-موافقان و مخالفان ولایت فقیه-ممنوعیت قیام قبل از ظهور -روايات آخرالزمان-

بارها با بعضي از كساني كه مقوله ولايت فقيه را جعلي و نامشروع مي دانستند به بحث و مشاجره علمي نشستم غالبا مخالفت آنها به خاطر بعضي از روايت هايي است كه در بخش روايات آخرالزمان وارد شده است مي باشد به ط

پاسخ اين پرسش را در دو بخش ذيل مورد بررسي قرار مي دهيم :
الف . مباهله
پيرامون مباهله و موضوعاتي که در پرسش مطرح نموديد گفتني است :
يکم . واژه مباهله در اصطلاح به معناي نفرين كردن دو نفر يا دو گروه به يكديگر است؛ به‌گونه‌اي كه افرادي كه با هم درباره يك مسئله مهم ديني، مذهبي و... با يكديگر گفت‌وگو و اختلاف دارند، در يك جا جمع شوند و به درگاه الهي تضرع كنند و از خداوند بخواهند كه فرد دروغگو يا ظالم را رسوا سازد و يا بر او عذابي نازل فرمايد.
از نظر کاربردي ، مسئله مباهله حكم و مسئله‌اي كلي و عمومي است. از رواياتى كه از پيشوايان مذهبى ما وارد شده است، استفاده مى‏شود كه موضوع مباهله اختصاص به پيامبر گرامي اسلام (ص) نداشته و هر فرد مسلمانى در مسائل مذهبى مى‏تواند با مخالفان خود به مباهله‏برخيزد و شيوه مباهله و دعاى آن در كتابهاى حديث وارد شده ( براى‏اطلاع بيشتر به كتاب «نورالثقلين‏» مراجعه بفرمائيد: نورالثقلين: ج‏1، ص 292 - 291.)
استاد علامه طباطبائى(ره) در اين زمينه مي فرمايد : «مباهله يكى از معجزات باقى اسلام است و هر فرد با ايمانى به‏پيروى از نخستين پيشواى اسلام، مى‏تواند در راه اثبات حقيقتى ازحقائق اسلام با مخالفان خود به مباهله بپردازد و از خداوند جهان‏درخواست كند كه طرف مخالف، را كيفر بدهد و محكوم سازد.» در برخى از روايات اسلامى نيز به اين موضوع تصريح شده است، (به اصول كافى، كتاب دعا، باب مباهله،ص 538 مراجعه فرمائيد. ) در اين زمينه همچنين مي‌توان به برخي از روايات نيز استدلال نمود كه در يكي از آنها مي‌خوانيم:« روزي ابو مسروق ـ‌يكي از اصحاب امام صادق(ع) ـ از عنادورزي مخالفان اهل بيت(ع) در پذيرش برتري آنها به آن حضرت(ع) شكايت نمود. امام صادق(ع) به وي فرمود: اگر آنها سخن شما را نپذيرفتند، آنها را به مباهله دعوت كنيد.»( تفسيير نورالثقلين، ج 1، ص 351، ح 174.)
مباهله نه تنها در صحنه‏هاى مبارزات اعتقادى و اصول دين كاربرد دارد بلكه در فروعات فقهى نيز بابى به همين نام وضع شده است كه مربوط به اختلافات و مشكلات خانوادگى است . اين نوع مباهله كه مورد بحث فقهاى اسلامى مى‏باشد در متون فقهى به نام باب «لعان‏» معروف است .مبناى اين نوع مباهله در آيات 6 تا 10 سوره نور است و شرايط و كيفيت آن نيز در منابع فقهى آمده است . (ر.ک : مباهله روشن‏ترين دليل باورهاى شيعه، عبدالكريم پاك‏نيا ، مجله مبلغان ، شماره 50 .)
دوم . مباهله در صورتى است كه بحثهاى علمى و منطقى به بن بست رسيده باشد، همانگونه كه رسول اكرم (ص) پس از بحث و مناظره با نصارى نجران و اصرار آنان بر عناد، پيشنهاد مباهله دادند. « فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِمَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِل فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ» (سوره آل عمران ، آيه 61) يعني « پس هر كه در اين [باره] پس از دانشى كه تو را [حاصل] آمده با تو محاجه كند بگو بياييد پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خويشان نزديك و شما خويشان نزديك خود را فرا خوانيم سپس مباهله كنيم و لعنت‏خدا را بر دروغگويان قرار دهيم» فخر رازى از علماى بزرگ اسلام مى گويد: « (فَمَنْ حَاجَّكَ) بعد هذه الدلائل الواضحة والجوابات اللائحة فاقطع الكلام معهم وعاملهم بما يعامل به المعاند ، وهو أن تدعوهم إلى الملاعنة.» ( تفسير الكبير، ج 8، ص 82.)
و در شان نزول آيه هم مي خوانيم : در سال نهم پس از هجرت پيامبر،گروهى به نمايندگى از نصاراى نجران يمن به مدينه آمدند تا راجع به اسلام از پيامبر (ص) سؤالهايى بكنند و با او درباره دين به احتجاج پردازند.و ميان آنان با پيامبر بحث و گفتگويى شد كه پيامبر در اين گفتگو موضع مثبت اسلام را نسبت‏به حضرت مسيح و تعليمات او بيان كرد.و ليكن آنان در موضع منفى خود نسبت‏به تعليمات اسلامى پافشارى كردند.آن گاه وحى نازل شد و پيامبر را مامور به مباهله با آنان ساخت.نيشابورى در تفسيرغرائب القرآن و عجائب الفرقان خود،مطلب زير را نقل كرده است:«پيامبر به آنان فرمود:خداوند مرا مامور كرده است كه اگر پذيراى برهان نشديد با شما مباهله كنم...»
بر اين اساس پرداختن به مباحث علمي ونظري و ارائه دلايل يکي از لوازم اساسي و پيش زمينه هاي مباهله است که لازم است قبل از هر گونه مباهلي انجام شود و در صورتي اين مباحث به نتيجه نرسيد و فرد مخلف از حاضر به پذيرش حق و حقيقت نگرديد ، آنگاه نوبت به مباهله مي رسد .
سوم . دوست گرامي همانگونه که مي دانيد ولايت فقيه اصلي بسيار مستحکم در آموزه هاي اسلامي است که از پشتوانه دلايل متعدد قرآني ، روايي و عقلي برخوردار مي باشد ؛ کافي است شما گاهي به فقهاي شيعه در تمامي اعصار داشته باشد ، هيچ عالم و فقيهي يافت نمي شود اصل ولايت فقيه را نپذيرفته باشد هرچند ممکن است در برخي فروعات اين اصل نظير دايره و محدوده اختيارات ولايت فقيه برخي اختلافات نظري وجود داشته باشد . به فرموده حضرت امام (ره) ، ولايت فقيه از مسائل بسيار بديهي است که تصور آن موجب تصديق آن خواهد شد . يا به گفته صاحب جواهر کسي که اين اصل( ولايت فقيه ) را انکار کند اصلاً طعم فقه را نچشيده است. اکنون با اين مقدمات در رابطه پيشنهاد مباهله از سوي مخالفين گفتني است :
اولاً ، تا کنون مخالفي که از عالمان سرشناس ، مشهور يا به اصطلاح از افراد مستجاب الدعوه باشد و با رد اصل ولايت فقيه خواهان مباهله رسمي شده باشد ، وجود نداشته يا حداقل به صورت رسمي اعلام نکرده .
ثانياً ، بالفرض هم در گوشه و کناري فردي چنين ادعايي داشته باشد ، بايد به صورت رسمي آمادگي خويش را اعلام نموده و پس از شرکت در جلسه مناظره و دفاع منطقي ، مستدل و مستند با ادله شرعي و عقلي از اعتقادات خويش ، اصل ولايت فقيه را رد نموده و سپس مخالفين خود را دعوت به مباهله نمايد .
ثالثاً ، چه خوب بود از افرادي که چنين شايعاتي را مطرح مي نمايند مشخصات اين قبيل مخالفين مستجاب الدعوه ، و اينکه آيا حاضر به مناظره علمي هستند و اصولاً چه دلايلي براي دفاع از عقايد خويش دارند و ... را سوال مي نموديد ؟ بالآخره کسي که ادعاي مباهله دارد براي خويش بايد دلايل مستحکمي داشته باشد ، و همانگونه که گذشت انجام مباهه مبتني بر انجام اين قبيل پيش زمينه ها است . و با صرف ادعاي مباهله حق و حقيقتي را نمي توان اثبات نمود .
رابعاً ، اينكه كسي ادعاي مباهله كند و ما چون به حقانيت خود و بطلان او يقين داريم پس چه باك از مباهله ، اما بايد توجه داشت آيا كار به همين جا ختم مي شود يا فردا يك كس ديگر همين ادعا را مطرح مي نمايد و... ، بنا بر اين کسي در نظام اسلامي مباهله را رد نمي کند اما بايد مخالفين اگر واقعاً مصر بر ادعاي خويش مي باشد با شجاعت پا به ميدان گذاشته و به صورت رسمي آمادگي خود را براي مناظره علمي و دفاع منطقي از حقانيت خويش اعلام نموده و در چنين جلساتي حضور يابند تا نوبت به انجام مباهله برسد.
ب . قيام هاي ممنوع قبل از ظهور
از آنجا که در نامه به طرح موضوع قيامهاي ممنوع قبل از ظهور پرداختيد مناسب ديديم به صورت مختصر مطالبي را در پاسخ اين موضوع بيان نماييم :
اولاً ، لزوم تشكيل حكومت اسلامي در هر زماني از جمله عصر غيبت ، امري مهم و آشكار است زيرا كه بخش عظيمي از قوانين اسلامي، برنامه هايي سياسي اجتماعي است كه جز در سايه يك تشكيلات و حكومت قابل اجرا نيست. و چون اين احكام دائمي است و در زمان غيبت هم لازم الاجرا است بنابراين هر گاه تشكيل حكومت امكان داشته باشد به عنوان مقدمه اجراي احكام الهي ، واجب است به آن اقدام گردد . (ر.ك به «حكومت اسلامي» از آثار امام خميني)
ثانياً ، آنچه در روايات به عنوان نهي از قيام پيش از قيام حضرت مهدي(عج) آمده معني و مفهوم خاصي دارد كه نياز به تحقيق جامع دارد. روشن است كه احاديث در هر موضوعي هم از حيث سند و راويان بايد مورد بررسي قرار گيرند و هم از جهت محتوا و مضمون، در بحث قيام پيش از ظهور مهدي(عج) نيز چنين است . بسياري از روايات اين بخش غير قابل اعتمادند و آنها كه معتبرند تنها قيام هايي را مردود مي شمارد كه رهبر آن مدعي مهدويت باشد و به عنوان قائم آل محمد (ص) قيام كند (ر.ك. طاهري، حبيب الله ، سيماي آفتاب.) يا هدف غير الهي داشته باشد يا بدون تهيه مقدمات و اسباب لازم و قبل از فرا رسيدن زمان مناسب اقدام شود. اما گر رهبر قيام نه به عنوان مهدويت و نه به منظور تأسيس حكومتي در برابر حاكميت الله، بلكه به منظور دفاع از اسلام و قرآن و مبارزه با ظلم و استكبار و به قصد تأسيس حكومت اسلامي و اجراي قوانين آسماني قيام كرد و مقدمات نهضت را نيز پيش بيني نمود و مردم را به ياري طلبيد، روايات مذكور چنين نهضت و انقلابي را مردود نمي شمارد و پرچم چنين نهضتي را پرچم طاغوت نمي شمارد. بلکه تأسيس چنين حكومتي به منظور حاكميت الله و در مسير حكومت جهاني حضرت مهدي(عج) و زمينه ساز آن مي باشد. بنابر اين احاديث مذكور مخالف چنين قيام و نهضتي نخواهد بود. (ر.ك به دادگستر جهان نوشته ابراهيم اميني)
اين احاديث(مخالف قيام) در شرائطي صادر شده است كه عده اي از علويان و يا حتي از عباسيان ، براي مقابله با حكومت اموي و با استفاده از جهل مردم، خود را به عنوان مهدي موعود كه پيامبر(ص) وعده ظهور او را بشارت داده بود، قلمداد مي كردند و از مردم براي خود بعنوان مهدي منتظر بيعت مي گرفتند. در چنين اوضاعي ائمه(ع) با موضع گيري بجا جلوي سوء استفاده آنان را گرفتند . شاهد اين قضيه اين است كه «مهدي عباسي» كه يكي از خلفاي ظالم عباسي است بهمين جهت لقب مهدي به خود داده و از مردم بيعت گرفت و نيز محمد بن عبدالله بن الحسن _ معروف به نفس زكيه، به نام مهدي موعود براي خود از مردم بيعت مي گرفت و حتي از امام صادق(ع) نيز خواست كه بنام مهدي آل محمد (ص) با او بيعت كند و همراه او در جنگ با بني اميه شركت نمايد! وقتي امام صادق(ع) حاضر به بيعت با اين عنوان نشد «عبدالله» پدر محمد، سخت عصباني شد و به حضرت، سخناني ناروايي نيز گفت .(سيماي افتاب - ص 142 _ نوشته دكترحبيب الله طاهري «به نقل از ارشاد مفيد ص 260»)
و در اين مناظره حضرت به عبدالله مي فرمايد: نه پسر تو آن مهدي موعود است و نه الان وقت قيام است و اگر مي خواهيد براي خدا غضب كرده و امر به معروف و نهي از منكر نماييد شما پدر محمد، شيخ ما هستي و بفرماييد رهبري قيام را بر عهده بگيريد ما نيز با شما بيعت مي كنيم.(همان، ص 143، به نقل از ارشاد مفيد ص 277) اين روايت خود دليل بر اين است كه از نظر ائمه هر قيامي محكوم نبوده بلكه امام(ع) براي شركت در قيامي كه براي امر به معروف و نهي از منكر باشد اعلام همكاري نيز نموده است و اين گونه قيام و انقلاب را امضا نموده و مشروع اعلام فرموده است. غالب روايات نهي از قيام كه مخالفين به آن استناد نموده اند، از اين نوع روايات و در چنين فضايي صادر شده است و منع از قيام مشروط و ناظر به افراد خاص است نه مطلق.
ثالثاً ، انقلاب اسلامي ايران نيز به رهبري فقيهي جامع شرايط و آگاه به شرايط زمان و مكان شكل گرفته است. رهبري كه انگيزه الهي او و اخلاص او مورد اعتراف دوست و دشمن بود. همگان مي دانستند كه او جز براي اهداف الهي و اسلامي و اجراي قوانين الهي قيام نكرده و در راه نهضت نيز بر همه قوانين خدايي پايبند است. او در اين مسير پيوسته مورد تاييد عالمان ديني و متفكران اسلامي شيعه و سني بود و حتي علمايي كه معتقد به تلاش براي تآسيس حكومت اسلامي نبودند نيز پس از تشكيل حكومت اسلامي تآييد و حمايت از حكومت اسلامي را لازم مي دانند. تأييدات الهي همواره همراه اين انقلاب بوده، از اين رو در عرصه داخل و خارج به موفقيت هاي فراوان دست يافته است . بعضي ناكامي هايي كه ديده مي شود معلول كارشكني ها و دشمني هاي فراوان زورمداران شرق و غرب و مرتجعان منطقه بوده است. اين انقلاب نقطه مقابل منافع شرق و غرب بوده و هميشه مورد هجوم دشمنان خدا و مسلمين بوده است و با اين همه چون شجره اي طيبه و بارور ايستاده است و چون شمعي فراروي مسلمين عالم و آزادگان جهان است.
گذشته از اينها روايات متعددي درباره آخر الزمان و علائم ظهور است كه اشاره دارد پيش از قيام و ظهور مقدس حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه، در ايران و بين حكومت هاي شيعي و مورد تأييد امام تشكيل مي شود و در دنياي پر از ظلم و جور آن زمان، مردم را به حق و عدالت دعوت مي كنند. در اين روايات به قيام ايرانيان و حكومت آنها تأييد بسياري شده است. آقاي علي كوراني از علماء لبناني مقيم ايران، روايات مربوطه را جمع آوري و دسته بندي كرده اند و با توضيحاتي جامع درباره اين روايات توضيح داده است. (كوراني علي، عصر ظهور، ترجمه عباس جلالي، ص 217 - 275، شركت چاپ و نشر بين الملل سازمان تبليغات اسلامي، چاپ دوم 1379، تهران).
پس نه تنها حكومت جمهوري اسلامي، مصداق رواياتي كه نهي از قيام و احيانا تشكيل حكومت مي كند نيست، بلكه به دليل عقل و نقل مصداق واقعي حكومت زمينه ساز حكومت جهاني حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه است و همين امر نشان مي دهد رواياتي كه نهي از قيام مي كنند بررسي دقيق تري شوند و درباره آنها بيشتر انديشه شود. حداقل اينكه اين روايات قيامهاي برحق و مطابق برنامه ائمه را شامل نمي شوند.
رابعاً ، تفسير صحيح روايات باطل بودن قيام هاي قبل از ظهور چنين است:
1- اگر روايات مذكور به معناي ظاهري آنها كه برخي خيال كرده اند، گرفته شود، معناي آن و جوب سكوت در برابر همه ظلم ها و طاغوت ها و بي عدالتي ها است و اين مخالفت نص صريح قرآن و روايات مكرر اهل بيت عليهم السلام است كه اسلام دين عدالت است و مردم را به عدالت و زندگي عادلانه دعوت كرده و سكوت در برابر اهل ظلم و كفر را جايز ندانسته است. بنابراين قيام امام حسين عليه السلام تنها براي ايشان جايز بود و عملي نيست كه بشود از آن پيروي كرد و كلام امام حسين عليه السلام خطاب به كوفيان كه فرمود «فلكم في اسوه» همانا من براي شما الگو هستم،(تحف العقول، ص505) لغو مي گردد و ما تنها موظفيم براي امام حسين عزاداري كنيم و پيروي از سنت و روش ايشان براي ما جايز نيست. ضمن اينكه قيام عليه طاغوت و ظلم مقدمه تشكيل حكومت عدل است و اگر ما پيش از ظهور دعوت به سكوت شده باشيم به آياتي كه دلالت بر جامعيت اسلام دارد (مائده، 33-38؛ نور، 2؛ حجرات، 9؛ انفال، 39-60) و همچنين روايات متعددي كه بر اين واقعيت دلالت دارند لغو مي گردند. بنابراين معناي روايات غير از آن است كه برخي با وجوب سكوت برداشت كرده اند.
2- امام علي(عِ در وصف مردم در آخر الزمان مي فرمايند: «... تضل فيها اقوام و يهتدي فيها اخري؛ در آن زمان گروههايي گمراه مي شوند و گروهي ديگر بر هدايت ثابت قدم مي مانند...»بعد امام(ع) در وصف گروه هدايت شدگان مي فرمايند: «اولئك خيار هذه الامه مع ابرار هذه العتره؛ آنها بهترين اين امت هستند كه با خوبان اين خاندان (پيامبر اكرم(ص« به سر مي برند» (بحارالانوار، ج 51، ص 118). روايت شريف صريح است در اين كه مردم آخر الزمان دو گروه هستند گروهي به بيراهه گمراهي كشانده مي شوند اما بهترين اين امت در شاهراه خير و صلاح و هدايت ثابت قدم مي مانند. در اين دوران هر چه اهل باطل و شر و ستم در رفاه و آسايش هستند اهل حق در سختي به سر مي برند زيرا حاكميت با ظلم و ستم است و اهل حق در اقليت به سر مي برند.
3- امام سجاد(ع) مي فرمايند: «ان اهل زمان غيبته القائلين بامامته والمنتظرين لظهوره... الدعاه الي دين الله عزوجل سرا و جهرا» معتقدان به مهدي و منتظران ظهور او در عصر غيبت .... (داراي چنين صفاتي هستند كه) در پنهان و آشكار مردم را به دين خدا فرا مي خوانند. (كمال الدين، شيخ صدوق، ص 320)
4- امام صادق(ع) مي فرمايند: «... و رايت اصحاب الايات يحقرون و يحتقر من يحبهم» مردمان حق را مي نگري كه خوار شمرده مي شوند و هر كس به آنها علاقه داشته باشد نيز كوچك شمرده مي شود. (بحارالانوار، ج 52، ص 256)برخورد امروز دولت مستكبر آمريكا و دنباله روان آن با مردم ايران و مسلمانان نمونه اي از تحقق اين روايت است. آري در اين زمان حفظ دين بسيار سخت است.
5- پيامبر اكرم(ص) مي فرمايند: «لاحدهم اشد بقيه علي دينه من خرط القتاد في الليله الظلماء او كالقابض علي جمر الغضاء» هر يك از آن (مؤمنان) دين خويش را به سختي نگاه مي دارد چنان كه گويي درخت خار مغيلان را در شب تاريك با دست پوست مي كند يا آتش پر دوام را در دست نگاه مي دارد(همان، ص 124). آري حفظ و نگهداري دين، بسيار سخت است و به اين دليل است كه انتظار فرج بهترين عبادت است.
6- پيامبر اسلام(ص) مي فرمايد: «افضل اعمال امتي انتظار الفرج من الله عز وجل» انتظار فرج از جانب خداوند متعال برترين عمل امت من است (همان، ص 128).
7- امام علي(ع) مي فرمايد: «المنتظر لامرنا كالمتشحط بدمه في سبيل الله» منتظر امر ما، بسان كسي است كه در راه خدا به خون خود غلطيده است (همان، ص 123).در چنين زمان پر فتنه اي است كه به ما دستور داده اند كه هوشيار باشيم و مواظب دين خود باشيم زيرا از هر طرف براي گمراهي ما تلاش مي شود.زور و زر و تزوير و تبليغات و سياست بازي ها و تهديدها و هزار و يك اقدام ديگر در سر راه ماست تا ما را از دين حق جدا كند.خلاصه كلام اين كه در برابر ظلم و فساد سراسري كه جهان را پر كرده است گروهي مؤمن واقعي هستند كه انتظار عدالت گستر را مي كشند و زمينه ساز ظهورند. «آنها پولاد دل اند و همه وجودشان را يقين به خدا پر كرده است. مردماني سخت تر از صخره ها» (به نقل از امام صادق(ع) همان، ص 308). «آنها در حالي كه پيامبر را نديده اند و امامشان هم پنهان است به سبب يقين قلبي، داراي ايماني مستحكم هستند» (از پيامبر اكرم(ص)، همان، ص 125). «آنها برادران پيامبر(ص) هستند كه او را نديده اند، اما به او ايمان دارند و او را از صميم قلب دوست مي دارند و با تمام وجود او و دين او را ياري مي رسانند» (از پيامبر اكرم(ص)، همان، ص 132).
«آري چنين مردماني برترين مردم همه زمان ها هستند زيرا خداوند عقل ها و فهم ها و شناخت آنها را قوت بخشيده است به حدي كه امام غائب نزد آنها همچون امام حاضر است و به نهايت درجه اخلاص رسيده اند» (كمال الدين، ص 320). «چقدر مقام آنها بالاست كه پاداش يك نفر اين گروه همانند پاداش پنجاه صحابه پيامبر(ص) است كه در ركاب آن حضرت در جنگ هاي بدر و احد و حنين جنگيده اند، زيرا سختي ها و آزار ها و رنج هايي كه بر آنان وارد مي شود، فوق طاقت اصحاب پيامبر(ص) است و اگر چنين رنج ها و آزارهايي به اصحاب پيامبر(ص) مي رسيد شكيبايي نمي داشتند» (بحارالانوار، ج 52، ص 130).پس بكوشيد جزء اين گروه باشيد تا نامتان را در فهرست ياران با اخلاص امام مهدي حضرت بقيه الله الاعظم(عج) ثبت كنند و جزء برادران ودوستان پيامبر بزرگوار اسلام(ص) و شهدا در ركابش شمرده شويد.
(براي اطلاع بيشتر نگا: كوراني، علي؛ عصر ظهور؛ ترجمه عباس جلالي؛ شركت چاپ و نشر بين الملل سازمان تبليغات اسلامي؛ تهران؛ چاپ دوم 1379 .) (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 1/100101083)