رهبري امام خميني-رهبري آيت الله خامنه‏اي-زندگينامه رهبري

سوالي كه چند وقت است ذهن مرا به خود مشغول داشته اين است كه اگر امام خميني (ره) زنده بودند، چه اتفاقيهايي در بخشهاي مختلف نظام( فرهنگ، سياست، اجتماع و...) مي افتاد و يا بر عكس نمي افتاد؟

در پاسخ به اين سؤال توجه به نکات ذيل حائز اهميت است:
يکم - در نظام سياسي اسلام، رهبري و مديريت کلان جامعه براساس دو دسته از عناصر ثابت و متغير صورت مي پذيرد: 1. اصول و ضوابط کلي و ثابت براي تمامي زمان ها و مکان ها مي باشد. نظير ملاک و محور قرار دادن آموزه ها و ارزش هاي دين مبين اسلام، توانايي اجتهاد، استفاده از عنصر عقلانيت و مشورت، بسط عدالت اجتماعي و... چنين اصول و ضوابطي جهت حفظ اسلاميت نظام سياسي که همواره مي بايست سرلوحه تمامي ارکان حکومت اسلامي خصوصا نهاد رهبري آن باشد و با تغيير يک رهبر به هيچ وجه از بين نمي رود. به عنوان نمونه بعد از رحلت پيامبر گرامي اسلام(ص)، امام علي(ع) در دوران حکومت خويش آنچنان اصول و ضوابط کلي مربوط به مديريت جامعه اسلامي را انجام مي دادند که گويي پيامبر اکرم(ص) انجام مي دهند و يا اين که اگر امام حسن(ع) در زمان امام حسين(ع) زنده بودند قطعا همانند امام حسين(ع) عمل مي کردند.
2. عناصر و مؤلفه هاي غير ثابت نظير؛ توانايي هاي فردي و شخصي رهبر و حاکم اسلامي از قبيل مقامات معنوي و کمالات روحي، جامعيت علمي، دقت نظر و تيزبيني، حسن سليقه، نوانديشي... (مرجعت، سيد هدايت الله طالقاني، تهران، مؤسسه فرهنگي انتشاراتي سبز رويش، 1374، صص 262 - 250). و همچنين مقتضيات زماني و مکاني که موجب مي شود هر فقيه يا حاکم اسلامي بستگي به اين توانايي ها و مصالحي که مطابق با مقتضيات زمان و مکان تشخيص مي دهد عمل نمايد. بديهي است هر چند مقتضيات زمان و مکان امري غير ثابت است اما توانايي هاي فردي و شخصي رهبر مي تواند در جهت دهي هر چه بهتر آنان نقش داشته باشد.
دوم - خط و مشي حضرت امام در زمان رهبري خويش همواره براساس اصول ثابت و متغير مديريت کلان اسلامي بود و لحظه اي از اين اصول و عناصر عدول نکردند و قطعا اگر در زمان ما هم زنده بودند، همانگونه عمل مي نمودند اما بايد به يک نکته مهم توجه داشت و آن توجه به عنصر مقتضيات زمان و مکان، شرايط، امکانات و موانع محيطي است که همواره متغير بوده و تصميمات خاص خود را مي طلبد.
به عنوان نمونه جامعه اسلامي بعد از وفات پيامبر اکرم(ص) به دليل عملکرد بد خلفاي سه گانه و دنياطلبي بسياري از صحابه، در مسيري قرار گرفت که مشکلات بسيار زيادي براي امام علي(ع) به وجود آورد و خارج از کنترل و اختيار آن امام(ع) بود و در زمان ما هم بعد از رحلت حضرت امام و پايان جنگ و فضاي معنوي که به همراه داشت، متأسفانه بخش هايي از جامعه ما درگير ارزش هاي مادي شده و از ارزش هاي الهي فاصله گرفت و از سوي ديگر دوران هشت ساله پس از بازسازي آن مشکلات متعددي را به وجود آورد که نه تنها فاصله عميقي از ارزشهاي اصيل انقلاب به وجود آورد بلکه روند و پيشرفت مادي کشور نيز با ناکارآمدي مواجه شد. مسلما در چنين فضايي مديريت جامعه امري بسيار مشکل است خصوصا اگر بخواهيم از معيارها و ارزش هاي الهي لحظه اي عدول نکنيم.
نتيجه آن که اگر حضرت امام الان زنده مي بودند همچنان براساس اصول و ضوابط کلي مربوط به مديريت اسلامي جامعه را هدايت مي کردند، آنگونه که در زمان حيات مبارکشان و در زمان کنوني توسط مقام معظم رهبري شاهد هستيم، بلي ممکن است به دليل ويژگي ها و خصوصيات شخصي که برخوردار بودند نظير کمالات و جاذبيت هاي معنوي و عرفاني ايشان در برخي مسائل همانند وحدت و همدلي بيشتر گروه ها و جناح هاي سياسي و فرمانبري بيشتر آنان تفاوت هايي وجود داشت. اما از نظر مشکلات، اقتصادي، اجتماعي، سياسي، فرهنگي و... که معلول عوامل محيطي، ساختارهاي جامعه محدوديت ها و عوامل خارجي اند... تفاوت چنداني وجود نداشت.
سوم .پيرامون مديريت و رهبري مقام معظم رهبري از دو زاويه اساسي مي توان به تحليل و ارزيابي پرداخت ؛ يکي راجع به شايستگي کلي ايشان براي احراز مقام ولايت فقيه و ديگري مربوط به حوزه مديريتي و عملکرد هاي ايشان در زمينه رهبري کلان نظام . ابتدا لازم است ويژگي ها و صفات مقام معظم رهبري را که باعث شايستگي ايشان براي عهده داري جايگاه رهبري نظام اسلامي مي شود را بيان نماييم:
واجديت شرايط و ويژگي هايي است که دين مبين اسلام براي تصدي رهبري جامعه اسلامي در نظر گرفته و بر آنها تأکيد دارد. اصل يکصد و نهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران باالهام از منابع اصيل اسلامي، شرايط و صفات رهبر را چنين بيان مي نمايد:
1- «صلاحيت علمي لازم براي افتاء در ابواب مختلف فقه» (اجتهاد مطلق) براساس آيات قرآن و احاديث متعددي نظير: «ان الله اصطفاه عليکم و زاده بسطه في العلم والجسم»؛(بقره، آيه 247)
«ايها الناس، ان احق الناس بهذالامر (خلافت) اقواهم عليه و اعلمهم بامرالله فيه»؛(نهج البلاغه، فيض الاسلام، خطبه 172، ص 558)
رهبر اسلامي بايد از مقام علمي شايسته برخوردار باشد تا با تشخيص قوانين الهي، مسايل سياسي و ساير عناوين اجتماعي قادر به حل و فصل امور باشد. عالم اسلامي کسي است که در مقام اجتهاد، علم به احکام اسلام براساس قرآن و سنت معصومين(ع) داشته باشد تا با شناخت زمينه ها، قادر به اجراي احکام اسلامي در هر مورد باشد.
2- «عدالت و تقواي لازم براي رهبري امت اسلامي». قرآن مجيد يکي از مهمترين شرايط رهبري جامعه را «عدالت» مي داند: «لا ينال عهدي الظالمين»؛(بقره، آيه 124) و امام علي(ع) مي فرمايد: «بدان که بهترين بندگان خدا در پيشگاه خداوند امام عادلي است که خود هدايت يافته و ديگران را نيز به سمت هدايت ببرد».(نهج البلاغه، فيض الاسلام، خطبه 163 ، ص 526)
3- «بينش صحيح سياسي و اجتماعي، تدبير، شجاعت، مديريت و قدرت کافي براي رهبري». رهبري ولايت، امر خطيري است و صرف داشتن شرايط علمي، تقوايي و اخلاقي، فرد را واجد صلاحت رهبري نمي نمايد. سياست امر پيچيده اي است که اعمال آن خرد خاص خود را مي طلبد. آشنايي با ظرايف سياسي و قدرت تحليل سياسي به رهبر اين امکان را مي دهد که در هر زمان با توجه به مقتضيات، تصميمات لازم را اتخاذ نمايد. وجود پاره اي خصايص برجسته براي رهبر را مي توان تدبير و شم سياسي ناميد که با به کارگيري آن مي توان به تصميم گيري شايسته دست يافت. چنان که امام رضا(ع) مي فرمايد: «مضطلع بالامامه عالم بالسياسه» رهبر کسي است که توان رهبري دارد و به سياست آگاه است.(اصول کافي، ج 1، ص 202، ح 1)
از طرف ديگر شجاعت نيز لازمه رهبري شايسته است و خطير بودن امر رهبري، آن را ايجاب مي کند. تصميمات مهم سياسي و نظامي در مقاطع حساس نيازمند قاطعيت مدبرانه و شجاعانه است تا با اتخاذ آن جامعه از سرگرداني نجات پيدا کند.
امام علي(ع) در اين زمينه مي فرمايد: «يحتاج الامام الي قلب عقول و لسان قؤول و جنان علي اقامه الحق صؤول؛ رهبر و امام به ذهني تيز و زباني پرتوان و گويا و دلي پر جرأت براي اقامه حق نيازمند است.»(غررالحکم، ح 11010)
قدرت مديريت نيز خصلت ديگري است که رهبر با دارا بودن آن، مي تواند در ارکان دولت انسجام برقرار کرده و امور را به نحو شايسته سازماندهي نمايد.
چنان که امام علي(ع) در اهميت اين شرط براي رهبري مي فرمايد: «ايها الناس، ان احق الناس بهذا الامر اقواهم عليه؛ مردم! سزاوارترين انسان براي رهبري، کسي است که از توان [مديريت] بيشتري برخوردار باشد و... .» (نهج البلاغه، خطبه 173)
بعد از شناخت شرايط و ويژگي هايي که در اسلام به عنوان ملاک رهبري در نظر گرفته شده است نوبت به اثبات وجود اين شرايط و ويژگي ها در مقام معظم رهبري مي رسد.
در اينجا ما به صورت خلاصه به پاره اي از ويژگي ها و صلاحيت هاي مقام معظم رهبري براي احراز منصب نيابت امامان معصوم(ع) اشاره مي نماييم:
يك. صلاحيت علمى‏
يكم. تأييد اجتهاد از سوى مراجع بزرگوار:
اجتهاد آيةاللَّه‏خامنه‏اى از سوى بسيارى از مراجع و بزرگان - از جمله حضرت امام(رحمه‏الله) - از قبل تصديق شده بوده است. چنانكه حضرت امام(رحمه‏الله) بارها صلاحيت‏ها و صفات والاى شخصيت ايشان را در تعابيرى مختلف بيان كرده بودند و مى‏فرمايند: «... جناب عالى را يكى از بازوهاى تواناى جمهورى اسلامى مى‏دانم و شما را چون برادرى، كه آشنا به مسائل فقه و متعهد به آن هستيد و از مبانى فقه مربوط به ولايت مطلقه فقيه جداً جانب‏دارى مى‏كنيد، مى‏دانم و در بين دوستان و متعهدان به اسلام و مبانى اسلامى، از جمله افراد نادرى هستيد كه چون خورشيد، روشنى مى‏دهيد» صحيفه نور، ج 20، ص 173..و آيةاللَّه فاضل لنكرانى، از مراجع عظام تقليد نيز مى‏فرمايد: «بنده به عنوان كسى كه هم عضو مجلس خبرگان هستم و هم اين كه آشنايى با آيةاللَّه خامنه‏اى دارم، عرض مى‏كنم كه ايشان اهل نظر و اهل اجتهاد هستند... به نظر من ايشان يك فقيه و يك مجتهد است» روزنامه رسالت 22/3/68 ؛ و جهت آشنايى بيشتر با ساير ديدگاه‏ها ر.ك: زندگينامه مقام معظم رهبرى، مؤسسه فرهنگى قدر ولايت، ص 242..
دوّم. تأييد جامعه مدرسين:
همه رساله‏هاى عمليه نوشته‏اند كه اگر دو نفر عادل خبره به اجتهاد كسى شهادت دهند، اجتهاد او قابل قبول است؛ اين در حالى است كه جامعه مدرسين حوزه علميه قم - كه مركب از ده‏ها مجتهد مطلق و چندين مرجع تقليد است - ايشان را به مرجعيت پذيرفتند. همچنين در اساسنامه جامعه مدرسين آمده است: چيزى به عنوان نظر آن جامعه معتبر است كه حداقل شانزده تن از اعضا آن را امضا كرده باشند. بنابراين اعلاميه جامعه مدرسين‏به اين معنا است كه حداقل شانزده تن از مجتهدان و خبرگان در فقه، ايشان را مرجع مى‏دانند.
سوّم. درس خارج مقام معظم رهبرى:
شركت بسيارى از فضلاى حوزه در درس خارج ايشان در حالى كه همگى به وزانت علمى ايشان شهادت مى‏دهند؛ دليل بر بنيه علمى نيرومند و ملكه اجتهاد ايشان است. اين توان علمى سابق بر رهبرى و حتى رياست جمهورى ايشان است؛ نه اينكه ايشان پس از رهبرى، درس خوانده و به اين رتبه از دانش رسيده باشند به عنوان نمونه، ر.ك: سخنان آيت اللَّه فاضل لنكرانى، پيشين ؛ زندگينامه مقام معظم رهبرى، پيشين.
دو. صلاحيت اخلاقى (عدالت و تقواى لازم)
صلاحيت اخلاقى مقام معظم رهبرى نيز از امورى است كه در رفتار و عملكردهاى فردى و اجتماعى ايشان - از زمان كودكى، جوانى و مبارزات سياسى - و نيز مسؤوليت‏هاى متعددى كه در بعد از انقلاب در شرايط حساس داشته‏اند به روشنى قابل اثبات بوده و تمام اشخاصى كه از نزديك با معظم‏له در ارتباط اند، گواه بر اين مدعا هستند. چنانكه آيةاللَّه العظمى بهاءالدينى(رحمه‏الله)از علما و عرفاى بزرگ معاصر مى‏فرمايند: «... از همان زمان، رهبرى را در آقاى خامنه‏اى مى‏ديدم، چرا كه ايشان ذخيره الهى براى بعد از امام بوده است. بايد او را در اهدافش يارى كنيم.بايد توجه داشته باشيم كه مخالفت با ولايت فقيه، كار ساده‏اى نيست» آيت بصيرت، ص 131..
سه. توانايى‏هاى شخصى‏
در بند سوم اصل يكصد و نهم «بينش صحيح سياسى و اجتماعى، تدبير، شجاعت، مديريت و قدرت كافى براى رهبرى» از جمله شرايط و صفات رهبر دانسته شده است.
يكم. مقصود از «بينش صحيح سياسى و اجتماعى» آن است كه رهبر، آن چنان از مسائل و موضوعات و قضاياى سياسى آگاه باشد كه بر آن اساس،هم قادر به اداره امور جامعه باشد و هم در جهت‏گيرى‏هاى ظريف بين‏المللى، تصميمات بجا، شايسته و مفيد به حال جامعه اتخاذ كند.
دوّم. «مديريت و تدبير» عبارت از مجموعه استعدادهايى است كه در شرايط خاص، در رهبرى بارز و ظاهر مى‏شود و او را در اجراى وظايف سنگين خود يارى مى‏كند. كشف اين استعدادها از جمله مواردى است كه در تعيين رهبر، به يقين بايد مورد توجه خاص قرار گيرد.
سوّم. «قدرت و شجاعت» نيز از جمله شرايطى است كه يا از برجستگى‏هاى علمى و اخلاقى ناشى مى‏شود و يا آنكه در زمره استعدادهاى درونى رهبر به شمار مى‏رود. به هر حال مقام شامخ رهبرى چنين مراتبى را مى‏طلبد و به هنگام تعيين و انتخاب رهبرى، بايد به اين موضوع توجه جدّى داشت.
مقام معظم رهبرى تاكنون توانايى‏هاى فوق‏العاده‏اى در راستاى رهبرى و مديريت جامعه، خصوصاً در مواقع بحرانى و سرنوشت‏ساز، از خود بروز داده‏اند. از ديگر سو ايشان از بينش صحيح سياسى و اجتماعى و قدرت و شجاعت بالايى برخوردار مى‏باشند. اين مهم با مرورى بر سوابق و فعاليت‏هاى فرهنگى، سياسى و مبارزاتى ايشان در قبل از انقلاب، و همچنين، پيشينه مديريتى و سوابق درخشان ايشان در شوراى انقلاب، مجلس خبرگان رهبرى، مجلس شوراى اسلامى، دوران رياست جمهورى، سخت‏ترين شرايط ناشى از جنگ و محاصره‏هاى بين‏المللى، بيش از يك دهه رهبرى نظام و با موفقيت بيرون آمدن از فراز و نشيب‏ها و مشكلات متعدد داخلى و بين‏المللى، به خوبى قابل اثبات است و مبين كارآمدى، شجاعت، صلابت در سخن و پايدارى در هدف، تدبير و مديريت تواناى ايشان در مسؤوليت‏هاى خطير مى‏باشد احمد جنتى، نشريه دانشگاه امير كبير، ويژه مجلس خبرگان دوره سوم، ص‏38 ؛ حسن صدرى مازندرانى، حكايت‏نامه سلاله زهرا(سلام‏الله عليها)، قم: مشهور، 1381..
آخرين مرحله‏اى كه شايسته است مورد توجه قرار گيرد، انتخاب قانونى ايشان از سوى خبرگان رهبرى است. اين انگاره خود متأثر از دو عامل است كه هر كدام به تنهايى، مهم‏ترين دليل بر شايستگى ايشان براى رهبرى‏نظام اسلامى است:
1. دارا بودن شرايط لازم براى رهبرى در حضرت آيةاللَّه خامنه‏اى و احراز اين شرايط از سوى خبرگان، به عنوان بهترين و شايسته‏ترين فردى كه قدرت و توانايى رهبرى نظام را دارد. اين مسئله از سوى اكثريت قاطع اعضاى مجلس خبرگان تأييد شد.
2. تأكيد امام خمينى(رحمه‏الله) بر شايستگى آيةاللَّه خامنه‏اى براى رهبرى نظام؛ حضرت امام در موارد متعددى به شايستگى ايشان تصريح كرده‏اند. حجت‏الاسلام و المسلمين هاشمى رفسنجانى در مجلس خبرگان رهبرى در سال 68 در حضور شاهدان اين قضيه را نقل كرد: در قضاياى مهدى هاشمى همراه با آقايان خامنه‏اى، موسوى اردبيلى و ميرحسين موسوى خدمت امام(رحمه‏الله) رسيديم و سيد احمد خمينى نيز حضور داشت، در آنجا به امام گفتيم: شما با اقدامات خود ما را درباره رهبرى آينده در بن‏بست قرار مى‏دهيد. امام با اشاره به آقاى خامنه‏اى فرمود: «در ميان شما كسى است كه شايسته رهبرى است و شما در بن بست قرار نخواهيد گرفت». مرحوم حجت‏الاسلام سيداحمد خمينى(رحمه‏الله) نيز نقل نموده كه امام راحل فرمود: «آقاى خامنه‏اى شايسته رهبرى است»؛ و همچنين ايشان خطاب به مقام معظم رهبرى مى‏گويند: «حضرت امام بارها از جناب عالى به عنوان مجتهدى مسلم و بهترين فرد براى رهبرى نام بردند» روزنامه رسالت 16/3/1368..
تبريك و تمجيد علما و شخصيت‏ها
پس از اين انتخاب، مراجع بزرگوار تقليد، علما و شخصيت‏هاى مذهبى، سياسى، فرهنگى و...، هر يك در پيام‏ها، سخنرانى‏ها، مصاحبه‏ها، باتمجيد فراوان از اين انتخاب، آن را «هدايتى الهى»، «انتخابى شايسته»، «مايه دل‏گرمى و اميدوارى ملت ايران و يأس دشمنان» شمرده، از ايشان با عنوان «شخصيتى ممتاز»، «واجد همه شرايط رهبرى» و «صالح‏ترين فرد براى اين منصب» نام بردند پرسش‏ها و پاسخ‏هايى درباره مجلس خبرگان رهبرى، پيشين.. به عنوان نمونه آيةاللَّه العظمى اراكى(رحمه‏الله) در پيامى‏به مقام معظم رهبرى فرمودند: «انتخاب شايسته حضرت عالى به مقام رهبرى جمهورى اسلامى ايران، مايه دلگرمى و اميدوارى ملت قهرمان ايران است» روزنامه جمهورى اسلامى 22/3/68..و آيةاللَّه العظمى گلپايگانى(رحمه‏الله) در بخشى از پيام خود خطاب به ايشان چنين مى‏نگارد: «از خداوند متعال مسألت دارم كه تأييدات خود را بر شما در منصب حساس رهبرى جمهورى اسلامى ايران مستدام بدارد» على مؤمن، قيادة آيةاللَّه الخامنه‏اى، ص‏91. و آيةاللَّه يوسف صانعى نيز چنين بيان مى‏نمايد: «آيةاللَّه خامنه‏اى، نه تنها مجتهد مسلّم مى‏باشد، بلكه فقيه جامع‏الشرايط واجب‏الاتباع مى‏باشد» حكايت‏نامه سلاله زهرا(سلام‏الله عليها)، ص‏225.. و آيةاللَّه‏العظمى ميرزا هاشم آملى نيز چنين بيان داشت: «انتخاب شايسته شما از سوى مجلس خبرگان، موجب اميد و آرامش گرديد؛ چرا كه شما شخصيتى متفكر، عارف به اسلام و صاحب درايت و تدبير هستيد» قيادة آيةاللَّه الخامنه‏اى، پيشين، ص 92..
رهبري موفقيت آميز حضرت آيت الله خامنه اي را مي توان به صورت فشرده در سه محور ذيل به اثبات رساند:
الف. تواناسازي ملت ايران
ايران در طول قريب دو دهه رهبري حضرت آيت الله خامنه اي به سطح مناسبي از توانمندي رسيده است. توانمندي ايران عمدتا در پرورش و تربيت نيروهاي متخصص کارآمد و فن آور در سطح منطقه جز آولين ها به شمار مي آيد. به گونه اي که اکنون ايران قادر است نيروهاي ماهر و متخصص خود را براي کشورهاي ديگر صادر نمايد. پيشرفت و توسعه انساني ايران چه در بعد مهندسي و فني و علوم پايه و بسياري از رشته هاي پيشرفته دنيا و بالاخره سد سازي و پروژه سازي هاي بزرگ در حد قابل قبولي رسيده است.
در مرحله ديگر توليد محصولات فني و فن آوري هاي پيشرفته است که اکنون ايران به غير از نفت صادرات زيادي از جمله خودرو و کالاي پيشرفته نظامي و .. دارد که همگي نشان از مديريت صحيح کشور در سطح کلان آن دارد. از سوي ديگر ايران از نظر رفاه و خدمات اجتماعي و بهداشتي به نرخ قابل قبولي رسيده است. فعاليت درماني و بهداشتي ايران در ميان کشورهاي خاورميانه حد بالائي را به دست آورده است. جدا از پيشرفت هاي علمي در فنون و ابعاد مختلف شاخص سلامتي و اميد به زندگي در ايران رشد بسيار خوبي داشته است.
رسيدن ايران به کشور هسته اي و فتح قله هاي رفيع دانش و فن آوري ايران را در رتبه بالاي علمي رسانده است. به گونه اي که حتي دشمنان ايران نيز از پيشرفت همه جانبه ايران در حيرت افتاده اند. به نظر مي رسد که رهبري خردمندانه حضرت آيت الله خامنه اي يکي از عوامل مهم و تعيين کننده پيشرفت و ترقي ايران به حساب مي آيد.
ب. مديريت و رهبري ارزشمدار
نکته قابل توجه در رهبري ايران توسط ايت الله خامنه اي اين است که ايران براي رسيدن به قله هاي پيشرفت و توسعه پايدار همواره در خط اسلامي و ارزش ها حرکت کرده است. براي احراز منافع ملي پشت به ارزش هاي اسلامي نکرده است. بنابراين مديرت کشور براي رسيدن به عدالت و رعايت ارزش هاي اسلامي، صيانت و حفاظت از احکام ناب اسلامي قدم هاي جدي و محکمي را برداشته است.
حضرت آيت الله خامنه اي از ميان مسئولان عالي رتبه نظام بيشترين دغدغه و اهميت براي عدالت و رعايت حال مستضعفان ومحرومان داشته است. اگر در ايران هنوز به ميزان مطلوب عدالت الهي نرسيده ايم، علتش نه تقصير و قصور رهبري معظم انقلاب است بلکه سطوح برنامه ريزي و اوليت بندي در دولت هاي گذشته بوده است.
در حالي که دولت ها، همواره به عدلت توجه مي کردند اما کليد رسيدن به عدالت را اولويت در توسعه اقتصادي و يا سياسي مي دانستند، به همين جهت در تشخيص اولويت ها چه بسا که دقت لازم انجام نمي گرفت لذا به وضعيت مطلوب از نظر تحقق عدالت نرسيده ايم. اما به دليل اهميت و تأکيدي که رهبري درباره عدالت داشتند و دارند، هم اکنون رسيدن به عدالت به صورت يک برنامه جامع در دولت نهم مطرح شده است. قطعا در اين زمينه اينان به موفقيت هاي بلندي رسيده و خواهد رسيد.
کافي است براي اثبات اين موضوع نگاهي به کارنامه درخشان نظام اسلامي در ارتباط با مناطق و اقشار مستضعف جامعه داشته باشيد هر چند همان گونه که گذشت، علي رغم تمامي اين دستاوردها گام هاي بلندي تا تحقق کامل عدالت لازم است که با برنامه ريزي هاي دقيق در حال انجام مي باشد.
رهبري حضرت آيت الله خامنه اي تحول انگيز، تأثير گذار، جهت دار و همواره با دقت و برنامه بوده است. منش زاهدانه زندگي ايشان علنا و عملا همنوايي و همدردي صادقانه را با اقشار کم درآمد جامعه ابراز مي کند. امام علي(ع) زهد زندگي شخص خود را براي تسلي خاطر محرومان مي داند. در اسلام بزرگ ترين ارزش انديشه و انگيزه خير است بنابراين به دليل دغدغه جدي و اهميت زيادي که رهبري معظم انقلاب به عدالت و رعايت حال محرومان دارد مي توان گفت که رهبري ايشان بسيار به رهبري امام علي(ع) در مسأله رعايت عدالت شباهت دارد. امام علي(ع) به رغم اين که به عدالت مي انديشيد ولي به علت مشکلات دوره حکومتش به بسياري از شعارهاي خود نتوانست جامه عمل بپوشاند. اما هرگزاز ارزش هاي الهي دست بر نداشت.
عمل به احکام اسلامي و اجراي احکام الهي معيار بزرگي براي مديريت سالم و صحيح جامعه است. از اين رو ايران به عنوان اولين کشوري که نظام صد در صد اسلامي دارد بايد از نظر اجراي احکام اسلامي مقام اول را دارا باشد. حضرت آيت الله خامنه اي در رأس قوه قضائيه فردي مجتهد، آگاه، زمان شناس و عدالت محور را برگزيده است با رهبري آيت الله شاهرودي قوه قضائيه رو به جلو و پيشرفت است. مهم اين است که در ايران اسلامي هيچ حکمي مخالف اسلام اجرا نمي شود و از سوي ديگر همواره سعي حرکت قوه قضائيه اجراي حدود و احکام اسلامي است. ممکن است درک برخي از قضات صد در صد با واقعيت و حقيقت مقرون نباشد اما در جمع کل مي توان گفت که ايران نظامي است که بيشترين توجه به احکام اسلامي در آن صورت مي گيرد.
ج. رهبري و مديريت عزت مندانه:
آيت الله خامنه اي در سطح مناسبات خارجي با حفظ استقلال به صورت عزت مندانه از منافع و مصالح ملي حمايت کرده است. به لحاظ استقلال و خود اتکايي همواره الگويي قابل قبول براي استقلال خواهان و مسلمانان مطرح است. حمايت ايران از حقوق فلسطين و مقابله با سياست هاي شرور و توسعه طلبانه آمريکا و شرکاي آن انديشه و فکر درست مقاومت را در جهان اسلام رهبري مي کند براي ايران الگو شدن نسبت به مسلمان يک ارزش بزرگ به حساب مي آيد. هنگامي مي تواند وضعيت مناسب الگو شدن را تثبيت و نهادينه کند که با تکيه بر سه اصل عزت، حکمت و مصلحت در برابر زياده خواهي هاي استکبار مقاومت نمايد و از محرومين و مظلومين جهان حمايت کند، طبعا بدون دقت و رعايت مصالح و منافع ملي و جهاني اسلام نمي توان الگوي مناسب قرار گرفت. به گونه اي بهانه براي زورگويان بين المللي فراهم نشود. و از سوي ديگر فطرت و انديشه سالم بشري موضع و ديدگاه ايران را صحيح و درست تلقي کند.
ايران اسلامي به رهبري حضرت آيت الله خامنه اي توانسته است با مقاومت صحيح و مناسب در مقابل زياده خواهان زورگو بايستند و از طرفي ديگر ادبيات مقاومت به طرزي دلنشين و دلپذير است که فطرت و طبع انسان را مجذوب خود مي سازد به همين جهت آمريکا از مقابله با ايران عاجز مي آيد. بدون ترديد روش مقاومت يک اصل بزرگ و ارزشمندي است که با آن مي توان مقاومت را حفظ و نهادينه کرد و از سوي ديگر طرفداراني زيادي در سطح بين الملل پيدا کرد.
بر اين اساس مي توان گفت که رهبري حضرت آيت الله خامنه اي موفقيت آميز، تحول انگيز، و پيشرونده بوده است و بحمد الله توانسته است به بهترين صورت کارويژه ها و وظايف اصل رهبري را که همان مديريت کلان انقلاب و نظام اسلامي انجام داده و ضمن راهبري صحيح آن در جهت تحقق کامل اهداف انقلاب اسلامي، از انحراف آن در فراز و نشيب ها و امواج سهمگين زمانه، جلوگيري نمايد.
در ادامه به بررسي بيشتر توان مديريتي مقام معظم رهبري مي پردازيم:
حجاب معاصرت
آنهايي كه از نزديك دستي بر تاريخ دارند، از يك اپيدمي و بيماري شايع به نام «حجاب معاصرت» در ميان راويان وتحليل گران تاريخ سخن مي گويند. چه بسيار تاريخ دانان وتاريخ نويساني كه درپرده و حجاب معاصرت، از ضبط و تحليل مهمترين وقايع تاريخي هم عصر خود غفلت ورزيده اند اما رنج ها و مشقت هاي طاقت فرسايي را براي ضبط و روايت برهه هايي دور از يك دوره تاريخي را متحمل شده اند كه از ارزش و اعتبار چنداني برخوردار نبوده است.
اين بيماري، در عصر حاضر به تجربه در آمده و نه تنها گريبان اهل تاريخ، كه اهل سياست، فرهنگ، هنر، دانشگاهها، حوزه هاي علميه، عالمان ديني، رجال مذهبي واصحاب رسانه را نيز در برگرفته است. اين روزها درحالي هجدهمين سال انتخاب حضرت آيت الله خامنه اي را به عنوان رهبر و سكاندار نظام اسلامي فرا روي داريم كه دركمتر برگه تقويم و يا رسانه ومطبوعه اي، از اين انتخاب هوشمندانه وسرنوشت ساز نام و يادي به ميان مي آيد.شايد از آن روست كه اهل شعر و ادب و غزل مي گويند هر چه ذوق هنري است درتوصيف و استعاره و كنايه وتشبيهي است كه از هلال وبدر و محاق و مهتاب و گيسوي شب و كمان ابروست وكمتر سخن از خورشيد و آفتابي به ميان رفته كه جهان در پرتو نور آن تجلي يافته است.
به جهت تقريب به ذهن ونه مشابهت، تعبيري علماي فلسفه وعرفان درتوصيف واجب الوجود دارند كه مي گويند «هو مستور لشده ظهوره و هو مخفي لشده وجوده» يعني ظهور و وجود باريتعالي آن قدر آشكار و محسوس است كه از شدت ظهور، از ديدگان مخفي مانده است.
به راستي چرا در اين سال ها كه از ريز و درشت حوادث گفته ايم، از تهديدات بنيان برافكن سخن رانده ايم و فراز ونشيب هاي انقلاب را به روايت و تحليل نشسته ايم و بر عبور از اين طوفان ها و تلاطم ها باليده و افتخار كرده ايم، كمتر از تدبير وهوشياري و رهبري داهيانه سكاندار نظام اسلامي در دهه دوم وسوم انقلاب سخن به ميان آورده ايم، تهديداتي كه اگر تنوع و حجم آن بيشتر از دهه اول انقلاب نباشد، لااقل همسان و همسنگ آن است، اگر چه معتقديم از رهبري امام راحل ومعمار اين انقلاب الهي نيز به مشتي از خروار بسنده كرده ايم.
چه كسي مي تواند مدعي شود كه در ميان رهبران و روساي جمهور امروز دنيا، فردي خداترس تر و باتقواتر از رهبر ايران اسلامي مي شناسد؟ كدام ناظر منصفي تاكنون ادعا كرده كه درميان حاكمان امروز، حاكمي را مي شناسد كه شجاع تر، با تدبيرتر، خلاق تر و هوشمندتر از رهبر ايران بر ملتي حكومت مي كند؟ آيا مي توان رهبري به جامعيت علمي، ديني و فقهي ايشان در دنياي اسلام پيدا كرد؟ كدام سياست ورزي است كه توانايي او همسنگ و همسان مديريت ايشان در بحبوحه بحران ها و فشار ها وتهديد هاست؟ و كدام اهل سياستي با درك صحيح از بحران هاي 18 ساله نظام اسلامي كه ازاين حيث در ميان حدود 200 كشور دنيا بي نظير است، مي تواند ادعا كند رهبري را مي شناسد كه او در عبور كشتي انقلاب از دل طوفان ها و امواج سهمگين، مدبرانه تر از او هدايت كشتي را مي توانسته بر عهده بگيرد و به ساحل مقصود رهنمون سازد؟ كدام ملتي مي تواند چونان ملت لايق ايران، رهبري را به دنياي بشريت عرضه نمايد كه از حيث ساده زيستي و پرهيز از زخارف دنيوي، در دنياي امروز به انگشت اشاره در آيد؟
خورشيد در آينه خورشيد
امام بخشي از اين بار مسئوليت را در زمان حيات خويش بر دوش كشيد و با تعابيري بلند و رسا در توصيف فرزند رعنا و برنايش فرمود:«يكي از بازوهاي پرتوان جمهوري اسلامي ... برادري آشنا به مسايل فقهي و متعهد به آن ... ازجمله افراد نادري كه چون خورشيد روشني مي بخشد.... متعهد و مبارز در خط مستقيم اسلام... عالم به دين و سياست ... كسي كه آواي دعوت او به صلاح و سداد درگوش مسلمين طنين انداز است... سربازي فداكار در جبهه جنگ و معلمي در محراب، خطيبي توانا درجمعه و جماعات و راهنماي دلسوز در صحنه انقلاب... در حكم آيه شريفه اشداء علي الكفار و رحماء بينهم ... من آقاي خامنه اي را بزرگ كردم... ايشان سرمايه انقلاب هستند... ايشان از اجتهادي كه لازمه ولايت فقيه مي باشد، برخوردارند... ايشان الحق شايسته رهبري اند، با بودن آقاي خامنه اي شما خلا ء رهبري نداريد و ... »و چنين بود كه سكاندار هدايت انقلاب، در اولين سخنراني خود درميان مردمي كه دست بيعت به سوي ايشان دراز كرده بودند، فرمود: «ما با خدا پيمان بسته ايم راه امام خميني را كه راه اسلام و قرآن و راه عزت مسلمين است دنبال كنيم و از هيچ يك از آرمان هايي كه به وسيله امام ترسيم شده، چشم پوشي نخواهيم كرد. آرمان هايي چون پيگيري سياست نه شرقي و نه غربي، حمايت از مستضعفان و محرومان، وحدت و همبستگي دنياي اسلام، وفاداري به اصل ولايت فقيه، استقلال و خود كفايي كشور، حركت به سمت استعدادهاي جوشان داخلي وساختن جوانان و اصلي شمردن مسئله فلسطين.»
چالش هاي پس از رهبري
جابه جايي ها در حوزه قدرت، همواره با مشكلات عديده اي درنظام هاي سياسي رايج همراه بوده است، اما با ژرف نگري هاي امام امت(ره) و درايت واقتدار رهبر معظم انقلاب و حضور ميليوني مردم در مراسم تشييع بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، اين انتقال قدرت در نظام اسلامي با كم ترين هزينه انجام شد.
به اعتقاد بسياري از تحليل گران سياسي، معدل عملكرد و هنر مديريتي و رهبري امام (ره) در برهه زماني 67 تا 68، كه آخرين سال حيات مادي ايشان بر اين كره خاكي بود را مي توان با تمام دوران مبارزه و رهبري امام(ره) مقايسه كرد و در واقع سال 1367، سال شكوفايي و اوج هنرنمايي آن قائد عظيم الشأن بود. در اين سال، امام ضمن ترسيم خطوط كلي سياست ها و خط مشي جمهوري اسلامي ايران در عرصه هاي سياسي، فرهنگي و بين المللي، بن بست هاي موجود در اداره كشور را كه جز با يد بيضايي و انگشت اشارت ايشان قابل گشودن نبود، گشود تا روند تكاملي انقلاب را تضمين نمايد.
پذيرش قطعنامه 598 و پايان جنگ تحميلي، عزل منتظري از قائم مقامي رهبري و انهدام باند مهدي هاشمي، تشكيل شوراي بازنگري قانون اساسي و حذف مرجعيت از شرايط رهبري، از جمله بن بست هايي بودكه مي توانست هر انقلابي را به زانو درآورد، علاوه بر آنكه با صدور حكم قتل سلمان رشدي و گشايش جبهه فرهنگي اسلام در برابر دنياي غرب، دعوت گورباچف و بلوك شرق به اسلام و تاكيد مجدد برصلاحيت هاي آيت الله خامنه اي، سياست هاي كلي نهال نوپاي انقلاب را ترسيم فرمودند.
رهبر معظم انقلاب در شرايطي سكان هدايت انقلاب را به دست گرفتند كه فضاي پيش روي ايشان با دوران زعامت امام (ره) بسيار متفاوت بود. امام با مرجعيت علي الاطلاق و پشتوانه حوزه علميه قم، مشهد و نجف و با پشتوانه پنج دهه كار علمي، فقهي، آموزشي وپرورشي و با تشكيلاتي قوي و منسجم از روحانيون و دانشگاهيان قدم در راه مبارزه گذاشت و در طول مبارزه علاوه بر سود جستن از پشتوانه «مرجعيت»، از تلاش ها و جانفشاني هاي مريداني چون طالقاني ها، بهشتي ها، مطهري ها، خامنه اي ها، هاشمي رفسنجاني ها، مفتح ها، باهنرها، رجايي ها، سعيدي ها، غفاري ها، اندرزگوها، مدني ها، اشرفي اصفهاني ها، دستغيب ها و ... بهره برد كه اين امتياز در سال هاي نخستين رهبري آيت الله خامنه اي، به رغم تمامي شايستگي هاي ايشان، مهيا نبود وسال ها به درازا كشيد تا بن مايه هاي عميق علمي و قابليت هاي شگرف فقهي ايشان به رخ مدعيان كشيده شود.
مديريت بحران
حضرت آيت الله خامنه اي در حالي توسط خبرگان اين ملت براي رهبري نظام اسلامي برگزيده شد، كه كشور آبستن حوادث ومشكلات بسيار بود. رحلت امام يك شوك سهمگين به دولت وملت ايران وارد ساخته بود و دشمنان و بدخواهان نظام، چنگ و دندان ها سائيده و نشان مي دادند. تأسيسات زيربنايي كشور همچون آب، برق، گاز، مخابرات، راهها، فرودگاهها، خطوط راه آهن، پالايشگاهها و صنايع مادر، در دوران جنگ تحميلي خسارات فراوان ديده بودند، ذخاير ارزي كشور به پائين ترين ميزان خود رسيده بود و تأمين نيازهاي اساسي و اوليه مردم، تبديل به يك دغدغه جدي شده بود.
تنظيم سياست ها و اولويت هاي باز سازي كشور با عنوان «برنامه اول توسعه اقتصادي كشور» از چالش هاي نفس گيري بود كه در اولين سال رهبري ايشان اتفاق افتاد. برنامه اي كه به دليل ماهيت ابزاري و سرمايه اي خود، موجبات بروز برخي ناعدالتي ها و تبعيض ها را فراهم مي ساخت اما اين امر دليلي بر سكوت و يا شانه خالي كردن ايشان از زير بار مسئوليت نبود و بارها ضمن هشدار نسبت به اتخاذ برخي سياست هاي اقتصادي، در مواردي از سرعت گرفتن برنامه هاي موسوم به توسعه اقتصادي به دليل فشاري كه برگرده اقشار آسيب پذير و محروم جامعه واردمي آمد، جلوگيري به عمل آوردند.
يكي از مهمترين ويژگي هاي مقام معظم رهبري به اعتراف دوست و دشمن، مديريت عالي و خلاقانه ايشان در شرايط حساس و بحراني است. اداره يك جامعه در شرايط عادي، شايد كار دشواري نباشد خصوصاً براي مديران و رهبراني كه از تجربه لازم براي اداره جامعه برخوردار باشند، اما توانمندي يك مدير و يك سكاندار كشتي در شرايطي ظاهر مي شود كه در لحظات بحراني و در ميان توفان حوادث، كيان نظام را به سلامت به ساحل مقصود برساند.
جنگ اول خليج فارس و حمله صدام به كويت، يكي از اين عقبه هاي سخت و سرنوشت ساز بود كه با تدبير وهوشمندي رهبر معظم انقلاب، از آن به سلامت عبور كرديم. در جريان تجاوز صدام به كويت و ورود نيروهاي غربي به خليج فارس و آغاز درگيري ها، گروههايي كه خود را اهل تحليل و صاحب فهم ودرك عميق مي دانستند، بامشاهده شليك چند موشك اسكاد به اسرائيل، از صدام به عنوان خالدبن وليد دوران ياد كردند و خواستار گشايش جبهه اي نظامي به نفع صدام در منطقه شدند تا ناخواسته كشور را درگير دامي از قبل پهن شده نمايند، اما با هوشياري وتدبير رهبري كه جنگ صدام و آمريكا را «جنگ باطل با باطل» ناميدند، انقلاب از دام درگيري با دنياي غرب آن هم در جبهه حمايت از صدام(!) به سلامت عبور كرد تا هوشمندي و درايت ايشان به رخ مدعيان كشيده شود.
عبور از دوران فتنه
دوران به قدرت رسيدن طيفي از تجديدنظرطلبان در دوره موسوم به «توسعه سياسي» را بايد جزو تلخ ترين و سخت ترين دوران حيات انقلاب اسلامي به شمار آورد. دوراني كه شاهد بروز و ظهور فتنه هايي چون قتل هاي زنجيره اي، شبه كودتاي 18 تير، يكه تازي مطبوعات زنجيره اي و فضاي به شدت ملتهب سياسي كشور بوديم. قصه تلخ قتل هاي زنجيره اي با هدف فرمان آتش به سوي نظام طراحي شده بود و تبليغات گسترده اي كه هيچ تناسبي با وزن واقعي آن نداشت و انسان را به ياد ماشين تبليغاتي گوبلز و هياهوي دروغين و غلوآميز تاريخ معاصر چون سوزاندن يهوديان در كوره هاي آدم سوزي و قتل عام ارامنه توسط دولت عثماني مي انداخت. واقعه اي كه به جاي ريشه يابي، توسط برخي گروههاي فرصت طلب و وابسته، به ريشه سازي كشيده شده بود و محوري ترين شخصيت ها و بنيادي ترين نهادهاي نظام را با آتشباري فريب و خدعه و نيرنگ به مسلخ كشانده بودند.
توطئه اي كه با هدف دامن زدن به تنازعات داخلي و فراگير نمودن آتش جنگ داخلي، اركان نظام اسلامي را نشانه رفته بود كه اين تهديد بنيان افكن، با سرپنجه تدابير رهبري، به فرصتي براي پالايش نظام از نيروهاي نفوذي و موجب شكل گيري صف بندي جديدي به نام نيروهاي خودي و غيرخودي درجريان هاي سياسي كشور گرديد.
شكل گيري مطبوعات زنجيره اي كه درجهت اجراي پروژه هايي چون نافرماني مدني، استحاله از درون، ديپلماسي مسير 2، براندازي خاموش، پروژه خندق، تعادل ويرانگر، مقاومت مدني، مشروعيت دوگانه، فشار از پائين و چانه زني در بالا، عبور از خاتمي و... تدارك ديده شده بود، با شجاعت و ميدان داري رهبري به تسخير نيروهاي نظام درآمدند تا يكي از مستحكم ترين و موثرترين پايگاههاي دشمن كه عبدالله بن ابي ها در آن موضع گرفته و فروپاشي نظام اسلامي را نشانه گرفته بودند، دچار اضمحلال و فروپاشي گردد.
برخورد هوشمندانه رهبر معظم انقلاب با پروژه هايي چون فشار از پايين و چانه زني در بالا و يا پروژه فروپاشي از درون، گواهي ديگر بر برخورد امام گونه ايشان بامخاطرات پيش روي انقلاب است. معظم له در پاسخ به مدعيان پروژه فشار با صراحت اعلام كردند:« اگر فشار بياوريد حادثه كربلا تكرار خواهد شد نه صلح امام حسن (ع)» و در پاسخ به سردمداران پروژه فشار و استحاله از درون فرمودند:«اصلاحات در ذات و هويت انقلاب است درحالي كه برخي به دنبال نقش آفريني همزمان يلتسيني و گورباچفي هستند. اينها اشتباه اول شان اين است كه آقاي خاتمي، گورباچف نيست. اشتباه دومشان اين است كه اسلام، كمونسيم نيست. اشتباه سومشان اين است كه نظام مردمي جمهوري اسلامي، نظام ديكتاتوري پرولتاريا نيست. اشتباه چهارمشان اين است كه ايران يك پارچه، شوروي متشكل از سرزمين هاي به هم سنجاق شده، نيست و اشتباه پنجم شان هم اين است كه نقش بي بديل رهبري در ايران شوخي نيست.»
تدبير امام گونه رهبر معظم انقلاب در برخورد با شبه كودتاي 18 تير 78، تلولو ديگري از هنر رهبري و هدايت ايشان است. حادثه اي كه با طراحي نيروهاي خارجي و صحنه گرداني اپوزيسيون داخلي و بازيگري گروهي از اراذل و اوباش و تعدادي دانشجونما كه بازيچه سياست بازان حرفه اي شده بودند، اتفاق افتاد اما با اقتدار و تدبير رهبري، بساط آن برچيده شد تا آرامش و امنيت به جامعه اسلامي مان لبخند زند.
حادثه 11 سپتامبر و متعاقب آن حمله آمريكا به افغانستان و عراق هم از ديگر بحران هايي بود كه نظام ما به سلامت از آن عبور كرد. پس از حادثه 11 سپتامبر و تشكيل ائتلافي موسوم به ائتلاف ضد تروريست و تعيين محورهاي شرارت و شعار «هر كه با مانيست برماست» كه با هدف ايجاد رعب و وحشت در ملل مسلمان و تغيير مرزهاي دنياي اسلام طراحي شده بود و در برهه اي كه قدرت هاي بزرگي چون روسيه و چين نيز از ترس برخورد، راه مماشات و همراهي را با سواره نظامان صليبي در پيش گرفته بودند، غرش رعد آساي رهبري در شكستن صفوف جبهه متحد غرب و نشان دادن ريشه تروريسم در زائده چركيني به نام رژيم صهيونيستي و دولت استكباري آمريكا، بيداري و خيزش دنياي اسلام را در برابر اين توطئه شوم به ارمغان آورده است. در آن روزها، چه بسيار افراد وجريان هاي سياسي بودند كه در مسير امواج اغواگرانه رسانه هاي غربي، براي رفع اتهام از خود و پرهيز از درگيري با آمريكا، پيشنهاد مذاكره وهمراهي با لشكركشي هاي آمريكا را مي دادند و امروز پس از شكست ها و ناكامي هاي مستمر آمريكا در منطقه، سرافكنده از آن همه ترس و وحشت و تحليل هاي ناروا، سر در گريبان فرو برده اند.
نمي از يم
صيانت از آراي مردم و حفاظت از حقوق و آزادي هاي مشروع آنان در برابر خود محوري ها و خودكامي هاي گروههاي سياسي و دفاع از اقليت در برابر سلطه گري اكثريت، از ديگر هنرهاي بي بديل رهبري است كه مانع تمركز قدرت در يك شخص يا نهاد يا جريان خاص سياسي شده است، حادثه اي كه بنيان آن دربرهه هايي از تاريخ انقلاب توسط حزب كارگزاران و سپس حزب مشاركت پيچيده شد، اما با انگشت اشاره رهبري در هم پيچيد. ارائه تعاريف جديدي از دمكراسي، مردمسالاري، حقوق بشر، جامعه مدني و ...، كه در سايه هوشمندي رهبر معظم انقلاب به دست آمده است، هجمه نظري و ايدئولوژيك شيفتگان نظام ليبرال دمكراسي را به يك فرصت تازه براي نظام اسلامي تبديل كرد تا از بطن آن مفاهيم بلندي چون مردمسالاري ديني، جامعه مدني نبوي و اصولگرايي اصلاح طلبانه، در خدمت تحكيم مباني انقلاب اسلامي خلق شود. مروري گذرا برفراز و نشيب ها و تهديد و توطئه هاي صورت گرفته در هجده سال گذشته، گواهي براين مدعاست كه حجاب معاصرت باعث گرديده تا تنها «نمي از يم» ويژگي ها و ظرفيت هاي شگرف حضرت آيت الله خامنه اي را با پوست و گوشت خود احساس كرده باشيم.
تسلط و احاطه بي نظير معظم له براموري همچون مسايل نظامي، تهديدات دشمنان، تهاجم فرهنگي، ناتوي فرهنگي، نيازهاي نسل جوان، مطالبات و نيازهاي دانشگاهها، بايسته هاي حوزه هاي علميه، شناخت دغدغه هاي نيروهاي انقلاب و درك شايسته از بايسته هاي نظام اسلامي و... باعث گرديده تا حتي بدخواهان نظام نيز از اين همه وسعت و جامعيت و احاطه ايشان بر امور، گاه ناخواسته لب به تمجيد و تجليل بگشايند.
هيچ فرد منصفي نمي تواند منكر اين مهم شود كه دستاوردهاي نظام درعرصه هايي چون پيشرفت هاي هسته اي، موشكي، سلول هاي بنيادي، توليد داروها و واكسن هاي مهاركننده بيماري هايي چون ايدز و برخي سرطان ها، ترميم ضايعات نخاعي، دستيابي به فناوري شبيه سازي، به راه افتادن نهضت توليد علم وجنبش نرم افزاري در حوزه و دانشگاه، دميده شدن روحيه اعتماد به نفس درجوانان و جوان گرايي و... در گرو دغدغه ها و پيگيري هاي مستمر ايشان صورت گرفته است. معظم له در جمع دانشجويان كشور به صراحت فرمودند:«اگر بودجه بندي كشور در دست من بود، مهمترين چيزي كه من به عنوان اولويت اول به آن نگاه مي كردم، همين مسئله «پژوهش» بود. امروز دنيا به پژوهش به عنوان زيربناي پيشرفت وتعالي يك جامعه نگاه مي كند.
فرهنگ سازي ها
از ديگر ابتكارات تاثيرگذار ايشان، نامگذاري سال ها به عناويني همچون سال پيامبر اعظم (ص)، رفتار علوي، حماسه حسيني، سال امام خميني، پاسخگويي مسئولان، انضباط اجتماعي، خدمتگزاري به مردم، عدالتخواهي، اتحاد ملي و انسجام اسلامي است، نامگذاري هايي كه در واقع يك نوع فرهنگ سازي در جامعه اسلامي بوده است.
بازگشت اصولگرايان به صحنه قدرت كه با تدابير ويژه و فرهنگ سازي هاي مستمر ايشان در قالب گفتمان عدالتخواهي و اصلاحات يعني مبارزه با فقر، فساد و تبعيض صورت پذيرفت، از ديگر تدابير سرنوشت ساز ايشان است كه پرداختن به آن مجال واسع تري را طلب مي نمايد.
آينده نگري و پيگيري هاي مستمر و مستدام ايشان باعث گرديد مسئولان نظام، سندي به عنوان سند 20 ساله را تدوين نمايند كه براساس آن، نظام اسلامي در سال 1404 هجري خورشيدي بايد در زمينه علمي، فناوري و اقتصادي به قدرت اول آسياي جنوب غربي( خاورميانه، آسياي ميانه و قفقاز) تبديل گردد.
از ديگر ابتكارات ايشان، احياي اصل 44 قانون اساسي است كه كارشناسان از آن به عنوان يك انقلاب و جهش اقتصادي نام مي برند. با اجراي اصل 44، از تصدي گري دولت در مناصب اقتصادي كاسته شده و بخش خصوصي و تعاوني ها، چرخه توليد و تجارت كشور را به حركت در خواهند آورد.
تدابير ديگر ايشان در طول هجده سال گذشته با مشكلات و معضلاتي همچون فتنه طالبان و القاعده در افغانستان، كاهش قيمت نفت به زير 10 دلار، پرونده انفجار آميا، تحريك قوميت ها و اقليت هاي ديني، گشايش سفره بحران و ناامني در كشور، تحريم هاي شديد اقتصادي، قطعنامه هاي شوراي امنيت، دادگاه ميكونوس، كنفرانس برلين، اصلاح قانون مطبوعات، تحصن نمايندگان مجلس ششم، جنگ 33 روزه حزب الله لبنان با رژيم صهيونيستي، صدور حكم حكومتي در تاييد صلاحيت مصطفي معين و... نشان مي دهد، كه انقلاب چه نگين ارزشمندي را برركاب خود نشانده است.
تزريق اميد به اركان دولت و مردم در سخت ترين و بحراني ترين شرايط، از ديگر هنرهاي ناب رهبري ايشان در طول 18 سال گذشته بوده است، به گونه اي كه در بحراني ترين شرايط فرموده اند:« من خود را غرق در عنايات و نعمات خداوند متعال مي دانم. اگر هر مدير و مسئولي صرفا كار خود را خوب انجام دهد، ديگر هيچ نگراني ودلهره اي ندارم.» اين مهم را بايد بدانيم كه اگر در دهه اول انقلاب و در دوران غربت و تنهايي« دفاع مقدس»، براي حفظ موجوديت و بقاي خود مي جنگيديم، امروزه سرنوشت منطقه به سرانگشتان ما سپرده شده است و آمريكا و متحدانش كه در گذشته اي نه چندان دور با تفرعن از تغيير جغرافياي سياسي در جهان اسلام وتشكيل خاورميانه جديد مي گفتند، اينك از ظهور و تولد خاورميانه جديد با محوريت ايران اسلامي سخن مي گويند و ايراني كه زماني بانك مركزي تروريسم و محور شرارت نام گرفته بود، اينك به محور اميد و رهايي آنان از گرداب عراق، لبنان، افغانستان، فلسطين و منطقه خاورميانه تبديل شده است.
دوستداران، شيفتگان و ياران وفادار حضرت امام خميني (ره) و حضرت آيت الله خامنه اي (حفظه الله تعالي) مي بايد بدانند و نيك هم مي دانند كه اين دو گوهر ناب،« يك حقيقت با دو تجلي» هستند كه وظيفه همه ما، درك و معرفي شايسته و بايسته اين حقيقت ماندگار و الهي به جامعه اسلامي و بشريت تشنه امروز و فردا است.
براي آگاهي بيشتر ر.ك :
1- زندگي نامه مقام معظم رهبري , مؤسسه فرهنگي قدر ولايت
2- حکايت نامه سلاله زهرا(س)، حسن صدري مازندراني، مؤسسه انتشارات مشهور، چاپ اول 1381
3- حقوق اساسي جمهوري اسلامي ايران، ج 2، دکتر سيد محمد هاشمي، نشر دادگستر، چاپ پنجم، 1380
4- رهبري در اسلام، محمد محمدي ري شهري، انتشارات دارالحديث، چاپ اول 1375 (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 1/100110515)