امام خميني و جمهوريت-امام خميني و رأي اكثريت

نظر به اينکه امام خميني فرموده بودند ميزان رأي مردم است، چرا در روز 6/3/60 فرمودند «اگر تمام مردم موافقت کنند، من مخالفت مي کنم.» و در روز 25/3/60 فرمودند: «اگر 35 ميليون نفر بگويند آري، من مي گويم خي

دانشجوی محترم ضمن تشکر از تماس مجدد شما با این مرکز به اطلاع می رساند که سوال شما مشتمل بر دو بخش می باشد : نخست دیدگاه امام خمینی(ره) در باره جمهوریت نظام و دوم تعارض سخنان مطرح شده در بالا با جمهوریت .
1 - در زمینه مطلب نخست باید بگوییم که اعتقاد امام خمینی به جمهوریت نظام مساله ای است که جزء بدیهیات نظام جمهوری اسلامی ایران می باشد به گونه ای که حتی بدون مراجعه به دیدگاههای آن عزیز سفرکرده نیز با مروری بر موضع گیری ها و سیره عملی ایشان می توان به این مهم پی برد . شخصیتی که در مسیرمبارزه به جای اتکا به گروهها و جریانات سیاسی مستقیما پیامهای خود را با مردم مطرح کرده و آنان را وارد عرصه میدان مبارزه نموده و پس از پیروزی انقلاب اسلامی به جای بازگرداندن مردم به خانه ها ی خود آنها راولی نعمت خود و صاحب اصلی انقلاب دانسته و از آنها انتظار داشت تا همواره در صحنه حاضر باشند . ایشان در اقدامي بي سابقه کمتر از یک ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران دستور آماده سازی مقدمات برگزاری رفراندوم نظام تازه تاسیس را صادر نموده واز مردم خواستند تا آزادانه در مورد عنوان جمهوری اسلامی و ماهیت آن رای مثبت یا منفی خود را اعلام نمایند که در این مقطع ایشان هم از طریق فراهم آوردن شرکت آزادانه مردم در انتخابات برای اولین بار در تاریخ کشور و نیز از طریق برگزیده شدن یکی از انواع جمهوری به عنوان نوع نظام آینده ، اهتمام خود را به مساله رای مردم و جمهوریت نظام نشان دادند . همچنین توجه امام خمینی به نگارش قانون اساسی جدید و تشکیل نهادهای نظام نوپای جمهوری اسلامی از جمله نهادهای انتخابی و برگزاری انتخابات های مربوط به این نهادها و نیز برگزاری انتخابات برای اصل قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز همه و همه نشان از اهتمام ایشان به مساله جمهوریت نظام داشت . ایشان بارها و بارها در سخنان وموضع گیری های خود نیز از توجه به نقش مردم و مشارکت آنان در سرنوشت سیاسی خود سخن می گفتند که یکی از نمونه های آن بخشهای مختلف همین سخنرانی هایی است که شما در سوال خود به بخشهای دیگر آن اشاره نموده اید به عنوان مثال امام خمینی در سخنرانی 6 خرداد 1360 چنین می فرماید : « مردم رأى دادند به اينها، مردم شانزده ميليون تقريباً يا يك قدرى بيشتر رأى دادند به قانون اساسى. مردمى كه به قانون اساسى رأى دادند منتظرند كه قانون اساسى اجرا بشود؛ نه هر كس از هر جا صبح بلند مى‏شود بگويد من شوراى نگهبان را قبول ندارم، من قانون اساسى را قبول ندارم، من مجلس را قبول ندارم، من رئيس جمهور را قبول ندارم، من دولت را قبول ندارم. نه! همه بايد مقيد به اين باشيد كه قانون را بپذيريد، و لو بر خلاف رأى شما باشد. بايد بپذيريد، براى اينكه ميزان اكثريت است؛ و تشخيص شوراى نگهبان كه اين مخالف قانون نيست و مخالف اسلام هم نيست، ميزان است كه همه ما بايد بپذيريم. من هم ممكن است با بسيارى از چيزها، من كه يك طلبه هستم، مخالف باشم.لكن وقتى قانون شد [تصويب‏] خوب، ما هم مى‏پذيريم... مى‏گوييد اينها اشتباه كرده‏اند، بسيار خوب، ممكن است يك ميليون جمعيت هم اشتباه بكنند؛ اين اشكال ندارد؛ اما در عين حالى كه اعتقادتان اين است كه اينها اشتباه كرده‏اند، در عين حال بايد بپذيريد. چاره نداريد. شما هم كه وكيل شديد فرض كنيد از تهران يا از جاى ديگر، خوب، عده كثيرى مى‏گويند كه اين لياقت نداشته است! اين نبايد، خوب نبود بشود، اما حالا كه اكثريت شد، پذيرفته‏اند. »
بنابر این با توجه به این مطالب و دهها مطلب دیگر و نیز سیره عملی آن امام بزرگوار می توان به اعتقاد ایشان به نقش مردم که با عنوان جمهوریت نظام از آن یاد می شود پی برد . (جهت مطالعه بیشتر رک : جایگاه مردم در نظام اسلامی از دیدگاه امام خمینی ، آثار موضوعی امام خمینی دفتر 35، نشر موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ره)
2 – درمورد منظور امام خمینی در این سخنرانی از جمله بالا - هر چند با جستجویی که شد در سخنرانی 25 خرداد چنین جمله ای وجود نداشته و اتفاقا سراسر تاکید بر لزوم عمل به قانون اساسی و بازگشت به رای و نظر ملت می باشد - در مورد جمله اول که در متن سخنان امام خمینی وجود دارد به نظر می رسد که می توان دو منظور را برای این عبارت تصور نمود : نخست اینکه همچون شما بگوییم که این سخن با جمهوریت نظام تغایر دارد که این مساله با سه امر تعارض پیدا می کند : سیره عملی ایشان ، بخشهای دیگر سخنان ایشان که در بالا به آن اشاره شد و در آن تصریح به لزوم پذیرش رای اکثریت ولو خلاف خواسته های خودمان باشد شده بود و در آنجا حتی اشاره شده بود که اگر مردم خلاف نظر ایشان رای دادند و لو اینکه آن را حق ندادند اما بدان ملتزم خواهند بود در آنجا که در سخنرانی 6 خرداد فرمودند :« من هم ممكن است با بسيارى از چيزها، من كه يك طلبه هستم، مخالف باشم.لكن وقتى قانون شد [تصويب‏] خوب، ما هم مى‏پذيريم... » و تعارض سوم این معنا با دیدگاههای رایج ایشان در زمینه نقش مردم و جمهوریت نظام و لزوم التزام عملی به رای اکثریت می باشد . ایشان به اندازه ای به مساله جمهوریت و اهمیت التزام به رای و نظر مردم معتقد بودند که در سخنان دیگر خود از هر گونه اقدامی که بوی استبداد و خودرایی داشته باشد حتی از جانب ولی فقیه پرهیز می دادند به عنوان مثال ایشان می فرمودند :« اگر فقیهی یک مورد دیکتاتوری بکند از ولایت می‌افتد.»( صحیفه امام، جلد9، سخنرانی امام در جمع انجمن اسلامی به تاریخ 30/6/58به نقل از منوچهر محمدی ، مقاله رابطه امام خمینی و مردم در انقلاب اسلامی.)
بنابر این به نظر می رسد که نمی توان معنای اول را برای این سخن لحاظ داشت . لذا معنای دوم برای این جمله احتمال بیشتری می یابد و آن اینکه امام خمینی با توجه به سخنانی که در لزوم پای بندی همگان به قانون وعدم تخطی از آن از سوی نمایندگان مجلس و رئیس جمهور داشتند معتقدند که همگان باید به حدود و ثغور قانون اساسی ای که ملت به آن رای داده و به عنوان میثاق ملی پذیرفته شده است پای بند باشند و هر کس که از این حدود و ثغور تجاوز کند ایشان به عنوان رهبر انقلاب و بزرگترین حافظ قانون اجازه چنین کاری را نخواهند داد و اگر تمام مردم هم به چنین شخصی رای داده باشند ایشان با این فرد مخالفت خواهند کرد و مراد در اینجا این نیست که اگر مردم به رئیس جمهوری رای دادند ایشان با او مخالفت خواهند کرد بلکه منظور این است که اگر همه 35 میلیون نفر جمعیت آن زمان به رئیس جمهوری رای دهند اما وی به میثاق ملی خود پای بند نبوده و از حدود وثغور قانون تجاوز کند ایشان با او مخالفت خواهند کرد کما اینکه لحن سخنان (به ویژه سخنان 25 خرداد 60) و نیز فضایی که این سخنان در آن ایراد شده و زمینه هایی که منجر به ایراد این سخنان شده است خود موید این دیدگاه می باشد . چرا که هم این سخنان که در جمع نمایندگان مجلس بیان گردیده است و هم سخنان 25 خرداد که درجمع مردم بیان گردیده است در فضایی بیان گردیده است که بنی صدر به عنوان اولین رئیس جمهور مدعی بود که با توجه به اینکه 11 میلیون به وی رای داده اند وی حق هر گونه اظهار نظری ولو بر خلاف قانون داشته و قانون شکنی ها و حرمت شکنی های وی باعث شد که امام خمینی در اظهاراتی که در این روزها بیان می کردند گریزی به این مطلب زده و مردم را برای خبر مهمی که چند روز بعد انتشار یافت یعنی عزل بنی صدر از فرماندهی کل قوا و رای مجلس به عدم کفایت سیاسی بنی صدر آماده کنند که همین گونه هم شد .
بنابر این با توجه به سیره عملی و نظری امام خمینی و نیز توجه به بخشهای دیگر همین سخنرانی ها در می یابیم که امام راحل به طور کامل و قطعی معتقد به مساله جمهوریت نظام و رای و خواست اکثریت -در چارچوب قوانين اسلامي- و التزام عملی به آن حتی در صورت عدم قبول آن به لحاظ نظری بودند و در نتیجه باید این سخن ایشان را به گونه ای دیگر معنا کرد که با توجه به زمینه های ایراد این سخنرانی ها در می یابیم که منظور امام این بوده است که اگر رئیس جمهور منتخب مردم هم بخواهد از حدود و ثغور قانونی که ملت به آن رای داده و میثاق ملی می باشد تجاوز نماید - حتی اگر همه مردم به ایشان رای داده باشند - اما ایشان در برابر چنین رئیس جمهوری خواهند ایستاد و اساسا در صورتی که رئیس جمهوری چنین اقدامی انجام دهد چون نسبت به میثاق خود با مردم تخلف ورزیده است لذا دیگر نماینده و سخنگوی مردم هم نخواهد بود و زمینه برای عزل چنین رئیس جمهوری فراهم می گردد .
پرسشگر محترم ضمن آرزوی موفقیت برای شما امیدواریم که از این پاسخ قانع شده باشید . (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 24/100107137)