديهى‏ترين نيازهاى مسلمانان است و از حكمت به دور است كه خالق مدبّر و حكيم، آن نيازها رابه كلّى ناديده بگيرد و از ارايه راه حلى جهت رفع آنها غفلت كند. آرى، همان دلايلى كه لزوم امامت پس از نبوت را اثبات مى‏كند، عينا لزوم حكومت در دوران غيبت حضرت ولى عصر(عج) را نيز ثابت مى‏نمايد؛ به ويژه پس از اين همه مدت كه از غيبت آن بزرگوار مى‏گذرد و شايد اين دوران هزارها سال ديگر نيز ادامه يابد. در اين صورت آيا مى‏توان تصور كرد كه آفريدگار حكيم، امت اسلامى را به حال خود رها كرده و تكليفى براى آنها معين نكرده باشد؟ و آيا خردمندانه‏است كه بگوييم خداوند حكيم به هرج و مرج ميان مسلمانان و پريشانى احوال آنان رضايت داده است؟ و آيا چنين گمانى به شارع مقدس روا است كه بگوييم حكمى قاطع جهت رفع نيازهاى اساسى بندگان خدا تشريع نكرده است تا حجت بر آنان تمام شده باشد؟ آرى، لزوم حكومت به منظور بسط عدالت و تعليم و تربيت و حفظ نظام جامعه و رفع ظلم و حراست مرزهاى كشور و جلوگيرى از تجاوز بيگانگان، از بديهى‏ترين اموراست؛ بى‏آن كه بين زمان حضور و غيبت امام و اين كشور و آن كشور فرقى باشد. و از انجا که حاکم اسلامي بايد آشنايي کامل و جامع با احکام اسلامي داشته باشد تنها گزينه براي رهبري جامعه اسلامي در عصر غيبت فقيه عادل است
2- وقتي تحصيل مصلحت لازم در حد مطلوب و ايده آل ميسر نشد عقل حکم مي کند که نزديکترين مرتبه به حد مطلوب رابايد تامين کرد براين اساس هنگامي که مردم از مصالح و محاسن حکومت امام معصوم محروم بودند بايد مرتبه پس از آن را تحصيل کنند يعني حکومت کسي را که نزديکتر به امام معصوم باشد را بپذيرند و اين اقربيت در سه امر متبلور مي شود يکي علم به احکام کلي اسلام (فقاهت) دوم شايستگي روحي و اخلاقي به گونه اي که حاکم تحت تاثير هواهاي نفساني و تهديد ها و تطميعها قرار نگيرد ( تقوا) و سوم کارايي در مقام مديريت جامعه که به خصلتهايي از قبيل درک سياسي و اجتماعي ، آگاهي از مسائل بين المللي ، شجاعت در برخورد با دشمنان و... قابل تحليل است پس کسي که بيشتر از ديگران واجد اين شرايط باشد بايد زعامت و پيشوايي جامعه را بر عهده بگيرد و چنين شخصي فقيه جامع الشرايط است
3- ولايت بر اموال و اعراض و نفوس مردم از شئون ربوبيت الهي است و تنها با نصب و اذن خدايث متعال مشروعيت مي يابد و چنانکه ما معتقديم اين قدرت قانوني به پيامبر اکرمو ائمه معصومين( عليهم السلام ) داده شده است در زماني که مردم عملاً از وجود رهبر معصوم محرومند يا بايد خداي متعال از اجراي احکام اجتماعي اسلام صرف نظر کند يا اجازه اجراي آن را به کسي که اصلح از ديگران است داده باشد تا ترجيح مرجوح و نقض غرض و خلاف حکمت لازم نيايد و با توجه به باطل بودن فرض اول ، فرض دوم ثابت مي شود يعني ما از راه عقل کشف مي کنيم که چنين اذن و اجازه اي از طرف خداي متعال و اولياي معصوم او براي فقيه جامع الشرايط صادر شده است حتي اگر بيان نقلي روشني در اين خصوص نداشته باشيم .
بر اي آشنايي بيشتر به منابع زير مراجعه شود : ولايت فقيه ، ولايت فقاهت و عدالت ، عبد الله جوادي آملي ، ص 150تا ص177،مجله حکومت اسلامي ،سال اول ، شماره اول ، اختيارات ولي فقيه در خارج از مرزها ، محمد تقي مصباح يزدي ، ص 89 تا ص 91، حکومت ديني ، احمد واعظي ، ص 208تا213،انديشه هاي سياسي شيعه در عصر غيبت ، علي کربلائي ،ص 162 تا ص171، مباني انديشه اسلامي 4 ، در آمدي بر نظام ارزشي و سياسي اسلام ، محمود فتحعلي، ص155تا ص 157. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 1/100112966)