-امام خميني(ره) و شرکت در جنگ-

چرا امام خميني در جنگ شركت نكردند؟ اگه خطر جان ايشان بود پس چرا پيامبر(ص) و امام علي(ع) خودشون در جنگ شركت مي كردند؟ مگه نبايد الگوي ما معصومين(ع) باشند پس چرا ايشان تبعيت نكردند؟

اما نظر شما در مورد اين‌که چرا حضرت امام خميني (ره) در جريان جنگ به صورت مستقيم شرکت نکردند، نظري قابل بحث است. مطلب ديگر مورد توجه شما اين‌که اين مسئله را با عملکرد معصوم عليه‌السلام مقايسه کرده و چنين برداشت کرده‌ايد که عملکرد امام (ره) تبعيت از معصوم نبوده و به نوعي خلاف عملکرد معصومين (ع) بوده است.
در مورد مسئله دوم لازم است ذهن شما با شرايط و موقعيت زمانه بيشتر آگاه باشد. نقش فرمان‌دهي در جنگ به تبع دوران‌هاي مختلف، متفاوت خواهد بود ؛ در دوران پيامبر(ص) و ائمه(ع) به دليل شرايط خاص آن دوران که حتي اختصاص به پيامبر هم نداشته است، جنگ‌ها به گونه‌اي بوده که فرمانده سپاه لازم است به صورت مستقيم در صحنه حاضر باشد اما آيا اين به اين معني است که خود هم در مصاف مستقيم با دشمن قرار مي‌گرفته؟ غير از جنگ احد و شرايط ويژه‌اي که در آن به وجود آمد، در تاريخ نداريم که پيامبر به عنوان فرمانده سپاه اسلام اقدام به جنگ تن به تن با دشمن کرده باشند.
حضرت به عنوان فرمانده سپاه به طراحي تاکتيک‌هاي نظامي مي‌پرداختند که اين امر در ساير مناطق جهان در آن روزگار هم بوده است. اگر چه منش پيامبر به دليل مردمي بودن و الهي بودن مکتب، از بسياري از تکبرها و حريم‌هاي مادي و قدرتي به دور بوده است ولي اين روش به عنوان يک سبک و شيوه مهم نظامي در آن دوران مطرح است.
اما امروزه به دليل وسعت يافتن ابزارآلات ارتباطي فرماندهي نظامي و از سوي ديگر پيچيده شدن مسئله حکومت داري و لزوم هدايت کل کشور و توجه به ابعاد مختلف آن حتي در شرايط جنگي ، ديگر مستلزم حضور مستقيم حاکم در ميدان نبرد نيست.
اين امر در رده‌هاي مختلف قابل مشاهده است. فرمانده لشکر فرمانده تيپ و ... با توجه به رده‌هاي خود ساختارهاي ويژه‌اي را در يک عمليات نظامي دارا هستند. به ندرت مشاهده مي‌شود که يک فرمانده لشکر در طي يک عمليات در خط مقدم مبارزه قرار گيرد چرا که وظيفه او هدايت کل عمليات است که لازم است از بيرون اين هدايت صورت گيرد و چه بسا حضور مستقيم و مخاطرات آن يا غفلت از ساير مسائل ، موجب شکست يک عمليات گردد.
در مورد حضرت امام هم وضع به اين گونه است. بنابراين عدم حضور امام در خط مقدم جبهه‌ها به معني عدم متابعت از روش معصومين يا بيم از کشته‌شدن نيست.
در دوران قبل از انقلاب اقدامات امام تا حدي بوده که اطرافيان ايشان خطر ترور را براي ايشان کاملاً مسلم مي‌ديدند، ولي امام به شهادت اطرافيان ذره‌اي ترس جان نداشته و مطابق وظيفه و تکليف الهي‌شان عمل مي‌کردند. به طور کل، تبعيت از معصوم به معني عمل کردن کامل مطابق روش ايشان نيست بلکه آن‌چه مهم است الگوگيري از سيره و منش معصومين است.
آيا به ذهن متبادر مي‌شود که چون پيامبر با شتر مسافرت مي‌کردند اگر ما هم بخواهيم تبعيت کنيم بايد از شتر براي مسافرت استفاده کنيم؟ هرگز. معناي فرا زماني بودن احکام اسلامي به اين معني است که بايد مطابق مقتضيات روز از مکتب وانديشه اسلامي پيروي کرد.
غير از اين‌که در اين مسئله مورد نظر شما نکته ديگري نيز وجود دارد و آن اين‌که در زمان جنگ و بحران‌هاي موجود در نظام، اگر سلامت حضرت امام با مشکلي مواجه مي‌شد، اين امکان وجود داشت که اصل نظام جمهوري اسلامي از بين برود.
چه اين‌که بسياري از دشمنان انقلاب براي اين مسئله روزشماري مي‌کرند. بنابراين لازم بود که علي‌رغم ميل باطني حضرت امام تمهيدات ويژه‌اي براي محافظت از جان ايشان به عمل آيد. حضور در جبهه‌هاي جنگ اين امکان را براي دشمن فراهم مي‌کرد تا بتواند به راحتي به نظام اسلامي ضربه زده و انقلاب نوپاي اسلامي ايران را در نطفه از بين ببرد.
فلسفه حضور در جبهه،رهبري وهدايت است كه اين در جبهه هاي جنگ بدون حضور فيزيكي هم عملي بود،وسائل ارتباط جمعي همه جا را به حضور تبديل نموده است. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 49/100110437)