فقر اقتصادي-فقر و فحشا

علت برخي اعمال منافي عفت در جامعه چيست؟ يا چرا بچه هاي انتظار بايد از نبود يه لقمه نون شب سر به بستر بذارن فرداش بيدار نشن؟ عشق چيه ؟ براي چيست؟

پرسشگر گرامي احساس مسئوليت شما نسبت به معضلات اجتماعي و اقتصادي که متاسفانه در گوشه و کنار جامعه وجود دارد ، قابل تقدير است . مشکلاتي را که برشمرديد به هيچ وجه با اصول و ارزشهاي نظام و جامعه اسلامي سازگار نيست و همواره از دغدغه هاي مسئولين دلسوز نظام بوده و در راستاي حل اين قبيل مسائل اقدامات اساسي در حال انجام است . در پاسخ پرسشي که مطرح نموديد به اختصار گفتني است:
الف- عوامل گوناگوني در وقوع اين معضل دخالت دارد :
1- عامل اعتقادي ؛ مثل هرچند وقوع برخي اعمال منافي با عفت در جامعه با فقر و مسائل اقتصادي مرتبط است اما بسياري از اين قبيل اعمال داراي انگيزه هايي غير از مسئله امرار معاش بوده و به مسائلي نظير تجمل گرايي ، شهوت پرستي و کامجويي ، ...بر مي گردد که ناشي از ضعف ايمان و دوري از معنويات است . «اذا قلّت الطّاعات كثرت السيّئات.» هرگاه طاعات كم شود گناهان بسيار شود ( شرح آقا جمال الدين خوانسارى بر غرر الحكم ج‏3 ص 127) معنويات روحيه واراده انسان را در برابر ناملايمات بيمه مي كند وانسان را از معاصي دور كرده وعنايت الهي را نسبت به انسان بيشتر مي كند اما زندگي عاري از معنويات زمينه را براي انجام گناهان ومحرمات فراهم مي كند به علت ضعف ايمان است كه گاه عده اي با كوچكترين مشكل مادي واقتصادي وگاه از روي چشم هم چشمي ،به برخي از محرمات الهي دست مي زنند شهيد مطهري در اين زمينه مي فرمايد:« همان فاسدترين و بى عفت ترين زنان دنيا هم معتقدند كه بى عفتى بد است منتهى وقتى كه بگوئى چرا اين كار را مى كنى ؟ مى گويد ديگران هم همينطورند»(اسلام ومقتضيات زمان ج1ناشر :صدرانشر : تهران ص 403) « أَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ»(سوره عنكبوت آيه 45) يعنى نماز را بپاى داريد كه شما را از فحشاء و منكر بازمي دارد
2-تهاجم فرهنگي : برخي معاندين اسلام ونظام اسلامي تبهكاريهاى اخلاقى را در ميان مردم ترويج مى‏كنند، و جامعه را به سوى بى‏بند و بارى و گسيختگى اخلاقى و ستمكشى و تسليم‏پذيرى در برابر ظلم سوق مى‏دهند (كه به انجام دادن هر كار زشت و ناپسندى پاسخ مثبت مى‏دهند)اينها خواهان اشاعه فحشاء وفقر در جامعه اند استاد مطهري مي فرمايد:«هستند كسانى كه عملا مروج فحشا هستند ، حال يا به حساب پول پرستى و يا از روى اغراض ديگرى، كه غالبا در عصر ما اين اغراض، اغراض استعمارى است ،مى خواهند فحشا در ميان مردم زياد شود ، چرا ؟ براى اينكه هيچ چيزى براى سست كردن عزيمت مردانگى مردم , به اندازه شيوع فحشا اثر ندارد آمريكاييها كه يك برنامه عمومى براى فاسد كردن همه دنيا دارند برنامه شان همين است ،فحشا را زياد كنند »(آشنايى باقرآن ج4(سوره نور)ناشر :صدرا،محل نشر : تهران ،ص50-49)
3- نارسائي هاي،اقتصادي اجتماعي : توزيع نابربر امكانات اقتصادي واجتماعي درجامعه ،گاه افرادي را مجبور به شكستن هنجارها مي كند «در اين شرائط مرد هوسران عياش متمكن چاره خود را منحصر مى بيند كه گروهى از زنان را نزد خود گرد آورده حرمسرائى تشكيل دهد . ( شهيد مطهري ؛نظام حقوق زن دراسلام ناشر :صدرا نشر : تهران صفحه : 78-75)بديهى است كه دراين شرائط اخلاقى و اجتماعى،زنان بي عفاف وبي تقوا يا دچار ضعف ايماني رايگان و آسان خود را در اختيار هر مردى قرار مي دهند و مردان مي توانند هر لحظه با هر زنى هوسرانى كنند و وسيله هوسرانى همه جا و هر وقت و در هر شرايطى فراهم باشد اكنون دنياى امروز, با مبارزه باعفاف و تقواى زن چنين زمينه هايي را فراهم آورده است (اقتباس از همان)
همچنين تن پروري وسستي افراد ،در اشتغال به كار هاي مشروع وگاه نيز بخاطر نبود شغل مناسب درجامعه به عنوان منبع درآمد ،دختران جوان بي تقوا را به اين انحرافات فكري وعملي مي كشاند. بعضيها با وجود زمينه شغل مناسب حاضر به اشتغال نمي شوند وخود فروشي را منبع درآمدي خود قرار مي دهند0در واقع اينها ارزش واقعي عفاف خود را نمي دانند،كه شهيد مطهري مي نويسند:«يكى از بد بختيهاى دنياى امروز تحقير كردن اصول عفاف و تقواى در امور جنسى است» (مطهري؛آشنايى باقرآن ج4(سوره نور)ناشر :صدرانشر : تهران صفحه : 9-10)
4- وسوسه هاي شيطاني : طبق ديدگاه قرآني وسوسه هاي شيطاني در گناه وانحراف افراد نقش اساسي دارد«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ وَ مَنْ يَتَّبِعْ خُطُواتِ الشَّيْطانِ فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ»(سوره نورآيه 21) اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، از گامهاى شيطان پيروى نكنيد، هر كسى پيرو شيطان شود، (گمراهش مى‏سازد، زيرا او به فحشا و منكر فرمان مى‏دهد «الشيطان يعدكم الفقر ويامركم بالفحشا»بقره 286 شيطان به شما ،وعده فقر مي دهد وشما را به فحشاء امر مي كند
ب- چرا بعضي افراد از گرسنگي مي ميرند؟
درپاسخ اين سوال رامي توان در دو سطح خرد وكلان بررسي كرد:
1- ضعف مديريت مالي فرد : بعضي افراد در زندگي خود داراي برنامه مشخصي نيستند ،لذا در صورت داشتن بنيه مالي خوب هم ،آن را با ولخرجي زود از دست مي دهند وبه مرور زمينه فقر را در خود بوجود مي آورند بخاطر اينكه به دارايي خود مديريت خوبي نمي كنند
2- عدم اجراي كامل دستورات اسلامي در جامعه : دين اسلام براي ريشه كني فقر وفلاكت از جامعه ، اموري مثل زكات ، صدقه وانفاق را قرار داده است كه متأسفانه امروزه در جامعه چندان مورد توجه نيست . «الذين في اموالهم حق للسائل والمحروم»(معارج ،آيه14) حضرت علي (ع)در توضيح اين مطلب مي فرمود اداي حقوقي كه برعهده توانگران است باعث جلوگيري از فقر مي شود ، و در جاي ديگر مي فرمايد ،خداوند سبحان ،حداقل معيشت فقرا را در اموال ثروتمندان واجب كرده است ؛ هيچ فقيري گرسنه نماند ، مگر اينكه در مقابل ثروتمندي بهره مند شد ،خداوند ثروتمندان را مسئول اين مسئله مي داند (نهج البلاغه ؛كلمات قصارحضرت علي(ع)شماره328)
امام صادق (ع)فرموده اند:اگر مردم حقوق واجب خود را اداء مي كردند ،فقراءبه زندگي شايسته اي مي رسيدند (محمدبن حسن حر عاملي ؛وسائل الشيعه ؛ج6 ؛چاپ پنجم ص3) «إنّ اللَّه- عزّ و جلّ- فرض على أغنياء النّاس في أموالهم، قدر الّذي يسع فقراءهم خداى بزرگ در اموال ثروتمندان، پرداخت مال به اندازه‏اى كه فقرا را كفاف دهد واجب كرده است». (الحياة با ترجمه احمد آرام، ج‏6، ص: 437) از اين احاديث كه صريح مى‏گويند خداوند فقرا را شريك در اموال اغنيا قرار داده است، و روزى فقرا را در اموال ثروتمندان مقدّر كرده است.در متون ديني زياد داريم پس ثروتمندان از پرداخت حقوق آنها كوتاهي مي كنند
3-نبود روابط صحيح اقتصادي، اجتماعي در جامعه:به لحاظ جامعه شناختي وجود مسائل ومشكلات اجتماعي ،چون فقر ناشي از وجود شرايط مساعد ونامساعد اجتماعي ،اقتصادي فرهگي در جامعه مي باشد ،كه در اين شرائط نامساعد افراد سودجو ،به مقاصد شوم خود از قبيل احتكار مواد مورد نياز فقراء ،اقدام مي كنندواز اين راه به سود كلان دست مي يابند بنا بر مطالعات جامعه شناختي فقر پديده اي است كه در درون سيستم اقتصادي اجتماعي وبراثر روابط ناعادلانه حاكم بر روابط انسانها پديد مي آيد (اقتباس از جامعه شناسي اصول مباني و ؛سيف الهي؛سيف الله نشر مرندي ؛چاپ اول سال 73،ص205)
به طور خلاصه مجموعه اي از اين عوامل فردي واجتماعي (سوءمديريت افراد ،عدم پرداخت حقوق فقراءاز طرف ثروتمندان ونبود رئابط صحيح اجتماعي و )موجب بروز پديده فقر در جامعه وموجب گرسنه ماندن افرادي در آن مي شود
ج – علت وفلسفه عشق وبه عبارتي چرا عشق بوجودآمده است؟
از آنجائي كه شهيد مطهري درباره عشق مباحث خيلي مفيدي دارند،پاسخ اين سوال را از زبان آن علامه بيان مي كنيم.ايشان در جايي عشق را نوعي از احساسات انسان مي داند ومي فرمايد:«احساسات انسان، انواع و مراتب دارد . برخى از آنها در انسان به علت خاصى اوج و غليان زائد الوصفى مى گيرد و بدين جهت نام عشق به آن مى دهند ولى به هر حال از لحاظ حقيقت و ماهيت , جز طغيان و فوران و طوفان شهوت چيزى نيست از مبادى جنسى سرچشمه مى گيرد و به همانجا خاتمه مى يابد . افزايش و كاهشش بستگى زيادى دارد به فعاليتهاى فيزيولوژيكى دستگاه تناسلى و قهرا به سنين جوانى . با پا گذاشتن به سن از يك طرف , و اشباع و افراز از طرف ديگر كاهش مى يابد و منتفى مى گردد .
جوانى كه از ديدن روئى زيبا و موئى مجعد به خود مى لرزد و از لمس دستى ظريف به خود مى پيچد , بايد بداند جز جريان مادى حيوانى در كار نيست . اينگونه عشقها به سرعت مى آيد و به سرعت مى رود , قابل اعتماد و توصيه نيست , خطرناك است , فضيلت كش است . تنها با كمك عفاف و تقوا و تسليم نشدن در برابر آن است كه آدمى سود مى برد . يعنى خود اين نيرو انسان را به سوى هيچ فضيلتى سوق نمى دهد اما اگر در وجود آدمى رخنه كرد و در برابر نيروى عفاف و تقوا قرار گرفت و روح , فشار آنرا تحمل كرد ولى تسليم نشد , به روح قوت و كمال مى بخشد .» (جاذبه ودافعه على(ع)جلد :1ناشر :صدرامحل نشر : تهران صفحه 56)
بزرگان بيشتر عشق نوجواني را هوي وهوس مي دانند تا عشق ؛لذا استاد مطهري هم مي فرمايد:«ميان آنچه عشق ناميده مى شود و آنچه به صورت هوس و حرص و آز و حس تملك در مى آيد - با اينكه هر دو روحى و پايان ناپذير است - تفاوت بسيار است . عشق , عميق و متمركز كننده نيروها و يگانه پرست است و اما هوس , سطحى و پخش كننده نيرو و متمايل به تنوع و هرزه صفت است(مسأله حجاب ؛ناشر :صدرا جلد :1محل نشر : تهران صفحه : 115)از اينجاست كه عشق را به دونوع عشق حيواني وعشق حقيقي تقسيم مي كنند ؛در عشقهاى حيوانى , تمام عنايت و اهتمام عاشق به صورت معشوق و تناسب اعضاء و رنگ و زيبائى پوست اوست و آن غرائز است كه انسان را مى كشد و مجذوب مى سازد , اما پس از اشباع غرائز ديگر آن آتشها فروغ ندارد , و به سردى مى گرايد و خاموش مى گردد ». (همان جاذبه ودافعه على(ع)ص72)
عشق اگر حقيقي بوده باشد نقش موثري درجسم وجان انسان دارد «اثر عشق از لحاظ روحى در جهت عمران و آبادى روح است و از لحاظ بدن در جهت گداختن و خرابى . اثر عشق در بدن درست عكس روح است . عشق در بدن باعث ويرانى و موجب زردى چهره و لاغرى اندام و سقم و اختلال هاضمه و اعصاب است . شايد تمام آثارى كه در بدن دارد آثار تخريبى باشد ولى نسبت به روح چنين نيست , تا موضوع عشق چه موضوعى , و تا نحوه استفاده شخص چگونه باشد ؟ بگذريم از آثار اجتماعيش , از نظر روحى و فردى غالبا تكميلى است , زيرا توليد قوت و رقت و صفا و توحد و همت مى كند ( فطرت؛ ناشر :صدرا جلد :1محل نشر : تهران ص 142)
البته از جهان بيني عرفاني عشق معناو مفهومي عميق تر پيدا مي كند و نقش اساسي در خلقت دارد:« در جهان بينى عرفانى راز خلقت كه به تعبير آنها تجلى است عشق است جهان از عشق بوجود آمده است و بانيروى عشق باز مى گردد . و به تعبير آنها در جميع حيات عمومى موجودات عشق سريان است . ذره اى در جهان نيست كه از آنچه كه آنها ،آن را عشق , عشق به حق مى نامند خالى باشد .(اقتباس ازمطهري؛ عرفان حافظ(تماشاگه راز) ناشر :صدرا ج1 نشر : تهران ص100-101)
پايان مباحث را به حديثي از پيامبر(ص)خاتمه مي دهيم «پيغمبر اكرم(ص) فرمود: افضل الناس من عشق العبادة و عانقها و باشرها بجسده و تفرغ لها . بهترين مردم آن كسى است كه به پرستش و نيايش عشق بورزد . همچنين حضرت رسول مى فرمايند : طوبى لمن عشق العبادة خوشا به حال كسى كه به عبادت عشق بورزد »(تعليم وتربيت دراسلام ناشر :صدرا جلد :1محل نشر : تهران ص 331) (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 3/100101512)