-حمايت رهبري از احمدي‏نژاد-احمدی نژاد،محمود-

چرا رهبري به اين صراحت از آقاي احمدي نژاد حمايت مي كند، مگر آقاي احمدي نژاد چه ويژگي دارد؟

تبيين دقيق اين موضوع را مي توان در بيانات حکيمانه رهبر فرزانه انقلاب جستجو نمود ، آنجا که مقام معظم رهبري مي فرمايد : « چند خصوصيت ممتاز در اين دولت وجود دارد كه من لازم ميدانم به اين خصوصيات تصريح كنم؛ اگر چه بارها هم گفته شده، اما در عين حال خوب است كه خود شما دوستان هم توجه داشته باشيد كه مايه‏ي امتياز شما، اينهاست. ...يك خصوصيت اين است كه اين دولت، واقعاً يك دولت كار است؛ دولت حركت و اقدام است؛ انرژي و نشاطِ كار اين دولت، يك امر برجسته است. الحمدللَّه شما از سال اول همين‏جور حركت كرديد، الان هم با اين كه سه سال از عمر اين دولت گذشته، انسان احساس ميكند كه تحرك و نشاط و فعاليت و اقدام در اين دولت محسوس است - يعني كاهش پيدا نكرده؛ افت پيدا نكرده - اين خيلي چيز باارزشي است. در خدمت به مردم جديت وجود دارد. رفتن به شهرها، رفتن به شهرهاي كوچك، همه‏ي نقاط كشور را زير پا گذاشتن و هيچ نقطه‏اي از كشور را از منظر خبرگي و كارشناسي دور قرار ندادن، اينها چيزهاي باارزشي است. اين امتياز اول است؛ در هر مجموعه‏اي اين امتياز وجود داشته باشد، جا دارد كه انسان از آن قدرداني كند، به آن تصريح كند و اميدوار و مطمئن باشد كه خداي متعال هم به آن مجموعه كمك خواهد كرد و ثواب خواهد داد.
خصوصيت و امتياز دوم كه در اين دولت هست، شعار و گفتمان كلي اين دولت است كه منطبق بر شعار و گفتمان امام و منطبق بر شعارها و گفتمانهاي انقلاب است؛ اين خيلي چيز باارزشي است. اين را هيچكس نمي‏تواند نديده بگيرد. هر دلبسته‏ي به انقلاب، اين را قدر مي‏داند؛ هر كسي كه پيشرفت كشور را با هدايت انقلاب و با كارگرداني انقلاب تصور مي‏كند، بايد اين را قدر بداند. عدالت‏خواهي در اين دولت پررنگ شد. شعار عدالت‏خواهي به صورت جدي بر روحيه‏ي مسئولان، دولتمردان و برنامه‏ها، پرتو افكند. استكبارستيزي - كه معناي ويژه‏ي انقلابي خودش را دارد - در اين دولت تشخص و تميّز پيدا كرد. معناي استكبارستيزي دشمني كردن با دولتهاي دنيا نيست، معنايش دشمني كردن با استكبار است. استكبار - از هر دولتي و از هر نظامي سر بزند - آفتِ براي بشريت است. البته امروز امريكا و صهيونيزم مظهر استكبارند؛ ليكن هر جا، هر كس، هر دولتي و هر مجموعه‏اي كه نسبت به ديگران استكبار بورزند، آفتي در جامعه‏ي بشري و در نظام زندگي انسان به وجود مي‏آورند. ستيزه‏ي با اين حالت هم يك حالت مطلوب اسلامي است. اين هم يكي از خصوصيات اين مجموعه است كه خوشبختانه برجسته است.
مسئله‏ي اعاده‏ي عزت ملي و ترك انفعال در مقابل سلطه و تجاوز و زياده‏طلبي سياستهاي ديگران و ترك شرمندگي در مقابل غرب و غربزدگي را هم انسان در اين دولت احساس مي‏كند؛ عزت ملي و استقلال حقيقي و معنوي از اينجا حاصل ميشود. استقلال به اين نيست كه انسان شعار استقلال بدهد يا حتي مثلاً در زمينه‏هاي اقتصادي هم به يك رشد بالايي دست پيدا كند؛ نه، استقلال اين است كه يك ملت به هويت خود و به عزت خود معتقد و براي او اهميت قائل باشد، براي حفظ او تلاش و كار كند و در مقابل متعرضين و مستهزئين، شرمنده‏ي اظهارات و جايگاه خود نباشد.
ما متأسفانه در برخي از اوقات گذشته، ميديديم كه بعضي از كساني كه مرتبط با مسئولين بودند يا حتي خودشان مسئول يك بخشي بودند، كأنّه از گفتمان انقلاب در مقابل ديگران شرمنده‏اند و خجالت ميكشند كه حقايق انقلاب را بر زبان جاري كنند يا آنها را پيگيري كنند يا به آنها اهميت بدهند! اين براي يك جامعه خيلي بلاي بزرگي است؛ اين را شما نداريد.
يكي از مظاهر دفاع از عزت هم همين مسئله‏ي انرژي هسته‏اي است. مسئله‏ي انرژي هسته‏اي، براي ما فقط اين نبود كه ما ميخواستيم يك فناوري داشته باشيم، ديگران ميخواستند ما نداشته باشيم؛ اين فقط بخشي از قضيه است. بخش ديگر قضيه اين بود كه قدرتهاي گوناگون، پُررو، متجاوز، زورگو و دنباله‏ها و اقمار بي‏ارزش آنها، ميخواستند حرف خودشان را در اين زمينه بر ملت ايران تحميل كنند. خب، ملت ايران، دولتِ شما و شخص رئيس‏جمهور، در مقابل اين زورگويي و اين تحميل و اين افزون‏طلبي ايستاديد؛ خداي متعال هم كمك كرد؛ پيش رفتيد. اينها آن بخشها و اجزاء گفتمان عمومي اين دولت است كه براي من اهميت دارد.
روند غرب‏باوري و غرب‏زدگي را كه متأسفانه داشت در بدنه‏ي مجموعه‏هاي دولتي نفوذ ميكرد، متوقف كرديد؛ اين چيز مهمي است. حالا يك عده‏اي در جامعه، ممكن است به هر دليلي شيفته‏ي يك تمدني يا يك كشوري باشند؛ اما اين وقتي به بدنه‏ي مديران انقلاب و مجموعه‏هاي انقلاب نفوذ ميكند، چيز خيلي خطرناكي مي‏شود. اين ديده ميشد؛ خب، جلويش گرفته شد.
گرايش‏هاي سكولاريستي - كه متأسفانه باز داشت در بدنه‏ي مجموعه‏ي مديران كشور نفوذ مي‏كرد - جلويش گرفته شد. نظام انقلابي، بر مبناي دين و بر مبناي اسلام و بر مبناي قرآن شكل گرفته و به همين دليل از حمايت ميليوني اين ملت برخوردار شده و جانهايشان را كف دستشان گرفته‏اند و جوانهايشان را به ميدانهاي خطر فرستاده‏اند؛ آن وقت مسئولان يك چنين نظامي دم از مفاهيم سكولاريستي بزنند؟! «يكي بر سر شاخ و بن ميبريد»؛ يعني خودشان بنشينند و بنا كنند بنِ اين‏مبنا و قاعده را كلنگ زدن! خيلي چيز خطرناكي بود. خب، الحمدللَّه اينها جلويش گرفته شد.
يا جرأت در ايجاد تحول؛ حالت روحي اين دولت اين است كه براي تحول‏آفريني جرأت دارد و اقدام مي‏كند. نمي‏خواهم بگويم همه‏ي اين اقدامها صددرصد درست است؛ نه، ممكن است يك جايي هم اشتباه باشد؛ اما نفس اينكه انسان حالت دليري در مقابل مشكلات داشته باشد و تصميم بگيرد كه براي رفع مشكلات اقدام بكند، چيز باارزشي است كه اين خوشبختانه هست.
جرأت در مقابله‏ي با فساد. مقابله‏ي با فساد خيلي كار سختي است. يك وقتي بنده گفتم كه اين اژدهاي هفت سرِ فساد را به اين آساني نميشود قلع و قمع كرد؛ خيلي كار سختي است. نه اينكه حالا بگويم قلع و قمع شده؛ نخير، الان هم قلع و قمع نشده؛ ليكن جرأت مقابله‏ي با آن هست. خب، وقتي كه اجزاء مجموعه، خودشان آلوده‏ي به فساد نباشند، طبعاً جرأتشان بيشتر است. بسياري از مجموعه‏هاي قبلي هم حقيقتاً پاكيزه بودند - يعني آلودگي نداشتند - اما بالاخره جرأت در مقابله‏ي با فساد يك امتيازي است كه در شما هست.
روحيه‏ي تهاجم در مقابله‏ي با زورگويان بين‏المللي. يك وقت هست كه زورگويان بين‏المللي مي‏آيند و ميگويند كه آقا شما فلان كار را كرده‏ايد و ما رفع و رجوع مي‏كنيم و نه واللَّه، نه باللَّه...؛ ولي يك وقت هست كه تهاجمش، تهاجم زورگويانه است؛ بهترين دفاع در چنين مواقعي هجوم است. زورگويان بين‏المللي، نقاط ضعف زيادي دارند: جنايت ميكنند، فساد ميكنند، به حقوق بشر تجاوز ميكنند، به حقوق ملتها تعدي ميكنند، انسانها را لگدمال ميكنند و همه‏ي كارهاي زشت را انجام ميدهند؛ آخر هم طلبگار همه‏اند! خب، نقاط ضعفشان، با حالت تهاجمي و با حالت طلبگاري، گفته و بيان بشود. اينجور نيست كه ما براي تهاجمات سياسي بين‏المللي، بخواهيم پاسخ پيدا كنيم. يك وقتي از بنده - سالهاي اوايل - ميپرسيدند كه آقا، شما در مقابل اين حرف چه جوابي داريد؟ ميگفتم ما جواب نداريم؛ ما ادعا داريم و مدعي اينها هستيم؛ در قضيه‏ي زن مدعي هستيم؛ در قضيه‏ي حقوق بشر مدعي هستيم؛ در قضاياي حقوق اساسي انسانها مدعي هستيم. ما مدعي اينها هستيم؛ ما در مقام پاسخگويي نيستيم. چرا بايد سوال بكنند تا كسي مجبور باشد پاسخ بدهد؟ آنها بي‏جا ميكنند سؤال و ادعا ميكنند. اين روحيه، روحيه‏ي خوبي است؛ روحيه‏ي انقلاب اين است؛ اين است كه حقيقت را روشن و درخشان ميكند.
گفتمان عمومي دولت اينهاست؛ به طور خلاصه: زنده‏كردن و بازسازي برخي خصوصيات جوهري انقلاب و منطق امام؛ و مقابله‏ي با كساني كه ميخواستند اين ارزشها و اين مفاهيم اساسي را منسوخ كنند، يا از بين ببرند، يا ادعا ميكردند كه منسوخ شده و از بين رفته؛ اين چيز باارزشي است. اين خصوصيت دوم و امتياز دومي است كه در اين دولت هست.
امتياز سوم هم روحيه‏ي مردمي و خاكي اين دولت است؛ اين هم خيلي باارزش است؛ اين را قدر بدانيد. شما امتيازتان به تشخص ظاهري و شكل و قيافه نيست؛ امتيازتان به همين است كه خودتان را با مردم هم‏سطح كنيد، به شكل مردم و در ميان مردم باشيد، با مردم تماس بگيريد، با آنها انس پيدا كنيد، از آنها بشنويد. اين امتياز بزرگي است و در شما هست؛ آن را حفظ كنيد و نگه داريد.
ساده‏زيستي - بخصوص در خود آقاي رئيس‏جمهور - خوب و برجسته است و چيز باارزشي است؛ در مسئولين هم - كما بيش؛ يك جايي كمتر، يك جايي بيشتر - بحمداللَّه هست. ساده‏زيستي چيز بسيار باارزشي است. ما اگر بخواهيم تجمل و اشرافيگري و اسراف و زياده‏روي را - كه واقعاً بلاي بزرگي است - از جامعه‏مان ريشه‏كن كنيم، با حرف و گفتن نميشود؛ كه از يك طرف بگوئيم و از طرف ديگر مردم نگاه كنند و ببينند عملمان جور ديگر است! بايد عمل كنيم. عمل ما بايستي مؤيد و دليل و شاهد بر حرفهاي ما باشد تا اينكه اثر بكند. اين خوشبختانه هست. فاصله‏تان را با طبقات ضعيف كم كرده‏ايد و كم نگه داريد و هر چه كه ممكن است آن را كمتر كنيد. اين سه‏تا خصوصيت و امتياز است.
«من لم يشكر المخلوق لم يشكر الخالق». اين وظيفه‏ي بنده هم هست، وظيفه‏ي همه هم هست. اگر چنانچه اين خصوصيات را در مجموعه‏ي دولت كنوني قدرداني نكنيم و تشكر نكنيم، طبعاً خدا را خوش نمي‏آيد. خداي متعال دوست دارد كه از كارهاي خوب افراد تشكر بشود، قدرداني بشود و سپاسگزاري بشود. وظيفه‏ي بنده هم اين است كه قدرداني كنم و به خاطر همين خصوصيات، از دولت حمايت كنم. البته حمايت از دولت، مخصوص اين دولت نيست؛ بنده هميشه از دولتها حمايت كرده‏ام؛ امام هم (رضوان اللَّه تعالي عليه) در هر برهه‏اي، از دولتها و رؤساي قوه‏ي مجريه و مسئولين دولتي حمايت ميكردند. دليلش هم واضح است. چون عمده‏ي بار اداره‏ي مديريت كشور بر عهده‏ي قوه‏ي مجريه است و نظام بايد از قوه‏ي مجريه، از رئيس‏جمهور، از مسئولين و از وزرا، حمايت كند. امام هم حمايت ميكردند؛ بنده هم در دوره‏هاي گذشته هميشه حمايت ميكردم. منتها خب، اين خصوصياتي كه عرض كرديم، موجب بشود كه انسان گرمتر حمايت كند و در اين قدرداني و حمايت، دلگرمتر اقدام كند.
البته اين به معناي چشم بستن بر ضعفهاي دولت هم نيست. بالاخره شما هم بشريد، نقص داريد، ضعفهايي هم داريد؛ كارهايي را ميخواسته‏ايد انجام بدهيد، ولي انجام نگرفته؛ كارهايي را به فكر نبوده‏ايد و به ذهنتان نبوده، بايد متوجه آنها بشويد و انجام بدهيد؛ كه در جلسات خصوصي با آقاي رئيس‏جمهور و با بعضي از مسئولين ديگر و در بسياري از جلسات عمومي - مثل همين ديدارهاي دولت و غيره - هم گفته شده. البته آن حمايت هم بجاي خودش محفوظ است و هست. » (ديدار رئيس‏جمهوري و اعضاي هيئت دولت ، 2/6/1387 ) (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 7/100112183)